تبلیغات
چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟ - مطالب ازدواج موقت از دیدگاه آیات روایات و تاریخ

چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟

دفاع از مكتب حقه اهل البیت و رسوایی فرق ضاله

باز هم ازدواج موقت

یكی از خوانندگان وبلاگ بنام حقیقت در تایپیك نظرات ازدواج موقت بخش یك مطالبی را نوشته است كه آن را برای شما نقل نموده وپاسخ میدهیم

چهارشنبه 7 بهمن 88 16:42

چرا شما با این کارهایتان آبروی اسلام را می برید. مگر تنها هدف ازدواج ارضای جنسی است. پس تحکیم بنیاد خانواده، احساس آرامش در کنار همسر و فرزند،کانون گرم خانواده ، احساس مسئولیت، تربیت فرزند و .........چی؟
همان بیوه زنانی را که شما نام بردید، در آن شرایط بد و بدون امکانات جنگ اگر از آن مردی که با او ازدواج موقت داشته اند بچه دار شوند چه ؟ آن وقت آن بچه هم به مشکلات خود و فرزندانشان اضافه می شود . به جای این جور فتوا ها بیایدفرهنگ سازی کنیم. موانع سر راه ازدواج جوانان( به قول شما کپسول شهوت ) را برداریم . فرهنگ اسلامی داشتن از یک تا چهار زن به طور دایم را در جوامع مطرح و به کار گیریم. به نظر شما اینکه یک زن به طور موقت با چند مرد باشد از مقام و منزلت و ارزش زن نمی کاهد. پیامبر و امام علی و سایر بزرگان کی همجین کاری کردن . چند دختر با این کار بدبخت شده اند. اگر ازدواج موقت را قبول ذاشته باشیم پس زنا چیست؟ غیرت و مردانگی شما اجازه می دهد که خواهر شما هر ماهی در عقد موقت یکی باشد.

پاسخ به خانم و یا آقای حقیقت

 سلام علیكم

در مورد بچه دار  شدن زن از ازدواج موقت مشكلش قابل حل است وسائلی وجود دارد كه این مشكل را حل نموده است (دنیا پیشرفت كرده است )و در ضمن طبق قانون شریعت فرزند به پدر ملحق میشود.

در ضمن  این مشكله در ازدواج های دائم نیز هست خیلی ها زنشان را ترك نموده اند و خبری هم از آنان نمیگیرند و تمام این اشكالات بر ازدواج دائم هم وارد است پس دنبال پاسخی برای آنان هم باشید(ازدواج مسیار و زواج فرند‹دوست به زبان انگلیسی› كه هیچ دلیل شرعی ندارد و شما قبولش دارید چنین مشكلی را دارد )

اما اینكه شما فرمودید به جای این فتوا ها فرهنگ سازی كنیم!

آیا میشود حلال خدا را حرام كرد وبه جای آن فرهنگ سازی كرد؟؟

در ثانی این حكم، از پیامبر است ،نه مرجع تقلید؛ و از قران ودین است نه از جیب علمای شیعه !

شما اگر تمام مقاله را از ابتدا تا انتها بدون تعصب بخوانید به این اشكال شما پاسخ داده شده است

و دیگر اینكه  شما كه خودتان را اهل سنت میدانید باید پاسخ بدهید كه سنت پیامبر قابل عمل است یا سنت عمر كه ضد پیامبر دستور داده است .

اما اینكه یك زن در یك ماه صیغه چند نفر بشود مثل اینكه شما مقاله را نخوانده اید چون در ابتدای مقاله نوشته ام كه تفاوت ازدواج دائم با موقت فقط در مدت و ارث بری است اما در باقی مسائل مانند عده وووو با ازدواج دائم تفاوتی ندارد!!

در ادامه فرمودید! آیا بنده حاضرم خواهر ازدواج موقت  كند یانه ؟

اگر خواهر من شرائطش را داشته باشد خودش اختیار خود را دارد !

و اما آیا دختران میتوانند ازداوج موقت داشته باشند ؟

خیر دختر باكره بدون اذن ولی (پدر و پدر بزرگ پدری) حق چنین كاری ندارد !

اما زنا چیست؟

این را بهتر است به بخش فتاوای رسوای همین وبلاگ مراجعه كنید !

اشكال دیگری كه مطرح نمودید مبنی بر اینكه آیا پیامبر و ائمه ازدواج موقت انجام داده اند یانه؟

ما از شما سوال میكنیم؟

اما آیا هر كاری را كه اهل البیت انجام نداده اند باید ما هم ترك كنیم ؟

جناب عالی فعلا از كامپیوتر استفاده میكنید و وبگردی دارید، اگر بخواهید كه آنچه را كه پیامبر انجام نداده است ترك كنید این كار  شما حرام است واز باب امر به معروف طبق عقیده خودت باید كامپیوترت را بشكنی؟؟!!! درضمن عینك هم نپوشی.

اما پاسخ حلی این سوال

در این گونه موارد، باید به سنت مراجعه شود و شما اگر به تعریف سنت در كتاب های اصولی و فقهی چه شیعه و چه سنی مراجعه كنید خواهید دید كه طبق اعتقاد شیعه سنت: فعل و قول و تقریر معصوم علیهم السلام است و طبق اعتقاد سنی فعل وقول و تقریر پیامبر صلی الله و علیه وآله و سلم میباشد.

پس لازم نیست كه خود اهل بیت و یا پیامبر صیغه كرده باشند فقط همین كه در قول آنها جواز اش آمده باشد كافی است و در كتب های خود اهل سنت نیز آمده است كه ازدواج موقت تا اوائل خلافت عمر وجود داشت و عمر گفت متعتان محللتان كانتا علی عهد رسول الله انی احرمهما واعاقب علیهما

امیدوارم كه پاسخ را به دقت مطالعه نمائید و درضمن برای اینكه بدانید ازدواج موقت در روایات اهل سنت تا چه انداره است بخش ازدواج موقت در سنت را دوباره در ادامه بحث میگذارم تا دیگر جایی برای اشكال باقی نماند.!

و من الله التوفیق

سنت (روایات) و ازدواج موقت :

احادیث در عموم مذاهب اسلامی فراوان است که در این زمینه خبر متواتری که از خلیفه دوم نقل شده کفایت میکند

خلیفه دوم میگوید:

( متعتان كانتا على عهد رسول الله ... أنا انهى عنهما متعة الحج ومتعة النساء )

دو متعه در زمان پیامبر بود ... که من از اندو نهی میکنم یکی متعه حج و دیگری و متعه نساء(ازدواج موقت)این گفته صراحت دارد براینکه مشرع بزرگ ،پیامبر خدا صلی الله و علیه و آله و سلم آندو را حلال کرده بوده ، و آنچه که و اجب الاتباع میباشد سنت آنحضرت است ولی سنت دیگران را باید ترک کنیم( خدای تبارک و تعالی میفرماید

« و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی » رسول ما از روی هوای نفس حرفی نمیگوید بلکه هرچه که برزبانش جاری میشود و حی است از جانب خداوند متعال.

نمونه روایت هایی از منابع اهل سنت :

-  صحیح البخارى - البخاری ج 2   ص 153 :

حدثنا همام عن قتادة قال حدثنی مطرف عن عمران قال متعنا على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم  و نزل القرآن قال رجل برأیه ما شاء

در این روایت مطرف از عمران نقل میکند که ما در زمان رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم از متعه ( ادواج موقت و متعه حج)استفاده میکردیم تا اینکه یکنفر  بر طبق نظر خودش حرفی زد آنچه را که خواست .

-  صحیح البخارى - البخاری ج 5   ص 158 :

فمن تمتع بالعمرة إلى الحج حدثنا مسدد حدثنا یحیى عن عمران أبى بكر حدثنا أبو رجاء عن عمران بن حصین رضى الله تعالى عنه قال نزلت آیة المتعة فی كتاب الله ففعلناها مع رسول الله صلى الله علیه وسلم ولم ینزل قرآن یحرمه ولم ینه عنها حتى مات قال رجل برأیه ما شاء قال محمد یقال انه عمر

این روایت را بخاری از مسدد از یحیی از عمران ابی بکر از از ابو رجا از عمران بن حصین رشی الله نقل میکند او میگوید آیه متعه در کتاب خدا نازل شد و ما با رسول خدا آنرا انجام دادیم و آیه دیگری بر حرمت ان نازل نشد  نقل میکند تا اینکه پیامبر از دنیا رفت و بعد آن حضرت یکنفر چیزی را که دلش خواست گفت ؛ گفت محمد : میگویند آن شخص عمر بوده .

-  كنز العمال - المتقی الهندی ج 16   ص 523 :

( 45730 - ) عن جابر أنه سئل عن متعة النساء فقال : استمتعنا على عهد رسول الله ص وأبی بكر وعمر ، ثم نهى عنها عمر ( عب ) .

از جابر بن عبد الله انصاری سوال شد در باره ازدواج موقت پاسخ داد:

در زمان پیامبر خدا صلی الله و علیه و آله و سلم ما متعه ازدواج موقت انجام دادیم همچنین در زمان ابو بکر و عمر تا اینکه عمر از آن نهی کرد .

-  المبسوط - السرخسی ج 4   ص 27 :

وقد صح ان عمر رضى الله عنه نهى الناس عن المتعة فقال متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم وانا أنهى الناس عنهما متعة النساء ومتعة الحج

سرخسی در کتاب المبسوط روایت میکند :

و روایت صحیحی است که عمر رضی الله نهی نمود از متعه پس گفت : دو متعه در زمان رسول خدا صلی الله و علیه و آله وسلم بود و من ازآندو نهی میکنم یکی متعه نساء و دیگری متعه حج . 

-  المغنی - عبدالله بن قدامه ج 7   ص 571 :

وحكی عن ابن عباس انها جائزة وعلیه أكثر أصحابه عطاء وطاوس وبه قال ابن جریج وحكی ذلك عن أبی سعید الخدری وجابر والیه ذهب الشیعة لانه قد ثبت أن النبی صلى الله علیه وسلم أذن فیها ، وروی / صفحة 572 / أن عمر قال : متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم أفأنهى عنهما وأعاقب علیهما  متعة النساء ومتعة الحج ولانه عقد على منفعة فیكون مؤقتا كالاجارة .

ابن قدامه در کتاب المغنی میگوید:

از ابن عباس نقل شده است که (نکاح متعه)حلال است و بر این نظرند اکثر اصحاب عطاء و طاووس و قول ابن جریج(از فقهاء اهل سنت) نیز همان است وروایت شده این مساله از ابو سعید خدری و جابر (بن عبد الله انصاری) و بسوی این قول رفته است شیعه ؛

 زیرا بدرستی ثابت است که پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم اذن بر جواز متعه نساء داده اند

 و نیز روایت شده است که عمر گفت:

دو متعه در زمان رسول خدا (ص) بود پس من ازان دو نهی میکنم و مجازات میکنم هر که را مرتکب آندو شود یکی متعه زنان و دیگری متعه حج ؛

و اینکه متعه نساء عقدی است بر منفعت پس میتواند موقتی هم باشد مانند اجاره

-  الشرح الكبیر - عبدالرحمن بن قدامه ج 7   ص 536 :

وحكی عن ابن عباس انا جائزة وعلیه أكثر أحصابه عطاء وطاوس وبه قال ابن جریج وحكی ذلك عن أبی سعید الخدرى وجابر والیه ذهب الشیعة لانه قد ثبت أن النبی صلى الله علیه وسلم أذن فیها وروی أن عمر قال / صفحة 537 / متعتان كانتا على عهد رسول الله صلی الله علیه وسلم انا أنهی عنهما واعاقب علیهما : متعة النساء ومتعة الحج ولانه عقد على منفعة فجاز مؤقتا كالاجارة

عبد الرحمن بن قدامه در کتاب شرح کبیر همان مطالب المغنی را تکرار میکند

-  المحلى - ابن حزم ج 7   ص 107 :

نا أحمد بن محمد الطلمنكى نا ابن مفرج نا ابراهیم بن أحمد بن فراس نا محمد بن على ابن زید الصائغ نا سعید بن منصور نا هشیم . وحماد بن زید قال هشیم : انا خالد - هو الحذاء - وقال حماد : عن أیوب السختیانى ثم اتفق أیوب وخالد كلاهما عن أبى قلابة قال : قال عمر بن الخطاب : متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم وأنا أنهى عنهما وأضرب علیهما هذا لفظ أیوب ، وفى روایة خالد أنا أنهى عنهما واعاقب علیهما . متعة النساء . ومتعة الحج *

ابن حزم نیز در کتاب المحلی مساله نهی از ازدواج موقت را مربوط به زمان خلیفه دوم میداند و در این روایت کلماتی که دلالت بر تهدید از سوی خلیفه عمر دارد نقل میکند که خلیفه گفته :من ازآندو نهی میکنم و تنبیه میکنم هر کسی را که انجام دهد .

-  بدایة المجتهد ونهایة المقتصد - ابن رشد الحفید ج 1   ص 268 :

. وروی عن عمر أنه قال : متعتان كانت على عهد رسول الله ( ص ) أنا أنهى عنهما ، وأعاقب علیهما : متعة النساء ، ومتعة الحج .

ابن رشد در کتاب بدایۀ المجتهد مینویسد:

رویات شده از عمر که گفت : دو متعه ....

-  مسند احمد - الامام احمد بن حنبل ج 1   ص 52 :

حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا بهز قال وثنا عفان قالا ثنا همام ثنا قتادة عن ابی نضرة قال قلت لجابر بن عبد الله ان ابن الزبیر رضى الله عنه ینهى عن المتعة وان ابن عباس یأمر بها قال فقال لی على یدی جرى الحدیث تمتعنا مع رسول الله صلى الله علیه وسلم قال عفان ومع أبی بكر فلما ولى عمر رضى الله عنه خطب الناس فقال ان القرآن هو القرآن وان رسول الله صلى الله علیه وسلم هو الرسول وانهما كانتا متعتان على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم احداهما متعة الحج والاخرى متعة النساء

امام احمد بن حنبل در کتاب مسند احمد نقل میکند:

...از بن نضره :گفتم برای جابر بن عبدالله که ابن زبیر از نکاح متعه نهی میکند ولی ابن عباس به ان دستور میدهد ؛ گفت برایم بر دستان من حدیث جریان دارد حدیث؛ تمتع کردیم با رسول الله (ص) گفت عفان و نیز همراه ابی بکر اما وقتی که عمر رضی الله عنه خلیفه شد برای مردم خطبه خواند و گفت :

قران همان قران و پیامبرخدا (ص) همان پیامبر است ! و بدانید که در زمان روسل خدا دو متعه بود یکی متعه زنان و دیگری متعه حج...

-  مسند احمد - الامام احمد بن حنبل ج 3   ص 325 :

حدثنا عبد الله حدثنى أبى ثنا عبد الصمد ثنا حماد عن عاصم عن أبى نضرة عن جابر قال متعتان كانتا على عهد النبی صلى الله علیه وسلم فنهانا عنهما عمر رضى الله تعالى عنه فانتهینا

باز هم احمد بن حنبل در مسندش نقل میکند:

روایت کردمارا عبدالله .... جابر گفت : دومتعه در زمان رسول خدا(ص) بود پس عمر از ان مارا نهی کرد ...

-  شرح معانی الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة ج 2   ص 143 :

حدثنا سلیمان بن شعیب قال ثنا الخصیب قال ثنا همام عن قتادة عن مطرف عن عمران قال تمتعنا مع رسول الله صلى الله علیه وسلم ونزل فیها القرآن فلم ینهنا رسول الله صلى الله علیه وسلم ولم ینسخها شئ ثم قال رجل برأیه ما شاء  حدثنا محمد بن خزیمة قال ثنا حجاج قال ثنا حماد عن حمید عن الحسن عن عمران بن حصین قال تمتعنا على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم متعة الحج فلم ینهنا عنها ولم ینزل الله فیها نهیا حدثنا سلیمان قال ثنا الخصیب قال ثنا همام عن قتادة عن أبى نضرة عن جابر بن عبد الله قال تمتعنا مع رسول الله صلى الله علیه وسلم فلما ولى عمر خطب الناس فقال إن القرآن هو القرآن وإن الرسول هو الرسول وانهما كانتا متعتان على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم متعة الحج فافصلوا بین حجكم وعمرتكم فإنه أتم لحجكم وأتم لعمرتكم والاخرى متعة النساء فأنهى عنها وأعاقب علیها حدثنا بن أبى داود قال ثنا سلیمان بن حرب قال ثنا حماد عن عاصم عن أبى نضرة عن جابر رضی الله تعالى عنه قال متعتان فعلناهما على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم نهانا عنهما عمر رضی الله تعالى عنه فلم نعد إلیهما

احمد بن محمد بن سلمه در کتاب شرح معانی الاثار روایت بالا را نقل میکند

از جابر بن عبدالله : در زمان رسول خدا تمتع می نمودیم اما وقتی عمر به حکومت رسید برای مردم خطبه خواند و گفت ! قران همان قران و رسول خدا همان رسول است و بدانید که در زمان رسول خدا دو متعه بود یکی متعه حج ....و دیگری متعه زنان من از آن نهی میکنم و عقوبت میکنم مرتکبین آنرا

-  شرح معانی الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة ج 2   ص 195 :

حدثنا بن أبی داود قال ثنا سلیمان بن حرب قال ثنا حماد عن عاصم عن أبی نضرة عن جابر رضی الله تعالى عنه قال متعتان فعلناهما على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم نهى عنهما عمر رضی الله تعالى عنه فلن نعود إلیهما

شرح معانی الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة ج 2   ص 195 :

در روایت دیگری از جابر نقل میکند : دو متعه در زمان رسول خدا انجام دادیم ولی عمر از آن نهی نمود...

متقی هندی در کتاب کنز العمال روایات زیادی را در این زمینه نقل میکند که همه دلالت دارد بر اینکه متعه زنان (ازدواج موقت) در زمان خلیفه دوم عمر ممنوع شده است.

-  كنز العمال - المتقی الهندی ج 16   ص 521 :

( 45725 - ) عن أبی نضرة قال : كان ابن عباس یأمر بالمتعة وكان ابن الزبیر ینهى عنها ، فذكرت ذلك لجابر بن عبد الله فقال : بذی دار الحدیث تمتعنا مع رسول الله ص ، فلما كان عمر قال : إن الله یحل لنبیه ما شاء بما شاء ، وإن القرآن قد نزل منزله ، فأتموا لحج والعمرة كما أمركم الله ، وأتموا نكاح هذه النساء ، فلا أوتى برجل تزوج امرأة إلا رجمته بالحجارة ( ابن جریر ) .

( 45726 - ) عن سلیمان بن یسار عن أم عبد الله ابنة أبی خیثمة أن رجلا قدم من الشام فنزل علیها ، فقال إن العزبة قد اشتدت علی فابغینی امرأة أتمتع معها ، قالت : فدللته على امرأة فشارطها فاشهدوا على ذلك عدولا ، فمكث معها ما شاء الله أن یمكث ، ثم إنه خرج ، فأخبر عن ذلك عمر بن الخطاب فأرسل إلی فسألنی : أحق ما حدثت ؟ قلت : نعم ، قال : فإذا قدم فآذنینی به ، فلما قدم أخبرته ، فأرسل إلیه فقال : ما حملك على الذى فعلته ؟ قال : فعلته مع رسول الله ص ثم لم ینهنا عنه حتى قبضه الله ، ثم مع أبی بكر فلم ینهنا عنه حتى قبضه الله ، ثم معك فلم تحدث لنا فیه نهیا ، فقال عمر : أما والذی نفسی بیده ! لو كنت تقدمت فی نهى لرجمتك ،

که درین روایت فراز آخر آن لو کنت تقدمت فی نهی لرجمتک دلالت دارد براینکه قبل از نهی خلیفه اصحاب هیچ منعی را در این باره نشنیده بوده اند و الا همه میدانستند و مرتکب نمیشدند.

در پایان بحث روایات تعدادی روایات را از کتاب کنز العمال متقی هندی با منبع ان ذکر میکنیم تا طالبین حق خود در ترجمه ان تفکر نمایند

-  كنز العمال - المتقی الهندی ج 16   ص 519 :

45715 - ) عن عمر قال : متعتان كانا على عهد رسول الله ص انهى عنهما واعاقب علیهما : متعة النساء ، ومتعة الحج

( 45717 - ) عن عروة بن الزبیر أن خولة بنت حكیم دخلت على عمر بن الخطاب فقالت : إن ربیعة بن أمیة استمتع بامرأة مولدة فحملت منه ، فخرج عمر یجر ثوبه فزعا وقال : هذه المتعة ! ولو كنت تقدمت فیها لرجمت ( مالك ، والشافعی ، ق ) .

 ( 45718 - ) عن سعید بن المسیب أن عمر نهى عن متعة النساء وعن متعة الحاج ( مسدد ) .

( 45719 - ) عن جابر : كانوا یتمتعون من النساء حتى نهاهم عمر ابن الخطاب ( ابن جریر ) .

 ( 45720 - ) عن جابر قال : تمتعنا متعة الحج ومتعة النساء على عهد رسول الله ص ، فلما كان عمر نهانا فانتهینا ( ابن جریر ) .

( 45722 - ) عن أبی قلابة أن عمر قال : متعتان كانتا على عهد رسول الله ص أنا أنهى عنهما وأضرب فیهما ( ابن جریر ، كر ) .

-  كنز العمال - المتقی الهندی ج 16   ص 521 :

( 45724 - ) عن أبی نضرة قال : سمعت عبد الله بن عباس وعبد الله بن الزبیر ذكروا المتعة فی النساء والحج ، فدخلت على جابر بن عبد الله فذكرت له ذلك فقال : أما إنی قد فعلتهما جمیعا على عهد النبی ص ، ثم نهانا عنهما عمر بن الخطاب فلم أعد ( ابن جریر ) .

 

یک سوال مهم

آیا عمر حق دارد که حلال خدا را حرام کند و آیا این عمل مخالفت با سنت رسول خدا (ص) نیست؟

حکم کسی که با سنت نبوی مخالفت کند چیست؟

مگر نه اینکه رسول خدا (ص) فرمود النکاح سنتی ...

طبق روایات اسلامی منکر سنت در حکم کافر است خود اهل سنت هم این مساله را میگویند !

نتیجه

نکاح موقت از سنت پیامبر(ص) است

منکر سنت کافر است

کسی که با سنت نبوی مقابله کند کافر است

خلیفه مردم را به خاطر سنت نبوی تهدید میکرد ومیزد

نتیجه اش با شما

عمر چه كاره است كه متعه حلال را حرام كند 

اما در مورد اینكه باید برای ازدواج دائم وتعدد ازدواج فرهنگ سازی شود با شما موافق هستم 



ازدواج موقت بخش آخر

 

اجماع و ازدواج موقت:

تشریع و عدم نسخ ازدواج موقت در نزد پیروان اهل بیت حلال اجماعی و بدون مخالف  است ولی در نزد اهل سنت اجماع بر تشریع آن واختلاف در نسخ آن میباشد ( ما باشیم وعقل سلیم ) هرگزمساله یقینی را (تشریع نکاح موقت) به خاطر مساله اختلافی (نسخ ازدواج موقت)ترک نمیکنیم .

 

نکاح موقت و حکم عقل:

 

اول اینکه آیا حکم عقل را بتوان در اصل تشریع احکام اسلامی راه داد یا نه خود این مساله اختلافی است زیرا عقل ما به آن اندازه رشد و شکوفایی نرسیده است تا بتواند مصلحت و یا ضرر یک حکم را تشخیص بدهد فقط همین قدر میتوان گفت که وقتی خدای حکیم یک حکمی را بر بندگانش بیان نمود آن حکم به مصلحت است و احکام پنج گانه اسلامی را میتوان بر آن بار نمود ؛ قران مجید میفرماید (چه بسا شما چیزی را دوست نداشته باشید  در حالی که آن چیز مایه خیر برای شما است و چه بسا از چیزی خوشتان آید در حالیکه به ضرر شما ست ؛ این آیه شریفه حکم فهم عقل انسان را مشخص نموده است ، زیرا عقل انسان های عادی و معمولی و غیر معصوم در زیر غبار هوا های نفسانی گم میشود چنانچه خلیفه دوم چنین نمود با اینکه  اعتراف میکند که قران و رسول همان است که بود ولی چون او دوست ندارد نهی میکند از حکم خدا در حالیکه خود  خوب میداند که حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه ؛ و بی چاره پیروانش را به خاطر توجیه عمل خلاف اسلام خودش به مشکلات فراوان انداخته و به هر بوته ای چنگ میزنند تا کار او را موافق دین نشان دهند حتی اگر به نابودی حکم خدا بیانجامد، باکی ندارند ، مهم حفظ شأن خلیفه است نه اسلام اگر خوب به این مساله دقت کنیم‌، می بینیم که حق دارند؛ زیرا اگر بگویند عمر نفهمید یکی پس از دیگری بنیان سست مذهبی شان به هم ریخته و درب دکان مذهب سنی گری را باید گل بگیرند و به حقانیت اهل البیت گردن نهند اما کسی که خود را به خواب زده است چگونه میتوان بیدار کرد ؟؟؟

 

ثانیا : عقل ما وقتی به  معاملات دنیایی توجه میکند متوجه میشود که هر معامله ای در دنیا دو قسم است؛ گاهی بصورت دائم وگاهی بصورت موقت میباشد و شرع مقدس اسلام هم به این مساله اقرار دارد؛ مثلا در معاوضات فروختن و بخشش و صدقه  معامله دائمی و اجاره و صلح و عاریه و مانند آن مثال برای موقت میباشد پس چه اشکالی هست که در نکاح هم که یک نوع معامله هست دائم و موقت باشد .

با اینکه این نکته را نیز نباید فراموش کرد که در این دوره و زمانه همه مردم قادر به ازدواج نیستند و یا امکان آنرا ندارند

اگر واضح تر بگویم من از نویسنده گان و دست اندر کاران مجله شما سوالی دارم خوب به آن فکر کنید و     وجدانتان را قاضی قرار دهید ؛

در طول این چند دهه جنگ و خونریزی در کشور عزیز ما افغانستان چه بسیارند  زنانیکه بی سر پرست و بیوه شده اند با چند طفل یتیم که هیچ کسی میل به ازدواج با آنان را ندارد زیرا ؛ اگر هم کسی اورا بخواهد فرزندانش را نمیخواهد چند در صد ازین زنان به خاطر فرزندانشان مانده اند و کسی تمایل به همسری با آنان را ندارد ؛ مگر انان انسان  و از نوع بشر نیستند؟ ! شهوت ندارند.؟!

 در جامعه ما اگر گشتی بزنید چه بسیار زنان جوان هستند که دیو جنگ آنان را بی سرپرست و بیوه کرده است با یک یا چند فرزند سر و نیم سر و؛ از طرفی دیگر ؛ جوانانی هستند که نمیتوانند به هر دلیلی مسئولیت سنگین ازدواج را به دوش بکشند و یا همسر مطلوب و دلخواه خود را نیافته اند، یا فقر اقتصادی به انها اجازه چنین کاری نمیدهد .

این دو گروه زنان بیوه و جوان و مردان مجرد ناتوان، بدون ارضای جنسی نمیتوانند زندگی کنند زیرا اوان جوانی اوج شهوت و تمایل به مسایل جنسی در بین موجودات عالم است این جوان که کپسول شهوت است و نمیتواند ازدواج کند و از آن طرف با آن زن جوان بیوه که چند فرزند دارد کسی تمایل به ازدواج ندارد چی کار کنند ؟

دوراه میتوان پیش روی آنها گذاشت :

1- آزادانه و بدون هر قید وبندی ارضای شهوت کنند که اثرات سوء این مساله بسیار زیانبار و مخرب است و هیچ انسان آزاده ای این پیشنهاد را نمی پذیرد .

2- راهی را که خدا و رسولش برای مردم نشان داده است و آن ازدواج موقت یا نکاح متعه میباشد که ما ثابت کردیم که در صدر اسلام وجود داشته و نهیی که رسیده از طرف خلیفه دوم است و روایات موجوده هم در زمینه نهی توان مقاومت در برابرروایات متواتر و ایه قران را ندارد 

ثالثا : بیایم به صدر اسلام برگردیم ببینیم رسول خدا ما را به پیروی از چه کسانی و چه نوع سنتی دستور داده است ؛ وقتی به منابع اصلی اسلام مراجعه میکنیم میبینیم که رسول خدا ما را ملزم به پیروی از اهل بیت خودش نمونده است در روایات معتبر و صحیح السند وارد شده است که بعد از خود  در میان شما دو وزنه گرانبها میگذارم تا وقتی به آندو تمسک نمودید هرگز گمراه نمیشوید یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیتم آگاه باشید که بعد از من با آندو چگونه رفتار خواهید نمود.

 در زمینه بحث مورد نظر وظیفه ماست که طبق دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به حرف اهل البیت گوش کنیم و قران را مد نظر داشته باشیم ؛ قران اصل حکم آن را اثبات میکند و اهل البیت هم قائل به عدم نسخ آن هستند ؛دیگر حرفی برای گفتن باقی نمیماند تا اعتراض نمود و آن روایتی را هم که شما برای حرمت آن نقل میکنید از امیر المومنین علی علیه السلام که پیامبر از خوردن گوشت الاغ اهلی و متعه زنان نهی کرد مخالف با اخبار متواتری است که از خود ایشان رسیده است تا جایی که خود آن حضرت میفرمایند اگر عمر از ازدواج موقت نهی نمیکرد زنا نمیکرد مگر انسان شقی و بدبخت ؛ این حرف کجا و آن حدیث ضعیف کجا؛

 وقتی به روایات اهل البیت علیهم السلام مراجعه مینمائیم به وضوح احادیث را میبینیم که دلالت بر جواز ازدواج موقت دارد .

شیعه این افتخار را دارد که به دستور رسول خدا (ص) عمل نموده است و پیرو و شیعه اهل بیتی است که قران مجید سند عصمت و پاکی آنها را از هرگونه خطا و اشتباه امضاء نموده است  ؛

ما را چه کار به گفته کسانی که طبق نظر عده ای از صحابه از روی هوای نفس حکم به تحریم حلال خدا نموده اند ؛

ما را چه کار با کسانی که تا توانسته اند دین خدا را به بازی گرفته  و خود را در برابر رسول مظلوم اسلام ،کسی دانسته اند! 
قلب نازنین آنحضرت را در زمان حیات ان بزرگوار و بعد از رحلت آن حبیب خدا شکسته اند ، و امروز داعیه داران پیروی از مکتب آنها نیز راه آنان را بدون هیچ گونه تعمق و تحقیقی پذیرفته اند و آتش به گور آنها افزون مینمایند .

الیک المشتکی یا ربنا ... چه کردند اینان با دین تو با اهلبیت رسول عزیزت با پیروان راستین مکتب اسلامت...

یا رسول الله تو شاهدی که اینان بعد از تو با دین حنیف چه کردند با چه بهانه های واهی اهل بیتت را کنار گذاشتند و و قلب نازنین تورا خونتر نمودند

اللهم اعنا علی من ظلم آل بیت نبیک و اللهم العن من غیّر دینک

و انت المستعان و الیک المشتکی

و من الله التوفیق

 



ازدواج موقت بخش چهارم (سنّت)

 

سنت (روایات) و ازدواج موقت :

 

احادیث در عموم مذاهب اسلامی فراوان است که در این زمینه خبر متواتری که از خلیفه دوم نقل شده کفایت میکند

خلیفه دوم میگوید:

( متعتان كانتا على عهد رسول الله ... أنا انهى عنهما متعة الحج ومتعة النساء )

دو متعه در زمان پیامبر بود ... که من از اندو نهی میکنم یکی متعه حج و دیگری و متعه نساء(ازدواج موقت)این گفته صراحت دارد براینکه مشرع بزرگ ،پیامبر خدا صلی الله و علیه و آله و سلم آندو را حلال کرده بوده ، و آنچه که و اجب الاتباع میباشد سنت آنحضرت است ولی سنت دیگران را باید ترک کنیم( خدای تبارک و تعالی میفرماید

« و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی » رسول ما از روی هوای نفس حرفی نمیگوید بلکه هرچه که برزبانش جاری میشود و حی است از جانب خداوند متعال.

نمونه روایت هایی از منابع اهل سنت :

 

-  صحیح البخارى - البخاری ج 2   ص 153 :

حدثنا همام عن قتادة قال حدثنی مطرف عن عمران قال متعنا على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم  و نزل القرآن قال رجل برأیه ما شاء

 

در این روایت مطرف از عمران نقل میکند که ما در زمان رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم از متعه ( ادواج موقت و متعه حج)استفاده میکردیم تا اینکه یکنفر  بر طبق نظر خودش حرفی زد آنچه را که خواست .

 

-  صحیح البخارى - البخاری ج 5   ص 158 :

فمن تمتع بالعمرة إلى الحج حدثنا مسدد حدثنا یحیى عن عمران أبى بكر حدثنا أبو رجاء عن عمران بن حصین رضى الله تعالى عنه قال نزلت آیة المتعة فی كتاب الله ففعلناها مع رسول الله صلى الله علیه وسلم ولم ینزل قرآن یحرمه ولم ینه عنها حتى مات قال رجل برأیه ما شاء قال محمد یقال انه عمر

این روایت را بخاری از مسدد از یحیی از عمران ابی بکر از از ابو رجا از عمران بن حصین رشی الله نقل میکند او میگوید آیه متعه در کتاب خدا نازل شد و ما با رسول خدا آنرا انجام دادیم و آیه دیگری بر حرمت ان نازل نشد  نقل میکند تا اینکه پیامبر از دنیا رفت و بعد آن حضرت یکنفر چیزی را که دلش خواست گفت ؛ گفت محمد : میگویند آن شخص عمر بوده .

 

-  كنز العمال - المتقی الهندی ج 16   ص 523 :

( 45730 - ) عن جابر أنه سئل عن متعة النساء فقال : استمتعنا على عهد رسول الله ص وأبی بكر وعمر ، ثم نهى عنها عمر ( عب ) .

از جابر بن عبد الله انصاری سوال شد در باره ازدواج موقت پاسخ داد:

 

در زمان پیامبر خدا صلی الله و علیه و آله و سلم ما متعه ازدواج موقت انجام دادیم همچنین در زمان ابو بکر و عمر تا اینکه عمر از آن نهی کرد .

 

-  المبسوط - السرخسی ج 4   ص 27 :

وقد صح ان عمر رضى الله عنه نهى الناس عن المتعة فقال متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم وانا أنهى الناس عنهما متعة النساء ومتعة الحج

 

سرخسی در کتاب المبسوط روایت میکند :

و روایت صحیحی است که عمر رضی الله نهی نمود از متعه پس گفت : دو متعه در زمان رسول خدا صلی الله و علیه و آله وسلم بود و من ازآندو نهی میکنم یکی متعه نساء و دیگری متعه حج . 

 

-  المغنی - عبدالله بن قدامه ج 7   ص 571 :

وحكی عن ابن عباس انها جائزة وعلیه أكثر أصحابه عطاء وطاوس وبه قال ابن جریج وحكی ذلك عن أبی سعید الخدری وجابر والیه ذهب الشیعة لانه قد ثبت أن النبی صلى الله علیه وسلم أذن فیها ، وروی / صفحة 572 / أن عمر قال : متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم أفأنهى عنهما وأعاقب علیهما  متعة النساء ومتعة الحج ولانه عقد على منفعة فیكون مؤقتا كالاجارة .

 

ابن قدامه در کتاب المغنی میگوید:

 

از ابن عباس نقل شده است که (نکاح متعه)حلال است و بر این نظرند اکثر اصحاب عطاء و طاووس و قول ابن جریج(از فقهاء اهل سنت) نیز همان است وروایت شده این مساله از ابو سعید خدری و جابر (بن عبد الله انصاری) و بسوی این قول رفته است شیعه ؛

 زیرا بدرستی ثابت است که پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم اذن بر جواز متعه نساء داده اند

 و نیز روایت شده است که عمر گفت:

دو متعه در زمان رسول خدا (ص) بود پس من ازان دو نهی میکنم و مجازات میکنم هر که را مرتکب آندو شود یکی متعه زنان و دیگری متعه حج ؛

و اینکه متعه نساء عقدی است بر منفعت پس میتواند موقتی هم باشد مانند اجاره

 

-  الشرح الكبیر - عبدالرحمن بن قدامه ج 7   ص 536 :

وحكی عن ابن عباس انا جائزة وعلیه أكثر أحصابه عطاء وطاوس وبه قال ابن جریج وحكی ذلك عن أبی سعید الخدرى وجابر والیه ذهب الشیعة لانه قد ثبت أن النبی صلى الله علیه وسلم أذن فیها وروی أن عمر قال / صفحة 537 / متعتان كانتا على عهد رسول الله صلی الله علیه وسلم انا أنهی عنهما واعاقب علیهما : متعة النساء ومتعة الحج ولانه عقد على منفعة فجاز مؤقتا كالاجارة

 

عبد الرحمن بن قدامه در کتاب شرح کبیر همان مطالب المغنی را تکرار میکند

 

-  المحلى - ابن حزم ج 7   ص 107 :

نا أحمد بن محمد الطلمنكى نا ابن مفرج نا ابراهیم بن أحمد بن فراس نا محمد بن على ابن زید الصائغ نا سعید بن منصور نا هشیم . وحماد بن زید قال هشیم : انا خالد - هو الحذاء - وقال حماد : عن أیوب السختیانى ثم اتفق أیوب وخالد كلاهما عن أبى قلابة قال : قال عمر بن الخطاب : متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم وأنا أنهى عنهما وأضرب علیهما هذا لفظ أیوب ، وفى روایة خالد أنا أنهى عنهما واعاقب علیهما . متعة النساء . ومتعة الحج *

 

ابن حزم نیز در کتاب المحلی مساله نهی از ازدواج موقت را مربوط به زمان خلیفه دوم میداند و در این روایت کلماتی که دلالت بر تهدید از سوی خلیفه عمر دارد نقل میکند که خلیفه گفته :من ازآندو نهی میکنم و تنبیه میکنم هر کسی را که انجام دهد .

 

-  بدایة المجتهد ونهایة المقتصد - ابن رشد الحفید ج 1   ص 268 :

. وروی عن عمر أنه قال : متعتان كانت على عهد رسول الله ( ص ) أنا أنهى عنهما ، وأعاقب علیهما : متعة النساء ، ومتعة الحج .

 

ابن رشد در کتاب بدایۀ المجتهد مینویسد:

رویات شده از عمر که گفت : دو متعه ....

 

-  مسند احمد - الامام احمد بن حنبل ج 1   ص 52 :

حدثنا عبد الله حدثنی أبی ثنا بهز قال وثنا عفان قالا ثنا همام ثنا قتادة عن ابی نضرة قال قلت لجابر بن عبد الله ان ابن الزبیر رضى الله عنه ینهى عن المتعة وان ابن عباس یأمر بها قال فقال لی على یدی جرى الحدیث تمتعنا مع رسول الله صلى الله علیه وسلم قال عفان ومع أبی بكر فلما ولى عمر رضى الله عنه خطب الناس فقال ان القرآن هو القرآن وان رسول الله صلى الله علیه وسلم هو الرسول وانهما كانتا متعتان على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم احداهما متعة الحج والاخرى متعة النساء

 

امام احمد بن حنبل در کتاب مسند احمد نقل میکند:

...از بن نضره :گفتم برای جابر بن عبدالله که ابن زبیر از نکاح متعه نهی میکند ولی ابن عباس به ان دستور میدهد ؛ گفت برایم بر دستان من حدیث جریان دارد حدیث؛ تمتع کردیم با رسول الله (ص) گفت عفان و نیز همراه ابی بکر اما وقتی که عمر رضی الله عنه خلیفه شد برای مردم خطبه خواند و گفت :

قران همان قران و پیامبرخدا (ص) همان پیامبر است ! و بدانید که در زمان روسل خدا دو متعه بود یکی متعه زنان و دیگری متعه حج...

 

-  مسند احمد - الامام احمد بن حنبل ج 3   ص 325 :

حدثنا عبد الله حدثنى أبى ثنا عبد الصمد ثنا حماد عن عاصم عن أبى نضرة عن جابر قال متعتان كانتا على عهد النبی صلى الله علیه وسلم فنهانا عنهما عمر رضى الله تعالى عنه فانتهینا

 

باز هم احمد بن حنبل در مسندش نقل میکند:

روایت کردمارا عبدالله .... جابر گفت : دومتعه در زمان رسول خدا(ص) بود پس عمر از ان مارا نهی کرد ...

 

-  شرح معانی الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة ج 2   ص 143 :

حدثنا سلیمان بن شعیب قال ثنا الخصیب قال ثنا همام عن قتادة عن مطرف عن عمران قال تمتعنا مع رسول الله صلى الله علیه وسلم ونزل فیها القرآن فلم ینهنا رسول الله صلى الله علیه وسلم ولم ینسخها شئ ثم قال رجل برأیه ما شاء  حدثنا محمد بن خزیمة قال ثنا حجاج قال ثنا حماد عن حمید عن الحسن عن عمران بن حصین قال تمتعنا على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم متعة الحج فلم ینهنا عنها ولم ینزل الله فیها نهیا حدثنا سلیمان قال ثنا الخصیب قال ثنا همام عن قتادة عن أبى نضرة عن جابر بن عبد الله قال تمتعنا مع رسول الله صلى الله علیه وسلم فلما ولى عمر خطب الناس فقال إن القرآن هو القرآن وإن الرسول هو الرسول وانهما كانتا متعتان على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم متعة الحج فافصلوا بین حجكم وعمرتكم فإنه أتم لحجكم وأتم لعمرتكم والاخرى متعة النساء فأنهى عنها وأعاقب علیها حدثنا بن أبى داود قال ثنا سلیمان بن حرب قال ثنا حماد عن عاصم عن أبى نضرة عن جابر رضی الله تعالى عنه قال متعتان فعلناهما على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم نهانا عنهما عمر رضی الله تعالى عنه فلم نعد إلیهما

 

احمد بن محمد بن سلمه در کتاب شرح معانی الاثار روایت بالا را نقل میکند

از جابر بن عبدالله : در زمان رسول خدا تمتع می نمودیم اما وقتی عمر به حکومت رسید برای مردم خطبه خواند و گفت ! قران همان قران و رسول خدا همان رسول است و بدانید که در زمان رسول خدا دو متعه بود یکی متعه حج ....و دیگری متعه زنان من از آن نهی میکنم و عقوبت میکنم مرتکبین آنرا

 

-  شرح معانی الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة ج 2   ص 195 :

حدثنا بن أبی داود قال ثنا سلیمان بن حرب قال ثنا حماد عن عاصم عن أبی نضرة عن جابر رضی الله تعالى عنه قال متعتان فعلناهما على عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم نهى عنهما عمر رضی الله تعالى عنه فلن نعود إلیهما

 

شرح معانی الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة ج 2   ص 195 :

در روایت دیگری از جابر نقل میکند : دو متعه در زمان رسول خدا انجام دادیم ولی عمر از آن نهی نمود...

 

متقی هندی در کتاب کنز العمال روایات زیادی را در این زمینه نقل میکند که همه دلالت دارد بر اینکه متعه زنان (ازدواج موقت) در زمان خلیفه دوم عمر ممنوع شده است.

 

 

-  كنز العمال - المتقی الهندی ج 16   ص 521 :

 

( 45725 - ) عن أبی نضرة قال : كان ابن عباس یأمر بالمتعة وكان ابن الزبیر ینهى عنها ، فذكرت ذلك لجابر بن عبد الله فقال : بذی دار الحدیث تمتعنا مع رسول الله ص ، فلما كان عمر قال : إن الله یحل لنبیه ما شاء بما شاء ، وإن القرآن قد نزل منزله ، فأتموا لحج والعمرة كما أمركم الله ، وأتموا نكاح هذه النساء ، فلا أوتى برجل تزوج امرأة إلا رجمته بالحجارة ( ابن جریر ) .

 

( 45726 - ) عن سلیمان بن یسار عن أم عبد الله ابنة أبی خیثمة أن رجلا قدم من الشام فنزل علیها ، فقال إن العزبة قد اشتدت علی فابغینی امرأة أتمتع معها ، قالت : فدللته على امرأة فشارطها فاشهدوا على ذلك عدولا ، فمكث معها ما شاء الله أن یمكث ، ثم إنه خرج ، فأخبر عن ذلك عمر بن الخطاب فأرسل إلی فسألنی : أحق ما حدثت ؟ قلت : نعم ، قال : فإذا قدم فآذنینی به ، فلما قدم أخبرته ، فأرسل إلیه فقال : ما حملك على الذى فعلته ؟ قال : فعلته مع رسول الله ص ثم لم ینهنا عنه حتى قبضه الله ، ثم مع أبی بكر فلم ینهنا عنه حتى قبضه الله ، ثم معك فلم تحدث لنا فیه نهیا ، فقال عمر : أما والذی نفسی بیده ! لو كنت تقدمت فی نهى لرجمتك ،

 

که درین روایت فراز آخر آن لو کنت تقدمت فی نهی لرجمتک دلالت دارد براینکه قبل از نهی خلیفه اصحاب هیچ منعی را در این باره نشنیده بوده اند و الا همه میدانستند و مرتکب نمیشدند.

 

در پایان بحث روایات تعدادی روایات را از کتاب کنز العمال متقی هندی با منبع ان ذکر میکنیم تا طالبین حق خود در ترجمه ان تفکر نمایند

 

-  كنز العمال - المتقی الهندی ج 16   ص 519 :

45715 - ) عن عمر قال : متعتان كانا على عهد رسول الله ص انهى عنهما واعاقب علیهما : متعة النساء ، ومتعة الحج

 

( 45717 - ) عن عروة بن الزبیر أن خولة بنت حكیم دخلت على عمر بن الخطاب فقالت : إن ربیعة بن أمیة استمتع بامرأة مولدة فحملت منه ، فخرج عمر یجر ثوبه فزعا وقال : هذه المتعة ! ولو كنت تقدمت فیها لرجمت ( مالك ، والشافعی ، ق ) .

 

 ( 45718 - ) عن سعید بن المسیب أن عمر نهى عن متعة النساء وعن متعة الحاج ( مسدد ) .

 

( 45719 - ) عن جابر : كانوا یتمتعون من النساء حتى نهاهم عمر ابن الخطاب ( ابن جریر ) .

 

 ( 45720 - ) عن جابر قال : تمتعنا متعة الحج ومتعة النساء على عهد رسول الله ص ، فلما كان عمر نهانا فانتهینا ( ابن جریر ) .

 

( 45722 - ) عن أبی قلابة أن عمر قال : متعتان كانتا على عهد رسول الله ص أنا أنهى عنهما وأضرب فیهما ( ابن جریر ، كر ) .

 

-  كنز العمال - المتقی الهندی ج 16   ص 521 :

 

( 45724 - ) عن أبی نضرة قال : سمعت عبد الله بن عباس وعبد الله بن الزبیر ذكروا المتعة فی النساء والحج ، فدخلت على جابر بن عبد الله فذكرت له ذلك فقال : أما إنی قد فعلتهما جمیعا على عهد النبی ص ، ثم نهانا عنهما عمر بن الخطاب فلم أعد ( ابن جریر ) .

 

یک سوال مهم

آیا عمر حق دارد که حلال خدا را حرام کند و آیا این عمل مخالفت با سنت رسول خدا (ص) نیست؟

حکم کسی که با سنت نبوی مخالفت کند چیست؟

مگر نه اینکه رسول خدا (ص) فرمود النکاح سنتی ...

طبق روایات اسلامی منکر سنت در حکم کافر است خود اهل سنت هم این مساله را میگویند !

نتیجه

نکاح موقت از سنت پیامبر(ص) است

منکر سنت کافر است

کسی که با سنت نبوی مقابله کند کافر است

خلیفه مردم را به خاطر سنت نبوی تهدید میکرد ومیزد

نتیجه اش با شما

 



ازدواج موقت(بخش 3)

 

آیا آیه شریفه نسخ شده است ؟

 

مرحوم علامه طبا طبایی در مورد نسخ و عدم نسخ این آیه در مبحث تفسیر این آیه شریفه مطالب بسیار جالبی دارند که علاقه مندان میتوانند به ترجمه ان کتاب و یا اصل آن مراجعه نمایند .

اما نظریه نسخ از دیدگاه علماء وبزرگان اهل سنت :

1-   بغوی در تفسیرش ج1 ص 414 چاپ دار المعرفه بیروت میگوید:

 ابن عباس همواره بر این عقیده بود که این آیه محکم است ( آیات محکم قران غیر قابل نسخند)و به همین سبب اجازه در ازدواج موقت میداد.

 

2- شوکانی در تفسیرش ج1 ص 450 چاپ دار الفکر بیروت مینویسد:

از ابن عباس روایت شده است که ایشان معتقد به جواز نکاح متعه بوده است و اینکه این آیه نسخ نشده است .

 

3-نووی در المجموع ج 16 ص 253 چاپ دار الفکر بیروت نوشته است:

 (( وقیل فی قوله تعالى {  فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ  } المراد نكاح المتعة والآیة محكمة ))

گفته شده است در باره ایه (فما استمتعتم ...)مراد از آن نکاح متعه است؛ و آیه شریفه محکم است.

 

4- طبری در تفسیرش ج 5 ص 19 چاپ اول دار حیاءالتراث العربی؛ روایتی را نقل میکند:

 (( حدثنا محمد بن المثنى قال حدثنا محمد بن جعفر قال حدثنا شعبة عن الحكم قال : سألته عن هذه الآیة { وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ  } إلى هذا الموضع { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ  } أمنسوخة هی قال : لا  ))

... از شعبه از حکم که میگوید پرسیدم از او در باره آیه( و المحصنات ....فما استمتعتم به منهن )آیا این آیه نسخ شده است  ؟ در جوابم گفت! نه 

 

5- سیوطی در تفسیرش ج 2 ص 468 چاپ دار الفکر بیروت از عبد الرزاق و ابو داوود در( ناسخ) و ابن جریراز حکم نقل میکند که از وی در مورد منسوخ بودن این آیه سوال شد در پاسخ گفت که منسوخ نیست.

 

6- ثعلبی در تفسیرش ج 3 ص 286 چاپ اول منشورات دار إحیاء التراث العربی  مینویسد:

اختلاف شده است در آیه که آیا از محکمات است یا نسخ شده است ؟ ابن عباس گفته است که این آیه محکم است؛ و اجازه در متعه میداد.

 

7- باز هم ثعلبی در ج3  ص 286مینویسد:

شعبه از حکم روایت نموده است که گفت پرسیدم از حکم در باره این آیه ( فما استمتعتم...)ایا نسخ شده است : گفت : نه! ، حکم در ادامه میگوید علی علیه السلام گفته است : اگر عمر از متعه نهی نمی کرد مرتکب زنا نمیشد مگر انسان بد بخت.

 

8-زمخشری در تفسیرش ج 1 ص 519، دار العلمیه  مینویسد :

(( وعن ابن عباس هی محكمة یعنی لم تنسخ ))

از ابن عباس روایت شده است که این آیه محکم است یعنی نسخ نشده است.

این تعدادی از روایات و اقوال علماءاهل سنت بود که دلالت داشت بر اینکه آیه شریفه محکم است و عمل بهآن جایز میباشد .

 

 



ازدواج موقت (بخش دوم)

قران و ازدواج موقت:

 

وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَیْكُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِیماً حَكِیماً } سورة النساء / 24

 

آیه مبارکه قران ( فما ستمتعتم به منهن فآتوهنّ اجورهنّ )

خدای تبارک و تعالی در این آیه از نکاح به عنوان متعه یاد نموده است و مهر آن را نیز به عنوان اجرت ذکر نموده است و این مساله ساز گاری ندارد جز با محدود و موقت بودن آن زیرا به کسی که عبد یا  خانه و با زمینی را بخرد هر گز نمیگویند که اجرتش را بپرداز بلکه میگویند که قیمت آنرا بده اما برای کسیکه خانه یا زمینی را اجاره کند میگویندکه اجرتش را بپرداز و از امام اهل سنت( در تفسیر) طبری در تفسیر بزرگش تفسیر طبری ( جامع البیان )روایت شده :

ایشان طبق روایتی در آیه شریفه بعد از فما استمتعتم به –کلمه الی اجل – را اضافه و نقل نموده است

( فاماستمتعتم به منهن الی اجل فآتوهن اجورهن.)

بسیاری از علماء و مفسرین  اهل سنت بر این مساله پا فشاری دارند که ایه شریفه در مورد ازدواج موقت است که ما از آن جمله به عده ای اشاره میکنیم:

 

1- ابن کثیر در تفسیرش جلد 1  صفحه (619چاپ اول در کشور کویت )

از عموم این آیه استدلال بر نکاح متعه شده است ؛ واز مجاهد نیز نقل شده است که این آیه شریفه در بارهع ازدواج موقت نازل شده است.

 

2- فخر رازی در تفسیر الکبیر جلد10 صفحه 49 چاپ دوم، بیروت مینویسد:

(( فی هذه الآیة قولان : أحدهما ..... والقول الثانی : أن المراد بهذه الآیة حكم المتعة و هی عبارة عن أن یستأجر الرجل المرأة بمال معلوم إلى أجل معین فیجامعها واتفقوا على انها كانت مباحة فی ابتداء الإسلام .... واختلفوا فی أنها نسخت أم لا ))

در این آیه شریفه دو نظریه: و جود دارد یکی....و نظریه دوم : مراد ازین آیه اثبات حکم ازدواج موقت است و ازدواج موقت آنستکه مرد زنی را بواسطه  مقداری مال مشخص تا مدت معلومی اجاره کند تا با او همبستر شود ؛ تمام علماء بر وجود و حلیت آن در صدر اسلام اتفاق دارند اما در یانکه ایا این حکم نسخ شده است یا نه اختلاف است .

 

3- شوکانی در تفسیر  فتح القدیر ج1 ص 449 چاپ بیروت مینویسد:

 (( وقد اختلف أهل العلم فی معنى الآیة .... وقال الجمهور : إن المراد بهذه الآیة نكاح المتعة الذی كان فی صدر الإسلام ویؤید ذلك قراءة أبی بن كعب وابن عباس وسعید بن جبـیر .. ))

اهل علم در معنی این آیه اختلاف نموده اند .... اما مشهور و معروف علماء میگویند : مراد از آیه شریفه نکاح موقتی است که در صدر اسلام وجود داشته و مؤید این قول قرائت أبی بن کعب و ابن عباس و سعید بن جبیر و... میباشد.

 

4- ابن صماد تجیبی اندلسی در کتاب مختصر تفسیر الطبری ص 82 چاپ دوم در کشور سوریه :

(( {.. فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ ..} قیل عنی به نكاح المتعة ... ))

(فماستمتعتم به منهن  گفته شده است که مراد نکاح موقت است.

 

5- محمد بن عاشور در تفسیر التحریر و التنویر ج4 ص 88 چاپ اول ؛ بیروت:

 (( وذهب جمع منهم ابن عباس و أبیّ ابن كعب وابن جبیر أنها نزلت فی نكاح المتعة لما وقع فیها من قوله { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ }  ))

 

...جمعی (از صحابه ) مانند ابن عباس و ابی بن کعب و ابن جبیر بر این مسله تاکید دارند که آیه شریفه در باره نکاح موقت نازل شده است بدلیل (فماستمتعم به منهن)

6- الثعالبی در تفسیر جواهر الحسان ج 1 ص363 چاپ بیروت مینویسد:

(( وقال ابن عباس أیضاً و غیره أن الآیة نزلت فی نكاح المتعة ))

...ابن عباس و دیگران نیز که این آیه شریفه درباره ازدواج موقت نازل شده است.

 

7- نسفی در تفسیرش ج1 ص 219 چاپ بیروت نوشته است:

(( وقیل إن قوله { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ  } نزلت فی المتعة ))

و گفته شده است که این آیه (فماستمتعتم ) در باره نکاح موقت نازل شده است.

 

8- بیضاوی در تفسیر انوار التنزیل ج1 ص 69 چاپ اول در ریاض :

 (( وقیل نزلت الآیة فی المتعة ))

و گفته شده است که این ایه در باره نکاح موقت است.

 

9- نیشابوری در تفسیر غرائب القران ج2ص 392 چاپ اول در بیروت .

(( وقیل المراد بها حكم المتعة و هی أن یستأجر الرجل المرأة بمال معلوم إلى أجل معلوم لیجامعها ))

مراد از آیه حکم متعه است  و متعه آن است که مرد زنی را به مقدار مال معلومی تا مدت زمانی معلوم برای همبستر شدن اجاره کند.

 

10- قرطبی در تفسیر الجامع ج3 ص 1700 چاپ بیروت :

(( واخـتلف العلماء فی معنى الآیة .... وقال الجمهور : المراد نكاح المتعة الذی كان فی صدر الإسلام ))

اختلاف شده است بین علماء در معنی آیه شریفه ... اما نظر جمهور علما اینستکه مراد از آیه شریفه نکاح موقت است که در صدر اسلام هم وجود داشته است.

 

11- طبری در تفسیرش ج 5 ص 18  چاپ اول؛ بیروت بعد از نقل سند روایت  نوشته است:

(( حدثنی محمد بن عمرو قال حدثنا أبو عاصم عن عیى عن ابن أبی نجیح عن مجاهد : { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ } قال یعنی نكاح المتعة ))

فما استمتعتم به منهن  مجاهد گفته است مراد مراد نکاح متعه میباشد.

 

12- جلال الدین سیوطی در تفسیر الدر المنثور ج 2 ص 484چاپ بیروت :

 (( و أخرج عبد بن عبدالحمید وابن جریر عن مجاهد { فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ } قال : یعنی نكاح المتعة

(مراد نکاح متعه است )

 

13- اسماعی السدی در تفسیر الکبیر ص200چاچ اول در مصر :

( فما استمتعتم به منهن...الآیة) متعه آنست که مرد زنی را به شرط مدت مشخص ...نکاح کند.

 

 

نکته!

حتی وقتی به کتابهای لغت نیز مراجعه میکنیم نظر علماء را در این باره میابیم :

ابن منظور در کتاب لسان العرب ج 6 ص 4127 از منشورات دار المعارف، در باره ازدواج موقت نوشته است :

عطاء گفته است متعه همان است که در سوره نساء آمده است ( فما استمتعتم به منهن ) پس آنچه که از زنان استمتاع نمودید





  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

در این وبلاگ شما میتوانید به افتضاحات و جهالت کسانی پی ببرید که دست از عترت برداشتند ودنبال هوای نفس حرکت کردند و به خانه سست عنکبوت پناه بردند

هادی عباسی


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :