تبلیغات
چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟ - مطالب استمنا در فقه اهل بدعت

چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟

دفاع از مكتب حقه اهل البیت و رسوایی فرق ضاله

فتاوای رسوا بخش پنجم

 

آش نخورده دهن سوخته

 فرزند زورکی
( فرزند به مرد ملحق است حتی اگر با زنش همبستر نشده باشد)

 

ابن قدامه در کتاب المغنی ج 8 ص 64 می نویسد:

... اگر مردی با زنی در یک مجلس ازدواج کند سپس در همان مجلس قبل از آنکه مردم متفرق شوندآن زن  را طلاق دهد ، و آن زن  بعد از شش ماه از طلاق  فرزندی بدنیا آورد و یا اینکه مردی در شرق زنی را که در غرب زندگی میکند عقد کند و پس از شش ماه زن فرزندی بیاورد ، طبق فتوای مالک وشافعی فرزند به پدر ملحق نمیشود؛ اما بنا بر نظر و فتوا ی ابو حنیفه نسب ثابت است وفرزند به شوهر ملحق میشود اگر چه مرد یقین دارد که با زن نزدیکی نکرده است ، ( حتی اگر همدیگر را ندیده باشند ) .

نکته : طبق فتوا ی ابو حنیفه این فرزند حلال زاده است و  ارث هم میبرد ، حالا اگر هر گز آن زن را ندیده باشد.

شما را به خدا آیا این حکم مخالف با فطرت و غیرت انسانیت نیست کدام انسان با غیرت می پذیرد که زنی را که هرگز ندیده ای و تنها گناه تو این است که فقط او را عقد کرده ای ...

در در بعضی مناطق سنی نشین به این گونه فرزندان که بدون مجامعت بدنیا میایند رحمان بخشی میگویند (یعنی بخشش خدا ) بی چاره ها نمیدانند که دیوار خانه شان کوتاه است ( همسرانشان و دخترانشان دامن عفاف در بازار شهوت بر باد داده اند ...)

در ضمن تا به حال چیزی بنام سازمان حمایت از فاحشه ها نشنیده بودیم اما  این ابو حنیفه  به فکر آنها نیز هست .

شما تحلیل کنید که چرا ابو حنیفه چنین فتوا میداده؛ شاید از خانواده او ....

خلاصه می خواهی بخواه اگر هم نمی خواهی  ، دندت نرم ، چشمت کور؛ بچه مال خودته  چون پیرو این خرافات هستی حتی اگر آن زن را ندیده باشی  باید بچه راف نونشو بدی و با افتخار و عزّت بزرگش کنی چون ... هستی  دماغت بسوزه (اسمش راهم بگذار رحمان بخش ...)

بی چاره آن جوان سنّی به هزار زحمت و رنج دختری را انتخاب میکند که تا آخر عمر با او سر بر یک بالش بگذارد اما همسرش دختر که نیست بماند فرزند حرامزاده کسی دیگری را هم به گردن او می اندازد و این بی چاره از دو حال خارج نیست یا باید متدین و پایبند به اصول مذهبی اهل سنّت (بدعت) باشد که باید تا آخر عمر بسوزد و بسازد و آن زن به ریش  او بخندد و زنی که چنین باشد از کجا معلوم که در  آینده هنگامی که شوهر نیست امانت داری کند!؟
و یا هم دست از دین و مذهب بردارد و حیران گردد(مذهبی که بر خلاف طبیعت انسانی حکم میکند)

به جوانان با غیرت توصیه میکنیم که به آغوش اهل البیت باز گردند و از چشمه سار زلال معرفت سیراب شوند!
حافظ وظیفه تو پند گفتن است وبس
در بند آن مباش که نشنید یا شنید

 

- الولد یلحق بالزوج و إن لم یطأ امرأته !

( ... ولو تزوج رجل امرأة فی مجلس ثم طلقها فیه قبل غیبته عنهم ثم أتت امرأته بولد لستة أشهر من حین العقد أو تزوج مشرقی بمغربیة ثم مضت ستة أشهر وأتت بولد لم یلحقه وبذلك قال مالك والشافعی وقال أبو حنیفة یلحقه نسبه لأن الولد إنما یلحقه بالعقد ومدة الحمل ألا ترى أنكم قلتم إذا مضى زمان الإمكان لحق الولد وإن علم أنه لم یحصل منه الوطء ... )

( المغنی لابن قدامة / ج8 / ص64 / ط دار الفكر الأولى 1405هـ )

________________________________________

 

2- نگاه  به بدن عریان دختر و زن به بهانه خواستگاری

ابن حجر در کتاب فتح الباری - شرح صحیح بخاری- در باره نگاه به مرد به بدن بدن دختری به خواستگاریش میرود چنین نوشته :

...جمهور علماء گفته اند که اشکالی ندارد؛که مرد خواستگار به ب زن خواستگاری شده نگاه کند ، و گفته اند که به صورت و دستهایش نگاه نکند!!!؟ اوزاعی گفته است - اشکالی ندارد-  مرد تلاش کند و و به هر جای زن که میتواند (به جز عورت) نگاه کند ؛ ابن حزم گفته است که نگاه کند به جلو و دنبال (کنایه از تمام بدن) اما از احمد سه روایت است ( چون مبنای سنجش نظر احمد بن حنبل روایاتی است که در مسندش ذکر شده است)نظر اول مانند جمهور است ؛ نظر دوم انچه که از او(زن) ظاهر است ، روایت سوم اینکه میتواند به بدن برهنه  آن زن  نگاه کند، و جمهور نیز گفته اند که اگر بخواهد میتواند به بدن (برهنه) زن نگاه کند بدون اینکه از آن اجازه بگیرد!!!

قابل توجه دختر داران سُنّی!!!

مواظب خواستگاران باشید مخصوصا پیروان احمد بن حنبل !!!

توصیه ای به جوانان با غیرت که ندانسته دنبال پدران خود راه افتاده اند :

این است توصیه احمد بن حنبل و جمهور علماء اهل سنت ؛به خواستگاران خواهران شما !

 اینان اسلام را به هوای نفس خود تفسیر کرده اند تا به بدن دختران و ناموس مردم نگاه کنند و اگر هم کسی به آنان اعتراض کرد به راحتی میگویند من قصد خواستگاری دارم  ! شما را به خدا آیا خدا به این جهالت ها راضی است ؟ ؟؟

 

24- یجوز لخاطب الوهابیات أن ینظر إلیهن متجردات !

( ... قال الجمهور لا بأس أن ینظر الخاطب إلى المخطوبة قالوا ولا ینظر وجهها وكفیها وقال الأوزاعی یجتهد وینظر إلى ما یرید منها إلا العورة وقال ابن حزم ینظر إلى ما أقبل منها وما أدبر منها وعن أحمد ثلاث روایات الأولى كالجمهور والثانیة ینظر إلى ما یظهر غالبا والثالثة ینظر إلیها متجردة وقال الجمهور أیضا یجوز أن ینظر إلیها إذا أراد ذلك بغیر أذنها ... )

( فتح الباری / ج9 / ص149 ط دار إحیاء التراث - الرابعة )

أقول : كل یوم خطبة !

________________________________________


زنای با دیوانگان و نابالغ ها

زنای با دیوانه و پسر نابالغ حدی ندارد

1- زنی اگر با مرد دیوانه ای و یا پسر نابالغی زنا کند ! حدی بر دیوانه و آن پسر نیست...و همچنین بر آن زن نیز حدی نیست.

در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة /کتاب حدود/زنای عاقل با دیوانه /صفحه 1175.

2- ... و اگر زنی عاقله و بالغه از کودکی و یا دیوانه ای اطاعت کند و خود را(برای زنا) در اختیار او قرار دهد، حدی بر آن زن و کسی که با او نزدیکی کند نیست، چون حد  در صورتی بر مرد واجب میشود که زنا را درک کند..

نکته: قبول ؛مجنون و صبی عقل زنا ندارند و تکلیف و حدی بر آندو نیست ؛.

 چراکسی از اینان  نپرسیده: زن که عقل زنا دارد چرا بر او حدی نیست؟؟!!.

 

25- امرأة تُمكن نفسها لصبی أو مجنون فلا حد على من واقعها ... و لا علیها ؟!

فی قول الحنفیة تحت قسم ( زنا العاقل بالمجنون ) :

( .. و إذا أطاعت المرأة العاقلة البالغة صبیاً غیر بالغ ، أو مجنوناً و مكنته من نفسها فلا یجب علیها إقامة الحد و لا على من واقعها ، لأن الحد یجب على الرجل بعقل الزنا ... )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / كتاب الحدود - زنا العاقل بالمجنون / ص1175 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : ألیست عاقلة مكلفة فعلى ماذا لا تُحد ؟! نشر للعهر و المجون لا أكثر .

________________________________________


3- زنای با انسان لال (کسی که از نعمت زبان بی بهره است) حدی ندارد!!!

جزیری در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة کتاب حدود - اقرار مرد و زن لال- صفحه 1189 نوشته است.

4- و اگر مردی اقرار کند که با زنی لال زنا نموده است  و یا زنی اقرار نمایدکه با مردی  لال زنا نموده است.
... ابو حنیفه  گفته است بر هیچ کدام حدی جاری نمی شود(نه بر زن و نه بر مرد - فاعل و مفعول- )

خدایا این قوم چه اندازه ظالم اند؛ بر بی چاره گانی که از  نعمت زبان بی بهره اند تجاوز شود و زنا کار حتی اگر اقرار کند، بازهم محکوم نمیشود.

 حالا شما عزیزان خوب فکر کنید که اگر لالی مستقیما به داد گاه مراجعه کند به خاطر بی زبانی چه بلایی که مقلدان ابی حنیفه که بر سرش نخواهند آورد...!!؟


26- لو أقر رجل بأنه زنى بخرساء أو أقرت امرأة بأنها زنت برجل أخرس ... أكمل العبارة بما تراه مصیبة :

 

( و من أقر بأنه زنا بامرأة خرساء ، لا تنطق ، أو أقرت امرأة بأنها زنت برجل أخرس.

الإمام أبو حنیفة رحمه الله - قال : لا یقام الحد على واحد منهما لوجود الشبهة التی تعدت إلى طرفه الآخر. )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / كتاب الحدود - الإقرار على الأخرس أو الخرساء / ص1189 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

________________________________________


جهاد فی سبیل الشیطان

مجاهدین و زنای با کنیز غنیمت

در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه کتاب حدود -زنای مجاهد - ص 1196 نوشته است:

اگر مجاهدی به کنیزی که از غنائم جنگی است (قبل از تقسیم )تجاوز کند حدی بر او نیست - به خاطر شبهه عدم جریان حد در سرزمین حرب و حال جنگ- برای اینکه مبارز به لشکر دشمن نپیوندد .

نکته: مجاهدهر جنایتی که بکنند حدی بر او نیست چون مبادا به دشمن بپیوندد اینست سرباز و مجاهدی که مکتب خلفاء تربیت میکند و این فقه دست آنان را باز می گذازد تا هر جنایتی که دلشان می خواهد بکنند چون در زمان جنگ و نیز در سر زمین جنگ حد جاری نمیشود.

اما شما مقایسه کنید که علی (ع) در بحبوحه جنگ با اردوگاه منافقین - ناکثین ،قاسطین و مارقین- دشمنان اسلام به خاطر تخلف، یکی از فرماندهان و والیان را بدون هیچ گونه در نظر داشت مصالح دنیایی عزل میکند تا درس عبرتی برای دیگران باشد اما در برابر و قتی خالد بن ولید مرتکب زنای محصنه میشود او را خلیفه اول تبرئه میکند.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.


و تو خود حقیقت را از این نوشتار دریاب .


27- و فی جهادهم جنس أیضاً!

( إذا وطئ الجندی المجاهد جاریة من إماء المغنم قبل القسمة فلا یقام علیه الحد. لوجود شبهة حیث لا یقام حد فی أرض الحرب ، و لا فی حال الغزو ، حتى لا یلحق بالعدو. )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / كتاب الحدود - زنا المجاهد / ص1196 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

أقول : تسابقوا إلى تورا بورا یرحمكم الله ... تسابقوووا !

________________________________________


فرندان بدون پدر حلال زاده اند!!

زنی که بدون شوهر حامله شود حدی بر او نیست.

درکتاب الفقه علی المذاهب الاربعه ، جزیری نوشته است :

نزد شافعیان در این مساله دو روایت است  که روایت روشن تر این است که بر زن (که بدون شوهر حامله شده )حدی و اجب نمیشود.


28- امرأة حامل لا زوج لها فلا حد علیها !

 

( الشافعیة : قالوا : عندهم روایتان : أظهرهما أنها لا یجب علیها الحد ، و إن لم تأت فی دعوى الاستكراه بأمارة تدل على صدقها ، و لم تأت فی دعوى الزوجیة ببینة ، لأن الحد لا یثبت إلا بشهود أو إقرار ، و لم یثبت هنا ، و لأن الحدود تسقط بالشبهات ، و هذه شبهة ، فمجرد الحمل لا یثبت به الحد ، بل لا بد من الاعتراف ، أو البینة. )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / كتاب الحدود - ظهور الحمل على امرأة لا زوج لها / ص1193 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : لا تسألونا من أین حملت و من صاحب النطفة فلربما أعطاها الله كرامة السیدة مریم علیها السلام !

________________________________________

 

جواز  نزدیکی با یکی ازهمسران در برابر دیگز همسران
الفقه علی المذاهب الاربعه / کتاب نکاح

 

29- وطء إحدى الزوجات أمام الأخریات على فراش واحد مكروه فقط !

 

( ... و مثل ذلك ما إذا كان فی سفر و معه زوجات و جمیعهن فی خیمة واحدة أو على فراش واحد فإنه یجوز ، و لكن یكره أن یطأ إحداهن أمام الأخرى و هی مستورة العورة ، أما إن كانت مكشوفة فإنه یحرم ، إذ لا یحل النظر إلى العورة ، ... )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / كتاب النكاح - هل للزوج أن یجمع بین زوجاته فی بیت واحد وفی فراش واحد؟ / ص947 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : لیستروا عوراتهن و خذهم بالدور یا وهابی كسباق هجن.

________________________________________

 

حجاب و فقهای اهل بدعت(سنی)

پوشش زن دربرابر محارم (برادر ، دایی ، عمو  برادر زاده ، خواهر زاده ...):

کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه /کتاب الصلاة - پوشش عورت در غیر نماز/ ص 112 نوشته است:

...و حد عورت (اعضایی که پوشیدن آنها واجب است ) برای زن در غیر از نماز از زانو تا ناف می باشد هنگامی گه در خلوت باشد یا در حضور محارمش و یا در حضور زنان مسلمان باشد ،پس برای زن جایز است که تمام بدنش را برهنه کند به جز از زانو تا ناف ...

سوال: حکمت ستر عورت در خلوت چیست؟!!! حتی حمام؟

طبق این فتوا دختر و زن جوان میتواند مقابل برادر و دایی و عموی و  نا پدری و چه جوان باشند ، چه پیر، چه خوب باشند ، چه بد عزب باشند و یا متاهل میتواند فقط با شورت پاچه دار ظاهر شود و تمام بدن اش را عرضه کند!!

نه به آن شوری شور نه به این بی نمکی!


30- لنسائهم أن یستروا فقط ما بین السرة و الركبة و لهن أن یكشفن ما دون ذلك لمحارمهن !

2112395

( ... و حد العورة من المرأة الحرة خارج الصلاة هو ما بین السرة و الركبة إذا كانت فی خلوة ، أو فی حضرة محارمها ، أو فی حضرة نساء مسلمات ، فیحل لها كشف ما عدا ذلك من بدنها بحضرة هؤلاء ، أو فی الخلوة ، ... )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / كتاب الصلاة - ستر العورة خارج الصلاة / ص112 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : بذلك لها أن تكشف عن صدرها و تجلس بشورت إسلامی لا أكثر بین محارمها !!!

 

نزدیکی با میوه جات و اطفال

ارضای جنسی با خربزه و اکرنبج و ...(اعاذنا الله ...)

  •  ابن قدامه مَقدِسی حنبلی در کتاب المغنی به نقل از یکی از فقهاء سنی نوشته است :
  • 1- اگر زنی آلت پسری را که هنوز ده ساله نشده ،در خود! فرو کند! حدی بر او نیست .

 استدخالیات ( اكرنبجیات وبطیخیات و أمور أخرى )

31- المرأة تستدخل ذكر صبی !!!

 

نقل ابن قدامة المقدسی الحنبلی فی كتابه « المغنی » عن أحد فقهائهم ، ج9 ص54 الطبعة الأولى 1405 هـ ، دار الفكر - بیروت

( .. وكـذلك لـو استدخلت امــرأة ذكـر صـبی لم یبلـغ عشـرا لا حـد علیهـا .. )

 

أقول : یجب غرس المعرفة الجنسیة لدیهم منذ الصغر لینتجوا وهابیة أصیلین.

________________________________________

 

2- از مولوی ها بپرسید اکرنبج چیست؟؟

ابن قیم جوزیه در کتاب البدائع الفوائد جلد 4 صفحه 905/ در باره اکرنبج و طریقه استعمال آن چنین افاضه کرده است:

و اگر زنی شوهر نداشته باشد و شهوتش غلیان کند ، بعضی از اصحاب ما گفته اند ، جایز است آن زن برای اطفای شهوتش از « اکرنبج » استفاده کند، و آن چیزی است که از پوست به شکل آلت مرد ساخته میشود که زن آن را و یا چیزی شبیه آن  مانند خیار و کدو ...را در خود فرو میکند .

نکته: از حلال خدا (ازدواج موقت) فرار کرده اند گرفتار خربزه و خیار شده اند.!!!


32- ما قضیة الإكرنبج و الاستدخال؟!

ابن القیّم الجوزیة یخبركم قائلاً :

( وإن كانت امرأة لا زوج لها واشتدت غلمتها فقال بعض أصحابنا یجوز لها اتخاذ الاكرنبج وهو شیء یعمل من جلود على صورة الذكر فتستدخله المرأة أو ما أشبه ذلك من قثاء وقرع صغار .. ) .

( بدائع الفوائد لابن قیم الجوزیة / ج 4 / ص 905 )

 

أقول : آخر المشاریع التجاریة الناجحة هی افتتاح محلات اكرنبج بأحجام مختلفة ! ( یُبقى بعیداً عن متناول الأطفال

 

3- منصور بن یونس بهوتی در کتاب کشف القناع  ج 6 /کتاب الحدود نوشته است:

... و اگر کسی برای ترس از زنا و یا ترس ازجانش ،با دستش با دستش استمناء کند چیزی ( گناهی ) بر او نیست...و حکم زن نیز همین است که  چیزی مثل آلت را استعمال کند...

می گوییم : اینان از کار های خدا که روزه را برای اطفاء شهوت و احتلام را برای بر طرف شدن شهوت اضافه قرار داده خبر ندارند.

 

( .. ومن استمنى بیده خوفا من الزنا أو خوفا على بدنه فلا شیء علیه ..... وحكم المرأة فی ذلك حكم الرجل فتستعمل أشیــاء مثــل الذكــر .. )

( كشف القناع - منصور بن یونس البهوتی الحنبلی / ج6 / كتاب الحدود / باب التعزیر / ط دار الكتب العلمیة الاولى 1418م ، وهی تعلیقة على متن وهو كتاب الإقناع للحجاوی الصالحی )

أقول : أنصفوهم ... یخافون على أبدانهم فما شأنكم أنتم ! .... اسم الله على ابدانهم ....


در کتاب الفروع  ابن مفلح مقدسی حنبلی نوشته است:

شارع مقدس روزه را بدل از ازدواج و احتلام راکنترل کننده شهوت قرار داده ، -اما- استمناء - به خاطر ترس از زنا جائز است و ... قول به کراهت نیز نقل شده است.و همچنین جایز است زن  چیزی شبیه آلت را استعمال کند


(درباره  استفاده زن ازاکرنبج و... ، ابن عقیل گفته است که نباید قیاس بین مرد وزن کرد.)این فتوا در کتاب المبدع فی شرح المقنع  ج 9 ص 107 نیز ذکر شده است.

( .. وقد جعل الشارع الصوم بدلاً من النكاح ، والاحتلام مزیلا لشدة الشبق مفتر للشهوة ، ویجوز خوف زنا ، وعنه : یكره .

والمرأة كالرجل فتستعمل شیئــاً مثل الذكـر ویحتمل المنع وعدم القیاس ، ذكره ابن عقیل )

( الفروع - محمد بن مفلح المقدسی الحنبلی / ج 6 / ص 120 / ط دار الكتب العلمیة 1418هـ الأولى

وفی ط عالم الكتب / ج6 / ص99 / 1985م / كذلك أیضا المبدع فی شرح المقنع / ج9 / ص107

 

در کتاب الانصاف« نوشته علی بن سلیمان المرداوی حنبلی ج 10 ص 252 چاپ دار احیاء التراث » نوشته است:

حکم زن در این مسأله (غلیان شهوت)مانند مرد است ، که چیزی شبیه آلت را استعمال می کند در هنگام ترس از وقوع در زنا و کار درست هم همین است...

و قاضی در ضمن این مسأله و قتی زن را ذکر میکند، گفته است:

در این کار  اشکالی نیست اگر زن قصد اطفاء شهوت و دوری از زنا را داشته باشد.

چند سال پیش در یکی از بیمارستان های یکی مناطق سنی نشین کاری داشتم که ناگهان ماشینی با سرعت وارد شد و خانمی را که روی برانکارد افتاده بود و ناله میزد، آوردند ، اورا به اتاق عمل بردند ... بعدا یکی از دوستان که در بیمارستان کار میکرد به من قضیه را گفت : زن بی چاره -طبق فتوای علمای اهل سنت - بادمجان استعمال کرده بود که بادمجان تاب نیاورده و داخل بدن این خانم شکسته بود ...

خدایا تو شاهدی که اینان حلال تورا حرام کرده اند و حرام تورا حلال کرده اند فقط برای دشمنی با اهل بیت پیامبرت اینان ازدواج موقت را منع میکنند ولی قضیه کنیز و الاغ و کدو را به زنان خود تعلیم میدهند.

سال گذشته دراخباراز انترنت خواندم که مردی انگلیسی به جرم انحراف جنسی باز داشت شد ! جرمش این بود که با دوچرخه اش... دادگاه اورا محکوم به پرداخت جریمه نمود ، شاید اگر بنده خدا ادعها میکرد که من سنی ام و مذهبم اجازه میدهد به خاطر احترام به مذاهب او را جریمه نمیکردند!

 

( حكم المرأة فی ذلك حكم الرجل ، فتستعمل شیئا مثل الذكر عند الخوف من الزنا ، وهذا الصحیح ، قدمه فی الفروع .

وقال القاضی فی ضمن المسألة لما ذكر المرأة قال بعض أصحابنا : لا بأس به إذا قصدت به إطفاء الشهوة والتعفف عن الزنا )

( الإنصاف / علی بن سلیمان المرداوی الحنبلی / ج 10 / ص 252 / ط دار احیاء التراث )

 

 

ابن حزم در کتاب المحلی ج 11 ص 390 چاپ دار الفکر نوشته است:

- در استعمال اکرنبج و...- گروهی رخصت داده اند چنانچه روایت کرده است مارا مفرج ابن اعرابی  حدیث گفت مارا عبد الرزاق لز این جریج از ...حسن بصری که او (حسن بصری) اشکالی نمی دید که زن چیزی را در خود فرو کند برای دور ماندن از زنا.


( وَرَخَّصَتْ فِیهِ طَائِفَةٌ - كَمَا نا حُمَامٌ نا ابْنُ مُفَرِّجٍ نا ابْنُ الْأَعْرَابِیِّ نا الدَّبَرِیُّ نا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَنَا ابْنُ جُرَیْجٍ أَخْبَرَنِی مَنْ أَصْدُقُ عَنْ الْحَسَنِ الْبَصْرِیِّ أَنَّهُ كَانَ لَا یَرَى بَأْسًا بِالْمَرْأَةِ تُدْخِلُ شَیْئًا , تُرِیدُ السِّتْرَ تَسْتَغْنِی بِهِ عَنْ الزِّنَى .)

( المحلى لإبن حزم / ج11 / ص390 / ط دار الفكر )

________________________________________


برای مردان خربزه و... توصیه میکنند

ابن قیم در کتاب البدائع و الفوائد ج 4 ص 905 می نویسد:

و اگر در خربزه سوراخی کند - و در آن فرو کند - و یا در عجین (چیزی نرم ، معجون و..) ویا ادیم  و سوراخی در مجسمه ( ماکت) ایجاد کند و در آن آلت خود را فرو کند ، بنا بر آنچه که ذکر کردیم این راحت تر از استمناء با دستش میباشد ،...

و احمد بن حنبل گفته است : در باره کسی که شهوت جماع بر او غلبه کند به حدی که نمیتواند خود را نگه دارد و می ترسد که بیضه هایش از شدت بترکد ؛ بچشد( یعنی  در ماه رمضان هم اگر باشد...)

... سپس گفته است برای او مباح است که افطار کند، چون او بر نفسش می ترسد و او مثل مریض است که بر جانش از تشنگی و مانند آن میترسد ...

باز هم بگوئید وهابیان  و اهل سنت میان زن و مرد حقوق تساوی قائل نیستند !!  این عین تساوی حقوق بین زن و مرد  است . همانگونه که به مرد خربزه و عجین و ماکت معشوقه توصیه میکنند، به زنان نیز اکرنبج و خیار و بادنجان توصیه میکنند . عجب مذهبی است !!!

 

33- وهل حقا البطیخ ... للرجال !!

( وإن قور بطیخة أو عجینا أو أدیما أو نجشا فی صنم إلیه فأولج فیه فعلى ما قدمنا من التفصیل قلت وهو أسهل من استمنائه بیده وقد قال أحمد فیمن به شهوة الجماع غالبا لا یملك نفسه ویخاف أن تنشق أنثیاه اطعم وهذا لفظ منا حكاه عنه فی المغنى ثم قال أباح له الفطر لأنه یخاف على نفسه فهو كالمریض یخاف على نفسه من الهلاك لعطش ونحوه وأوجب الإطعام بدلا من الصیام وهذا محمول على من لا یرجو إمكان القضاء فإن رجا ذلك فلا فدیة علیه والواجب انتظار القضاء وفعله إذا قدر علیه لقوله فمن كان منكم مریضا الآیة وإنما یصار إلى الفدیة عند الیأس من القضاء فإن أطعم مع یأسه ثم قدر على الصیام احتمل أن لا یلزمه لأن ذمته قد برئت بأداء الفدیة التی كانت هی الواجب فلم تعد إلى الشغل بما برئت منه واحتمل أن یلزمه القضاء لأن الإطعام بدل إیاس وقد تبینا ذهابه فأشبه المعتدة بالشهور للیأس إذا حاضت فی أثنائها )

( بدائع الفوائد لابن قیم الجوزیة / ج 4 / ص 905 )

أقول : لا تقولوا بأن الوهابیة لا یساوون بین الرجل و المرأة ، فها قد أعطیَ النساء الاكرنبج و عُوّضَ الرجال بالبطیخ ... أو العجین ... أو صنم !!!!!!!!

________________________________________

 

نزدیکی با مردگان!

1- استفاده زن از آلت مرد مرده و نزدیکی با زن مرده!

شربینی در الاقناع / ج 2/ ص 638/ چاپ دار الفکر / نوشته است.

و نزدیکی با مرده موجب حد- زنا - نمیشود.

در کتاب الحاشیة الدسوقی ج 4 ص 314 چاپ دار الفکر نوشته است:

...به خلاف اینکه زنی آلت مرد مرده ای غیر از شوهرش را در خود فرو کند پس حدی بر او نیست در آنچه که ظاهر است  چون زن لذتی نمیبرد (مثل جایی که زن با کودکی نزدیکی کند )

توجه: گفته اند چون لذتی ندارد حد ندارد !!؟

حالا اگر کسی معتاد به این گناه کبیره شد مانند زنانی که به فاحشه گری اعتیاد پیدا کرده اند و شاید هر روز با بیشتر از ده مرد همخوابی کنند و فقط هدفشان پول است طبق این قیاس ( اگرچه ابو حنیفه برای زنا در ازاء پول - حد - و مجازاتی قائل نیست)تمام فاحشه ها و جنایت کاران بدون ترس از خوردن حد آزادانه به جنایات خود ادامه میدهند . کافی است در دادگاه بگویند که ما لذت نبردیم تا طبق فتوای مفتیان بی دین،  حدّ ، از آنان بر طرف شود چون« الحدود تدرأ بالشبهات »


34- إدخال ذكر الأجنبی المیت و وطء المرأة المیتة :

( قال البلقینی ووطء المیتة لا یوجب الحد على الأصح... )

( الإقناع للشربینی / ج 2 / ص 638 / ط دار الفكر 1415هـ )

 (... وبخلاف إدخال امرأة ذكر میت غیر زوج فی فرجها فلا تحد فیما یظهر لعدم اللذة كالصبی )

( حاشیة الدسوقی / ج4 / ص 314 / ط دار الفكر )

أقول : فقر جنسی لم یجد لنفسه مفرّجاً إلا الأموات ...

 



فتاوای رسوا بخش سوم (استمنا)


12- اجازه در استمناء!!!

باب جواز ستمناء
از مجاهد نقل شده است که گفت : در گذشته کسانی بوده اند که جوانان خود را امر به استمناء میکردند و همچنین به زنان چیزی را در بدن خود فرو میکرد .
به عبدرزاق گفتیم: آن چیزی را داخل میکرد چیست؟ گفت : چیزی بنام سق میباشد

13593 أخبرنا عبد الرزاق قال أخبرنا ابن جریج قال أخبرنی إبراهیم بن أبی بكر عن مجاهد قال: كان من مضى یأمرون شبانهم بالاستمناء، والمرأة كذلك تدخل شیئا. قلنا لعبد الرزاق: ما تدخل شیئا؟ قال: یرید السق. یقول تستغنی به عن الزنا. )
( المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 391 / ط المجلس العلمی بتحقیق الأعظمی )
عبد الرزاق در المصنف خود روایتی را نقل میکند که بعد از ذکر سند مینویسد:
أقول : یأمرون !!!!! و هل لا زالوا یأمرون ؟! و المرأة تُدخل !!!!
رجالهم یمشون و یطؤون ، و نساؤهم یُدخلون .... ، و شبابهم یستمنون ! عاش الوهابیة !!!

اف بر این مذهب که اجازه میدهدمردانشان لواط ؛ جوانان انها استمناء
و زنان آنها هم با وسیله ای خود را ارضاء کنند.

عبد الرزاق در حدیث 13594 میگوید که ابن جریج به ما روایت نمود که عمرو بن دینار(از فقهاء معروف اهل ...) گفت من در استمناء مشکلی نمیبینم!!!

13594 عبد الرزاق قال أخبرنا ابن جریج قال قال عمرو بن دینار: ما أرى بالاستمناء بأسا.
( المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 392 / ط المجلس العلمی بتحقیق الأعظمی )

أقول : عساه لم یجهد نفسه بذلك .

بازهم عبد الرزاق در المصنف از ثوری از عباد از منصور از جابر بن زید ابی الشعثاء روایت میکند که گفت ! منی آب توست خواستی دورش بریز!!!

13591عبد الرزاق عن الثوری عن عباد عن منصور عن جابر ابن زید أبی الشعثاء قال هو ماؤك فأهرقه.

( المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 391 / ط المجلس العلمی بتحقیق الأعظمی )
أقول : انتبه كی لا تزید الكمیة.

به توجیه غیر معقول ابن حزم دقت فرمائید !

ابن حزم چنین افاضه نموده است که : اگر زن چیزی را به فرج خود بمالد بدون اینکه آنرا فرو کند؛ تا اینکه انزال شود (به ارگاسم کامل جنسی برسد) این کراهت دارد و گناهی بر او نیست !
 همچنین است استمناء(جلق و یا خود ارضائی) برای مردان و فرقی با مسئله زن ندارد ،چون دست زدن به آلت که اشکالی ندارد و مباح است و همچنین دست زدن زن به فرجش به اجماع امت اشکالی ندارد ، وقتی چنین است او کاری بیشار از عمل مباح مرتکب نشده است مگر اینکه قصد بیرون آمدن منی را هم کرده است ؛ که این هم اصلا حرمتی ندارد ؛ چون خدای تبارک و تعالی در قران فرموده است که( ما آنچه را که بر شما حرام است تفصیل داده ایم ؛ سوره انعام) و این هم از آن چیز هایی که خداوند تفصیل داده نیست پس حلال است!!!چون خدا گفته است که (خلق لكم ما فی الأرض جمیعا) البقرة خداوند هر چیزی که روی زمین است برای شما آفریده است ؛

مگر اینکه ما این عمل را ناپسند (مکروه) میدانیم چون از مکارم اخلاق و فضائل نیست و مردم هم اورا بد میدانند به همین سبب عده ای فتوای به کراهت و عده ای فتوای به جواز و اباحه آن داده اند.

این مثل قصه ایست که کسی نزد یکی از علماء امد وگفت :
 حاج آقا !اگر کسی دستمالی بدستش بگیرد وتکان بدهد آیا اشکال دارد ؟ ان عالم گفت نه!
پرسید : اگر کسی دارام ،دریم ،دروم ؛بگوید اشکالی دارد ؟
 گفت : نخیر اشکالی ندارد
پرسید : اگر کسی بدور خود بچرخد ، اشکالی دارد ؟
گفت :نه!
پرسید :اگر کسی پایش را بالا و پائین بیندازد ، اشکالی دارد؟
گفت : نه!
گفت : پس با اجازه و شروع کرد به چرخ زدن و دستمال دستش را چرخاندن و دارام دریم دروم گفتن و پاهایش را بالا و پایین انداختن خلاصه شروع کرد به رقصیدن
ان عالم گفت چرا میرقصی؟
گفت حاج آقا خود شما فرمودید اشکالی ندارد!
گفت من هر کدام را به تنهایی گفتم نه این که همه را یکجا انجام بدهی !
حالا جناب ابن حزم هم هر کدام را که به تنهایی سنجیده است دیده مشکلی ندارد گفته پس یکجاهم اشکالی ندارد !

انسان و قتی این گونه حماقت ها را از آنها میبیند روزی هزار مرتبه شکر میکند که دنبال کسانی راه افتاده است که خداوند در قران پاکی آنها را از خطا واشتباه تایید نموده است .

( قال ابن حزم : فلو عرضت فرجها شیئا دون أن تدخله حتى ینزل فیكره هذا ولا إثم فیه . وكذلك الاستمناء للرجال سواء سواء، لأن مس الرجل ذكره بشماله مباح، ومس المرأة فرجها كذلك مباح بإجماع الأمة كلها، فإذ هو مباح فلیس هنالك زیادة على المباح إلا التعمد لنزول المنی، فلیس ذلك حراما أصلا ، لقول الله تعالى (وقد فصل لكم ما حرم علیكم) الأنعام، ولیس هذا مما فصل فهو حلال لقوله تعالى ، إلا أننا نكرهه لأنه لیس من مكارم الأخلاق ولا من الفضائل، وقد تكلم الناس فی هذا فكرهته طائفة وأباحته أخرى . )
( المحلى لابن حزم / ج11/ ص392 / ط دار الفكر بتحقیق أحمد شاكر)
________________________________________

13- مالیدن آلت و ...

ابن حزم در جای دیگر المحلی مینویسد :
و آنرا (استمناءرا)گروهی (از علماء)مباح دانسته اند چنانچه ماهم با سند مذکور روایت نمودیم تا عبد الرزاق که وی حدیث را از ابن جریج و او از ابراهیم بن ابی بکر ...از ابن عباس روایت میکند گه ابن عباس گفت :این کار چیزی نیست مگر اینکه کسی آلتش را آنقدر بمالد تا اینکه منی از او خارج شود ...
از ابن عمر نقل شده گه گفت : این عمل (استمناء) یک عصب است که آن را مالش بدهی!!
و با همین سند از قتاده از علاءبن زیاد از پدرش زیاد نقل میکند که گفت ما در مغازی(جنک ها ) این کار را میکردیم ؛ منظورش استمناء است که مرد آلتش را آنقدر میمالد تا انزال شود!
قتاده و حسن میگویند در باره مرد که استمناء میکند ؛با آلتش بازی میکند و آنرا میمالد تا اینکه انزال شود ؛ گفت که آنها در جنگها این کار را میکردند .
و از جابر بن زید ابی الشعثاء روایت ظده که گفت :آن آب (منی)مال توست پس ،انرا دور بریز یعنی استمناءکن!!!!
و از مجاهد نیر نقل شده است که گفت : در گذشته مردم جوانان شان را به این کار دستور میدادند تا اینکه با عفت بمانند و عفتشان حفظ شود (عجب عفتی که دختران جوان مساحقه کنند و پسران جوان استمناء و دچار انزال زودرس شده و بعد ازدواج هم نتوانند همسران خود را به کام برسانند بعد از آن هم به زنانی که گرفتار چنین شوهرانی میشوند علماء توصیه میکنند که از ...استفاه کنند اگر مطالعه کنید به توصیه ها خواهید رسید.
_این است آن صحابه عادل که اهل سنت سنگ دفاع ازآنها را به سینه میزنند !چرا این قصه ها را به جوانان سنی نمیگویند!_

13- تدلیك عصب و إعارة و أمر به ... استمنِ أیها الوهابی على طریقة ابن حزم !
( وأباحه ـ یعنی الاستمناء ـ قوم كما روینا بالسند المذكور إلى عبد الرزاق نا ابن جریج أخبرنی إبراهیم بن أبی بكر عن رجل عن ابن عباس أنه قال: وما هو إلا أن یعرك أحدكم زبه حتى ینزل الماء. ..... عن ابن عمر أنه قال: إنما هو عصب تدلكه. وبه إلى قتادة عن العلاء بن زیاد عن أبیه أنهم كانوا یفعلونه فی المغازی، یعنی الاستمناء یعبث الرجل بذكره یدلكه حتى ینزل. قال قتادة: وقال الحسن فی الرجل یستمنی یعبث بذكره حتى ینزل قال: كانوا یفعلون فی المغازی. وعن جابر بن زید أبی الشعثاء قال: هو ماؤك فأهرقه یعنی الاستمناء. وعن مجاهد قال: كان من مضى یأمرون شبابهم بالاستمناء یستعفون بذلك.

عبد الرزاق در المصنف مینویسد: و این حدیث را معمر از ایوب سختیانی یااز غیر او نقل میکند از مجاهد از حسن نقل نموده است که وی معتقد است که استمناء اشکالی ندارد!
و از عمروبن دینار هم نقل شده که وی گفت به نظر من استمناء اشکالی ندارد .
ابو محمد رح گفت : سند روایت ها از ابن عباس و ابن عمر مشکل دارد ؛ لکن در نزد عطاء قول به کراهت درست است ودر نزد حسن اباحه مطلق (مطلقا جایز است)
و از عمروبن دینار و از زیاد ابی علاء و از مجاهد و روایت نموده است کسانی که روایت نموده اند از کسانی که درک نموده اند و بزرگان تابعین که جز از صحابه (رض) روایت نمیکنند

قال عبد الرزاق: وذكره معمر عن أیوب السختیانی أو غیره عن مجاهد عن الحسن أنه كان لا یرى بأسا بالاستمناء. وعن عمرو بن دینار ما أرى بالاستمناء بأسا . قال أبو محمد رحمه الله: الأسانید عن ابن عباس وابن عمر فی كلا القولین مغمورة ، لكن الكراهة صحیحة عن عطاء، والإباحة المطلقة صحیحة عن الحسن، وعن عمرو بن دینار وعن زیاد أبی العلاء وعن مجاهد، ورواه من رواه من هؤلاء عمن أدركوا وهؤلاء كبار التابعین الذین لا یكادون یروون إلا عن الصحابة رضی الله عنهم . )
( المحلى لابن حزم / ج11 / ص393 / ط دار الفكر بتحقیق أحمد شاكر)

أقول : صحابة یفعلونه فی المغازی !!! ربما لهذا نرى شباب الوهابیة یتسابقون لأفغانستان !!! ( هذی القمندة یا شباب ) قمندة = مغزى أو سر


( وأما الحنابلة فقالوا : إنه حرام ، إلا إذا استمنى خوفا على نفسه من الزنا ، أو خوفا على صحته ، ولم تكن له زوجة أو أمة ، ولم یقدر على الزواج ، فإنه لا حرج علیه .
وأما ابن الحزم فیرى أن الاستمناء مكروه ولا إثم فیه لأن مس الرجل ذكره بشماله مباح بإجماع الأمة كلها. وإذا كان مباحا فلیس بینه ولا زیادة إلا تعمد إنزال المنى ، فلیس حراما أصلا لقوله تعالى . وقد فصل الله لكم ما حرم علیكم . )
( فقه السنة- للسید سابق / ج2 / ص435/ باب (الاستمناء) / ط دار الكتاب العربی )

أقول : خوفاً على صحته ! لذا الوهابیة یخافون على صحتهم ... بعمق !
________________________________________

14- صدق أو لا تصدق ... أوجبوه !

و گروهی از علماءکسانی اند که گفته اند در بعضی از حالات حرام است و در بعضی حالات و اجب و عده ای هم فتوای به کراهت داده اند .
اما کسانی که قائل به حرمت شده اند ؛ فقهای مالکی و شافعی و زیدیه میباشند و دلیل شان بر تحریم استمناءاینستکه خدای تبارک و تعالی دستور به حفظ فروج در همه حالات داده است مگر در برابر همسر؛ و ملک یمین ،پس اگر کسی به بیشتر از ین دو مورد تجاوز نمود و استمنی نمود از کسانی هست که متجاوز به حکم الهی است به آنچه که خداوند حرام نموده است تعدی نموده است ؛ خداوند میفرماید{وَ الّذینَ هُم لِفُرُوجِهِم حافظون . إلا على أزواجهم أو ما ملكت أیمانهم فإنهم غیر ملومین . فمن ابتغى وراء ذلك فأولئك هم العادون }

( ومنهم من رأى أنه حرام فی بعض الحالات ، وواجب فی بعضها الآخر ومنهم من ذهب إلى القول بكراهته . أما الذین ذهبوا إلى تحریمه فهم المالكیة والشافعیة ، و الزیدیة . وحجتهم فی التحریم أن الله سبحانه أمر بحفظ الفروج فی كل الحالات ، إلا بالنسبة للزوجة ، وملك الیمین . فإذا تجاوز المرء هاتین الحالتین و استمنى ، كان من العادین المتجاوزین ما أحل الله لهم إلى ما حرمه علیهم . یقول الله سبحانه : " والذین هم لفروجهم حافظون . إلا على أزواجهم أو ما ملكت أیمانهم فإنهم غیر ملومین . فمن ابتغى وراء ذلك فأولئك هم العادون " .

و اما عده ای که گفته اند در بعضی حالات حرام است و در بعصی از حالات و اجب است ، انان پیروان مذهب حنفی هستند :
پس گفته اند که اگر کسی ترس از وقوع در زنا داشته باشد استمناء بر او واجب میشود و دلیل شان قاعده ارتکاب اخف الضررین است (یعنی دو گناه در برابر توست که باید یکی را انجام بدهی ، تو باید هر کدام را که ضررش کمتر است ، انجام دهی و گفته اند که اگر برای شهوترانی و تحریک آن باشد حرام است .
و گفته اند که اگر شهوت غلبه کند و همسر و یا کنیزی هم نداشته باشد ؛ به قصد آرام شدن شهوت استمناء کند اشکالی ندارد ( یکی از اینها بپرسد که آیا تا به حال شده که کسی بدون غلبه شهوت استمناء کند!!!)

و حنابله گفته اند که استمناء حرام است مگر در صورتی که از زنا بترسد و یا بترسد که مریض شود و همسر هم نداشته و توان ازدواج را هم نداشته باشد در این صورت استمناء اشکالی ندارد.

وأما الذین ذهبوا الى التحریم فی بعض الحالات ، والوجوب فی بعضها الآخر ، فهم الأحناف فقد قالوا : إنه یجب الاستمناء إذا خیف الوقوع فی الزنا بدونه ، جریا على قاعدة : ارتكاب أخف الضررین . وقالوا : إنه یحرم إذا كان لاستجلاب الشهوة وإثارتها . وقالوا : إنه لا بأس به إذا غلبت الشهوة ، ولم یكن عنده زوجة أو أمة و استمنى بقصد تسكینها . وأما الحنابلة فقالوا : إنه حرام ، إلا إذا استمنى خوفا على نفسه من الزنا ، أو خوفا على صحته ، ولم تكن له زوجة أو أمة ، ولم یقدر على الزواج ، فإنه لا حرج علیه .
(اینجاست که انسان به حقانیت اهل البیت پی میبرد ؛ ائمه اهل سنت فقط پیش پای خود را میبینند و فتوایی برای همان روز میدهند و نمیدانند که این مساله چون الان ضررش کشف نشده است ممکن است در آینده به مضرات آن پی برده شود اما اهل البیت عصمت که هر گز خطایی مرتکب نمیشوند و علم لدنی دارند در پاسخ به یک سوال تمام جوانب آنرا در تمام عصر ها در نظر میگیرند و حکم خدا را بیان میکنند زیرا آنها از روی نادانی و هوای نفس سخنی نمیگویند بلکه آنچه که از دهان مبارکشان خارج میشود ریشه در قران و سنت   واقعی نبی مکرم اسلام دارد)


و اما ابن حزم استمناء را مکروه دانسته و گناهی بر آن مترتب نمیداند همچنین است استمناء(جلق و یا خود ارضائی) برای مردان و فرقی با مسئله زن ندارد ،چون دست زدن به آلت که اشکالی ندارد و مباح است و همچنین دست زدن زن به فرجش به اجماع امت اشکالی ندارد ، وقتی چنین است او کاری بیشتر از عمل مباح مرتکب نشده است مگر اینکه قصد بیرون آمدن منی را هم کرده است ؛ که این هم اصلا حرمتی ندارد ؛ چون خدای تبارک و تعالی در قران فرموده است که( ما آنچه را که بر شما حرام است تفصیل داده ایم ؛ سوره انعام) و این هم از آن چیز هایی که خداوند تفصیل داده نیست پس حلال است!!!چون خدا گفته است که (خلق لكم ما فی الأرض جمیعا) البقرة خداوند هر چیزی که روی زمین است برای شما آفریده است ؛
مگر اینکه ما این عمل را ناپسند (مکروه) میدانیم چون از مکارم اخلاق و فضائل نیست و مردم هم اورا بد میدانند به همین سبب عده ای فتوای به کراهت و عده ای فتوای به جواز و اباحه آن داده اند.

وأما ابن حزم فیرى أن الاستمناء مكروه ولا إثم فیه ، لان مس الرجل ذكره بشماله مباح بإجماع الأمة كلها . وإذا كان مباحا فلیس هنالك زیادة على المباح إلا التعمد لنزول المنی ، فلیس ذلك حراما أصلا ، لقول الله تعالى : " وقد فصل الله لكم ما حرم علیكم ". ولیس هذا ما فصل لنا تحریمه ، فهو حلال لقوله تعالى : " خلق لكم ما فی الأرض جمیعا " . قال : وإنما كره الاستمناء لأنه لیس من مكارم الأخلاق ولا من الفضائل وروی لنا أن الناس تكلموا فی الاستمناء فكرهته طائفة وأباحته أخرى .

از جمله کسانی که این عمل را مکروه دانسته اند ابن عمر (فرزند خلیفه دوم) وعطاءمیباشند.
از کسانی که آنرا مباح میدانند : ابن عباس و حسن و بعضی از بزرگان تابعین (طبقه بعد از صحابه که اهل سنت بعد از صحابه حرف آنها را سند میدانند)هستند و حسن گفته است که : این کار را در جنگ ها انجام میدادند .
و مجاهد میگوید "در گذشته جوانان خود را به این عمل دستور میدادند و با این کار عفت خود را حفظ میکردند و حکم زن هم مثل حکم مرد است.

و ممن كرهه ابن عمر ، وعطاء . وممن أباحه ابن عباس ، والحسن ، وبعض كبار التابعین . وقال الحسن : كانوا یفعلونه فی المغازی . وقال مجاهد : كان من مضى یأمرون شبابهم بالاستمناء یستعفون بذلك ، وحكم المرأة مثل حكم الرجل فیه . )
( فقه السنة- للسید سابق / ج2 / ص434-436 / باب (الاستمناء) / ط دار الكتاب العربی )

نکته جالب اینجاست که قبلا در بخش اول فتاوای رسوا هم مساله زنا را از دیدگاه حنفی ها بررسی نمودیم !!!آنجا نظر آنها این بود که اگر اجرتی در برابر زنا باشد حدی جاری نمیشود.

و درد اینجاست که ازدواج موقتی! که قران وسنت به آن دلالت دارد آنرا چون عمر بدش آمده حرام میدانند و از زنا بدتر و لی ستمناء و زنا را به اشکال مختلفی سعی در مباح نمودنش دارند ؛ بعضی و قتها انسان به این نتیجه یقین پیدا میکند که فقهای عامه و سردمداران این مکتب ادامه همان سلسله اباحی گری های دوران جاهلیت ؛ اند و قتی نتوانستند اسلام را نابود کنند ، در آن نفوذ نموده و با حربه دین، دین را به سخره گرفتند و سعی در نابودی آن نمودند؛ آنان نوکران در بار فاسد وفاسق بودند که کاری جزفتوای اباحه گند کاری های آنها را ندشتند.ان شاء الله اگر عمر یاری کند در بخشی از بحث ها به گند کاری خلفایی که از دید فقهای اهل سنت اطاعت از آنها و اجب و نا فرمانی آنها حرام است خواهم پرداخت.

أقول : كان الأحناف یخافون من الزنا دائما و أبداً لدرجة كبیرة ... فلا إله إلا الله !
________________________________________


15- از همه بدتر ...استمناء با بوسیله دست دختر بچه خورد سال!

ابن قیم جوزی در کتاب بدائع الفوائد مینویسد:
(و در کتاب الفصول روایت نموده است از احمد که اگر مردی در ماه رمضان خوف این داشته باشد که مثانه و یا بیضتین اش از شدت زیادی منی پاره شود ؛ میتواند منی را از خود خارج نماید ؛ وی نگفته است که چگونه و توسط چه چیزی این عمل را انجام دهد.
گفته است و لی نظر من اینست که بگونه ای خارج کند که روزه دیگری باطل نشود مثل اینکه بوسیله دست خودش و یا بدن همسرش و یا دست دختر بچه نابالغ کنیزش که روزه نداشته باشد اما اگر کنیزی داشته باشد نابالغ باید بوسیله دست ویا بدن وی استمناء نماید و همچنین است استمناء توسط زن کافره و همچنین به جایز است نزدیکی نمودن با زن در غیر از فرج (یعنی نزدیکی از عقب روزه را باطل نمیکند) پس اگر بخواهد از جلو نزدیکی نماید در صورتیکه بتواند منی را بگونه ای دیگر از خود خارج نماید من این کار (نزدیکی از جلو ) را جایز نمیدانم چون که وقتی ضرورت رفع شد دیگر بعد از ضرورت مساله به حرمت خود بر میگردد مانند اکل میتة بلکه اینجا تاکیدش بیشتر از مساله اکل میته است چون در باب فروج منع و نهی خیلی محکمتر از باب خوردن است ....
  
   این احمق ها نمیدانند که خداوند حکیم انسان را بگونه ای آفریده است که هر گاه منی در داخل کیسه زیاد شود بصورت خود کار در عالم خواب از انسان خارج میشود که در اصطلاح فقهی به ان احتلام و در اصطلاح عرفی به  بازی دادن شیطان معروف است .
و آیا در طول تاریخ جایی ثبت شده است که کسی از فشار منی بیضه اش منفجر شده باشد و یا پاره گشته باشد!!!؟

15- والأشد من هذا و ذاك ... الاستمناء بید الصغیرة !
( وفی الفصول روى عن أحمد فی رجل خاف ان تنشق مثانته من الشبق أو تنشق انثیاه لحبس الماء فی زمن رمضان یستخرج الماء ولم یذكر بأی شیء یستخرجه قال وعندی أنه یستخرجه بما لا یفسد صوم غیره كاستمنائه بیده أو ببدن زوجته أو أمته غیر الصائمة فإن كان له أمه طفلة أو صغیرة استمنى بیدها وكذلك الكافرة ویجوز وطئها فیما دون الفرج فإن أراد الوطء فی الفرج مع إمكان إخراج الماء بغیره فعندی أنه لا یجوز لأن الضرورة إذا رفعت حرام ما وراءها كالشبع مع المیتة بل ههنا آكد لأن باب الفروج آكد فی الحظر من الأكل ...)
( بدائع الفوائد لابن القیم الجوزیة / ج4 / ص906 / ط مكتبة نزار الباز- مكة 1416- الأولى )

   میگوییم !
        خشت اول گر نهد معمار کج        تا ثریا میرود دیوار کج

أقول : یا فرحة الوهابیین بصغیراتهم ! ولا أدری هل جرّب هذا الجوزیة ما أفتى به هنا مع أخته الصغیرة أو طفلته الصغیرة أو أی من محارمه الصغار ؟! قلیل من العقل یا بشر


16- مساحقه ،استمناء به اجماع علمای اهل بدعت!!

در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه ؛ جزیری چنین مینویسد:
و هر گاه کسی به دستش دخول کند(استمناء کند { از کلمه نکح یده فهمیده میشود که این کار دائما انجام دهد})و از آن لذت ببرد و یا اینکه زنی با زنی دیگری جفت شود که به این عمل مساحقه میگویند ؛حدی بر آنها جاری نمیشود بدلیل اجماع علماء اگرچه این عمل جرام است و لی سزای این کار تعزیر است تعزیر عقوبتی است که قاضی آنرا مصلحت میداند ( بعدا خواهد آمد که طبق نظر اینها تعزیر بیشتر از ده شلاق جایز نیست) تا او را از منکر باز دارد

16- یا بخت الوهابیة ... سحاق و استمناء بإجماع العلماء !!
( و من نكح یده ، و تلذذ بها ، أو إذا أتت المرأة المرأة ، و هو السحاق ، فلا یقام حد فی هذه الصورة بإجماع العلماء ، لأنها لذة ناقصة ، و إن كانت محرمة ، و الواجب التعزیر على الفاعل حسب ما یراه الإمام زاجراً له عن المنكر. )
( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / كتاب الحدود - الاستمناء بالید / ص1223 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )
یک نکته جانبی !!
وقتی این همه اهل بدعت در فقه شان و در خصوص یک مساله اختلاف دارند چرا این همه میگویند که ما اهل سنت و جماعت هستیم کجای این فتاوا یا هم جمع میشود
این یک مساله کوچک است و قتی به اعتقادات میرسیم انجا ست که تکفیر و سر شکستن هایشان آغاز میشود
من از خداوند میخواهم که برایم عمر بدهد ! تا تمام این گند کاری ها را به اطلاع خوانندگان برسانم
منتظر بخش چهارم فتاوای رسوا باشید!



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :استمنا در فقه اهل بدعت ،فتاوای رسوا  ،




  • در این وبلاگ شما میتوانید به افتضاحات و جهالت کسانی پی ببرید که دست از عترت برداشتند ودنبال هوای نفس حرکت کردند و به خانه سست عنکبوت پناه بردند

    هادی عباسی


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :