تبلیغات
چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟ - مطالب لواط در فقه اهل بدعت

چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟

دفاع از مكتب حقه اهل البیت و رسوایی فرق ضاله

بررسی حكم لواط در فقه و عملكرد بزرگان اهل سنت

گرچه در بین مسلمانان هیچ كسی وجود ندارد كه در حرمت لواط شكی داشته باشد و حتی در حكم و حد آن نیز در بین عامه مسلمانان افتاق است كه باید لواط كار اعدام شود ولی وقتی به فقه اهل سنت كه همگام با حكام ظالم جلو میرفته است مراجعه كنیم به وضوح میبینم كه برای خوشایند حكام و نجات آنان از حدود الهی حكم قتل را به تعزیر یعنی در حد ده شلاق تغییر  داده و حتی گفته اند همیكنه طرف مورد شماتت قرار بگیرد و تنبیه شود كفایت میكند و از طرفی هم میگویند حاكم را باید نصیحت كرد و قیام بر علیه او جایز نیست؟؟!!

 

هیچ یک از بزرگان مذاهب اربعه اهل سنت این کار را جایز نمی داند ؛ زیرا جایز دانستن این عمل مخالفت صریح با نص آیات قرآن است . 

حنفیه انجام دهنده این کار را حد نمی زنند بلکه تعزیر می کنند :

اما در بین ایشان علمای مذهب حنفیه به تبعیت از ابو حنیفه برای انجام این کار ، شخص را حدّ نمی زنند ؛ بلکه او را طبق نظر حاکم تعزیر می نمایند : 

 مطلب فی حكم اللواطة ... فعند أبی حنیفة یعزر بأمثال هذه الأمور .

حاشیة رد المختار ابن عابدین حنفی ج 4 ص 191 

در مورد حکم لواط کردن ، در نزد ابو حنیفه برای مثل این کار شخص تعزیر می شود .

سغدی نیز از علمای حنفیه می گوید : 

حكم اللواطة بالرجال  : واما اللواط بالرجال فانه لیس فی التحریم كالجماع ولا یحرم شیئا

وحده كحد الزنا فی قول النخعی وابی یوسف ومحمد وابی عبد الله وفی قول ابی حنیفة لیس فیه حد وفیه التعزیر 

فتاوى السغدی ج1/ص269

حکم لواط با مردان ؛ اما لواط با مردان در حرمت مانند حرمت جماع (زنا) نیست ؛ و سبب حرام شدن کسی بر کسی نمی شود ؛ و حد آن در نظر نخعی و ابو یوسف و محمد و ابو عبد الله مانند حد زنا است ؛ اما به نظر ابو حنیفه در این کار حد جاری نمی شود ولی تعزیر می شود . 

عده ای از علمای شافعی نیز در بعضی موارد در این کار تعزیر می کنند و نه حد :


در این زمینه از ابن سهل ابی وردی که از مشهور ترین علمای شافعی است چنین نقل شده است که :

التلوط بالغلام المملوك : ذكر القاضی الحسین فی التعلیقة أنه حكی عن الشیخ ابن سهل وهو الأبیوردی كما هو مصرح به فی بعض نسخ التعلیقة وصرح به ابن الرفعة فی الكفایة أن الحد لا یلزم من یلوط بغلام مملوك له بخلاف مملوك الغیر ؛ قال القاضی وربما قاسه على وطء أمته المجوسیة أوأخته من الرضاع وفیه قولان انتهى . 

وهذا الوجه محكی فی البحر والذخائر وغیرهما من كتب الأصحاب لكن غیر مضاف إلى قائل معین وعلله صاحب البحر بأن ملكه فیه یصیر شبهة فی سقوط الحد ؛ والذی جزم به الرافعی تبعا لأكثر الأصحاب أنه لا فرق بین مملوكه وغیره ، نعم فی اللواط من أصله قول أن موجبه التعزیز . قال الرافعی : إنه مخرج من القول بنظیره فی إتیان البهیمة ، قال : ومنهم من لم یثبته

طبقات الشافعیة الكبرى ج4 ص45 

قاضی حسین در تعلیقه خویش آورده است که از شیخ ابن سهل ابی وردی نقل شده است که اگر کسی با غلام زرخرید خویش لواط کند حد نمی خورد ؛ اما اگر این غلام برای دیگری باشد ، حد خواهد خورد .

قاضی گفته است که شاید این مطلب را به خاطر قیاس با نزدیکی با کنیز مجوسی یا خواهر رضاعی گفته باشد ، زیرا در این موارد دو قول موجود است (یک قول حد و قول دیگر تعزیر) . 

و این احتمال در بحر و ذخائر و غیر آن نیز از کتب شافعیان نقل شده است اما گوینده معینی برای آن مشخص نشده است ؛ صاحب بحر علت این فتوا را آن می داند که ملکیت در این موارد سبب وجود شبهه شده و حد را ساقط می کند !!!

اما آنچه که رافعی و غیر او مانند بیشتر شافعیان بدان یقین پیدا کرده اند آن است که فرقی بین بنده زرخرید و غیر او وجود ندارد . 

بله در اصل لواط عده ای نظر دارند که موجب تعزیر است و نه حد .

رافعی گفته است که این کار مانند نزدیکی با حیوانات است و عده ای در آن حد جاری نمی کنند !!! 

عده ای از علمای حنبلی نیز در بعضی موارد تعزیر جاری می کنند و نه حد :

ابن قیم جوزیه ، معروفترین شاگرد ابن تیمیه و یکی از رهبران فکری عقیده سلفیه و از بزرگان حنابله می گوید : 

وقال ابن عقیل فی فصوله فإن كان الوطء فی الدبر فی حق اجنبیة وجب الحد الذى أوجبناه فی اللوط وعلى هذا فحده القتل بكل حالوإن كان فی مملوكه فذهب بعض اصحابنا أنه یعتق علیه وأجراه مجرى المثلة الظاهرة وهو قول بعض السلف

بدائع الفوائد ج4 ص908 

ابن عقیل در کتاب فصول خویش می گوید : اگر در پشت زن اجنبیه نزدیکی نماید ، حد لواط را خواهد خورد و کشته خواهد شد ؛ اما اگر در پشت بنده خویش چنین نماید ، عده ای از حنابله فتوا داده اند که بنده خود به خود آزاد خواهد شد (و حد نمی خورد) ؛ و این کار را در حکم قطع کردن عضو بنده به حساب آورده اند و این نظر عده ای از علمای سلف است .


تعزیر در نظر علمای اهل سنت چیست :

اما اینکه تعزیر در نظر علمای اهل سنت چیست  : تعزیر آن است که حاکم اگر بخواهد تنها بر او خشم بگیرد  و سپس او را ببخشد و اگر بخواهد او را از یک تا هفتاد ونه ضربه شلاق  می زند ؛ زیلعی حنفی در این باب می گوید : 

  فصل فی التعزیر   ... واجتمعت الأمة على وجوبه فی كبیرة لا توجب الحد أو جنایة لا توجب الحد  ثمّ هو قد یكون بالحبس وقدیكون بالصفع وبتعریك الآذان وقد یكون بالكلام العنیف أو بالضرب وقد یكون بنظر القاضی إلیه بوجه عبوس ولیس فیه شیء مقدر وإنما هو مفوض إلى رأی الإمام على ما تقتضی جنایتهم ... وكذا ینظر فی أحوالهم فإن من الناس من ینزجر بالیسیر ومنهم من لا ینزجر إلا بالكثیر وذكر فی النهایة التعزیر على مراتب تعزیر أشراف الأشراف وهم العلماء والعلویة بالإعلام وهو أن یقول له القاضی بلغنی أنك تفعل كذا وتعزیر الأشراف وهم الأمراء والدهاقین بالإعلام والجر إلى باب القاضی والخصومة فی ذلك وتعزیر الأوساط وهم السوقیة بالإعلام والجر والحبس وتعزیر الأخسة بهذا كله والضرب

تبیین الحقائق ج3 ص207 

فصلی در باب تعزیر : ... و امت اجماع دارند که تعزیر در گناهان کبیره ای است که موجب حد نمی گردد ؛ تعزیر می تواند با حبس باشد و یا اینکه به آرامی با کف دست بر پشت او بزند و یا اینکه گوش او را به درد آورد و گاهی نیز با کلام تند است یا با زدن و گاهی نیز با تندی نگاه کردن قاضی به شخص است ؛ و مقدار معینی ندارد ؛ و به نظر امام (حاکم شرع) محول می گردد که به حسب کاری که انجام داده اند ایشان را تنبیه کند ... و همچنین حاکم وضعیت مجرم نگاه می کند ، زیرا بعضی از مردم با تنبیهی کوچک ، ادب شده و بعضی به جز با تنبیه سخت ادب نمی گردند ؛ و در نهایه گفته است که تعزیر به حسب مراتب حالات مردم است ؛ تعزیر بزرگترین بزرگان که علما و سادات هستند و تعزیر ایشان به خبر دادن است !!! به این صورت که قاضی به او بگوید به من خبر رسیده است که تو چنین کرده ای !!! و تعزیر بزرگان که امرا و دهداران هستند به خبر دادن و کشاندن وی به سبب این جرم به در خانه قاضی و دادگاه است ؛ و تعزیر مردمان حد وسط که بازاریان هستند با اعلام و کشاندن به دادگاه و حبس است و تعزیر مردمان پایین دست با همه اینها و زدن .


حد اکثر تعزیر ده شلاق !!!

همچنین ایشان در صحاح خویش روایت دارند که حد اکثر تعزیر ده شلاق است : 

بخاری در صحیح خویش در کتاب المحاربین می گوید :

حدثنا عبد الله بن یوسف حدثنا اللیث حدثنی یزید بن أبی حبیب عن بكیر بن عبد الله عن سلیمان بن یسار عن عبد الرحمن بن جابر بن عبد الله عن أبی بردة رضی الله عنه قال كان النبی  صلى الله علیه وسلم  یقول لا یجلد فوق عشر جلدات إلا فی حد من حدود الله

حدثنا عمرو بن علی حدثنا فضیل بن سلیمان حدثنا مسلم بن أبی مریم حدثنی عبد الرحمن بن جابر عمن سمع النبی  صلى الله علیه وسلم  قال لا عقوبة فوق عشر ضربات إلا فی حد من حدود الله

حدثنا یحیى بن سلیمان حدثنی بن وهب أخبرنی عمرو أن بكیرا حدثه قال بینما أنا جالس عند سلیمان بن یسار إذ جاء عبد الرحمن بن جابر فحدث سلیمان بن یسار ثم أقبل علینا سلیمان بن یسار فقال حدثنی عبد الرحمن بن جابر ان أباه حدثه أنه سمع أبا بردة الأنصاری قال سمعت النبی  صلى الله علیه وسلم  یقول لا تجلدوا فوق عشرة أسواط إلا فی حد من حدود الله 

صحیح البخاری ج6 ص2512 ش 6456 تا 6458 باب كم التعزیز والأدب

رسول خدا می فرمودند : کسی نباید در غیر از حدی از حدود الهی بیش از ده ضربه شلاق بزند . 

مسلم نیز در صحیح خویش در کتاب الحدود شبیه همین روایت را می آورد :

صحیح مسلم ج3 ص1332 ش 1708 باب قدر أسواط التعزیر 

متاسفانه همین ساده انگاری در مورد حکم لواط سبب شده است که عده ای از عالم نمایان ایشان (که متاسفانه بعد از گذشتن چند سال از زندگیشان به عنوان علمای معروفی مطرح شدند) و نیز خلفایشان این کار را انجام داده و یا آن را جایز بدانند !!!


علمای اهل سنت متهم به این عمل شنیع :

    یحیى بن أكثم:

وی که از دشمنان ائمه بوده و مناظره او با امام جواد علیه السلام مشهور است ، در نظر بزرگان اهل سنت از امامان و علماء بلند رتبه به شمار می رود ؛ ابن کثیر در مورد او می گوید : 

كان یحیى بن أكثم من أئمّة السنّة ، وعلماء الناس و من المعظمین للفقه.

البدایة والنهایة ج 10 ص 316 

یحیی بن اکثم از امامان اهل سنت و از علمای مردم و از بزرگان فقه بود .

او از معروفترین قاضیان اهل سنت و از علمای بنام ایشان بود ؛ در مورد وی شیعه و سنی مطالب بسیار نقل کرده اند که تنها در این زمینه به کلمات علمای اهل سنت در مورد وی می پردازیم : 

ثعالبی : یحیی بن اکثم و بنی العباس لواط کارترین افراد عرب!!!

ثعالبی از علمای به نام اهل سنت و متوفای 420 کتابی در باره القاب مشهور دارد ؛ وی در این کتاب مشهورترین شخص در لواط را یحیی بن اکثم معرفی می کند و می گوید:

   لواط یحیى بن أكثم !!! أصله من مرو فاتصل بالمأمون ایام مقامه بها فاختص به واستولى على قلبه وصحبه إلى بغداد ومحله منه محل الأقارب أو أقرب .وكان متقدما فى الفقه وآداب القضاة حسن العشرة عذب اللسان وافر الحظ من الجد والهزل ولاه المأمون قاضى القضاة وأمر بألا یحجب عنه لیلا ولا نهارا وأفضى إلیه بأسراره وشاوره فى مهماته وكان یحیى ألوط من ثفر ومن قوم لوط وكان إذا رأى غلاما یفسده وقعت علیه الرعدة وسال لعابه وبرق بصره

وكان لا یستخدم فى داره إلا المرد الملاح ویقول قد اكرم الله تعالى أهل جنته بأن أطاف علیهم الغلمان فى حال رضاه عنهم لفضلهم على الجوارى فما بالى لا أطلب هذه الزلفى والكرامة فى دار الدنیا معهم 

ویقال إنه هو الذى زین للمأمون اللواط وحبب إلیه الولدان وغرس فى قلبه محاسنهم وفضائلهم وخصائصهم وقال إنهم باللیل عرائس وبالنهار فوارس وهم للفراش والهراش وللسفر والحضر فصدر المأمون عن رأیه وجرى فى طریقه واقتدى به المعتصم حتى اشتهر بهم وملك ثمانیة آلاف منهم وما كان بنو العباس یحومون حولهم اللهم إلا ما كان یؤثر عن محمد الأمین من استخدام الخصیان والعبث بهم دون فحول الولدان

ثمار القلوب فی المضاف والمنسوب ج1 156 ش 221 


ادامه مطلب


مدارس دینی وهابیت محلی برای لواط

در این گفت وگوئی كه بین پلیس عراق واین وهابی دستگیر شده انجام شد ودر شبكه العراقیه هم پخش شد بعد از اعترافاتی از قتل شیعیان اهل بیت (ع) و ... أز إین آقا در نهایت فیلم سؤال میكنند كه : آیا صحیح است كه شما در مساجد ... عمل قوم لوط را انجام میدادید ؟ بعد أز سكوتی چند ثانیه ای میگوید : خدا أز تقصیراتمان بگذرد .. وأز أو طلب بخشش میكنیم ..

 

 

 

برای استماع اعتراف این وهابی :

 

 

http://uk.youtube.com/watch?v=yDPCY9zEUo8

 

 

عكس البانی :

 

 

 

عكس عثمان الخمیس :

 

 




  • نظرات() 
  • نوع مطلب :گوناگون ،لواط در فقه اهل بدعت ،
  • فتاوای رسوا بخش 2

      فتاوای رسوا بخش دوم


    لواط در فقه اهل سنت

     

    9- لواط یا همجنس بازی

    محی الدین نووی مینوسد
    عده ای از اهل ظاهر(حنبلی ها) گفته اند که بر مرتکب این عمل زشت چیزی نیست (حدی بر و جاری نمیشود)


    9- و كذا اللواط

    ( وقال بعض أهل الظاهر لا شئ على من فعل هذا الصنیع )

    ( المجموع - محیى الدین النووی / ج 20 / ص23 / ط دار الفكر )


    در کتاب الجواب الكافی لمن سأل عن الدواء الشافی ابن قیم چنین مینویسد:
    و چون مفسده لواط از بزرگترین مفاسد است عقوبت دنیوی و اخروی آن نیز از عقوبات بزرگ است ؛

    و در بین علماء اختلاف است که کدام آیا لواط عقوبت اش بیشتر است یا زنا و یا هردو مساوی اند ،سه قول است :


    اما قول سوم

    حاکم و ابوحنیفه فتوا داده اند که عقوبت لواط کمتر از زنا میباشد و تنها مجازات آن تعزیر است (کمتر از ده شلاق )


    مدارس دینی یا مکان های همجنس بازی

    وای بر این اسلام و این مولوی ها حالا معلوم میشود دلیل اینکه در مدارس دینی اهل سنت این همه لواط و تجاوزات به محصلین خورد سال زیاد است و چند سال پیش در پاکستان گند رسوایی های آنها بالا زد چیست؟! آنها به فتوای  ابو حنیفه عمل میکنند و  اگر هم گرفتار شدند کمتر از ده شلاق خلاص میشوند.


    ( ولما كانت مفسدة اللواط من أعظم المفاسد كانت عقوبته فی الدنیا والآخرة من اعظم العقوبات وقد أختلف الناس هل هو أغلظ عقوبة من الزنا أو الزنا أغلظ عقوبة منه أو عقوبتهما سواء على ثلاثة أقوال فذهب أبو بكر الصدیق وعلى بن أبی طالب وخالد بن الولید وعبد الله بن الزبیر وعبد الله بن عباس وخالد بن زید وعبد الله بن معمر والزهری و ربیعة بن أبی عبد الرحمن ومالك وإسحق بن راهویه والإمام أحمد فی أصح الروایتین عنه والشافعی فی أحد قولیه إلى أن عقوبته أغلظ من عقوبة الزنا وعقوبته القتل على كل حال محصنا كان أو غیر محصن وذهب عطاء بن أبی رباح والحسن البصری وسعید بن المسیب وإبراهیم النخعى و قتادة و الأوزاعى والشافعی فی ظاهر مذهبه والإمام أحمد فى الروایة الثانیة عنه وأبو یوسف ومحمد إلى عقوبته وعقوبة الزانی سواء .

    وذهب الحاكم والإمام أبو حنیفة إلى أن عقوبته دون عقوبة الزانی وهى التعزیر قالوا لأنه معصیة من المعاصی لم یقدر الله ولا رسوله فیه حدا مقدرا ... )

    ( الجواب الكافی لمن سأل عن الدواء الشافی لابن القیم / ج1 / ص118 / ط دار الكتب العلمیة بیروت )

     

    أقول : وهابیة یا وهابیة ... هیا إلى العمل ِ !

    ________________________________________


    در طبقات الشافعیه مینویسد
    10-  لواط با برادر خانم بجای خود همسر

    (احمد بن علی ابوسهل البیوردی :یکی از ائمه بزرگ دنیا از حیث علم و عمل .که ادیب ابو المظفر محمد   بن احمد أبیوردی  در مختصر لطیف از او با نام نزهة الحفاظ ذکر مینماید ...(بعد از ذکر این همه فضیلت در باره او به فتوایش در باره لواط توجه نمائید)


    1- لواط با غلام مملوک

    قاضی حسین در تعلیقه نوشته است که نقل  شده است از شیخ ابن سهل که همان ابیوردی است  چنانچه در بعض نسخه های تعلیقه به آن تصریح شده است و در کتاب الکفایه ابن رفعة به ان تصریح نموده است :

    حدی واجب نمیشود بر کسی که با مملوک خود لواط نماید .

    قاضی گفته است که شاید قیاس کرده است به نزدیکی با کنیز مجوسی اش ویا خواهر رضاعی  که در این زمینه دو قول است (انتهی)


    10- لا حد على من لاط غلامه قیاساً على أخته !

    ( أحمد بن علی أبو سهل الأبیوردی : أحد أئمة الدنیا علما وعملا . ذكره الأدیب أبو المظفر محمد بن أحمد الأبیوردی فی مختصر لطیف سماه نـهزة الحفاظ ذكر فیه أنه عزم على أن یضع تاریخ لنسا وكوفان وجیران وغیرها من أمهات القرى بتلك النواحی ، وأنه سئل فی عمل هذا المختصر لیفرد فیه ذكر الأئمة الأعلام ممن كان فی العلم مفزوعا إلیه وفی الروایة موثوقا به وقد طنت بذكره البلدان وغنت بمدحه الركبان كفضیل بن عیاض ومنصور بن عمار وزهیر بن حرب وذكر فیه جماعة من الأئمة وأورد شیئا من حدیثهم وقال فی الشیخ أبی سهل إذ ذكره : كان من أئمة الفقهاء . سمعت جماعة من أصحابه یقولون : كان أبو زید الدبوسی یقول : لولا أبو سهل الأبیوردی لما تركت للشافعیة بما وراء النهر مكشف رأس وحدثنی أبو الحسن علی بن عبد الرحمن الحدیثی وكان من أصحابه المبرزین فی الفقه أنه سمعه یقول : كنت أتبزز فی عنفوان شبابی فبینا أنا فی سوق البزازین بمرو ، رأیت شیخین لا أعرفهما فقال أحدهما لصاحبه : لو اشتغل هذا بالفقه لكان إماما للمسلمین . فاشتغلت حتى بلغت فیه ما ترى .

    التلوط بالغلام المملوك : ذكر القاضی الحسین فی التعلیقة أنه حكی عن الشیخ ابن سهل وهو الأبیوردی كما هو مصرح به فی بعض نسخ التعلیقة وصرح به ابن الرفعة فی الكفایة :

    أن الحد لا یلزم من یلوط مملوك له بخلاف مملوك الغیر .

    قال القاضی : وربما قاسه على وطء أمته المجوسیة أو أخته من الرضاع وفیه قولان انتهى .


    و این دیدگاه در کتاب البحر و الذخائر و دیگر کتابها نقل شده است اما مساله به گوینده مشخصی نسبت داده نشده است .ودر توجیه این فتوا صاحب البحر گفته است که شبهه ملک حد لواط را ساقط میکند .

    ولی آنچه را که رافعی به پیروی از اصحاب ما  تاکید نموده است اینست که تفاوتی بین مملوک و غیرش نیست ؛
    بله در  اصل در لواط یک قول اینست که موجب تعزیر است


    وهذا الوجه محكی فی البحر والذخائر وغیرهما من كتب الأصحاب لكن غیر مضاف إلى قائل معین . وعلله صاحب البحر بأن ملكه فیه یصیر شبهة فی سقوط الحد . والذی جزم به الرافعی تبعا لأكثر الأصحاب أنه لا فرق بین مملوكه وغیره ، نعم فی اللواط من أصله قول أن موجبه التعزیز . قال الرافعی : إنه مخرج من القول بنظیره فی إتیان البهیمة ، قال : ومنهم من لم یثبته ).

    ( طبقات الشافعیة الكبرى/ ج4 / ص43 الى ص45 ت263 / ط دار هجرالثانیة 1992 )

     

    أقول : نحمد الله أنهم لم یقولوا ( قیاساً على أمه ) !!

    ________________________________________

     

    11- لواط با مملوک حدی ندارد

    در کتاب بدائع الفوائد ابن قیم جوزی مینویسد

    ابن عقیل در کتاب فصول اش گفته است : پس اگر نزدیکی از عقب باشد در حق زن بیگانه ای حد لواط بر او واجب میشود و بنا بر این در هر صورتی باید کشته شود  واگر با مملوک خودش باشد ؛بعضی از اصحاب ما بر این  نظر اند که بنده را آزاد مینماید و این حکم مثل حکم مثله کردن  است و این دیدگاه بعضی از سلف نیز هست .


    11- و من لاط عبده لا حد علیه إنما یعتقه فقط !

    ( وقال ابن عقیل فی فصوله : فإن كان الوطء فی الدبر فی حق أجنبیة وجب الحد الذی أوجبناه فی اللواط ، وعلى هذا فحده القتل بكل حال ، وإن كان فی مملوكه -أی عبده - فذهب بعض أصحابنا أنه یعتق علیه وأجراه مجرى المثلة الظاهرة ، وهو قول بعض السلف ).

    ( بدائع الفوائد لابن القیم الجوزیة / ج4 ص908/ ط مكتبة نزار الباز مكة 1416هـ )

     

    أقول : كل یوم یأتون بعبد !!


    میگوییم حیف شد برده داری برداشته شد چه جنایت بزرگی را در حق پیروان اهل بدعت نمودند .!!!!

     

     

    منتظر بخش سوم
    استمنا’ و فقهای اهل سنت !!!
    باشید

     



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :لواط در فقه اهل بدعت ،فتاوای رسوا  ،




  • در این وبلاگ شما میتوانید به افتضاحات و جهالت کسانی پی ببرید که دست از عترت برداشتند ودنبال هوای نفس حرکت کردند و به خانه سست عنکبوت پناه بردند

    هادی عباسی


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :