چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟ در این وبلاگ شما میتوانید به افتضاحات و جهالت کسانی پی ببرید که دست از عترت برداشتند ودنبال هوای نفس حرکت کردند و به خانه سست عنکبوت پناه بردند http://eslaami.mihanblog.com 2018-11-17T16:16:14+01:00 text/html 2015-04-12T18:33:31+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی خلافت ابوبكر در ترازوی نقد http://eslaami.mihanblog.com/post/270 <a href="http://sonnat.net/article.asp?id=3343&amp;cat=77" id="show_titlelink" style="transition: all 400ms ease; -webkit-transition: all 400ms ease; font-family: Tahoma; font-size: 9.5pt; text-decoration: none; color: rgb(0, 102, 102); margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; outline: none; line-height: 16.3199996948242px; text-align: justify; background: rgb(245, 245, 245);">احادیث جعلی خلافت ابوبکر+سند</a><br style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; font-family: Tahoma; font-size: 11.3333330154419px; line-height: 16.3199996948242px; text-align: justify; background-color: rgb(245, 245, 245);"><div id="show_text" style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; text-align: justify; line-height: 17px; font-family: Tahoma; font-size: 11.3333330154419px; padding: 3px; background-color: rgb(245, 245, 245);"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">&nbsp;مهمترین موضوعى كه دست هاى هوى و هوس با آن بازى كرده و احساسات گمراه كننده آن را بازیچه قرار داده، موضوع " خلافت " در سنت وحدیث است كه عامه در آن باره به نام خدا و امین وحى و پیامبر پاكش احادیث دروغى ساخته و صاحبانش تالیفات گمراه كننده به خاطر پوشاندن حق و وارونه جلوه دادن حقیقت، و بى خبر نگاهداشتن مردم جاهل، آنها را پخش كرده اند در صورتى كه به خوبى مى دانستند كه آن احادیث ساختگى است و با مبادى اسلام پیش همه فرقه ها مخالف است.و با هیچیك از مذاهب اسلامى موافقت ندارد، بلكه لازمه آن اجتماع امت اسلامى بر خطا است "و حال آنكه به عقیده آنها امت اسلامى برخطا اجتماع نمى كنند".</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">زیرا امت اسلام یا معتقد به نص درباره خلافت على امیر المومنین است "چنانكه شیعه معتقد است"و یا خلافت را از رهگذر انتخاب وعدم نص مى شناسد و فرقى میان هیچ یك از افراد آن نمى گذارد "چنانكه عامه معتقد است" بنابر این امت اسلامى در دور انداختن این نصوص واعراض كردن از آن، اجتماع بر خطا كرده اند.و اینك نمونه هائى از آن احادیث دروغین را كه ما بر آنها آگاهى یافته ایم ذیلا مى آوریم:</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">1- از انس بن مالك آمده است كه: رسول خدا وارد بوستانى شد ناگهان كسى آمد و در زد، رسول خدا فرمود: انس برخیز و در را برایش بازكن و به او بشارت بهشت و خلافت بعد از من را بده، گفتم: اى رسول خدا به او خبر دهم؟ فرمود: خبر بده، ناگهان ابو بكر را دم درب دیدم و گفتم: به تو بشارت بهشت و خلافت بعد از رسول خدا را مى دهم.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">سپس كس دیگرى آمد و در زد، رسول خدا فرمود: برو و در را باز كن و به او بشارت بهشت وخلافت بعد از ابى بكر را بده گفتم: اى رسول خدا به او خبر دهم؟ فرمود:خبر بده، رفتم دیدم عمر است گفتم: به تو بشارت بهشت و خلافت بعد از ابوبكر را مى دهم.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">سپس كس دیگرى آمد و در زد، رسول خدا فرمود: انس بلند شو در را برایش باز كن و بهشت و خلافت بعد از عمر بشارتش ده و اینكه كشته خواهد شد، انس مى گوید: رفتم دیدم: عثمان است گفتم: به تو بشارت بهشت و خلافت بعد از عمر را مى دهم واینكه كشته خواهى شد.او خدمت رسول خدا شرفیاب شد و به او عرض كرد: براى چه اى رسول خدا؟ بخدا قسم بعد از بیعت با شما نه آواز خواندم و نه آروزى چیزى كردم و نه عورتم را با دست راست مس نمودم فرمود: مطلب همانست كه گفته شد.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">این حدیث از ساخته هاى صقر بن عبد الرحمن ابى بهر كذاب است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;"><span style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; color: rgb(255, 0, 255);">خطیب بغدادى در تاریخش جلد 9 صفحه 339&nbsp;</span>از على بن مدینى حكایت كرده كه از او درباره این حدیث سوال شد، در جواب گفت: این حدیث دروغ و ساختگى است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; text-align: center; line-height: 16.3199996948242px;"><a href="http://www.sonnat.net/upload/article/79210658.F0FB.4F92/namaye.png?rnd=" target="_blank" style="transition: all 400ms ease; -webkit-transition: all 400ms ease; font-size: 8pt; text-decoration: none; color: rgb(0, 0, 128); margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; outline: none; background: transparent;"><img width="300" height="118" src="http://www.sonnat.net/upload/article/79210658.F0FB.4F92/namaye.png?rnd=" alt="" style="-webkit-transition: all 400ms ease; transition: all 400ms ease;"></a></div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">و ذهبى آن را در "<span style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; color: rgb(255, 0, 255);">&nbsp;میزان الاعتدال " جلد 1 صفحه467&nbsp;</span>آورده و گفته است: این حدیث دروغ است.<br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;">و ابن حجر در "&nbsp;<span style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; color: rgb(255, 0, 255);">لسان المیزان " جلد 3 صفحه 192</span>&nbsp;از على مدینى حكایت كرده كه او گفته است: این حدیث ساختگى است.و در&nbsp;<span style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; color: rgb(255, 0, 255);">صفحه 193</span>گفته است: اگر این حدیث صحیح بوده عمر خلافت را در شورى قرار نمى داد و خلافت را به عثمان اختصاص مى داد.&nbsp;</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">و ذهبى در&nbsp;<span style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; color: rgb(255, 0, 255);">میزانش جلد 2 صفحه 91&nbsp;</span>روایت را این طور نقل كرده است:" رسول خدا وارد باغ مردى شد، كسى در باغ را زد، رسول خدا به انس فرمود: در را بازكن و به او بشارت بهشت و اینكه بعد از من زمامدار مسلمان ها خواهد شد بده انس مى گوید: در را باز كردم دیدم: او ابوبكر است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">سپس افزوده كه در سند این روایت عبد الاعلى ابن ابى المساور قرار دارد كه او متروك الحدیث، ضعیف و ناچیز است.او صدر حدیث را در جلد 1 صفحه 162 از بكر بن مختار بن فلفل نقل كرده و گفته است كه ابن حبان گفته است از او جز بر سبیل عبرت گرفتن روایت كردن روا نیست.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">و مقدسى در " تذكره الموضوعات " صفحه 15 گفته است: در را برایش باز كن و به او بشارت بهشت بده، و در خلافت و ترتیبش ذكر شده و بكر بن مختار صائغ كذاب آن را روایت كرده است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">امینى در الغدیر ج10 مى گوید:</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">از اینكه این سه نفر "ابو بكر، عمر، عثمان" هنگام درخواست خلافت، آن زمان كه كار جدال و نزاع بجاى باریكى كشیده دست به شمشیر و تازیانه برده بودند، با همه احتیاج كه داشتند، از این روایت احتجاج نكردند، بخوبى مى توان فهمید كه آنان وارد چنین بستان خیالى نشده و چنین بشارت موهومى را نشنیده بودند و اصلا خداوند این بستان را نیافریده تا در آنجا اساس این فتنه هاى عظیم و تاریك را تثبیت نماید، بعلاوه چرا جناب انس روزى كه به آنها نزدیك شد و براى آنها سر و سینه مى زد، این روایت راشخصا بنفع آنها روایت نكرد و آن را براى یكى از دو نفر "صقر- عبد الاعلى" بعد از خودش پاگذار نمود؟</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">آیا از دو حافظ بزرگ مانند ابى نعیم كه از متقدمین عامه و سیوطى كه از متاخرین آنها است تعجب نمى كنى كه چگونه اولى این روایت را با اسناد ناهموارش در&nbsp;<span style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; color: rgb(255, 0, 255);">دلائل النبوه جلد 2 صفحه 201</span>&nbsp;از طریق ابى بهر كذاب آورده و به آن اعتماد نموده و دومى آن را در&nbsp;<span style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; color: rgb(255, 0, 255);">خصائص الكبرى جلد 2 صفحه 122</span>&nbsp;روایت كرده و از روایت آن اظهار خرسندى نیز نموده است و هیچ كدام از آنها كوچكترین سخنى درباره اسناد نادرست این روایت ابراز نداشته اند؟</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">&nbsp;2-از عایشه آمده كه گفته است: شبى نوبت من با رسول خدا"ص" بود، هنگامى كه در رختخواب قرار گرفتیم، عرض كردم: اى رسول خدا آیا من گرامى ترین همسرانت نیستم؟ فرمود: چرا اى عایشه، گفتم: پس درباره فضیلت پدرم حدیثى برایم بفرما فرمود: جبرئیل برایم حدیث كرد كه: خداوند هنگامى كه ارواح را خلق فرمود، روح ابى بكر صدیق را از میان آنان اختیاركرد و خاكش را از بهشت و آبش را از حیوان "آب حیات" قرار داد، و در بهشت براى او قصرى از دٌر سفید كه سالن هایش از طلا و نقره سفید است قرار داد، و خداوند به خود سوگند خورده كه حسنه اى را از او سلب نكند و در باره سیئه اى از او نپرسد، و من از ناحیه خدا ضمانت مى كنم چنانكه او ازناحیه خویش ضمانت فرموده است اینكه نباشد برایم همخوابى در قبرم و نه انیسى در تنهائیم و نه جانشینى بر امتم بعد از من مگر پدرت اى عایشه!</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">&nbsp;جبرئیل و میكائیل بر این اساس بیعت كردند و خلافتش با پرچم سفید آنهم زیر عرش استوار گردید آنگاه خداوند به فرشتگان فرمود: آیا به آنچه كه من از بنده ام راضى شده، راضى هستید؟</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">پس همین فخر براى پدرت كافى است كه جبرئیل و میكائیل و فرشتگان آسمان و برخى از شیاطین كه در دریا سكونت دارند با او بیعت نموده اند، پس هر كس این امر را قبول نداشته باشد از من نیست و من نیز او نمى باشم!</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">عایشه گفت: " میان چشم هایش را بوسیدم رسول خدا"ص" فرمود كافى است ترا اى عایشه! پس هر كس تو مادرش نباشى منهم پیامرش نخواهم بود، و هر كس مى خواهد كه از خدا و من دورى گزیند، از تو اى عایشه دورى خواهد گزید! "</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; text-align: center; line-height: 16.3199996948242px;"><a href="http://sonnat.net/upload/article/79210658.F0FB.4F92/I6VS22K2_pic.gif?rnd=" target="_blank" style="transition: all 400ms ease; -webkit-transition: all 400ms ease; font-size: 8pt; text-decoration: none; color: rgb(0, 0, 128); margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; outline: none; background: transparent;"><img width="300" height="174" border="1" src="http://sonnat.net/upload/article/79210658.F0FB.4F92/I6VS22K2_pic.gif?rnd=" alt="" style="-webkit-transition: all 400ms ease; transition: all 400ms ease;"></a></div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">خطیب بغدادى جلد 14 صفحه 36 گفته است: صحت این حدیث ثابت نشده است و ذهبى قسمتى از این حدیث را در " میزان الاعتدال " جلد 3 صفحه 31 آورده و حكم به ساختگى بودنش كرده و قسمت دیگرش رادر صفحه 246 آورده و گفته است: این حدیث باطل است و گویا كه به نام این مسكین "هارون قطان" ساخته شده و او نمى دانسته است، و البته براى آن اسناد باطل دیگرى نیز هست آنگاه گفته است: این حدیث احتمال درستى و سلامت نمى دهد و ظاهراین است كه این حدیث بنام بابشاذ ساخته شده آنگاه او حدیث ساخته شده ورواج پیدا كرده را بدون آنكه توجه داشته باشد، روایت كرده است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">و فیروز آبادى قسمتى از ابتداى این حدیث را در خاتمه " سفر السعاده " و عجلونى در " كشف الخفاء " آورده و آن را از مشهور ترین احادیث ساختگى مشهور و از دروغ هائى كه بطلانش با بداهت عقل معلوم است، شمرده اند و سیوطى نیز در "<span style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; color: rgb(255, 0, 255);">&nbsp;اللئالى " جلد 1 صفحه 150</span>&nbsp;آن را باطل دانسته است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">3-از عایشه آمده كه گفته است: " نخستین سنگ بناى مسجد را رسول خدا، سپس ابو بكر سپس عمر، سپس عثمان حمل نمود، من گفتم: اى رسول خدا آیا اینان را نمى بینى كه چگونه كمكت مى كنند؟ فرمود: اى عایشه اینان جانشینان بعد از من هستند."</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">حاكم در&nbsp;<span style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; color: rgb(255, 0, 255);">مستدرك " جلد 3 صفحه 97</span>&nbsp;آن را آورده که از روایت محمد بن فضل بن عطیه مشهور شده كه او متروك الحدیث است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; text-align: center; line-height: 16.3199996948242px;"><a target="_blank" href="http://sonnat.net/upload/article/79210658.F0FB.4F92/4RIYX5TV_pic.gif?rnd=" style="transition: all 400ms ease; -webkit-transition: all 400ms ease; font-size: 8pt; text-decoration: none; color: rgb(0, 0, 128); margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; outline: none; background: transparent;"><img width="300" height="262" border="1" alt="" src="http://sonnat.net/upload/article/79210658.F0FB.4F92/4RIYX5TV_pic.gif?rnd=" style="-webkit-transition: all 400ms ease; transition: all 400ms ease;"></a></div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">و ذهبى در تلخیص مستدرك گفته است: احمد منكر الحدیث است و از دلائلى كه علیه مسلم داریم این است كه آن را در زمره احادیث صحیحه آورده است و یحیى، اگرچه ثقه است اما ضعیف است.بعلاوه اگر این حدیث صحیح باشد نص در خلافت این سه نفر است، در صورتى كه بهیچ وجه درست نیست، زیرا عایشه در آن وقت همسر رسول خدا نشده و بچه كوچكى بیش نبوده است، پس این گفتارش دلیل بر بطلان حدیث خواهد بود..</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">4-از عبد الله بن عمر، آمده كه رسول خدا فرموده است: " اى بلال در میان مردم اعلام كن كه: خلیفه بعد از من ابو بكر است، اى بلال در میان مردم ندا در ده كه خلیفه بعد از ابو بكر عمر است، اى بلال در میان ندا در ده كه: خلیفه بعد از عمر عثمان است، اى بلال این را انجام ده كه خداوند جز این نمى خواهد "سه بار این مطلب را گفت ". ابو نعیم آن را در فضائل صحابه آورده است.و خطیب در تاریخش جلد 7 صفحه 429 آن را بدون آنكه كوچكترین عیبى از آن بگیرد نقل كرده است، و ابن عساكر نیز در تاریخش شام آن را آورده است، و ذهبى نیز در&nbsp;<span style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s; color: rgb(255, 0, 255);">میزان الاعتدال جلد 1 صفحه 387&nbsp;</span>با اسناد دار قطنى و عمر وبن شاهین، آن را روایت كرده، سپس گفته است.این حدیث ساختگى است و درباره سعید بن عبد الملك كه یكى از رجال اسناد است ابو حاتم گفته است: درباره اش مى گویند كه او احادیث دروغ روایت مى كرده است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">چرا هرگز مردم دنیا نداى بلال را در مورد خلافت "چنانكه در این روایت جعلى آمده" نشنیده است؟ آیا او از فرمان رسول خدا مورد اعلام جانشینى پیامبر اكرم سرپیچى كرده و آن را اعلام نكرده بود؟ هرگز.و یاآنكه خداوند گوش امت محمد "ص" را كر كرده كسى آن را نشنیده بود؟ خیر، بلكه حقیقت این است كه هرگز رسول خدا چنین فرمانى را صادر نفرموده و بلال نیز آن را اعلام نكرده و به گوش مردم نرسانده بود، و لیكن هوى و هوس ها بعد از گذشت روزگارانى گوش هائى آفریده آن را از كسانى كه به آنها اعتماد نمى توان كرد شنیده است!!</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">5-به طور مرفوع از رسول خدا آمده : " ابو بكر بعد از من زمامدار امتم خواهد بود ".</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">ذهبى در میزانش جلد 3 صفحه 93 آن را آورده و گفته است: این خبر دروغ است كه محمدبن عبد الرحمن گمنام یا پسر " قرام "كه كذاب و وضاع است و در صفحه 260 ازاو یاد شده آن را آورده است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">از زبیر بن عوام آمده است كه:" از رسول خدا شنیدم كه مى فرمود: خلیفه بعد ازمن ابو بكر و عمر هستند، سپس اختلاف پدید مى آمد."</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">زبیر مى گوید: " بعد از این خبر ما بر خاستم و پیش على علیه السلام رفتیم وجریان را به او خبر دادیم، حضرت: فرمود زبیر راست مى گوید: من نیز از رسول خدا چنین شنیده ام ".</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">این حدیث از ساخته هاى عبد الرحمن بن عمرو بن جبله است كه ذهبى در میزانش جلد 1 صفحه 145 آن را آورده و گفته است: این حدیث باطل است و عیب آن از ناحیه عبد الرحمن است اگر امیر المومنین علیه السلام، آنچه را كه زبیر از رسول خدا شنیده بود، شنیده بود، چرا هنگام طلب بیعت، خلافت را براى خودش مى خواست و در آنچه كه رسول خدا تنصیص فرموده بود، مخالفت مى كرد؟</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">و چگونه مشاجراتش با مدعیان خلافت كه جهان را پر كرده با حدیثش در مورد حقانیت خلافت دیگران با هم مى سازد؟ و چرا زبیرى كه از رسول خدا روایت خلافت ابى بكر را نقل مى كند، در آن روز از بیعت با او تخلف مى نماید و شمشیر از نیام در مى آورد و مى گوید: " آن را در غلاف نمى كنم تا آنكه با على بیعت شود؟ "</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">6-به طور مرفوع از رسول خدا آمده است كه: جبرئیل گفت " ابوبكر وزیر تو در زمان حیاتت و جانشینت بعد از وفات تو است " این حدیث، از ساخته هاى ابى هارون اسماعیل بن محمد فلسطینى است. ذهبى در كتاب " میزان الاعتدال " جلد 1 صفحه 114 گفته است: ابن جوزى آن را با اسناد تاریك و نادرست آورده و گفته است: ابو هارون كذاب است. شگفتا چه چیز آنها را این چنین بر خداى قادر جبار، و بر امین وحیش، و بر ساحت مقدس رسول خدا جرات بخشید كه به او نسبت دادند حكمى را كه روح الامین بر او نازل كرده تا در میان همه امتش آشكارنماید و آنان از راه پیروى كردن جانشین بعد از او طریق وسیع آشكار طى نمایند اما او در تبلیغش كوتاهى كرد تا انكه مردى از فلسطین "ابو هارون فلسطینى" آمد و رسول خدا آن حكم را به او سپرد، تا آن را به مهاجر و انصارى كه پیرامونش بودند، تبلیغ نماید؟</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">7-از ابى سعید خدرى به طور مرفوع آمده است كه: رسول خدا فرمود: هنگامى كه به معراج رفتم، گفتم: خدایا على را خلیفه بعد ازمن قرار بده، پس آسمان ها لرزید و فرشتگان به من ندا دادند كه اى محمد بخوان: " نمى خواهید مگر آنچه را كه خدا مى خواهد و خدا ابو بكر را خواسته است "!</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">این روایت از ساخته هاى یوسف بن جعفر خوارزمى است.ذهبى در میزانش جلد 3 صفحه 329 آن را آورده وگفته است كه جوزى آن را ذكر كرده و گفته است: این از ساخته هاى یوسف است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">و جوزقانى گفته است: این حدیث ساخته یوسف بن جعفر است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">8-از على امیر المومنین بطور مرفوع آمده است: " اى على سه بار از خدا خواستم كه تو را مقدم بدارد، اما قبول نكرد مگر آنكه ابو بكر را مقدم فرمود".</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">خطیب در تاریخش جلد 11 صفحه 213 آن را با سند نادرست آورده و گفته است: این خبر باطل است و آفت آن على بن حسین كلبى است و ابن حجر در " الفتاوى الحدیثه " صفحه 126 آن را تضعیف كرده و سیوطى در " الجامع الكبیر " چنانكه در ترتیبش جلد 6 صفحه 139 آمده آن را از فضائل ابى بكر به نقل از دیلمى شمرده است.و محب الدین طبرى در الریاض جلد 1 صفحه150 با همان تعبیر و نعبیر: " سه مرتبه در باره تو از خدا درخواست كردم او امتناع فرمود مقدم بدارد مگرابو بكر را " آن را آورده و گفته است: این حدیث بعید است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">امینى در الغدیر ج 10مى گوید:</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">من از سازنده این روایت و یارانش كه همان حفاظ این حدیثند "یعنى همان امینهای بر ودایع علم و دین" مى پرسم: بعد از آنكه فرض كردیم كه امر خلافت در هیچكس جز با تعیین و مشیت خداوند مستقر نمى شود "خداوند آنچه را بخواهد انجام مى دهد، و نمى خواهد جز آنكه خدا بخواهد آن را در على قرار بدهد پیش از آنكه بداند خلافت نزد خدا درباره چه كسى استقرار یافته است؟</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">پس بر رسول خدا لازم بود كه از خدا بپرسد خلافت پیش او در باره چه كسى استقرار یافته است نه اینكه از خدا در مورد خلافت على"ع" طورى در خواست كندكه آسمان ها و فرشتگان بلرزند و این امر نشانه نادرستى چنین درخواستى است كه، مقام پیامبرمان را بالاتر از سقوط تا این درجه از پستى مى دانیم!!</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">وچگونه بر او مخفى بود كه در میان امتش چه كسى شایستگى براى امر خلافت دارد تا از خدا كسى را براى آن بخواهد كه خداوند و آسمانها و كسانى كه در آنها هستند و مومنان چنین مقامى را براى او شایسته ندانسته از قبول آن امتناع ورزند؟ پناه بخدا از این چرندیات.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">و از سوى دیگر، چرا باید علم پیامبر در این مورد از علم ملائكه و آسمانها کمتر باشد با آنكه نیازمندى او و امتش ایجاب مى كرد كه چنین علمى را داشته باشد و خطاب تبلیغ متوجه او و تكلیف بخضوع متوجه امتش بوده است؟ بعلاوه همه فرشتگان و آسمانها حاملان وحى بسوى پیامبر نبودند تا علمشان ازعلم او مقدم باشد؟</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">از اینها كه بگذریم چه چیز پیامبر اكرم را وادار مى كرد كه در مورد خلافت على این چنین مصر باشد و با تاكید و اصرار ازخدا درخواست كند در صورتیكه خداوند ازپاسخگوئى به او امتناع مى ورزید و خلافت در خواستش را مى خواست؟ اینهاو ده ها سوال دیگر، مشكلاتى هستند فكر نمى كنم آنها كه اعتماد بر این روایت دارند بتوانند راهى براى حل آن بیابند، واى بر آن نویسنده اى كه مثل این دروغها را در كتابش نقل كند.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">9-خطیب در تاریخش جلد 14 صفحه 24، با اسنادش از ابراهیم بن هانى از هارون مستلمى متوفى در سال 247 ه از یعلى بن اشدق از عبد الله بن جراد آورده كه گفته است: اسبى براى رسول آورده شد تا سوار گردد، او فرمود: كسى سوار این اسب خواهد شد كه خلیفه بعد از من است، آنگاه ابو بكر صدیق سوار آن گردید.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">امینى در الغدیرج10 مى گوید: گویا كه اسب خلافت، خطیب را ترسانده است "غافل از اینكه چنین اسبى هنوز خلق نشده است" از این رو از معایب آشكار سند این روایت كه بر مثل خطیب كه قهرمان جرح و تعدیل احادیث است پوشیده نیست سكوت كرده است و اینك مقدارى از معایبى كه در رجال این حدیث وجود دارد ذیلا تذكر داده مى شود:</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">1- ابراهیم بن هانى كه ابن عدى گفته است: او مجهول و گمنام است و مطالب نادرست را روایت مى كند.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">2- هارن مستملى كه ابو نعیم به او گفته است: اى هارون براى خودت شغلى غیر از حدیث جستجو كن زیرا كه گویا توجه خاطر حدیث در مزبله قرار گرفتى.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">3- یعلى بن اشدق چنانكه در سلسله دروغگویان گذشت یكى از دروغگویان است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">4- عبد الله بن جراد عموى یعلى كه ذهبى در میزانش گفته است: گمنام است و خبرش صحیح نیست و ابن حجر در " الاصابه جلد 2 صفحه 288 گفته است: یعلى بن اشرق یكى از ضعفاء است و عبدالله بن جراد سست است و نسیان در حدیث دارد و حدیثش ثابت نشده است.وسیوطى این روایت را در زمره احادیث موضوعه آورده و اضافه كرد است كه: ساخته شده است وابن جراد كسى نیست.آنگاه گفتار حفاظ را درباره تضعیف ابن جراد و جعل و تقلب كردنش نقل كرده است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">10-از جابر به طور مرفوع آمده است كه رسول خدا فرمود است: ابو بكر وزیرم و قائم درامتم بعد از من است.و عمر دوست من است كه با زبانم سخن مى- گوید و عثمان از من است و على برادرم و صاحب لواء من است.و در كنز العمال جلد 6 صفحه 160 از انس آمده است: ابو بكر وزیر من است كه قائم مقام من خواهد بود.و عمر با زبانم سخن من گوید، و من از عثمان و عثمان از من است.</div><br style="-webkit-transition: all 0.3s; transition: all 0.3s;"><div style="transition: all 0.3s; -webkit-transition: all 0.3s; line-height: 16.3199996948242px;">این حدیث از ساخته هاى كادح بن رحمت كذاب است ابن سمان در " الموافقه " چنانكه در " الریاض النضره " جلد 1 صفحه 28 آمده آن را آورده است.و ذهبی در میزانش از طریق کادح آن را آورده و گفته است که ابن عدی گفته است:تمام احادیثش غیر محفوظاست و نباید از اسناد و متن هایش پیروى نمود.و حاكم و ابو نعیم گفته اند: او از مسعر و ثورى احادیث ساختگى روایت كرده است.</div></div> text/html 2015-02-23T04:55:07+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی نیم نگاهی به بخاری و مسلم (تغییر در دین) http://eslaami.mihanblog.com/post/269 <h3 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:&quot;B Traffic&quot;"><font size="3">تغییر در نماز <o:p></o:p></font></span></h3> <h4 dir="RTL"><span lang="FA" style="font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-font-family:&quot;Calibri Light&quot;;mso-ascii-theme-font:major-latin; mso-hansi-font-family:&quot;Calibri Light&quot;;mso-hansi-theme-font:major-latin; mso-bidi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-bidi-theme-font:major-bidi"><font size="3">بدعت تمام خواندن نماز در سفر<o:p></o:p></font></span></h4><div><span lang="FA" style="font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;; mso-ascii-font-family:&quot;Calibri Light&quot;;mso-ascii-theme-font:major-latin; mso-hansi-font-family:&quot;Calibri Light&quot;;mso-hansi-theme-font:major-latin; mso-bidi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-bidi-theme-font:major-bidi"><font size="3">عثمان اولین کسی است که نماز ها را در سفر تمام خوانده است</font></span></div> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">1034 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا قتیبة قال حدثنا عبد الواحد عن الأعمش قال حدثنا إبراهیم قال سمعت عبد الرحمن بن یزیید یقول</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">: صلى بنا عثمان بن عفان رضی الله عنه بمنى أربع ركعات فقیل لعبد الله بن مسعود رضی الله عنه </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">فاسترجع</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"> ثم قال صلیت مع رسول الله النبی صلى الله علیه و سلم بمنى ركعتین وصلیت مع أبی بكر رضی الله عنه بمنى ركعتین وصلیت مع عمر بن الظاب رضی الله عنه بمنى ركعتین فلیت حظی من أربع ركعات متقبلتان</span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ 1574 ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ش أخرجه مسلم فی صلاة المسافرین وقصرها باب قصر الصلاة بمنى رقم 695 <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;( </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">فاسترجع</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"> ) قال إنا لله وإنا إلیه راجعون أی كره ما فعل عثمان رضی الله عنه لمخالفته الأفضل . ( حظی ) نصیبی ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">&nbsp;</font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">1572 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا إبراهیم بن المنذر حدثنا ابن وهب أخبرنی یونس عن ابن شهاب قال أخبرنی عبید الله بن عبد الله بن عمر عن أبیه قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;: صلى رسول الله صلى الله علیه و سلم </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">بمنى ركعتین</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"> وأبو بكر وعمر وعثمان صدرا من خلافته <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ر 1032 ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <h3 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:&quot;B Traffic&quot;"><font size="3">خطبه نماز عید قبل از نماز<o:p></o:p></font></span></h3> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">913 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا سعید بن أبی مریم قال حدثنا محمد بن جعفر قال أخبرنی زید عن عیاض بن عبد الله بن أبی سرح عن أبی سعید الخدری قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;: كان رسول الله صلى الله علیه و سلم یخرج یوم الفطر والأضحى إلى المصلى فأول شییء یبدأ به الصلاة ثم ینصرف فیقوم مقابل الناس والناس جلوس على صفوفهم فیعظهم ویوصیهم ویأمرهم فإن كان یرید أن یقطع بعثا قطعه أو یأمر بشیء أمر به ثم ینصرف <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;قال أبو سعید فلم یزال الناس على ذلك </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">حتى خرجت مع مروان</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"> وهو أمیر المدینة فی أضحى أو الفطر فلما أتینا المصلى إذا منبر بناه كثیر بن الصلت فإذا مروان یرید أن یرقیه فبل أن یصلی فجبذت بثوبه فجبذنی فارتفع فخطب قبل الصلاة فقلت له غیرتم والله <span style="background:yellow;mso-highlight:yellow">فقال أبا سعید قد ذهب ما تعلم</span> فقلت ما أعلم والله خیر مما لا أعلم فقال إن الناس لم یكونوا یجلسون لنا بعد الصلاة فجعلتها قبل الصلاة <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ر 298 ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ش أخرجه مسلم فی أوائل كتاب صلاة العیدین رقم 889 <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;( أن یقطع بعثا ) أن یفرد جماعة یبعثهم إلى الغزو . ( ینصرف ) إلى المدینة . ( مروان ) بن الحكم. (یرتقیه) یصعد علیه. ( فجبذت ) شددت . (غیرتم) أی السنة فی تقدیم الصلاة على الخطبة یوم العید]</span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><br></p> <h3 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:&quot;B Traffic&quot;"><font size="3">نابودی تمام احکام ومسائل دینی زمان پیامبر<o:p></o:p></font></span></h3> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: maroon;">6 - باب تضییع الصلاة عن وقتها </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">506 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا موسى بن إسماعیل قال حدثنا مهدی عن غیلان عن أنس قال: ما أعرف شیئا مما كان على عهد النبی صلى الله علیه و سلم . قیل الصلاة ؟ <span style="background:yellow;mso-highlight:yellow">قال ألیس ضعیتم ما ضعیتم فیها</span> <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ش ( ما أعرف شیئا ) لا أرى شیئا أعرفه مما كنت أراه . ( ما ضعیتم ) أی أضعتم منها الكثیر بتأخیرها عن وقتها المستحب ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">507 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا عمرو بن زرارة قال أخبرنا عبد الواحد بن واصل أبو عبیدة الحداد عن عثمان بن أبی رواد أخی عبد العزیز قال سمعت الزهری یقول: دخلت على أنس بن مالك بدمشق وهو یبكی فقلت ما یبكیك ؟ فقال لا أعرف شیئا مما أدركت إلا هذه الصلاة وهذه الصلاة قد ضعیت <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;وقال بكر حدثنا محمد بن بكر البرستانی أخبرنا عثمان بن أبی رواد نحوه </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">&nbsp;</font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">فقهاء درباری<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">زهری به خلفاء بنی امیه خدمت کرده است و فقیه شش خلیفه بود ابوهریره نیز به معاویه خدمت کرد.<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">در زمان منصور مالک بن انس بود در زمان هارون الرشید کرسی قضاوت و تدریس جدا شد دو شاگرد اصلی ابوحنیفه این دو کرسی را بعهده گرفتند<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">ابویوسف قاضی القضاة شد و محمد بن حسن شیبانی فقیه و مدرس شد.<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">622 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا عمر بن حفص قال حدثنا أبی قال حدثنا الأعمش قال سمعت سالما قال سمعت أم الدرداء تقول <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;: دخل علی أبو الدرداء وهو مغضب فقلت ما أغضبك ؟ </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">فقال والله ما أعرف</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"> من أمة محمد صلى الله علیه و سلم شیئا إلا أنهم یصلون جمیعا <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ش ( ما أعرف ) لا أعرف شیئا من الشریعة لم یتغیر عما كان علیه . ( یصلون جمیعا ) مجتمعین ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-font-family:&quot;B Lotus&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;B Lotus&quot;;mso-bidi-theme-font: minor-bidi;mso-bidi-language:AR-SA"><font size="3">&nbsp;</font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">3937 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنی أحمد بن إشكاب حدثنا محمد بن فضیل عن العلاء بن المسیب عن أبیه قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;: لقیت البراء بن عازب رضی الله عنهما فقلت </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">طوبى لك صحبت النبی</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"> صلى الله علیه و سلم وبایعته تحت الشجرة فقال یا ابن أخی إنك لا تدری ما أحدثنا بعده <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ش ( طوبى لك ) لك طیب العیش مثل هنیئا لك . ( ما أحدثنا ) ما جرى من الفتن . ( بعده ) أی بعد النبی صلى الله علیه و سلم ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-font-family:&quot;B Lotus&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;B Lotus&quot;;mso-bidi-theme-font: minor-bidi;mso-bidi-language:AR-SA"><font size="3">&nbsp;</font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">6526 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا یحیى بن بكیر حدثنا اللیث عن عقیل عن ابن شهاب أخبرنی عبید الله بن عبد الله بن عتبة أن أبا هریرة قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;: لما توفی النبی صلى الله علیه و سلم واستخلف أبو بكر وكفر </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">من كفر من العرب</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"> قال عمر یا أبا بكر كیف تقاتل الناس وقد قال رسول الله صلى الله علیه و سلم ( أمرت أن أقاتل الناس حتى یقولوا لا إله إلا الله فمن قال لا إله إلا الله عصم منی ماله ونفسه إلا بحقه وحسابه على الله ) . <span style="background: yellow;mso-highlight:yellow">قال أبو بكر والله لأقاتلن من فرق بین الصلاة والزكاة</span> فإن الزكاة حق المال والله لو منعونی عناقا كانوا یؤدونها إلى رسول الله صلى الله علیه و سلم لقاتلتهم على منعها . قال عمر فوالله ما هو إلا أن رأیت أن قد شرح الله صدر أبی بكر للقتال فعرفت أنه الحق <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ر 1335 ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">1335 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا أبو الیمان الحكم بن نافع أخبرنا شعیب بن أبی حمزة عن الزهری حدثنا عبید الله بن عبد الله بن عتبة بن مسعود أن أبا هریرة رضی الله عنه قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;: لما توفی رسول الله صلى الله علیه و سلم وكان أبو بكر رضی الله عنه وكفر من كفر من العرب فقال عمر رضی الله عنه كیف تقاتل الناس ؟ وقد قال رسول الله صلى الله علیه و سلم ( أمرت أن أقاتل الناس حتى یقولوا لا إله إلا الله فمن قالها فقد عصم منی ماله ونفسه إلا بحقه وحسابه على الله ) . فقال والله لأقاتلن من فرق بین الصلاة والزكاة فإن الزكاة حق المال والله لو منعونی عناقا كانوا یؤدونها إلى رسول الله صلى الله علیه و سلم لقاتلتهم على منعها . قال عمر رضی الله عنه فوالله ما هو إلا أن قد شرح الله صدر أبی بكر رضی الله عنه فعرفت أنه الحق <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ 1388 ، 2786 ، 6526 ، 6855 ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ش أخرجه مسلم فی الإیمان باب الأمر بقتال الناس حتى یقولوا لا إله إلا الله . . رقم 20 <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;( عناقا ) الأنثى من ولد المعز التی لم تبلغ سنة . ( شرح الله صدر أبی بكر ) لقتالهم . ( فعرفت أنه الحق ) بما ظهر من الدلیل الذی أقامه أبو بكر رضی الله عنه ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-font-family:&quot;B Lotus&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;B Lotus&quot;;mso-bidi-theme-font: minor-bidi;mso-bidi-language:AR-SA"><font size="3">&nbsp;</font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: maroon;">28 - باب قول الله تعالى { وأمرهم شورى بینهم } / الشورى 38 / . { وشاورهم فی </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">الأمر } / آل عمران 159 / . وأن المشاورة قبل العزم والتبین لقوله { فإذا عزمت فتوكل على الله } . / آل عمران 159 / . فإذا عزم الرسول صلى الله علیه و سلم لم یكن لبشر التقدم على الله ورسوله وشاور النبی صلى الله علیه و سلم أصحابه یوم أحد فی المقام والخروج فرأوا له الخروج فلما لبس لأمته وعزم قالوا أقم فلم یمل إلیهم بعد العزم وقال ( لا ینبغی لنبی یلبس لأمته فیضعها حتى یحكم الله ) <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;وشاور علیا وأسامة فیما رمى به أهل الإفك عائشة فسمع منهما حتى نزل القرآن فجلد الرامین ولم یلتفت إلى تنازعهم ولكن حكم بما أمره الله <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ر 6935 ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;وكانت الأئمة بعد النبی صلى الله علیه و سلم یستشیرون الأمناء من أهل العلم فی الأمور المباحة لیأخذوا بأسهلها فإذا وضح الكتاب أو السنة لم یتعدوه إلى غیره اقتداء بالنبی صلى الله علیه و سلم <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;ورأى أبو بكر قتال من منع الزكاة فقال عمر كیف تقاتل الناس وقد قال رسول الله صلى الله علیه و سلم ( أمرت أن أقاتل الناس حتى یقولوا لا إله إلا الله فإذا قالوا لا إله إلا الله عصموا منی دماءهم وأموالهم إلا بحقها وحسابهم على الله ) . فقال أبو بكر والله لأقاتلن من فرق بین ما جمع رسول الله صلى الله علیه و سلم ثم تابعه بعد عمر [ ر 6855 ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;فلم یلتفت أبو بكر إلى مشورة إذ كان عنده حكم رسول الله صلى الله علیه و سلم فی الذین فرقوا بین الصلاة والزكاة وأرادوا تبدیل الدین وأحكامه وقال النبی صلى الله علیه و سلم ( من بدل دینه فاقتلوه ) <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ر 6524 ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;وكان القراء أصحاب مشورة عمر كهولا أو شبانا وكان وقافا عند كتاب الله عز و جل <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ر 6856 ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ش ( لأمته ) آلة الحرب من سلاح وغیره . ( أقم ) ابق فی المدینة ولا تخرج منها . ( تنازعهم ) اختلاف علی وأسامة رضی الله عنهما فی الرأی ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="4">نتیجه گیری</font></span></b></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">براساس روایات رده هرکسی که اراده تغییر در دین بکند مرتد است وباید کشته شود در حالیکه ما در روایات قبلی دیدیم که خود اصحاب اعتراف کردند که تمام دین تغییر کرده است و سر دمدار این تغییرات خلفاء بوه اند.</font><span style="font-size: 24pt;"><o:p></o:p></span></span></b></p> text/html 2015-01-13T05:12:51+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی نیم نگاهی به بخاری و مسلم( نماز با دست بسته یا باز) http://eslaami.mihanblog.com/post/268 <h2 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:Titr"><font size="3">بحث تكتف<o:p></o:p></font></span></h2> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><font size="3"><span lang="AR-SA">این بحث را </span><span lang="FA">در بخاری نمیتوان رد کرد ولی میتوان نقض کرد<o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">بخاری<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">724 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا محمد بن بشار قال حدثنا یحیى عن عبید الله قال حدثنی سعید بن أبی سعید عن أبیه عن أبی هریرة <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;: أن رسول الله صلى الله علیه و سلم دخل المسجد </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">فدخل رجل فصلى</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"> فسلم على النبی صلى الله علیه و سلم فرد وقال ( ارجع فصل فإنك لم تصل ) . فرجع یصلی كما صلى ثم جاء فسلم على النبی صلى الله علیه و سلم فقال ( ارجع فصل فإنك لم تصل ) . ثلاثا فقال والذی بعثك بالحق ما أحسن غیره فعلمنی ؟ فقال ( إذا قمت إلى الصلاة فكبر ثم اقرأ ما تیسر معك من القران ثم اركع حتى تطمئن راكعا ثم ارفع حتى تعتدل قائما ثم اسجد حتى تطمئن ساجدا ثم ارفع حتى تطمئن جالسا وافعل ذلك فی صلاتك كلها ) <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ 760 ، 5897 ، 6290 ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ش أخرجه مسلم فی الصلاة باب وجوب قراءة الفاتحة فی كل ركعة . . رقم 397 <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;( لم تصل ) صلاة صحیحة . ( تطمئن راكعا ) تستقر فی ركوعك ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><font size="3"><span lang="AR-SA">اینجا </span><span lang="FA">پیامبر (ص) اصلا اشاره به تکتف نکرده است <o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">760 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا مسدد قال أخبرنی یحیى بن سعید عن عبید الله قال حدثنا سعید المقبری عن أبیه عن أبی هریرة: أن النبی صلى الله علیه و سلم دخل المسجد فدخل رجل فصلى ثم جاء فسلم على الرسول صلى الله علیه و سلم فرد النبی صلى الله علیه و سلم علیه السلام فقال ( ارجع فصل فإنك لم تصل ) . فصلى ثم جاء فسلم على النبی صلى الله علیه و سلم فقال ( ارجع فصل فإنك لم تصل ) . ثلاثا فقال والذی بعثك بالحق فما أحسن غیره فعلمنی قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;: ( إذا قمت إلى الصلاة فكبر واقرأ ما تیسر معك من القرآن ثم اركع حتى تطمئن راكعا ثم ارفع حتى تعتدل قائما ثم اسجد حتتى تطمئن ساجدا ثم ارفع حتى تطمئن جالسا ثم اسجد حتى تطمئن ساجدا ثم افعل ذلك فی صلاتك كلها ) <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ر 724 ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">6290 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنی إسحق بن منصور حدثنا أبو أسامة حدثنا عبید الله بن عمر عن سعید بن أبی سعید عن أبی هریرة <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;: أن رجلا دخل المسجد یصلی ورسول الله صلى الله علیه و سلم فی ناحیة المسجد فجاء فسلم علیه فقال له ( ارجع فصل فإنك لم تصل ) . فرجع فصلى ثم سلم فقال ( وعلیك ارجع فصل فإنك لم تصل ) . قال فی الثالثة فأعلمنی قال ( إذا قمت إلى الصلاة فأسبغ الوضوء ثم استقبل القبلة فكبر واقرأ بما تیسر معك من القرآن ثم اركع حتى تطمئن راكعا ثم ارفع رأسك حتى تعتدل قائما ثم اسجد حتى تطمئن ساجدا ثم ارفع حتى تستوی وتطمئن جالسا ثم اسجد حتى تطمئن ساجدا ثم ارفع حتى تستوی قائما ثم افعل ذلك فی صلاتك كلها ) <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ر 724 ]&nbsp;</font></span></b><b><span lang="FA" style="font-size:24.0pt;font-family:&quot;Traditional Arabic&quot;,&quot;serif&quot;"><o:p></o:p></span></b></p> text/html 2015-01-12T05:10:19+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی نیم نگاهی به بخاری و مسلم( جمع بین صلاتین) http://eslaami.mihanblog.com/post/267 <h2 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:Titr"><font size="3">جمع صلاتین<o:p></o:p></font></span></h2> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">518 - حدثنا أبو النعمان قال حدثنا حماد هو ابن زید عن عمرو بن دینار عن جابر بن زید عن ابن عباس <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;: أن النبی صلى الله علیه و سلم صلى بالمدینة سبعا وثمانیا الظهر والعصر والمغرب والعشاء فقال أیوب لعله فی لیلة مطیرة ؟ قال عسى <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ 537 ، 1120 ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ش ( سبعا ) أی جمع المغرب ولاعشاء . ( وثمانیا ) أی جمع الظهر والعصر . ( أیوب ) هو أیوب السخیتانی والمقول له جابر بن زید . ( مطیرة ) كثیرة المطر ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">537 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا آدم قال حدثنا شعبة قال حدثنا عمرو بن دینار قال سمعت جابر بن زید عن ابن عباس قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;: صلى النبی صلى الله علیه و سلم </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">سبعا جمیعا</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"> وثمانیا جمیعا <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ر 518 ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">1120 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا علی بن عبد الله قال حدثنا سفیان عن عمرو قال سمعت أبا الشعثاء جابرا قال سمعت ابن عباس رضی الله عنهما قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;: صلیت مع رسول الله صلى الله علیه و سلم ثمانیا جمیعا . وسبعا جمیعا <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;قلت یا أبا الشعثاء أظنه أخر الظهر وعجل العصر وعجل العشاء وأخر المغرب ؟ قال وأنا أظنه <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ر 518 ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ش أخرجه مسلم فی صلاة المسافرین وقصرها باب جواز الجمع بین الصلاتین فی السفر رقم 705 ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">1589 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا آدم حدثنا ابن أبی ذئب عن الزهری عن سالم بن عبد الله عن ابن عمر رضی الله عنهما قال جمع النبی صلى الله علیه و سلم </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">بین المغرب</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"> والعشاء بجمع كل واحدة منهما بإقامة ولم یسبح بینهما ولا على إثر كل واحدة منهما <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ر 1585 ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">1585 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا موسى بن إسماعیل حدثنا جویریة عن نافع قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;: كان عبد الله بن عمر رضی الله عنهما یجمع بین المغرب والعشاء بجمع غیر أنه یمر بالشعب الذی أخذه رسول الله صلى الله علیه و سلم فیدخل فینتفض ویتوضأ ولا یصلی حتى یصلی الجمع <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ 1589 ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <h3 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:&quot;B Traffic&quot;"><font size="3">صحیح مسلم<o:p></o:p></font></span></h3> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: maroon;">6 - باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">49 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">( 705 ) حدثنا یحیى بن یحیى قال قرأت على مالك عن أبی الزبیر عن سعید بن جبیر عن ابن عباس قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;: صلى رسول الله صلى الله علیه و سلم الظهر والعصر جمیعا والمغرب والعشاء جمیعا فی غیر خوف ولا سفر </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">50 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">( 705 ) وحدثنا أحمد بن یونس وعون بن سلام جمیعا عن زهیر قال ابن یونس حدثنا زهیر حدثنا أبو الزبیر عن سعید بن جبیر عن ابن عباس قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;: صلى رسول الله صلى الله علیه و سلم الظهر والعصر جمیعا بالمدینة فی غیر خوف ولا سفر <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;قال أبو الزبیر فسألت سعیدا لم فعل ذلك ؟ فقال سألت ابن عباس كما سألتنی فقال أراد أن لا یحرج أحدا من أمته <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ش ( أن لا یحرج أحدا من أمته ) أی أن لا یوقع أحدا فی الحرج وهو الضیق ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">51 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">( 705 ) وحدثنا یحیى بن حبیب الحارثی حدثنا خالد ( یعنی ابن الحارث ) حدثنا قرة حدثنا أبو الزبیر حدثنا سعید بن جبیر حدثنا ابن عباس أن رسول الله صلى الله علیه و سلم <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;</span></b></font></p> text/html 2015-01-11T05:06:06+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی نیم نگاهی به بخاری و مسلم( سجده بر خاک) http://eslaami.mihanblog.com/post/266 <h2 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:Titr"><font size="3">سجده بر خاك<o:p></o:p></font></span></h2> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><font size="3"><span lang="AR-SA">بحث </span><span lang="FA">در سجده بر خاک بود آدرس بخاری گذشت الان به مسلم ح 546 و ح 547</span><span lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">47 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">( 546 ) حدثنا أبو بكر بن أبی شیبة حدثنا وكیع حدثنا هشام الدستوائی عن یحیى بن أبی كثیر عن أبی سلمة عن معیقیب قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;: ذكر النبی صلى الله علیه و سلم المسح فی المسجد یعنی الحصى قال إن كنت لا بد فاعلا فواحدة <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ش ( الحصى ) جمع حصاة الحجارة الصغار قال النووی اتفق العلماء على كراهة المسح لأنه ینافی التواضع ولأنه یشغل المصلی ( إن كنت لا بد فاعلا فواحدة ) معناه لا تفعل وإن فعلت فافعل واحدة لا تزد ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">48 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">( 546 ) حدثنا محمد بن المثنى حدثنا یحیى بن سعید عن هشام قال حدثنی ابن أبی كثیر عن أبی سلمة عن معیقیب أنهم سألوا النبی صلى الله علیه و سلم عن المسح فی الصلاة ؟ فقال واحدة </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">( 546 ) وحدثنیه عبیدالله بن عمر القواریری حدثنا خالد ( یعنی ابن الحارث ) حدثنا هشام بهذا الإسناد وقال فیه حدثنی معیقیب ح </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <h2 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:Titr"><font size="3">سجده بر ماسه گرم<o:p></o:p></font></span></h2> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">189 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">( 619 ) وحدثنا أبو بكر بن أبی شیبة حدثنا أبو الأحوص سلام بن سلیم عن أبی إسحاق عن سعید بن وهب عن خباب قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;: شكونا إلى رسول الله صلى الله علیه و سلم الصلاة فی الرمضاء فلم یشكنا <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ش ( الصلاة فی الرمضاء ) أی شكونا مشقة إقامة صلاة الظهر فی أول وقتها لأجل ما یصیب أقدامنا من الرمضاء وهی الرمل الذی اشتدت حرارته ( فلم یشكنا ) أی لم یزل شكوانا فالهمزة للسلب ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">190 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">( 619 ) وحدثنا أحمد بن یونس وعون بن سلام ( قال عون أخبرنا وقال ابن یونس ( واللفظ له ) حدثنا زهیر ) قال حدثنا أبو إسحاق عن سعید بن وهب عن خباب قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;: أتینا رسول الله صلى الله علیه و سلم فشكونا إلیه حر الرمضاء فلم یشكنا قال زهیر قلت لأبی إسحاق أفی الظهر ؟ قال نعم قلت أفی تعجیلها ؟ قال نعم <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ش ( حر الرمضاء ) یعنی ما یصیب أقدامهم من حر الشمس فیها بتكبیر الصلاة ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">191 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">( 620 ) حدثنا یحیى بن یحیى حدثنا بشر بن المفضل عن غالب القطان عن بكر بن عبدالله عن أنس بن مالك قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;: كنا نصلی مع رسول الله صلى الله علیه و سلم فی شدة الحر فإذا لم یستطع أحدنا أن یمكن جبهته من الأرض بسط ثوبه فسجد علیه <o:p></o:p></font></span></b></p> <h2 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:Titr"><font size="3">بخاری و سجده بر حصیر<o:p></o:p></font></span></h2> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">822 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا إسماعیل قال حدثنی مالك عن إسحق بن عبد الله بن أبی طلحة عن أنس بن مالك <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;: أن جدته ملیكة دعت رسول الله صلى الله علیه و سلم لطعام صنعته فأكل منه فقال ( قوموا فلأصلی بكم ) . فقمت إلى حصیر لنا قد </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">اسود من طول</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"> ما لبس فنضحته بماء فقام رسول الله صلى الله علیه و سلم والیتیم معی والعجوز من ورائنا فصلى بنا ركعتین <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ر 373 ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">1125 - </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">حدثنا علی بن الجعد أخبرنا شعبة عن أنس بن سرین قال سمعت أنس بن مالك الأنصاری قال <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;: قال رجل من الأنصار وكان ضخما للنبی صلى الله علیه و سلم إنی لا أستطیع الصلاة معك . فصنع للنبی صلى الله علیه و سلم طعاما فدعاه إلى بیته ونضع له </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif; color: blue;">طرف حصیر</span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"> بماء فصلى علیه ركعتین <o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;وقال فلان بن فلان بن جارود لأنس رضی الله عنه أكان النبی صلى الله علیه و سلم یصلی الضحى ؟ فقال ما رأیته صلى غیر ذلك الیوم <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><font size="3">&nbsp;[ ر 639 ] <o:p></o:p></font></span></b></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-bottom: 0.0001pt;"><font size="3"><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;">&nbsp;[ ش ( فلان ) قیل هو عبد الحمید بن المنذر رضی الله عنه ] </span></b><b><span lang="FA" style="font-family: 'Traditional Arabic', serif;"><o:p></o:p></span></b></font></p> <h3 dir="RTL"><br></h3> text/html 2015-01-10T18:51:52+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی نیم نگاهی به بخاری و مسلم( منزلت صحیح بخاری) http://eslaami.mihanblog.com/post/265 <h2 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:Titr"><font size="3">منزلت صحیح بخاری نزد علماء تسنن<o:p></o:p></font></span></h2> <h3 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:&quot;B Traffic&quot;"><font size="3">عوامل توجه به بخاری<o:p></o:p></font></span></h3> <p class="MsoListParagraphCxSpFirst" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l0 level1 lfo1"><!--[if !supportLists]--><font size="3">1-<span style="font-stretch: normal; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">شخصیت بخاری؛ وی سیاسی نبود و فقط به علم پرداخت، و از بیشترین و بهترین مشایخ استفاده کرده است.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l0 level1 lfo1"><!--[if !supportLists]--><font size="3">2-<span style="font-stretch: normal; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">قدمت کتاب: قبل ار بحاری در میان اهل سنت دو مجموعه حدیثی بود یکی موطا مالک بود که دو مشکل داشت اولا جامعیت حدیثی و فقهی نداشت ؛ دوم اینکه اجتهادات مالک در آن است. <br> دومین مجموعه هم مسند احمد بود گرچه این دو مشکل را نداشت ولی روایات ضعیف و موضوعه در آن موجود است.<br> با آمدن صحیح بخاری این مشکلات بر طرف شد ؛ نه به مذهب خاصی تعلق دارد و نه احادیث ضعیف دران است و ..</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l0 level1 lfo1"><!--[if !supportLists]--><font size="3">3-<span style="font-stretch: normal; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">دقت و احتیاط بخاری : که از بین ششصد هزار حدیث این ها را جمع کرد ه است.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l0 level1 lfo1"><!--[if !supportLists]--><font size="3">4-<span style="font-stretch: normal; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">این کتاب به اساتید بزرگ زمان و اساتید خود بخاری عرضه شده و تایید شده است؛ مثل احمد بن حنبل این کتاب را تایید کرده است.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoListParagraphCxSpLast" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l0 level1 lfo1"><!--[if !supportLists]--><font size="3">5-<span style="font-stretch: normal; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">محتوای این کتاب : این کتاب محتوایی دارد که مورد اقبال متعصبین است ، نیشابوری و احمدبن حنبل روایات فضائل را بصورت گسترده ذکر کرده است.<br> در باره ابن حاجب نوشته اند که فردی نزدو او آمد و گفت کتاب نوشته ام او نگاه کرد دید فضائل اهل البیت است کتاب را در دجله انداخت و گفت اعجبنی القلب.؛ معتزلی مذهب هم نیست؛ روایاتی که توهین به خلافء در ان است را بگونه ای نقل کرده است که توهین نباشد.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></font></p> <h2 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:Titr"><font size="3">نگاه علماء سنی بر صحیحین<o:p></o:p></font></span></h2> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">و اما جامعه الصحیح فاجل کتب الاسلام و افضلها بعد کتاب الله تعالی( ذهبی تاریخ الاسلام ج 19 ص 242)<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">و کتاباهما (مسلم و بخاری) اصح الکتب بعد کتاب الله العزیز.( هدی الساری ج1 ص 10)<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">در مقدمه ابن الصلاح ج1 ص 18 امده است.<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3"><b><u>ابن تیمیه</u></b> راجع به بخاری و مسلم گفته است:<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">ولکن جمهور متون الصحیحین متفق علیها بین ائمة الحدیث، تلقوها بالقبول و اجمعوا علیها و هم یعلمون علما قطعیا ان النبی قالها( مجموع الفتاوا&nbsp; ج1 ص 257 و قاعده الجلیلة فی التوسل و الوسیلة ج 1 ص 87.<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">در باره روات بخاری:<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">فی الرجل الذی یخرج عنه فی الصحیح، هذا جاز القنطرة؛ هر روای که از او در بخاری نقل شده باشد از پل وثوق و اعتبار گذشته است( هدی الساری ج 1 ص 384)<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">در تاریخ الکبیر بخاری گاه اسامی را ذکر کرده است بدون اینکه چیزی بنویسید نه تایید و نه ذم؛ علماء اهل سنت گفته اند اینها ثقه اند چون بخاری اسمش را نوشته است. <o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3"><b><u>البانی </u></b>بزرگترین محدث وهابی قرن گذشته است.(امیر الحدیث؛ امام الحدیث، بخاری زمان) ( کتابی در باره فحشهای البانی در کتابهایش چاپ شده است)<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">البانی: ان من روا له الشیخان فقد جاوز القنطرة<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">نوشته اند: اگر کسی قسم بخورد که آنچه که در صحیحن نوشته شده است و مال پیامبر است و اگر صحیح نباشد زن من طلاق باشد زنش را طلاق نداده است.<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">لو حلف انسان بطلاق امراته ان ما فی کتابی البخاری و مسلم مما حکما بصحته من قول النبی (ص) لما الزمته الطلاق، لاجماع علماء المسلمین علی صحتهم.(شرح نووی بر مسلم ج 1 ص 19 و 20 از غزالی از امام الحرمین)<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><br></p> text/html 2015-01-06T05:22:52+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی یادداشتهایی از بخاری و مسلم(شروط، تعداد روایات و شروح) http://eslaami.mihanblog.com/post/263 <h2 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:Titr">شروط بخاری در صحیح<o:p></o:p></span></h2> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">درواقع شرطی خود ایشان نداشته اند ولی از کتابهایشان در میاید.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">چنانچه مقدسی در شروط الائمه الخمسه اعتراف میکند که هیچ کدام از بخاری و مسلم شرطی ذکر نکرده است<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">عجاج خ</span><span lang="FA">طیب میگوید هیچ نصی از بخاری نیست که شرطش چیست ولی علماء منهج اورا از کتابش استخراج کرده اند.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">علماء برای بخاری دوتا شرط ذکر کرده اند<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">یک معاصرت<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">دوم ملاقات با مروی عنه<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">مسلم معاصرت را کافی میداند و ملاقات را لازم نمیداند. اما وقتی بخاری ملاقات را شرط میکند نشانگر دقت و احتیاط اوست( اصول الحدیث ص 312؛ مناهج المحدثین ص 45) ظروط الائمه الخمسه ص 43-46<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">مبارکفوری میگوید: شرائط بخاری بصورت عام این پنج تاست<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpFirst" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l0 level1 lfo1"><!--[if !supportLists]--><span style="font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-theme-font:minor-latin;mso-bidi-theme-font: minor-latin">1-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="FA">تمام روات تا صحابه مورد اتفاق نظر در وثاقت باشند. و اهل تخلیط و تدلیس نباشند.</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-theme-font:minor-latin;mso-bidi-font-family:&quot;B Lotus&quot;"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l0 level1 lfo1"><!--[if !supportLists]--><span style="font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-theme-font:minor-latin;mso-bidi-theme-font: minor-latin">2-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="FA">در سند انقطاع نباشد.</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-theme-font:minor-latin;mso-bidi-font-family: &quot;B Lotus&quot;"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l0 level1 lfo1"><!--[if !supportLists]--><span style="font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-theme-font:minor-latin;mso-bidi-theme-font: minor-latin">3-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="FA">اگر سند معنن هست باید ملاقات راوی با مروی عنه اثبات شود.</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-theme-font:minor-latin;mso-bidi-font-family:&quot;B Lotus&quot;"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l0 level1 lfo1"><!--[if !supportLists]--><span style="font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-theme-font:minor-latin;mso-bidi-theme-font: minor-latin">4-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="FA">محدثان قبل یا معاصر بخاری بر صحت حدیث اتفاق داشته باشند.</span><span dir="LTR" style="font-family: &quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-theme-font: minor-latin;mso-bidi-font-family:&quot;B Lotus&quot;"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpLast" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l0 level1 lfo1"><!--[if !supportLists]--><span style="font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-theme-font:minor-latin;mso-bidi-theme-font: minor-latin">5-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="FA">متن حدیث از علل و شذوذ خالی باشد.</span><span dir="LTR" style="font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-theme-font:minor-latin;mso-bidi-font-family: &quot;B Lotus&quot;"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">این پنج شرط را علماء از طریق بخاری دراورده اند( سیرة الامام البخارج1 ص 50)<o:p></o:p></span></p> <h2 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:Titr">تعداد روایات بخاری<o:p></o:p></span></h2> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">ابن خلدون میگوید: 9200 تاست که سه هزار تکراری است( همان 442)<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">ابن صلاح : 7275 که با حذف مکررات 4000 میشود<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">ابن حجر عسقلانی: 7397 روایت است که با حذف مکررات 2602 عدد میشود.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">دقیقترین شمارش مربطوبه محقق معاصر محمد فواد عبدالباقی است. 7563 تا روایت است که با حذف مکررات 2607 تا روایت است.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">صحیح بخاری 97 کتاب دارد 3450 باب دارد. اکثر باب ها اسم دارد. البته در شرح کرمانی بر بخاری تعداد کتب 100 تا امده ست.<o:p></o:p></span></p> <h2 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:Titr">شروح صحیح بخاری<o:p></o:p></span></h2> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">مهمترین ها <o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">به ترتیبت زمانی<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpFirst" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->1-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">اعلام التلویح. ابوسلیمان احمد بن محمد خطابی متوفی 388.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->2-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">شرح ابن بطال، ابوالحسن علی بن خلف بن عبدالملک معروف به ابن بطال مغربی مالکی متوفی 440.( در این کتاب مذاهب سلف و آراء صحابه را هم اورده است و مباحث فقهی را بر اساس مذهب مالک اورده است که ده جلد است .</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->3-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">النجاح؛ نجم الدین ابوحفص عمر بن محمد نسفی متوفی 507</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->4-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">شرح صحیح البخاری؛ محی الدین یحی بن شرف نووی؛ متوفی 676</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->5-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">الکواکب الدراری ؛ شمس الدین محمد بن یوسف کرمانی متوفی 786 ( می نویسد تا بحال شرح مفیدی نیافتم و لذا ظرح میدهم, به مباحث نحوی و لغوی و ظبط صحیح روایات و روایان و جمع بین تعارض . نوشته است هرکس این شرح داشته باشد از بیش از هزار کتاب بینیاز است.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->6-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">التلویح؛ علائ الدین مغلطای حنفی؛ متوفی 792. فوت ابن مغلطای بعد از کرمانی است ولی شرحش را قبل از او نوشته است و به ان اشاره کرده است.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->7-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">التنقیح بشرح الجامع الصحیح؛ بدرالدین محمد بن بهادر زرکشی؛ متوفی 794.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->8-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">فتح الباری؛ زین الدین ابو الفرج بن شهاب الدین بغدادی, معروف به ابن رجب حنبلی متوفی 795 و متولد 736 در بغداد. ایشان تا کتاب الجنائز نوشته است که در ده جلد چاپ شده است.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->9-<span style="font-stretch: normal; font-size: 7pt; font-family: 'Times New Roman';">&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span><!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">اللامع الصحیح ؛ شمس الدین ابوعبدالله محمد بن عبد الدائم؛ متوفی 831</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->10-<!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، ابن حجر عسقلانی متوفای 852؛ کاملترین و شایع ترین شرح صحیح بخاری است که در پانزده ج رحلی است با تحقیق محمد فواد عبدالباقی است؛ این نویسنده تا 270 اثر برایش شمرده اند؛ ایشان هر حدیثی را کع اورده است تکتک افراد سند را بررسی کرده است و آرائ رجالی را ذکر میکند و درجه صحت روایت را ذکر کرده است و در متن حدیث ؛ بحث لغوی و اصطلاحات حدیثی و مباحث کلامی را هم اورده است.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->11-<!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">عمدة القاری؛ بدر الدین ابومحمد ابن احمد العینی متوفای 855، قاهره. در مقدمه ای که نوشته است که با اصرار این کتاب را شرح کردم. به مسائل اختلافی بصورت ان قلت و قلت پرداخته است؛ کار جالب او تیتر بندی است ؛ بیان رجال، من اخرجه غیره؛ بیان المعانی؛ این کتاب 24 ج است و در 12 مجلد رحلی چاپ شده است.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->12-<!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">التوشیح ؛ جلال الدین سیوطی متوفی 910، </span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->13-<!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">ارشاد الساری ؛ احمد بن محمد قسطلانی شافعی، متوفی 923. (مقدمات پنج گانه دارد که مفیدا است برای خواندن)</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpMiddle" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->14-<!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">شرح صحیح البخاری؛ زین الدین عبدالریحم بن عبدالرحمن متوفای 963 </span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoListParagraphCxSpLast" dir="RTL" style="text-indent:-18.0pt; mso-list:l1 level1 lfo2"><!--[if !supportLists]-->15-<!--[endif]--><span dir="RTL"></span><span lang="AR-SA">لامع الدراری علی جامع البخاری، محدث کنکوهی، از اعلام قرن 13.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">مهمترین شروح چهار است<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">التنقیح زرکشی<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">فتح الباری ابن حجر<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">عمدة القاری العینی<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">التوشیح سیوطی.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">پس از این ارشاد الساری است که در هند و پاکستان بعد از فتح الباری معروف است.</span><span dir="LTR"><o:p></o:p></span></p> text/html 2015-01-05T05:20:33+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی یادداشتهایی از بخاری و مسلم (ارزش بخاری) http://eslaami.mihanblog.com/post/262 <h2 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:Titr">ارزش بخاری<o:p></o:p></span></h2> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">بخاری چنانچه قبلا گذشت اسمش محمد بن اسماعیل است. در تمام چاپ های بخاری زندگی نامه دارد<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">از ایران و اهل بخارا است و مدفنش خرتنگ بخارا ؛ جد چهارمش مجوسی بوده و بر مجوسیت مرده است.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">شخصیت بخاری بین اهل سنت بسیار با ارش است؛ ارزش بخاری بیش از هرچیزی به ابن حجر بر میگردد چون شخصیت ابن حجر انقدر بالابوده که با شرح او کتاب بخاری مشهور شد.<o:p></o:p></span></p> <h3 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:&quot;B Traffic&quot;">اساتید بخاری<o:p></o:p></span></h3> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">احمد بن حنبل <o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">یحی بن معین<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">اسحاق بن راهویه<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">علی بن عبدالله بن مدینی<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">ابوبکر بن ابی شیبه<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">عثمان بن ابی شیبه<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">ابوزرعه رازی<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">ابو مصعب زهری<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA">محمدبن یوسف فره بری<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">این مطالب را میتوان در مقدمه فتح الباری یافت<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">شاگردانش<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">ترمذی<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">ابو عبدالرحمن نسایی<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">ابوحاتم رازی<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">ابوبکر بن خزیمه<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA">مسلم بن حجاج نیسابوری<o:p></o:p></span></p> <h3 dir="RTL"><br></h3> text/html 2015-01-04T05:43:04+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی نیم نگاهی به بخاری و مسلم http://eslaami.mihanblog.com/post/264 <font size="3" color="#009900"><b>سلام دوستان عزیز</b></font><div><font size="3">مدتها بود به این فکر بودم که یادداشتهایی که در باره دو کتاب بخاری و مسلم داشته ام و بصورت پراکنده تایپ و ذخیره کرده ام را بصورت منظم در وبلاگ قرار بدم</font></div><div><font size="3">متاسفانه گرفتاری های روزگار این فرصت را از بنده گرفته است.</font></div><div><font size="3">امروز به این فکر افتادم که من هرچه دارم در وبلاگ قرار میدم، نسبت استفاده مفید بودن آن بستگی به توان علمی مخاطب دارد،&nbsp;</font></div><div><font size="3">دوستان میتوانند که موضوع را از موضوع بنده استخراج کنند و خودشان ادامه بدهند&nbsp;</font></div><div><font size="3">لذا اگر جایی بصورت تیتر وار وارد شده ام یا جایی چندین حدیث را مطرح کرده ام به دلیل تنظیم نشدن نوشتار است.</font></div><div><font size="3">البته گاه برای توضیح مطالب و تبیین از مطالبی که دیگر عزیزان در فضای مجازی زحمت کشیده اند، استفاده کردم ام که بعنوان نمنونه اشنایی مختصر با اصطلاحات حدیثی از این موارد است.</font></div><div><font size="3"><br></font></div><div><font size="3">عزیزان میتوانند در فضای مجازی از این مطالب استفاده کنند ولی حق نشر آن را بصورت کتاب بدون اجازه ندارند.</font></div><div></div> text/html 2015-01-04T04:52:04+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی نیم نگاهی به بخاری و مسلم( آشنایی با اصطلاحات حدیثی) http://eslaami.mihanblog.com/post/261 <div><br></div><div><span style="font-size: medium; font-family: Titr;">آشنایی مختصر با اصطلاحات حدیثی</span></div><div> <h3 dir="RTL"><span lang="AR-SA" style="font-family:&quot;B Traffic&quot;"><font size="3"><font color="#333399">حدیث:</font><o:p></o:p></font></span></h3> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><font size="3"><span lang="AR-SA">در لغت به معناى: خبر، كلام و چیز جدید است (</span><span lang="FA">۳) </span><span lang="AR-SA">و جمع آن «احادیث » آمده (</span><span lang="FA">۴) </span><span lang="AR-SA">و در اصطلاح، كلامى است كه از قول یا فعل یا تقریر معصوم حكایت كند (</span><span lang="FA">۵) </span><span lang="AR-SA">و بر آن، خبر، سند، روایت، و اثر نیز اطلاق شده است.<o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><font size="3"><span lang="AR-SA">بعضى حدیث را به كلام معصوم اختصاص داده و خبر را به آنچه از غیر معصوم رسیده است اطلاق كرده اند، و به همین جهت، به مورخانى كه واقعه را با سند نقل مى كردند در مقابل محدثین، اخبارى گویند. (</span><span lang="FA">۶)</span><span lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><font size="3"><span lang="AR-SA">ظاهرا وجه تسمیه خبر به حدیث از آن جهت است كه در مقابل قرآن كه هر دو بیان احكام الهى است قرار گرفته، زیرا بیشتر اهل سنت، قائل به قدم قرآن مى باشند و از این رو، احكامى را كه از شخص پیغمبر صادر شده است (حدیث) در مقابل (كلام قدیم قرآن) نامیده اند. (</span><span lang="FA">۷)</span><span lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="AR-SA"><font size="3">در مجمع البحرین حدیث را مرادف كلام دانسته و وجه تسمیه خبر را به این اسم، تجدد و حدوث آن گرفته است، البته وجه تسمیه مزبور، اختصاص به حدیث معصوم ندارد و هر سخنى متجدد و حادث است.<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><font size="3"><span lang="AR-SA">ممكن است از این لحاظ گفته پیغمبر و امام را حدیث نامند كه در تشریع قوانین الهى تازگى و نوى دارد، چنان كه قرآن نیز از این نظر تاره و حدیث است.آنجا كه مى فرماید: فلیاتوا بحدیث مثله (سوره طور، آیه </span><span lang="FA">۳۴) </span><span lang="AR-SA">فباى حدیث بعده یؤمنون . (سوره مرسلات، آیه </span><span lang="FA">۵۰) . (۸)</span><span lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><font size="3"><span lang="AR-SA">یا اصولا حدیث به همان معناى لغوى كه كلام است، در حدیث پیغمبر و امام استعمال شده، منتهاى ابتدا با اضافه به پیغمبر و امام (مثلا حدیث پیغمبر یا حدیث معصوم) گفته مى شده و سپس به قرینه حال یا مقال، با حذف مضاف الیه استعمال شده و كم كم در عرف محدثین به سر حد حقیقت رسیده و بدون قرینه، منصرف به همان معنا (حدیث) المعصوم ده است) . (</span><span lang="FA">۹)</span><span lang="AR-SA"><o:p></o:p></span></font></p> <h3 dir="RTL"><br></h3></div> text/html 2014-06-05T04:12:12+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی هزاران سوال بی پاسخ "فیلم" http://eslaami.mihanblog.com/post/257 <div><br></div><div>[http://www.aparat.com/v/k0Xut]</div> text/html 2014-05-27T07:57:13+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی پرچم یمانی پرچم هدایت است http://eslaami.mihanblog.com/post/5 <font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">یکی از ادله ای که پیروان احمد الحسن کاطعی دجال بصره، برای عصمت امام مزعوم خویش ورد زبان خود کرده اند؛ روایتی است که در آن روایت فرموده اند پرچمی هدایت یافته تر از یمانی نیست؛ و با تردستی و زبان بازی سعی میکنند که این نکته را به ذخن مخاطب خویش القا کنند که وقتی پرچمی پرچم هدایت شد یعنی گمراهی درآن راه ندارد و وقتی گمراهی نبود یعنی عصمت صاحب آن پرچم. پس یمانی معصوم است.</font><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">در پاسخ این شبهه میگوئیم&nbsp;</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">اولا این که پرچم یمانی پرچم هدایت است چه ربطی به احمد بصری دارد؟</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">امام شما از بصره قیام کرده است نه از یمن اتفاقا همان روایتی که شما بدان استدلال میکنید به عصمت یمانی، در سایت خودتان برای اینکه اثبات کنید یمانی از یمن نیست بلکه از بصره هم ممکن است باشد نوشته اید که روایت نشان میدهد که منظور یمانی موعود نیست.</font></div><div style="text-align: left;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">http://almahdyoon.co/ir/14-dalayel1/50-dalayele-shiayan/133-yamaani-yaman</font></div><div style="text-align: right;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">پس اگر عصمتی هم باشد مربوط به یمانی است که ربطی به امام شما ندارد.</font></div><div style="text-align: right;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">ثانیا: شما روایت را ناقص نقل میکنید برای رسیدن به اهدافتان زیررا ادامه روایت خود گویای مساله است. در روایت اشاره به سه پرچم در آوان ظهور دارد که مقدمه ساز ظهورند، امام علیه السلام پرچم یمانی را از میان آن سه پرچم هدایت یافته تر اعلان میکند نه اینکه پرچم یمانی بطور کلی و قطعی پرچم هدایت باشد ، بلکه هدایت آن نسبی است و نزدیک تر به اهداف امام زمان است.</font></div><div style="text-align: right;"><p class="a" style="margin: 15px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; font-family: tahoma, 'Trebuchet MS', 'Lucida Grande', Helvetica, Arial, sans-serif; text-align: start; line-height: 18px;"><span style="color: rgb(51, 51, 51); margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 10pt; background-color: transparent; line-height: 20px;">&nbsp;از جمله بکر بن محمد أزدی از امام جعفر صادق</span><span class="a4" style="color: rgb(51, 51, 51); margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 8pt; background-color: transparent; line-height: 16px; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;">&nbsp;علیه السلام&nbsp;</span></span><span style="color: rgb(51, 51, 51); margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 10pt; background-color: transparent; line-height: 20px;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"></span>نقل كرده است: «</span><span class="Char0" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span lang="FA" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 10pt; background-color: transparent; line-height: 20px;"><font color="#333333">خروج الثلاثة السفیانی و الخراسانی و الیمانی فی سنة واحدة فی شهر واحد فی یوم واحد و</font><b><u><font color="#009900"> لیس فیها رایة أهدى من رایة الیمانی لأنه یدعو إلى الحق</font></u></b></span></span><span style="color: rgb(51, 51, 51); margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 10pt; background-color: transparent; line-height: 20px;">؛<a name="_ednref7" href="http://www.mahdi313.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=426:1390-11-19-08-52-17&amp;catid=68:1389-10-12-12-30-38&amp;Itemid=101#_edn7" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent; color: rgb(23, 100, 129);"><span class="MsoEndnoteReference" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span class="MsoEndnoteReference" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 10pt; background-color: transparent; line-height: 15.333333015441895px; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;">[1]</span></span></span></span></a>&nbsp;خروج سه گروهِ سفیانی و خراسانی و یمانی در یک سال، در یک ماه و در یک روز خواهد بود و در میان این سه، پرچمی هدایت یافته‌تر از پرچم یمانی نیست؛ چون او به سوی حق فرا می‌خواند.»</span></p><p class="MsoNormal" style="margin: 15px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; color: rgb(51, 51, 51); font-family: tahoma, 'Trebuchet MS', 'Lucida Grande', Helvetica, Arial, sans-serif; line-height: 18px; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 10pt; background-color: transparent; line-height: 20px; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;">همچنین یمانی با سفیانی به مقابله بر می‌خیزد. در حدیثی عبید بن زراره گوید: نام سفیانی را نزد امام جعفر صادق</span><span class="a4" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 8pt; background-color: transparent; line-height: 16px; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;">&nbsp;علیه السلام&nbsp;</span></span><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 10pt; background-color: transparent; line-height: 20px; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;">بر زبان آوردم. ایشان فرمود: «</span><span class="Char0" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span lang="FA" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 10pt; background-color: transparent; line-height: 20px; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;">أنى یخرج ذلك و لما یخرج كاسر عینیه بصنعاء</span></span><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 10pt; background-color: transparent; line-height: 20px; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;">؛<a name="_ednref8" href="http://www.mahdi313.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=426:1390-11-19-08-52-17&amp;catid=68:1389-10-12-12-30-38&amp;Itemid=101#_edn8" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent; color: rgb(23, 100, 129);"><span class="MsoEndnoteReference" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span class="MsoEndnoteReference" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 10pt; background-color: transparent; line-height: 15.333333015441895px; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;">[2]</span></span></span></span></a>&nbsp;چگونه او خروج می‌کند، در حالی که در آورنده چشمانش، هنوز از صنعا (پایتخت کشور یمن) قیام نکرده است».</span></p><p class="MsoNormal" style="margin: 15px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; font-family: tahoma, 'Trebuchet MS', 'Lucida Grande', Helvetica, Arial, sans-serif; line-height: 18px; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 10pt; background-color: transparent; line-height: 20px;"><b><font color="#cc0000">در ضمن علت هدایت گری پرچم یمانی دعوت به امام زمان(عج) حال جا دارد به سخنرانی ها و بحث ها ومناظرات پیروان و مبلغان این گروه دقت کنیم. تنها چیزی که وجود ندارد دعوت به امام زمان(عج) است بلکه همه چیز احمد است، اول و آخر احمد است.</font></b></span></p><div id="edn7" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; color: rgb(51, 51, 51); font-family: tahoma, 'Trebuchet MS', 'Lucida Grande', Helvetica, Arial, sans-serif; line-height: 19.200000762939453px; text-align: start;"><p class="a3" style="margin: 15px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent; line-height: 18px;"><span class="MsoEndnoteReference" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent; color: rgb(23, 100, 129);"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 9pt; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span class="MsoEndnoteReference" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 9pt; background-color: transparent; line-height: 13.800000190734863px; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><a name="_edn7" href="http://www.mahdi313.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=426:1390-11-19-08-52-17&amp;catid=68:1389-10-12-12-30-38&amp;Itemid=101#_ednref7" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent; color: rgb(23, 100, 129);">[1]</a></span></span></span></span></span><span lang="AR-SA" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 9pt; background-color: transparent;">.&nbsp;<span class="Char2" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><em style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;">ارشاد</span></em></span>، ج2، ص375.</span></p></div><p class="MsoNormal" style="margin: 15px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; color: rgb(51, 51, 51); font-family: tahoma, 'Trebuchet MS', 'Lucida Grande', Helvetica, Arial, sans-serif; line-height: 18px; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 10pt; background-color: transparent; line-height: 20px; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"></span></p><div id="edn8" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 12px; color: rgb(51, 51, 51); font-family: tahoma, 'Trebuchet MS', 'Lucida Grande', Helvetica, Arial, sans-serif; line-height: 19.200000762939453px; text-align: start;"><p class="a3" style="margin: 15px 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent; line-height: 18px;"><a name="_edn8" href="http://www.mahdi313.com/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=426:1390-11-19-08-52-17&amp;catid=68:1389-10-12-12-30-38&amp;Itemid=101#_ednref8" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent; color: rgb(23, 100, 129);"><span class="MsoEndnoteReference" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 9pt; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span class="MsoEndnoteReference" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 9pt; background-color: transparent; line-height: 13.800000190734863px; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;">[2]</span></span></span></span></span></a><span lang="AR-SA" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; font-size: 9pt; background-color: transparent;">.&nbsp;<span class="Char2" style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><em style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;"><span style="margin: 0px; padding: 0px; border: 0px; outline: 0px; background-color: transparent;">غیبت، نعمانی</span></em></span>، ص277، باب14، ح60.</span></p></div></div> text/html 2014-05-11T03:31:30+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی شخصیت عایشه از منظر قران، سنت و تاریخ 1 http://eslaami.mihanblog.com/post/256 <h1 dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><span lang="FA" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-language:FA">شخصیت</span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-bidi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-language:FA"> </span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-language:FA">عایشه</span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-bidi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-language:FA"> </span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-language:FA">از</span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-bidi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-language:FA"> </span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-language:FA">منظر</span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-bidi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-language:FA"> </span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-language:FA">قران،</span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-bidi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-language:FA"> </span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-language:FA">سنت</span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-bidi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-language:FA"> </span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-language:FA">و</span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Times New Roman&quot;,&quot;serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-bidi-theme-font:major-bidi;mso-bidi-language:FA"> </span><span lang="FA" style="font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Jadid-s; mso-hansi-font-family:Jadid-s;mso-bidi-language:FA">تاریخ</span><span dir="LTR" style="font-family:Jadid-s;mso-bidi-font-family:Tahoma;mso-bidi-language:FA"><o:p></o:p></span></h1> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><span lang="FA" style="font-family:&quot;Arial Unicode MS&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-ascii-font-family:Calibri;mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-fareast-font-family: Calibri;mso-fareast-theme-font:minor-latin;mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;mso-bidi-language:FA">&nbsp;</span></p> <h2 dir="RTL"><span lang="FA" style="font-family:&quot;B Titr&quot;">قران<o:p></o:p></span></h2> <h3 dir="RTL" style="margin-bottom: 6pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size: 14pt; font-family: 'Arial Unicode MS', sans-serif;">1. نزول آیه «لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ...» در باره عائشه:</span><span dir="LTR" style="font-size: 12pt;"><o:p></o:p></span></h3> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif;">استهزاء و تمسخر دیگران، اخلاق زشتى است كه خداوند صراحتا از آن نهى كرده است ؛ چنانچه در قرآن كریم مى‌فرماید:</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 12pt; font-family: Arial, sans-serif;"><o:p></o:p></span></p> <p class="arabi" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:navy;mso-bidi-language:FA">یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَكُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَكُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَمَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون‏.<span class="apple-converted-space">&nbsp;</span></span><span class="charchar"><span lang="FA" style="font-size:8.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-fareast-theme-font:major-fareast; color:red;mso-bidi-language:FA">الحجرات/11.</span></span><span lang="AR-SA" style="color:navy"><o:p></o:p></span></p> <p class="tarjome" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:green;mso-bidi-language:FA">اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره كنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند و یكدیگر را مورد طعن و عیبجویى قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یكدیگر را یاد نكنید، بسیار بد است كه بر كسى پس از ایمان نام كفرآمیز بگذارید و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند!</span><span lang="AR-SA" style="color:green"><o:p></o:p></span></p> <h4 dir="RTL" style="margin: 6pt 0cm 3pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 21pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-family: 'Arial Unicode MS', sans-serif;">معنای تمسخر:</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: 'Times New Roman', serif;"><o:p></o:p></span></h4> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif;">بزرگان اهل سنت در باره معناى تمسخر و استهزا گفته‌اند :</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 12pt; font-family: Arial, sans-serif;"><o:p></o:p></span></p> <p class="arabi" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:navy;mso-bidi-language:FA">ومعنى السخریة: الاستهانة والتحقیر والتنبیه على العیوب والنقائص على وجه یضحك منه وقد یكون ذلك بالمحاكاة فی الفعل والقول وقد یكون بالإشارة والإیماء وإذا كان بحضرة المستهزأ به لم یسم ذلك غیبة وفیه معنى الغیبة.</span><span lang="AR-SA" style="color:navy"><o:p></o:p></span></p> <p class="tarjome" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:green;mso-bidi-language:FA">معناى تمسخر؛ توهین، تحقیر و گوشزد كردن عیب‌ها و نقص‌هاى دیگران است؛ به صورتى كه (با شنیدن آن) مى‌خندند؛ گاهى به صورت عملى و گاهى با اشاره انجام مى‌شود ، اگر در حضور شخص استهزاء شده باشد، غیبت محسوب نمى‌شود؛ ولى اگر در حضور او نباشد ، غیبت است</span><span lang="AR-SA" style="color:green"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">الغزالی، محمد بن محمد ابوحامد (متوفای505هـ، إحیاء علوم الدین، ج 3، ص 131 ، ناشر: دار االمعرفة – بیروت.</span><span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;color:red"><o:p></o:p></span></p> <h4 dir="RTL" style="margin: 6pt 0cm 3pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 21pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-family: 'Arial Unicode MS', sans-serif;">حکم تمسخر:</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: 'Times New Roman', serif;"><o:p></o:p></span></h4> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif;">ابن كثیر دمشقى در باره معنا و حكم استهزاى دیگران مى‌گوید:</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 12pt; font-family: Arial, sans-serif;"><o:p></o:p></span></p> <p class="arabi" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:navy;mso-bidi-language:FA">ینهى تعالى عن السخریة بالناس، وهو احتقارهم والاستهزاء بهم، كما ثبت فی الصحیح عن رسول الله صلى الله علیه وسلم أنه قال: "الكِبْر بطر الحق وغَمْص الناس" ویروى: "وغمط الناس" والمراد من ذلك: احتقارهم واستصغارهم، وهذا حرام، فإنه قد یكون المحتقر أعظم قدرا عند الله وأحب إلیه من الساخر منه المحتقر له.</span><span lang="AR-SA" style="color:navy"><o:p></o:p></span></p> <p class="tarjome" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:green;mso-bidi-language:FA">خداوند از تمسخر مردم نهى كرده است ؛ و آن تحقیر و ریشخند كردن مردم است؛ چنانچه در صحیح (مسلم) از رسول خدا (ص) نقل شده است كه فرمود: «كبر، از بین برنده حق و تحقیر كردن وكوچك شمردن مردم است» و این كار ، حرام است؛ زیرا ممكن است كه شخص تحقیر شده در پیشگاه خداوند مقام بالاترى داشته باشد و خداوند او را بیشتر از شخص تحقیر كننده و مسخره كننده دوست داشته باشد .</span><span lang="AR-SA" style="color:green"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">ابن كثیر الدمشقی، إسماعیل بن عمر ابوالفداء القرشی (متوفای774هـ)، تفسیر القرآن العظیم، ج 4، ص 213 ، ناشر: دار الفكر - بیروت – 1401هـ.</span><span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;color:red"><o:p></o:p></span></p> <h4 dir="RTL" style="margin: 6pt 0cm 3pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 21pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-family: 'Arial Unicode MS', sans-serif;">شأن نزول آیه :</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 14pt; font-family: 'Times New Roman', serif;"><o:p></o:p></span></h4> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif;">مفسران اهل سنت قائل هستند كه این آیه در باره عائشه كه ام سلمه و یا زینب بنت خزیمة را مسخره كرده بود، نازل شده است .</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 12pt; font-family: Arial, sans-serif;"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif;">&nbsp;مقاتل بن سلیمان ، متوفاى 150، مفسر مشهور و قدیمى اهل سنت در این باره مى‌نویسد:</span><span lang="AR-SA" style="font-family: Arial, sans-serif;"><o:p></o:p></span></p> <p class="arabi" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:navy;mso-bidi-language:FA">« وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَكُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ» نزلت فی عائشة بنت أبی بكر ، رضی الله عنهما ، استهزأت من قصر أم سلمة بنت أبی أمیة.</span><span lang="AR-SA" style="color:navy"><o:p></o:p></span></p> <p class="tarjome" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:green;mso-bidi-language:FA">آیه : «ولا نساء ...» در باره عائشه نازل شده است؛ در آن هنگام كه ام سلمه را به خاطر كوتاه قد بودنش ریشخند كرد.</span><span lang="AR-SA" style="color:green"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">الأزدی البلخی، أبو الحسن مقاتل بن سلیمان بن بشیر (متوفای150هـ) ، تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج 3، ص 262، تحقیق : أحمد فرید ، ناشر : دار الكتب العلمیة - لبنان/ بیروت ، الطبعة : الأولى ، 1424هـ - 2003م .</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt;color:red"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif;">قرطبى متوفاى 671 مفسر پرآوازه اهل سنت در این باره مى‌نویسد:</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 12pt; font-family: Arial, sans-serif;"><o:p></o:p></span></p> <p class="arabi" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:navy;mso-bidi-language:FA">قال المفسرون : نزلت فی امرأتین من أزواج النبی صلى الله علیه وسلم سخرتا من أم سلمة وذلك أنها ربطت خصریها بسبیبة وهو ثوب أبیض ومثلها السب وسدلت طرفیها خلفها فكانت تجرها فقالت عائشة لحفصة رضی الله عنهما : انظری ما تجر خلفها كأنه لسان كلب فهذه كانت سخریتهما.</span><span lang="AR-SA" style="color:navy"><o:p></o:p></span></p> <p class="arabi" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:navy;mso-bidi-language:FA">وقال أنس وبن زید : نزلت فی نساء النبی صلى الله علیه وسلم عیرن أم سلمة بالقصر وقیل : نزلت فی عائشة أشارت بیدها إلى أم سلمة یا نبی الله إنها لقصیرة.</span><span lang="AR-SA" style="color:navy"><o:p></o:p></span></p> <p class="tarjome" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="AR-SA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:green">مفسران گفته اند: این آیه در شان دو تن از همسران رسول خدا (ص) كه امّ‌سلمه را مسخره كرده بودند نازل شده است؛ چون او لباسى سفید پوشیده و دو طرف آن را پشت سرش رها كرده بود كه هنگام راه رفتن كشیده مى‌شد، عائشه به حفصه گفت: ببین<span class="apple-converted-space">&nbsp;</span></span><span lang="FA" style="font-size: 11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:green;mso-bidi-language:FA">چه<span class="apple-converted-space">&nbsp;</span></span><span lang="AR-SA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:green">چیزى<span class="apple-converted-space">&nbsp;</span></span><span lang="FA" style="font-size: 11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:green;mso-bidi-language:FA">پشت سرش مى‌كشد كه مانند زبان سگ است ! و این بود مسخره كردن آنان .</span><span lang="AR-SA" style="color:green"><o:p></o:p></span></p> <p class="tarjome" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="AR-SA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:green">انس و ابن زید گفته اند: در باره همسران پیامبر خدا (ص) كه امّ‌سلمه را به جهت كوتاهى قدش سرزنش كرده‌اند نازل شده است، و گفته شده است در باره عائشه است كه با دستش به امّ‌سلمه اشاره كرد و گفت: اى فرستاده خدا بببین چقدر كوتاه قد است.</span><span lang="AR-SA" style="color:green"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">الأنصاری القرطبی، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفای671هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج 16، ص 326 ، ناشر: دار الشعب – القاهرة.</span><span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt; color:red"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif;">شهاب الدین آلوسى متوفاى 1270براى اثبات این مطلب كه مسخره دیگران هم براى مردان و هم براى زنان حرام است، به این روایات استناد كرده است:</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 12pt; font-family: Arial, sans-serif;"><o:p></o:p></span></p> <p class="arabi" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:navy;mso-bidi-language:FA">والآیة على ما روی عن مقاتل نزلت فی قوم من بنی تمیم سخروا من بلال وسلمان وعمار وخباب وصهیب وابن نهیرة وسالم مولى أبی حذیفة رضی الله تعالى عنهم ولا یضر فیه اشتمالها على نهی النساء عن السخریة كما لا یضراشتمالها علی نهی الرجال عنها فیما روی أن عائشة وحفصة رأتا أم سلمة ربطت حقویها بثوب أبیض وسدلت طرفه خلفها فقالت عائشة لحفصة تشیر إلى ما تجر خلفها : كأنه لسان كلب فنزلت وما روی عن عائشة أنها كانت تسخر من زینب بنت خزیمة الهلالیة وكانت قصیرة .</span><span lang="AR-SA" style="color:navy"><o:p></o:p></span></p> <p class="tarjome" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:green;mso-bidi-language:FA">این آیه بنابر نقل مقاتل (بن سلیمان) در باره قوم بنى تمیم نازل شده است كه بلال، سلمان، عمار، خباب، صهیب، ابن نهیره و سالم مولى حذیفه را مسخره كرده بودند . نزول این آیه در باره این افراد مشخص، به شمول حكم به زنان كه تمسخر كردن دیگران توسط آنان نیز حرام است،</span><span class="apple-converted-space"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family: Lotus;color:green;mso-bidi-language:FA">&nbsp;</span></span><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:green; mso-bidi-language:FA">ضررى نمى‌زند؛ همان طورى كه اگر شامل دیگر مردان نیز بشود، ضرر نمى‌زند؛ زیرا روایت شده است كه عائشه و حفصه دیدند كه ام سلمه كمرش را با پارچه سفید بسته است كه یك طرف آن از پشتش آویزان شده بود، عائشه در حالى كه به لباس آویزان شده ام سلمه اشاره مى‌كرد گفت: همانند زبان سگ است . پس این آیه نازل شد و نیز نقل شده است كه عائشه، زینب بنت خزیمه هلالى را كه قد كوتاهى داشت، ریشخند كرده بود .</span><span lang="AR-SA" style="color:green"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج 26، ص 152 ، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.</span><span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt; color:red"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif;">و زمخشرى، ادیب و مفسر بنام اهل سنت در ذیل این آیه مى‌نویسد:</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 12pt; font-family: Arial, sans-serif;"><o:p></o:p></span></p> <p class="arabi" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:navy;mso-bidi-language:FA">وعن عائشة رضی الله عنها أنها كانت تسخر من زینب بنت خزیمة الهلالیة وكانت قصیرة . وعن ابن عباس أن أمّ سلمة ربطت حقویها بسبنیّة وسدلت طرفها خلفها وكانت تجرّه ، فقالت عائشة لحفصة : انظری ما تجرّ خلفها كأنه لسان كلب . وعن أنس : عیرت نساء رسول الله صلى الله علیه وسلم أمّ سلمة بالقصر .</span><span lang="AR-SA" style="color:navy"><o:p></o:p></span></p> <p class="tarjome" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:11.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color:green;mso-bidi-language:FA">از عائشه نقل شده است كه او زینب بنت خزیمه هلالیه را كه قد كوتاهى داشته، مسخره كرده است و از ابن عباس نقل شده است كه ام سلمه كمربندى از پارچه كتان به كمر خود بسته بود كه یك طرف آن از پشتش آویزان شده بود و به زمین كشیده مى‌شود، عائشه به حفصه گفت: به آن چیزى كه از پشت او كشیده مى‌شود نگاه كن كه همانند زبان سگ آویزان شده است . از أنس نقل شد است كه زنان رسول خدا (ص) ام سلمه را به خاطر كوتاه قد بودنش تمسخر كرده بودند.</span><span lang="AR-SA" style="color:green"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="AR-LB" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:AR-LB">الزمخشری الخوارزمی، ابوالقاسم محمود بن عمر جار الله، الكشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل فی وجوه التأویل،<span class="apple-converted-space">&nbsp;</span></span><span lang="FA" style="font-size:8.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red; mso-bidi-language:FA">ج 4، ص 373 ،<span class="apple-converted-space">&nbsp;</span></span><span lang="AR-LB" style="font-size:8.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red; mso-bidi-language:AR-LB">تحقیق: عبد الرزاق المهدی، بیروت، ناشر: دار إحیاء التراث العربی.</span><span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;color:red"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 18pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-family: Tahoma, sans-serif;">دیگر بزرگان اهل سنت نیز این مطلب را تأیید كرده‌اند كه ما به جهت اختصار فقط به ذكر آدرس كتاب‌هاى آن‌ها اكتفاء مى‌كنیم :</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 12pt; font-family: Arial, sans-serif;"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="AR-SA" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red">السمرقندی، نصر بن محمد بن أحمد ابواللیث (متوفای367 هـ)، تفسیر السمرقندی المسمی بحر العلوم،<span class="apple-converted-space">&nbsp;</span></span><span lang="FA" style="font-size: 8.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">ج 3، ص 311 ،<span class="apple-converted-space">&nbsp;</span></span><span lang="AR-SA" style="font-size:8.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red">تحقیق: د. محمود مطرجی، ناشر: دار الفكر – بیروت؛</span><span lang="AR-SA" style="font-size: 10.0pt;color:red"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">الثعلبی النیسابوری، ابوإسحاق أحمد بن محمد بن إبراهیم (متوفای427هـ) الكشف والبیان، ج 9، ص 311 ، تحقیق: الإمام أبی محمد بن عاشور، مراجعة وتدقیق الأستاذ نظیر الساعدی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ-2002م؛</span><span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;color:red"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">ابن الجوزی الحنبلی، جمال الدین ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفای 597 هـ)، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج 7، ص 466 ، ناشر: المكتب الإسلامی - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1404هـ.</span><span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;color:red"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="AR-LB" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:AR-LB">أبی حیان الأندلسی، محمد بن یوسف (متوفای745هـ)، تفسیر البحر المحیط،<span class="apple-converted-space">&nbsp;</span></span><span lang="FA" style="font-size: 8.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">ج 8، ص 165،<span class="apple-converted-space">&nbsp;</span></span><span lang="AR-LB" style="font-size:8.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language: AR-LB">تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، شارك فی التحقیق 1) د.زكریا عبد المجید النوقی 2) د.أحمد النجولی الجمل، ناشر: دار الكتب العلمیة - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ -2001م؛</span><span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;color:red"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="AR-LB" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:AR-LB">النسفی، أبو البركات عبد الله ابن أحمد بن محمود (متوفای710هـ)، تفسیر النسفی،<span class="apple-converted-space">&nbsp;</span></span><span lang="FA" style="font-size: 8.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">ج 4، ص 165 ،<span class="apple-converted-space">&nbsp;</span></span><span lang="AR-LB" style="font-size:8.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language: AR-LB">طبق برنامه الجامع الكبیر</span><span lang="FA" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">؛</span><span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;color:red"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">النیسابوری، نظام الدین الحسن بن محمد بن حسین المعروف بالنظام الأعرج (متوفای 728 هـ)، تفسیر غرائب القرآن ورغائب الفرقان، ج 6، ص 165 ، تحقیق: الشیخ زكریا عمیران، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1416هـ - 1996م؛</span><span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;color:red"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoFootnoteText" dir="RTL" style="margin: 0cm 0cm 0.0001pt; text-align: justify; text-indent: 36pt; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed; background-position: initial initial; background-repeat: initial initial;"><span lang="FA" style="font-size:8.0pt; font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;;color:red;mso-bidi-language:FA">الثعالبی ، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف (متوفای875هـ) ، الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن ، ج 9، ص 165 ، ناشر : مؤسسة الأعلمی للمطبوعات – بیروت.</span><span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;color:red"><o:p></o:p></span></p> text/html 2014-04-12T02:33:20+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی امام علی النقی http://eslaami.mihanblog.com/post/255 <span style="font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;">آهای شیعه ها اینقد بی غیرت شدید؟؟؟؟؟؟؟؟</span><br style="margin: 0px; padding: 0px; font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;"><br style="margin: 0px; padding: 0px; font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;">وقتی اسم امام نقی رو تو گوگل سرچ میکنیم عکسای خیلی خیلی نامناسبی میاد</span><br style="margin: 0px; padding: 0px; font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;"><br style="margin: 0px; padding: 0px; font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;">اگه واقعا شیعه هستیم سریع پوسترهای امام رو با اسم امام به انگلیسی و فارسی</span><br style="margin: 0px; padding: 0px; font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;"><br style="margin: 0px; padding: 0px; font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;">تو برچسب هامون بزنیم</span><br style="margin: 0px; padding: 0px; font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;"><br style="margin: 0px; padding: 0px; font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;">امام نقی ,امام نقی(ع) , نقی , naghi , emam naghi</span><br style="margin: 0px; padding: 0px; font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;"><br style="margin: 0px; padding: 0px; font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;"><span style="font-size: 12px; line-height: 25px; text-align: justify;">یا همین مطلب زیر رو کپی و در وب خودتون پیست کنید....</span><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://static.cloob.com//public/user_data/gen_thumb/n-14-04-8/16/c942b421c2d9f85f0c436c8862aaca0d-425" alt=""> text/html 2014-04-02T05:51:58+01:00 eslaami.mihanblog.com هادی عباسی خشم فاطمه زهرا سلام الله علیها بر ابوبکر و عمر http://eslaami.mihanblog.com/post/254 <h3 dir="RTL"><a name="_Toc227682035"></a><a name="_Toc227680976"><span lang="FA" style="font-size:14.0pt; font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;;font-weight:normal">غضب و خشم فاطمه از ابوبكر</span></a><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;font-weight:normal"><o:p></o:p></span></h3> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family: Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;">قال البخاری: </span><span class="arabiChar3"><span lang="FA" style="font-size: 14pt; font-family: Lotus;">«فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّیَتْ». </span></span><span lang="FA" style="font-size:14.0pt; font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;;color:red">&nbsp;صحیح البخارى: 4/42، ح 3093، كتاب فرض الخمس، ب 1 ـ باب فَرْضِ الْخُمُسِ</span><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family: Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;">فی روایة أخرى: </span><span class="arabiChar3"><span lang="FA" style="font-size: 14pt; font-family: Lotus;">«فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِی بَكْرٍ فِی ذَلِكَ - قَالَ - فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّیَتْ».</span></span><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;"> </span><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;color:red">صحیح البخارى: 5/82، ح 4240) كتاب المغازى، باب غَزْوَةُ خَیْبَرَ. <o:p></o:p></span></p> <h3 dir="RTL"><a name="_Toc227677180"></a><a name="_Toc227682036"></a><a name="_Toc227680977"><span lang="FA" style="font-size:14.0pt; font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;;font-weight:normal">جلوگیری از عیادت عائشه</span></a><span lang="FA" style="font-size:14.0pt; font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;;font-weight:normal"> </span><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;font-weight:normal"><o:p></o:p></span></h3> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span class="arabiChar3"><span lang="FA" style="font-size: 14pt; font-family: Lotus;">قال ابن عبد البر:</span></span><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;"> فقالت فاطمة لأسماء بنت عمیس:... فإذا أنا مِّتُ فاغسلینی أنت وعلی ولا تدخلی علیّ أحدا فلمّا توفّیت جاءت عائشة تدخل، فقالت أسماء: لا تدخلی، فشكت إلى أبی بكر، فقالت: إنّ هذه الخثعمیة تحول بیننا وبین بنت رسول الله صلى الله علیه وسلم، وقد جعلت لها مثل هودج العروس.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family: Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;">فجاء أبو بكر فوقف على الباب فقال: یا أسماء، ما حملك على أن منعت أزواج النبی صلى الله علیه وسلم أن یدخلن على بنت رسول الله صلى الله علیه وسلم؟ وجعلت لها مثل هودج العروس!<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify;text-justify:kashida; text-kashida:0%;mso-pagination:none;mso-layout-grid-align:none;text-autospace: none"><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus;mso-ascii-font-family: &quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;">فقالت: أمَرَتْنِی ألا یدخلَ علیها أحدٌ ... قال أبو بكر: فاصنعی ما أمرتكِ&nbsp; ثم انصرف، فغسّلها علی وأسماء. </span><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;color:red">الاستیعاب، ج 4، ص 1897 - 1898، أسد الغابة، ج 5، ص 524، السنن الكبرى، للبیهقی ج 4، ص 34 ، كنز العمال، ج 13، ص 687.</span><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus; mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;"><o:p></o:p></span></p> <h3 dir="RTL"><a name="_Toc227682037"></a><a name="_Toc227680978"><span lang="FA" style="font-size:14.0pt; font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;;font-weight:normal">ممانعت از نماز ابوبكر بر جنازه حضرت زهرا (س)</span></a><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus; mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; font-weight:normal"><o:p></o:p></span></h3> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family: Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;">روى البخاری عن عائشة: أَنَّ فَاطِمَةَ عَلَیْهَا السَّلاَمُ&nbsp; بِنْتَ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم ... وَعَاشَتْ بَعْدَ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ، </span><span class="arabiChar3"><span lang="FA" style="font-size: 14pt; font-family: Lotus;">فَلَمَّا تُوُفِّیَتْ، دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلاً، وَلَمْ یُؤذِنْ بِهَا أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى عَلَیْهَا، </span></span><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;">وَكَانَ لِعَلِیٍّ مِنَ النَّاسِ وَجْهٌ حَیَاةَ فَاطِمَةَ، فَلَمَّا تُوُفِّیَتِ اسْتَنْكَرَ عَلِیٌّ وُجُوهَ النَّاسِ. </span><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;color:red">صحیح بخارى، ج 5، ص 82، ح 4240، كتاب المغازى،&nbsp; باب غَزْوَةُ خَیْبَرَ، صحیح مسلم، ج 5، ص 154، ح 4470، كتاب الجهاد والسیر (المغازى )، باب قَوْلِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم «لاَ نُؤرَثُ مَا تَرَكْنَا فَهُوَ صَدَقَةٌ».<o:p></o:p></span></p> <h3 dir="RTL"><a name="_Toc227682038"></a><a name="_Toc227680979"><span lang="FA" style="font-size:14.0pt; font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;;font-weight:normal">برخورد تند فاطمه (س) با ابوبكر وعمر نفرین حضرت بر ابوبكر</span></a><span lang="FA" style="font-size:14.0pt; font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;;font-weight:normal"> <o:p></o:p></span></h3> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span class="arabiChar3"><span lang="FA" style="font-size: 14pt; font-family: Lotus;">قال ابن قتیبة الدینوری:</span></span><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family:Lotus; mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;"> فقال عمر لأبی بكر، رضی اللّه عنهما: انطلق بنا إلى فاطمة، فإنا قد أغضبناها، فانطلقا جمیعا، فاستأذنا على فاطمة، فلم تأذن لهما، فأتیا علیّا فكلّماه، فأدخلهما علیها، فلما قعدا عندها، حوّلت وجهها إلى الحائط، فسلّما علیها، فلم تردّ علیهما السلام، فتكلّم أبو بكر فقال: یا حبیبة رسول اللّه ! واللّه إن قرابة رسول اللّه أحب إلی من قرابتی، وإنك لاحب إلی من عائشة ابنتی، ولوددت یوم مات أبوك أنّی متُّ، ولا أبقى بعده، أفترانی أعرفك واعرف فضلك وشرفك وأمنعك حقّك ومیراثك من رسول اللّه، إلاّ أنّی سمعت أباك رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم یقول: - لا نورث، ما تركنا فهو صدقة -، فقال: أرأیتكما إن حدّثتكما حدیثا عن رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم تعرفانه وتفعلان به ؟ قالا: نعم.<o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family: Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;">فقالت: نشدتكما اللّه ألم تسمعا رسول اللّه یقول: </span><span class="arabiChar3"><span lang="FA" style="font-size: 14pt; font-family: Lotus;">رضا فاطمة من رضای، وسخط فاطمة من سخطی، فمن أحبّ فاطمة ابنتی فقد أحبّنی، ومن أرضى فاطمة فقد أرضانی، ومن أسخط فاطمة فقد أسخطنی ؟</span></span><span lang="FA" style="font-size:14.0pt; font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;"> قالا: نعم، سمعناه من رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم، قالت: </span><span class="arabiChar3"><span lang="FA" style="font-size: 14pt; font-family: Lotus;">فإنّی أُشهد اللّه وملائكته أنّكما أسخطتمانی وما أرضیتمانی، ولئن لقیت النبی لأشكونّكما إلیه.</span></span><span lang="FA" style="font-size: 14.0pt;font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;"><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL"><span lang="FA" style="font-size:14.0pt;font-family: Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family:&quot;Times New Roman&quot;">فقال أبو بكر: أنا عائذ باللّه تعالى من سخطه وسخطك یا فاطمة، ثمّ انتحب أبو بكر یبكی، حتى كادت نفسه أن تزهق. وهی تقول: </span><span class="arabiChar3"><span lang="FA" style="font-size: 14pt; font-family: Lotus;">واللّه لأدعونّ اللّه علیك فی كلّ صلاة أصلّیها. </span></span><span lang="FA" style="font-size: 14.0pt;font-family:Lotus;mso-ascii-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;;color:red">الإمامة والسیاسة، تحقیق الشیری ج 1، ص 31.<o:p></o:p></span></p>