تبلیغات
چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟ - مطالب مناسبت های دینی

چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟

دفاع از مكتب حقه اهل البیت و رسوایی فرق ضاله

مختصری از زندگی علامه شیخ محمد علی العمری

علامه شیخ محمدعلی العمری به عنوان شخصیت اول شیعیان مدینه منوره و امام مسجد شیعیان این شهر محسوب می‌شود که در طول 60 سال گذشته برای بسط مکتب اهل‌بیت (ع) تلاش فراوانی کرده است.


http://shia-online.ir/upload/article/16329/16329_M0JKNXWE_pic.jpgبه گزارش شیعه آنلاین، آیت الله شیخ محمدعلی العمری، از علمای سرشناس شیعیان عربستان سعودی نیمه شب گذشته در یکی از بیمارستان های ریاض پایتخت عربستان سعودی درگذشت.

علامه شیخ محمدعلی العمری به عنوان شخصیت اول شیعیان مدینه منوره و امام مسجد شیعیان این شهر محسوب می‌شود که در طول 60 سال گذشته برای بسط مکتب اهل‌بیت (ع) تلاش فراوانی کرده است.

«علامه العمری» رهبر شیعیان عربستان که روز گذشته در مدینه منوره درگذشت از شاگردان علامه نائینی و آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی بود و با وجود تحمل 45 سال زندان آل‌سعود، از انقلاب اسلامی ایران و شیعیان لبنان حمایت می‌کرد.

علامه شیخ محمدعلی العمری که صبح روز گذشته پس از بستری دو هفته‌ای در بیمارستان ملی مدینه منوره دار فانی را وداع گفت، از بزرگان شیعه عربستان و رهبر شیعیان این کشور بود.

وی که در میان عربستانی‌ها به عنوان «پدر روحانی شیعیان» خوانده می‌شود؛ در سال 1911 میلادی (1332هجری قمری) در مدینه منوره به دنیا آمد. 16 ساله بود که به امر پدرش شیخ علی بن احمد العمری وارد حوزه علمیه نجف اشرف شد.

شاگرد علامه نائینی و آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی
شیخ العمری در طول حضور بیست ساله در حوزه علمیه نجف از محضر اساتیدی چون آیت‌الله محمدرضا مظفر، آیت‌الله محمدحسین مظفر، آیت‌الله محمدجواد مغنیه، آیت‌الله سیدمسلم حلی، آیت‌الله محمدتقی آل‌صادق، سیدباقر الشخص، شیخ محمدتقی فقیه، آیت‌الله شیخ‌حسین حلی و همچنین مرجع بزرگ شیعه، آیت‌الله العظمى نائینی و آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی بهره جست.
وی آن چنان نزد آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی دارای ارج و قرب بود که هنگام رحلت پدرش، این مرجع عالیقدر به مدت سه روز در صحن حیدری نجف اشرف برای پدر علامه العمری مجلس عزا برپا کرد.

رهبر معنوی شیعیان عربستان پس مدت‌ها تحصیل در حوزه نجف در سال 1370 هجری قمری (1950 میلادی) به مدینه منوره بازگشت و تبلیغ خود برای مکتب اهل‌بیت (ع) را در این شهر آغاز کرد.

وی در طول حیات خود وکیل مراجعی چون آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، آیت‌الله سیدمحسن حکیم، آیت‌الله میلانی، آیت‌الله سید ابوالقاسم خوئی، آیت‌الله شاهرودی، آیت‌الله سید عبدالأعلى سبزواری، آیت‌الله سیدمحمدرضا گلپایگانی، آیت‌الله سیدعلی سیستانی، آیت‌الله سیدمحمدحسین فضل‌الله، آیت‌الله سید محمدسعید حکیم و آیت‌الله شیخ بشیر نجفی بود.

شیخ العمری که اکثر حجاج ایرانی زائر قبر نورانی پیامبر اکرم (ص) پشت سر او در مسجد شیعیان مدینه نماز خوانده‌اند؛ در طول بیش از 60 سال حضور خود خدمات اجتماعی و دینی بسیاری به اقلیت شیعه مدینه ارائه داد.

در مزرعه آیت‌الله محمدعلی العمری، مسجد شیعیان و نیز دفتر کار وی قرار دارد و این مسجد هر روزه پذیرای تعداد زیادی از زوار شیعه و ایرانی است که معمولاً شب‌ها به مسجد شیعیان عربستان می‌روند و صدای «اشهد ان علیاً ولی الله» را در غربت مدینه می‌شنوند.

ابوطالب یکی از شیعیان منطقه نخاوله در این باره می‌گوید: معروفترین بخش منطقه نخاوله حسینیه شیعیان است که در میان مزرعه‌ای معروف به مزرعه شیخ عمری محصور شده است و آیت‌الله محمد العمری به نوعی سرپرستی شیعیان این شهر را بر عهده دارد.

عباس از دیگر شیعیان منطقه نخاوله نیز از علاقه شیعیان این منطقه به شیخ العمری می‌گوید و می‌افزاید: حسینیه‌ پیشین شیخ العمری در نزدیکی مسجد‌النبی (ص) قرار داشت و او با دست خود آن حسینیه را در نزدیکی حرم پیامبر (ص) و قبرستان بقیع ساخت و نگهداری کرد اما چون آن مکان را به بهانه ساخت خیابان تخریب کردند در قسمت حاشیه‌ای شهر مدینه و در جوار نخلستان‌ها سکنی گزید.

علامه العمری 45 سال زندان دولت عربستان سعودی را تحمل کرد
این عالم شیعی عربستان مثل دیگر شیعیان این کشور از دست دستگاه وهابی سعودی در امان نبود و 45 سال از عمرش را در زندان‌های وهابیون عربستان سپری کرد و چند سال پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، از زندان آزاد شد.

بر اساس ارزیابی افراد مطلع و فعالان عربستان وی به جایگاه اجتماعی و انقلابی قابل توجه و برجسته‌ای در سطح عربستان دست یافت.

شیرازی از آگاهان به مسائل شیعیان عربستان در این باره می‌گوید: شیخ محمد علی العمری فرد بسیار مبرز و زجر کشیده‌ای است‌؛ دولت سعودی چندین بار حکم اعدام ایشان را صادر کرد‌ اما خوشبختانه اجرا نشد و کسانی که حکم را صادر کرده بودند مشکلاتی برای‌شان به وجود آمد و دچار بلا شدند.

علامه العمری در یکی از این جریان‌ها سال‌ها پیش با انتشار اعلامیه‌هایی در دفاع از شیعیان و حقوق آنها در عربستان و به‌ویژه شهر مدینه بین اقشار مختلف مردم، به اصرار وهابی‌ها به زندان افتاد و دادگاه سعودی وی را به اعدام محکوم کرد اما علامه العمری از اعدام جان سالم به در برد.

وی خاطره آن حادثه را اینچنین تعریف کرده است: «همه چیز دست به دست هم داد تا من را اعدام کنند و پس از چندماه زندانی شدن سرانجام روز اعدام فرا رسید؛ من را در ملأ عام و مقابل هزاران شیعه و برخی عاملان حکومت به پای چوبه دار بردند و طناب را به گردنم انداختند؛ به حضرت زهرا (س) توسل کرده و زیر لب با خودم گفتم: یا حضرت زهرا من فقط برای دفاع از شما و آبروی شما به پای چوبه دار آمده‌ام. یاری‌ام کن! وقتی طناب دار را کشیدند پس از حدود 30 ثانیه طناب پاره شد و من بیهوش شدم و دیگر چیزی از آن لحظه هم بیاد نمی‌آورم و وقتی به هوش آمدم 35 روز گذشته بود و در یکی از بیمارستان‌های مدینه بستری بودم و فهمیدم نجات یافته‌ام».

حمایت از انقلاب اسلامی و شیعیان لبنان
شیرازی در ادامه صحبت‌هایش درباره علامه العمری از حمایت او از انقلاب اسلامی می‌گوید و می‌افزاید: شیخ محمد علی العمری در نجف درس خوانده و مقدار کمی هم در ایران‌؛ ایشان به تهران و قم و مشهد زیاد آمده است‌ و با ایران ارتباط دارد البته خودش در این خصوص چیزی به ما نگفته‌ اما بسیار مؤید انقلاب است و مسائل ایران را به دقت دنبال می‌کند.

وی درباره کمک‌های او و شیعیان مدینه به شیعیان لبنان می‌گوید: شیعیان یک صندوق صدقات دارند که آن را به شیخ محمدعلی العمری می‌دهند تا در میان نیازمندان توزیع کند برای مثال‌، در جریان جنگ 33 روزه لبنان‌، من دیدم که آنها پول‌هایشان را جمع می‌کنند و به شیخ می‌دهند؛ در نماز یک کیسه‌ای را می‌چرخاندند و پول‌ها را در آن می‌ریختند؛ مبلغ زیادی برای کمک به حادثه دیدگان لبنان‌ جمع شد که البته سعی می‌کردند این کار پنهانی باشد.

و سرانجام این عالم ربانی دو هفته پیش در اثر جمع شدن آب در کبدش به کما رفت و در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان ملی مدینه منوره بستری شد.

هرچند شیعیان مدینه منوره در طول این دو هفته با تضرع به درگاه احدیت شفای او را از خداوند خواستند اما صبح دیروز در اربعین حسینی و در سن 100 سالگی به دیدار حق شتافت.

موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :مناسبت های دینی ،
  • چرا امیرمؤمنان (علیه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟

    بنام خدا

    این کامنت را در پاسخ به سوال دوستی بنام اقا رضا میگذارم

    چرا امیرمؤمنان (علیه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟

    طرح شبهه:

    علی که شیر خدا و اسد الله الغالب بود و در قلعه خیبر را با یک دست بلند کرد، چگونه حاضر مى‌شود ببیند همسرش را در مقابل چشمانش كتك بزنند؛ اما هیچ واكنشى از خود نشان ندهد؟!

    نقد و بررسی:

    یكى از مهمترین شبهاتى كه وهابی‌ها با تحریك احساسات مردم، به منظور انكار قضیه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله علیها مطرح مى‌كنند، این است كه چرا امیرمؤمنان علیه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه این كه او اسد الله الغالب و شجاع‌ترین فرد زمان خود بود و...

    عالمان شیعه در طول تاریخ از این شبهه‌ پاسخ‌هاى گوناگونى داده‌اند كه به اختصار به چند نكته بسنده مى‌كنیم.

    عكس العمل تند حضرت در برابر عمر بن خطاب:

    امیرمؤمنان علیه السلام در مرحله اول و زمانى كه آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمین زد، با مشت به صورت و گردن او كوبید؛ اما از آن جایى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله علیه وآله صبر پیشه كرد. در حقیقت با این كار مى‌خواست به آن‌ها بفهماند كه اگر مأمور به شكیبائى نبودم و فرمان خدا غیر از این بود، كسى جرأت نمى‌كرد كه این فكر را حتى از مخیله‌اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل همیشه تابع فرمان‌هاى الهى بوده است.

    سلیم بن قیس هلالى كه از یاران مخلص امیرمؤمنان علیه السلام است، در این باره مى‌نویسد:

    وَدَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِی الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ علیه السلام وَصَاحَتْ یَا أَبَتَاهْ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَرَفَعَ عُمَرُ السَّیْفَ وَهُوَ فِی غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ یَا أَبَتَاهْ فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَّفَكَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ.

    فَوَثَبَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَأَخَذَ بِتَلابِیبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَوَجَأَ أَنْفَهُ وَرَقَبَتَهُ وَهَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَكَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) وَمَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ وَالَّذِی كَرَّمَ مُحَمَّداً بِالنُّبُوَّةِ یَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَیْتِی.

    عمر آتش طلبید و آن را بر در خانه شعله‏ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا علیها السّلام به طرف عمر آمد و فریاد زد: یا ابتاه، یا رسول اللَّه! عمر شمشیر را در حالى كه در غلافش بود بلند كرد و بر پهلوى فاطمه زد. آن حضرت ناله كرد: یا ابتاه! عمر تازیانه را بلند كرد و بر بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد:

    یا رسول اللَّه، ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مى‌كنند»!

    علی علیه السّلام ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت كشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش كوبید و خواست او را بكشد؛ ولى به یاد سخن پیامبر صلى الله علیه وآله و وصیتى كه به او كرده بود افتاد، فرمود: اى پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به پیامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهى و عهدى كه پیامبر با من بسته است، نبود، مى‏دانستى كه تو نمى‏توانى به خانه من داخل شوى»

    الهلالی، سلیم بن قیس (متوفای80هـ)، كتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص568، ناشر: انتشارات هادى‏ ـ قم‏، الطبعة الأولی، 1405هـ.

    همچنین آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن به نقل از منابع شیعه این روایت را نقل كرده است:

    أنه لما یجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت یا أبتاه ویا رسول الله فرفع عمر السیف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت یا أبتاه فأخذ على بتلابیب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته

    عمر عصبانی شد و درب خانه علی را به آتش کشید و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله علیها به طرف عمر آمد و فریاد زد: «یا ابتاه، یا رسول الله»! عمر شمشیرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازیانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فریاد زد: « یا ابتاه » (با مشاهده این ماجرا) علی (ع) ناگهان از جا برخاست و گریبان عمر را گرفت و او را به شدت کشید و بر زمین زد و بر بینى و گردنش کوبید.

    الآلوسی البغدادی، العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود (متوفای1270هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج3، ص124، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

    آتسلیم وصیت پیامبر اكرم (ص):

    امیرمؤمنان علیه السلام در تمام دوران زندگی‌اش، مطیع محض فرمان‌هاى الهى بوده و آن‌چه او را به واكنش وامى‌داشت، فقط و فقط اوامر الهى بود و هرگز به خاطر تعصب، غضب و منافع شخصى از خود واكنش نشان نمى‌داد.

    آن حضرت از جانب خدا و رسولش مأمور به صبر و شكیبائى در برابر این مصیبت‌هاى عظیم بوده است و طبق همین فرمان بود كه دست به شمشیر نبرد.

    مرحوم سید رضى الدین موسوى در كتاب شریف خصائص الأئمه (علیهم السلام) مى‌نویسد:

    أَبُو الْحَسَنِ فَقُلْتُ لِأَبِی فَمَا كَانَ بَعْدَ إِفَاقَتِهِ قَالَ دَخَلَ عَلَیْهِ النِّسَاءُ یَبْكِینَ وَارْتَفَعَتِ الْأَصْوَاتُ وَضَجَّ النَّاسُ بِالْبَابِ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ فَبَیْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ نُودِیَ أَیْنَ عَلِیٌّ فَأَقْبَلَ حَتَّى دَخَلَ عَلَیْهِ قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَانْكَبَبْتُ عَلَیْهِ فَقَالَ یَا أَخِی... أَنَّ الْقَوْمَ سَیَشْغَلُهُمْ عَنِّی مَا یَشْغَلُهُمْ فَإِنَّمَا مَثَلُكَ فِی الْأُمَّةِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ نَصَبَهَا اللَّهُ لِلنَّاسِ عَلَماً وَإِنَّمَا تُؤْتَى مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ وَنَأْیٍ سَحِیقٍ وَلَا تَأْتِی وَإِنَّمَا أَنْتَ عَلَمُ الْهُدَى وَنُورُ الدِّینِ وَهُوَ نُورُ اللَّهِ یَا أَخِی وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ لَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَیْهِمْ بِالْوَعِیدِ بَعْدَ أَنْ أَخْبَرْتُهُمْ رَجُلًا رَجُلًا مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنْ حَقِّكَ وَأَلْزَمَهُمْ مِنْ طَاعَتِكَ وَكُلٌّ أَجَابَ وَسَلَّمَ إِلَیْكَ الْأَمْرَ وَإِنِّی لَأَعْلَمُ خِلَافَ قَوْلِهِمْ فَإِذَا قُبِضْتُ وَفَرَغْتَ مِنْ جَمِیعِ مَا أُوصِیكَ بِهِ وَغَیَّبْتَنِی فِی قَبْرِی فَالْزَمْ بَیْتَكَ وَاجْمَعِ الْقُرْآنَ عَلَى تَأْلِیفِهِ وَالْفَرَائِضَ وَالْأَحْكَامَ عَلَى تَنْزِیلِهِ ثُمَّ امْضِ [ذَلِكَ‏] عَلَى غیر لائمة [عَزَائِمِهِ وَ] عَلَى مَا أَمَرْتُكَ بِهِ وَعَلَیْكَ بِالصَّبْرِ عَلَى مَا یَنْزِلُ بِكَ وَبِهَا [یعنی بفاطمة] حَتَّى تَقْدَمُوا عَلَیَّ.

    امام كاظم علیه السلام مى‌فرماید: از پدرم امام صادق علیه السلام پرسیدم: پس از به هوش آمدن رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم چه اتفاق افتاد؟ فرمود: زنها داخل شدند و صدا به گریه بلند كردند، مهاجرین و انصار جمع شده و اظهار غم و اندوه مى‌كردند، علی فرمود: ناگهان مرا صدا زدند، وارد شدم و خودم را روى بدن پیغمبر انداختم، فرمود:

    برادرم، این مردم مرا رها خواهند كرد و به دنیاى خودشان مشغول خواهند شد؛ ولى تو را از رسیدگى به من باز ندارد، مثل تو در بین این امت مثل كعبه است كه خدا آن را نشانه قرار داده است تا از راههاى دور نزد آن بیایند... پس چون از دنیا رفتم و از آنچه به تو وصیت كردم فارغ شدى و بدنم را در قبر گذاشتی، در خانه‌ات بنشین و قرآن را آنگونه كه دستور داده‌ام، بر اساس واجبات و احكام و ترتیب نزول جمع آورى كن، تو را به بردبارى در برابر آنچه كه از این گروه به تو و فاطمه زهرا سلام الله علیها خواهد رسید سفارش مى‌كنم، صبر كن تا بر من وارد شوی.

    الشریف الرضی، أبی الحسن محمد بن الحسین بن موسى الموسوی البغدادی (متوفای406هـ) خصائص‏الأئمة (علیهم السلام)، ص73، تحقیق وتعلیق: الدكتور محمد هادی الأمینی، ناشر: مجمع البحوث الإسلامیة الآستانة الرضویة المقدسة مشهد – إیران، 1406هـ

    المجلسی، محمد باقر (متوفای 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 22، ص 484، تحقیق: محمد الباقر البهبودی، ناشر: مؤسسة الوفاء - بیروت - لبنان، الطبعة: الثانیة المصححة، 1403 - 1983 م.

    در روایت دیگرى سلیم بن قیس هلالى نقل مى‌كند:

    ثُمَّ نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) إِلَى فَاطِمَةَ وَإِلَى بَعْلِهَا وَإِلَى ابْنَیْهَا فَقَالَ یَا سَلْمَانُ أُشْهِدُ اللَّهَ أَنِّی حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ أَمَا إِنَّهُمْ مَعِی فِی الْجَنَّةِ ثُمَّ أَقْبَلَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه وآله) عَلَى عَلِیٍّ (علیه السلام) فَقَالَ یَا عَلِیُّ إِنَّكَ سَتَلْقَى [بَعْدِی‏] مِنْ قُرَیْشٍ شِدَّةً مِنْ تَظَاهُرِهِمْ عَلَیْكَ وَظُلْمِهِمْ لَكَ فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً [عَلَیْهِمْ‏] فَجَاهِدْهُمْ وَقَاتِلْ مَنْ خَالَفَكَ بِمَنْ وَافَقَكَ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَاصْبِرْ وَكُفَّ یَدَكَ وَلا تُلْقِ بِیَدِكَ إِلَى التَّهْلُكَةِ فَإِنَّكَ [مِنِّی‏] بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَلَكَ بِهَارُونَ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ إِنَّهُ قَالَ لِأَخِیهِ مُوسَى إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَ كادُوا یَقْتُلُونَنِی‏.

    پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم به فاطمه و همسر او و دو پسرش نگاهى كرد و فرمود: اى سلمان! خدا را شاهد مى‏گیرم افرادى كه با اینان بجنگند با من جنگیده‌اند، افرادى كه با اینان روى صلح داشته باشند با من صلح كرده‌اند، بدانید كه اینان در بهشت همراه منند.

    سپس پیامبر صلى الله علیه وآله نگاهى به علی علیه السلام كرد و فرمود: اى علی! تو به زودى پس از من، از قریش و متحد شدنشان علیه خودت و ستمشان سختى خواهى كشید. اگر یارانى یافتى با آنان جهاد كن و به وسیله موافقینت با آنان بجنگ، و اگر كمك كار و یاورى نیافتى صبر كن و دست نگهدار و با دست خویش خود را به نابودى مینداز. تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى هستى، هارون براى تو اسوه خوبى است، به برادرش موسى گفت: إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِى وَ كادُوا یَقْتُلُونَنِی؛ این قوم مرا ضعیف شمردند و نزدیك بود مرا بكشند.

    الهلالی، سلیم بن قیس (متوفای80هـ)، كتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص569، ناشر: انتشارات هادى‏ ـ قم‏، الطبعة الأولی، 1405هـ.

    همچنین در ادامه روایت پیشین كه از سلیم نقل شد، امیرمؤمنان علیه السلام خطاب به عمر فرمود:

    یَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَیْتِی.

    اى پسر صحّاك! اگر مقدرات خداوندى و پیمان و سفارش رسول خدا صلى الله علیه وآله نبود، هر آینه مى‌فهمیدى كه تو قدرت ورود به خانه مرا نداری.

    الهلالی، سلیم بن قیس (متوفای80هـ)، كتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص568، ناشر: انتشارات هادى‏ ـ قم‏، الطبعة الأولی، 1405هـ.

    البته روایات در این باب بیش از آن است كه در این مختصر بگنجد؛ از این رو به همین چند روایت بسنده مى‌كنیم.

    به راستى چه كسى جز حیدر كرّار مى‌تواند از چنین امتحان سختى بیرون بیاید؟! زمانى ارزش این كار مشخص مى‌شود كه بدانیم علی علیه السلام همان كسى است كه در میدان نبرد، همچون شیر ژیان بر دشمن حمله مى‌كرد و پهلوانان و یلان كفر را یكى پس از دیگرى از سر راه بر مى‌داشت، روزى پشت پهلوانى همچون عمر بن عبدود را به خاك مى‌مالد و روزى دیگر فرق سر مرهب یهودى را همراه با كلاه خودش مى‌شكافد.

    آن روز فرمان خداوند این بود كه دشمنان از ترس ذوالفقارش خواب آسوده نداشته باشند؛ ولى روز دیگر فرمان این است كه همان ذوالفقار در نیام باشد تا اساس اسلام حفظ شود و دشمنان اسلام از نابود كردن آن مأیوس شوند.

    احتمال شهادت حضرت زهرا علیها السلام هنگام درگیری:

    دفاع از ناموس، از مسائل فطرى و مشترك میان همه انسان‌ها است؛ اما روشن است كه اگر كسى بداند كه قصد دشمن از تعرض به ناموس وى این است كه او را به واكنش وادار كنند تا به مقصود مهمتر و شوم‌ترى دست یابند؛ انسان عاقل، با تدبیر و مسلط بر نفس خویش، هرگز كارى نخواهد كرد كه دشمن به مقصودش برسد.

    قصد مهاجمین به خانه وحى این بود كه امیرمؤمنان علیه السلام را به واكنش وادار كنند و با استفاده از این فرصت، ثابت كنند كه شخصى همانند علی علیه السلام براى رسیدن به حكومت دنیوى حاضر شد كه افراد زیادى را از دم شمشیر بگذراند.

    و نیز اگر امیرمؤمنان علیه السلام از خود واكنش نشان مى‌داد و با آن‌ها درگیر مى‌شد، ممكن بود كه فاطمه زهرا در این درگیری‌ها كشته شود، سپس دشمنان شایع مى‌كردند كه علی علیه السلام براى به دست آوردن حكومت دنیایى، همسرش را نیز فدا كرد و در حقیقت او بود كه سبب كشتن همسرش شد؛ چنانچه در باره عمار یاسر، یار وفادار امیرمؤمنان علیه السلام چنین كردند.

    هنگام ساختن مسجد مدینه، عمار یاسر برخلاف دیگران كه یك خشت برمى‌داشتند، او دو تا دو تا مى‌آورد، پیامبر اسلام او را دید، با دست مباركش، غبار را از سر و صورت نازنین عمار زدود و پس فرمود:

    وَیْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ، یَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ، وَیَدْعُونَهُ إِلَى النَّار.

    عمار را گروه ستمگر مى‌كشند، او آنان را به بهشت مى‌خواند وآنان او را به جهنّم.

    البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256هـ)، صحیح البخاری، ج 1، ص172، ح436، كتاب الصلاة،بَاب التَّعَاوُنِ فی بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، و ج3، ص1035، ح 2657، الجهاد والسیر، باب مَسْحِ الْغُبَارِ عَنِ النَّاسِ فِی السَّبِیلِ، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ – 1987م.

    صدور این روایت از رسول خدا صلى الله علیه وآله در حق عمّار قطعى بود و تمام مردم از آن آگاه بودند و نیز ثابت مى‌كرد كه معاویه و دار و دسته‌اش همان گروه نابكار هستند؛ از این رو هنگامى كه معاویه شنید عمار كشته شده و لرزه بر دل بسیارى از مردم انداخته، و این فرمایش پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله سر زبان‌ها افتاده است، عمرو عاص را به حضور طلبید و پس از مشورت با او شایع كردند كه علی علیه السلام او را كشته است و این گونه استدلال كردند كه چون عمار در جبهه علی وهمراه او بوده است و علی او را به جنگ فرستاده است؛ پس او قاتل عمار است.




    ادامه مطلب


  • نظرات() 
  • نوع مطلب :مناظرات ،فاطمیه ،شبهات ،مناسبت های دینی ،
  • عزاداری و سینه زدن در منابع اهل سنت

    بنام خداوندی که حجتش را بر بندگانش تمام میکند
    یکی از ایراداتی که معمولا اهل سنت بر شیعیان میگیرند این است که چرا شیعیان در عزداری ها به سر وسینه خود میزنند ؟
    و اگر این کار درست بود باید صحابه این کار را میکردند و چون صحابه این گونه عزاداری نکرده اند پس این کار درست نیست.
    در پاسخ به این اعتراض باید بگوییم
    اولا: در نزد شیعیان عمل کرد صحابه تا جایی حجت است که مطابق با سیره اهل البیت باشد چون هیچ دلیل معتبری چه از طریق شیعه و چه اهل سنت وچود ندارد که لزوم پیروی از صحابه را اثبات کند و اصل عدالت صحابه نیز از هیچ مبنای قرانی و سنت اثبات نمیشود و اضافه بر این تحکم و زور گویی است.
    ثانیا: شما از کجا میگوئید که صحابه این عمل را انجام نداده اند ؟
    مگر شما فحص کامل و تمام انجام داده اید و از کجا مطمئن هستید که تمام عملکرد صحابه به شما رسیده باشد؟
    نه تنها عملکرد صحابه، بلکه مبنای شما بر اثبات سنت پیامبر خدا نیز اعتبار ندارد بلکه مانند کتاب مقدس یهود ونصاری از حیث اتصال به مبداء، کتب روایی شما دارای مشکل است
    چون پس از پیامبر با سنت ان حضرت مبارزه شد و حتی در واپسین روزهای زندگی پیامبر عمر بن حطاب به صراحت تمام بینیازی خود وپیروانش را از سنت اعلان نمود و گفت حسبنا کتاب الله یعنی قران برای ما کفایت میکند (صحیح بخاری باب کتاب المرضی باب قول المریض قوموا عنی) که این روایت در شش جای صحیح بخاری نقل شد ه است
    وپس از پیامبر نیز این روش ادامه یافت - که  هدف اصلی انان  مبارزه با فضائل امیر المومنین علی علیه السلام بود- و تا زمان عمر بن عبدالعزیز کتابت و نقل سنت ممنوع بود  جرم تلقی میشد (رجوع کنید به کتاب منع تدوین حدیث علامه شهرستانی و کتاب این سنة النبی و ما ذا فعلوا بها)

    وقتی سنت پیامبر و گفته های درر بار ان حضرت گرفتار این مشکله میشود گفته های، صحابه ای که شباهت به حقیقت دارد چگونه است؟
    اما خداوند متعال برای اینکه حجت بر بندگانش تمام باشد بازهم با ید قدرت خود کاری کرده است که در همان اندک باقی مانده و از فیلتر های دستگاه های حکومتی رد شده حق خودش را بنمایاند و تا روز قیامت عده ای نگویند که خداوندا ما حجت تو را نیافتیم و چون حقی نبود دنبال این مرام گشتیم.

    از این گونه موارد در منابع اهل سنت پیدا میشود که حقانیت مکتب اهل البیت علیهم السلام را اثبات میکند
    چون بحث ما در باره عزاداری است به دیگر موارد اشاره نمیکنیم  وفقط به روایات نقل شده در باره عزاداری از منابع اهل سنت میپردازیم
    جالب اینجاست که این روایات از عایشه نقل شده است که بر اساس احادیث نوشته شده در فضائل وی میگویند دو سوم دینتان را از حمیرا(عایشه )بگیرید.
    مگر اینکه عده ای اینجا بیایند وعایشه را از حجیت در نزد اهل سنت بیندازند ؟!!!
    1- مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 6 - ص 274
    حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا یعقوب قال ثنا أبی عن إسحاق قال حدثنی
    یحیى بن عباد بن عبد الله بن الزبیر عن أبیه عباد قال سمعت عائشة تقول مات رسول الله صلى الله علیه وسلم بین سحری ونحرى وفى دولتی لم أظلم فیه أحدا فمن سفهی وحداثة سنى ان رسول الله صلى الله علیه وسلم قبض وهو فی حجری ثم وضعت رأسه على وسادة وقمت ألتدم مع النساء واضرب وجهی
    احمد بن حنبل در مسند از عایشه نقل میکند که وقتی پیامبر ازدنیا رفت سر پیامبر در دامن من بود من از روی نادانی و سفاهت سر پیامبر را بر بالش نهاده  بلند شدم و با دیگر زنان شروع کردم به سر  و سینه زدن..
    چند نکته این روایت دارد
    1- عایشه  برای پیامبر سینه زده است
    2- عایشه در این قضیه تنها نبوده است چون میگوید قمت التدم مع النساء با دیگر زنان بلند شدم
    تا اشکال نشود که عایشه بچه بوده و نمیفهمیده است؟
    و در این روایت عایشه نفهمی خود را از اینکه سر پیامبر را از دامنش برزمین گذاشته معرفی میکند و الا تمام روایات او در نزد شما به همین دلیل از حجیت میافتد
    چون عمل دیگر صحابیات هم به این کار عایشه اضافه شده است.
    3- عایشه  درخانه تنها نبوده است چون فورا با دیگر زنان که احوال گیر پیامبر بوده اند بلند شده و به سر و سینه زده است.
    اگرچه انچه که حقیقت دارد این است که وفات پیامبر در خانه حضرت علی و در دامن امیر المومنین بوده است
    ما فقط در این جا بر ای افحام خصم و اقناع اخل سنت که سیره صحابه را حجت میدانند به این روایت استناد میکنیم
    و الا برای ما سیره و سنت اهل الیت علیهم السلام که همان سنت اصیل نبوی است کفایت میکند که در کنار قران معصوم از هر گونه خطاست.
    عایشه در این روایت این همه خودش را مهربان به پیامبر نشان میدهد و مرگ پیامبر نشان از علاقه ان حضرت به خود جار میزند در جای دیگر این مهربانی را فراموش کرده و انقدر مشغول مساله خلافت پدرش میشود که میگوید ما دفن پیامبر را وقتی متوجه شدبم که صدای بیل ها را شنیدیم مسند احمد ج 6 ص 62
    دقت کنید عایشه انقدر نزدیک بوده که صدای بیل ها راشنیده است ولی از غسل  وکفن با خبر نشده است
    ابوبکر و عمر در هنگام غسل و کفن و دفن پیامبر کجا بودند که حضرت علی و عباس و جمعی از بنی هاشم تجهیز و غسل پیامبر را بعهده گرفتند.
    دیگر منابع گریه و سینه زدن عایشه برای پیامبر
    مسند أبی یعلى - أبو یعلى الموصلی - ج 8 - ص 63
    تاریخ الطبری - الطبری - ج 2 - ص 441
    السیرة النبویة - ابن هشام الحمیری - ج 4 - ص 1069
    السیرة النبویة - ابن كثیر - ج 4 - ص 477
    سبل الهدى والرشاد - الصالحی الشامی - ج 12 - ص 267



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :شبهات ،مناسبت های دینی ،عقاید وهابیت ،
  • محرم ماه غم و اندوه اهل البیت علیهم السلام

    پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است!
    آهی کشید و گفت که ماه محرم است!

    فرا رسیدن ماه محرم ماه قیام و خون و عزای اهل البیت علیهم السلام را خدمت همه عشاق اهل البیت علیهم السلام تسلیت عرض میکنم



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :مناسبت های دینی ،
  • شهادت مولی الموحدین امیر المومنین علی علیه السلام

    سالروز شهادت امام الحق امیر المومنین علی علیه السلام را خدمت همه دوستداران و شیعیان ان حضرت تسلیت عرض میکنم

    برای شناخت حق و باطل همین کلمه هنگام شهادت حضرت علی علیه السلام که فرمود:

    فزت و رب الکعبه » کفایت میکند...

    در حالی عمر هنگامی که خنجر حضرت ابو لولو به وی زخم زد فریاد زد  

    دونکم هذا الکلب قدقتلنی - این سگ را بگیرید که مرا کشت

    - فتح الباری - ابن حجر - ج 7 صفحات : 50
    - عمدة القاری - العینی - ج 16 صفحات : 210

    - الطبقات الكبرى - محمد بن سعد - ج 3 صفحات : 341

    - العثمانیة - الجاحظ صفحات : 172

    فقط کافی است که انسان حقجو به این دو جمله دقت کند تا خدایی  بودن و شیطانی بودن مرگ را تشخیص دهد

     





    • کل صفحات:4  
    • 1
    • 2
    • 3
    • 4
    •   

    در این وبلاگ شما میتوانید به افتضاحات و جهالت کسانی پی ببرید که دست از عترت برداشتند ودنبال هوای نفس حرکت کردند و به خانه سست عنکبوت پناه بردند

    هادی عباسی


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :