نقش عایشه در قتل عثمان
ابو الفداء ـ از مورّخان بنام و مورد اعتماد اهل سنت ـ در کتاب المختصر فی أخبار البشر می‌گوید:

كانت عائشة تنكر على عثمان مع من ینكر علیه و كانت تخرج قمیص رسول الله و تقول: هذا قمیصه و شعره لم یبل و قد بلی دینه.

عایشه جزء انقلابیون بود و با افرادی که در برابر عثمان قیام کرده بودند، همگام بود. پیراهن و تکه‌ای از موی پیامبر را به دستش گرفته بود و می‌گفت: پیراهن و موی پیامبر، هنوز پوسیده نشده، ولی دین پیامبر را پوساندند و از بین بردند. [1]

نقل می‌کنند:

عایشه، نعلین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را به دستش گرفته بود و خطاب به عثمان می‌گفت:

ما أسرع ما تركتم سنة نبیكم و هذا شعره و ثوبه و نعله لم یبل بعد. فغضب عثمان غضبا شدیدا حتى ما درى ما یقول.

هنوز پیراهن و کفش و موی پیامبر از بین نرفته است، دین پیامبر را شما کنار گذاشتید .عثمان خیلی عصبانی شد، بطوری‌که نمی‌دانست چه می‌گوید.[2]

أم المؤمنین عایشه به مسلمانان می‌گفت:

اقتلوا نعثلا، قتل الله نعثلا.

پیر یهودی را بکشید.[3]

حتی كتب لغت نیز در ماده نعثل به درگیری عایشه با عثمان اشاره نموده اند.

النعثل الشیخ الأحمق و منه حدیث عائشة: "اقتلوا نعثلا، قتل الله نعثلا"، تعنى عثمان و هذا كان منها لما غاضبته و ذهبت إلى مكة.[4]

این پیر احمق را بکشید، خدا او را بکشد. مقصودش عثمان بود. از دست عثمان غضبناک شد و به مکه مسافرت کرد.

طلحه ( از عشره مبشره) و قتل خلیفه :
مدائنی در كتاب مقتل عثمان می نویسد كه طلحه بن عبید الله از كسانی بود كه از دفن عثمان جلوگیری می كرد:
«إنّ طلحة منع من دفنه (یعنی عثمان) ثلاثة أیام، وإنّ علیّاً لم یبایع الناس إلاّ بعد قتل عثمان بخمسة أیام، وإنّ حكیم بن حزام وجبیر بن مطعم بن الحرث استنجدا بعلیّ على دفنه، فأقعد طلحة لهم فی الطریق ناساً بالحجارة، فخرج به نفر یسیر من أهله، وهم یریدون به حائطاً بالمدینة یعرف بحش كوكب، كانت الیهود تدفن فیه موتاهم، فلمّا صار هناك رجم سریره وهمّوا بطرحه، فأرسل علیّ إلى الناس یعزم علیهم لیكفّوا عنه، فكفّوا، فانطلقوا به حتّى دفنوه فی حش كوكب».[5]
بلاذری به نقل از ابن سیرین می نویسد: در میان اصحاب سخت تر از طلحه بر عثمان كسی نبود.

«عن ابن سیرین لم یكن من أصحاب النبیّ ( أشدّ على عثمان من طلحة».[6]

ابن كثیر در البدایه و النهایه عمار بن یاسر را نیز از محركین به قتل عثمان معرفی میكند ، او می نویسد:
«وكان عمّاراً متعصّباً على عثمان بسبب تأدیبه له، وضربه إیّاه فی ذلك، وذلك بسبب شتمه عبّاس بن عتبة بن أبی لهب، فتآمر عمّار لذلك وجعل یحرّض الناس علیه».
وقال أیضاً: «لا خلاف أنّه دفن بحش كوكب شرقی البقیع, وقد بنى علیه زمان بنی أُمیّة قبّة عظیمة، وهی باقیة إلى الیوم, وقد اعتنى معاویة فی أیّام إمارته بقبر عثمان، ورفع الجدار بینه وبین البقیع وأمر الناس أن یدفنوا موتاهم حوله حتّى اتصلت بمقابر المسلمین».
[7]

در مورد این‌که برخی خواستند وارد خانه عثمان شوند و از او دفاع کنند و طلحه ممانعت کرد، به کتاب‌های زیر مراجعه کنید:

طلحه مانع از كمك رسانی به عثمان شد.
طبری در تاریخ خود اشاره به نقش طلحه در قتل عثمان میكند
ابن عدیس و یارانش كه عثمان را محاصره نموده بودند به پانصد نفر  میرسیدند كه چهل و نه روز عثمان را در حصر داشتند... تا اینكه طلحه آمد... و با ابن عدیس آهسته گفتگو نمود و بازگشت ...ابن عدیس دستور داد كه نگذارید، كسی بر  این مرد وارد شود و یا خارج گردد...عثمان پس از این دستور گفت: این دستور را طلحه داده است.

وكان ابن عدیس هو وأصحابه هم الذین یحصرون عثمان، فكانوا خمسمائة، فأقاموا على حصاره تسعة وأربعین یوماً.
وسمعنا كلاماً: منهم من یقول: ما تنتظرون به، ومنهم من یقول: انظروا عسى أن یراجع، فبینا أنا وهو واقفان إذ مرّ طلحة بن عبید الله فوقف فقال: أین ابن عدیس؟ فقیل: ها هوذا، قال: فجاءه ابن عدیس، فناجاه بشیء ثمّ رجع إلى ابن عدیس فقال: لا تتركوا أحداً یدخل على هذا الرجل ولا یخرج..
قال: فقال لی عثمان: هذا ما أمر به طلحة بن عبید الله ثمّ قال عثمان: اللهم أكفنی طلحة بن عبید الله فإنّه حمل علیّ هؤلاء وألّبهم، والله إنّی لأرجو أن یكون منها صفراء، وأن یسفك دمه، إنّه انتهك منّی ما لا یحلّ له».
[8]

ابن اعثم كوفی و ابن قتیبه نقش به طلحه در قتل عثمان به خوبی اشاره نموده اند.[9]

بلاذری و ابن قتیبه نقل میكنند كه:
 طلحه، مانع آب‌رسانی به عثمان بوده است.
[10]

طلحه، مردم را دعوت و تحریک  به قتل عثمان.[11]

طلحه و اعتراف به قتل عثمان.[12]

در مورد نامه‌ای که طلحه نوشت به شهرهای مختلف و از مسلمانان دعوت کرد تا در قتل عثمان شرکت کنند، در کتاب‌های معتبر اهل سنت موجود است.

در جنگ جمل که خود مروان، طلحه را کشت و گفت:
من طلحه را به خاطر این‌که در قتل عثمان شرکت داشت، کشتم. من انتقام عثمان ـ پدر زنم ـ را از طلحه گرفتم.

پس از قتل طلحه، مروان به پسر عثمان گفت:
دیگر غصه نداشته باش، من امروز انتقام پدرت را از قاتلش ـ طلحه ـ گرفتم.
[13]

گروه سوم محركین به قتل عثمان.
صحابه ای كه مردم را به قتل عثمان تحریك میكردند:

1-   محمّد بن أبی حذیفة العبشمی :
«إنّ ابن أبی حذیفة كان یكتب الكتب على ألسنة أزواج النبیّ ( فی الطعن على عثمان، كان یأخذ الرواحل فیحصرها ثمّ یأخذ الرجال الذین یریدون أن یبعث بذلك معهم فیجعلهم على ظهور بیت فی الحرّ، فیستقبلون بوجوههم الشمس لیلوحهم تلویح المسافر، ثمّ یأمرهم أن یخرجوا إلى طریق المدینة، ثمّ یرسلوا رسلاً یخبروا بقدومهم.. فیتلقّاهم ابن أبی حذیفة ومعه الناس، فیقول لهم الرسل: علیكم بالمسجد، فیقرأ علیهم الكتب من أمّهات المؤمنین: إنّا نشكو إلیكم یا أهل الإسلام كذا وكذا من الطعن على عثمان، فیضجّ أهل المسجد بالبكاء والدعاء».[14]

2-    عمرو بن زرارة بن قیس النخعی :
إنّه من الصحابة: «وإنّه كان أوّل خلق الله تعالى خلع عثمان»
[15]

3-   «كان أوّل من خلع عثمان رضی الله تعالى عنه ».[16]

4-   صعصعة بن صوحان و فتوای جهاد بر عثمان:
ابن عساكر در تاریخ خود می نویسد:

«قام صعصة بن صوحان إلى عثمان بن عفان وهو على المنبر فقال: یا أمیر المؤمنین، ملت فمالت أُمّتك! اعتدل یا أمیر المؤمنین تعتدل أُمّتك، وتكلّم وأكثر.
فقال عثمان: یا أیّها الناس، إنّ هذا البجباج النفاج ما یدری من الله ولا أین الله!
قال صعصعة: أمّا قولك ما أدری من الله فإنّ الله ربّنا وربّ آبائنا الأوّلین، وأمّا قولك: لا أدری أین الله، فإنّ الله لبالمرصاد، ثمّ قرأ: {أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ}». [17]

5-   حكیم بن جبلة:
كان حامل رایة أهل البصرة الذین خروجوا على عثمان بن عفان.
[18]
زركلی در الأعلام  269:2می نویسد: «حكیم بن جبلة العبدی، من بنی عبد القیس: صحابی، كان شریفاً مطاعاً، من أشجع الناس . ولاّه عثمان إمرة السند، ولم یستطع دخولها فعاد إلى البصرة . واشترك فی الفتنة أیّام عثمان . ولمّا كان یوم الجمل ( بین علی وعائشة ) أقبل فی ثلاث مئة من بنی عبد القیس وربیعة، فقاتل مع أصحاب علی ».

6-   هشام بن الولید المخزومی:
ابن عساكر می نویسد: پس از آنكه عمار بن یاسر را دستگاه خلافت مورد ضرب و شتم قرار داد هشام بن ولید مخزومی عثمان را تهدید به قتل نمود :  «قال: لمّا أصاب عمّار بن یاسر الذی أصابه، قال هشام بن الولید بن المغیرة: لتقتلن به ضخم المنطقة من بنی أُمیّة قال: كأنّه عثمان بن عفان».
[19]

ابن عبد البر در الاستیعاب می نویسد:

«وللحلف والولاء الذی بین بنی مخزوم وبین عمّار وأبیه یاسر كان اجتماع بنی مخزوم إلى عثمان حین نال من عمّار غلمان عثمان ما نالوا من الضرب، حتّى انفتق له فتق فی بطنه ورغموا وكسروا ضلعاً من أضلاعه، فاجتمعت بنو مخزوم وقالوا: والله لئن مات لا قتلنا به أحداً غیر عثمان». [20]

1-     زید بن صوحان العبدی:
طبری و ابن كثیر نقل میكنند زید بن صوحان از امیران لشكر مخالف عثمان بود.
«وخرج أهل الكوفة ـ أی على عثمان ـ فی عدّتهم أربع رقاق أیضاً وأمراؤهم: زید بن صوحان..»
[21]

2-     عبد الرحمن بن عوف:
عبد الرحمن بن عوف؛ كسی بود كه در تعیین عثمان به عنوان خلیفه نقش اساسی داشت ولی همو از اولین كسانی بود كه بر علیه او موضع گرفت و مخالفت نمود.
طبری در تاریخ خود می نویسد:

 ونذكر الآن كیف قتل، وما كان بدء ذلك وافتتاحه، ومن كان المبتدئ والمفتتح للجرأة علیه قبل قتله.
قال: «قدمت إبل من الصدقة على عثمان فوهبها لبعض بنی الحكم، فبلغ ذلك عبد الرحمن بن عوف، فأرسل إلى المسور بن مخرمة وإلى عبد الرحمن بن الأسود بن یغوث فأخذاها، فقسّمها عبد الرحمن فی الناس وعثمان فی الدار».
[22]

3-    جبلة بن عمروالساعدی الأنصاری:
«مرّ عثمان على جبلة بن عمرو الساعدی وهو بفناء داره، ومعه جامعة فقال: یا نعثل، والله لأقتلنك، ولاحملنك على قلوص جرباء، ولاخرجنك إلى حرّة النار، ثمّ جاء مرّة أُخرى وعثمان على المنبر فأنزله عنه».
[23]
و همچنین می نویسد: «عن عامر بن سعد، قال: كان أوّل من اجترأ على عثمان بالمنطق السیّء جبلة بن عمرو الساعدی، مرّ به عثمان وهو جالس فی ندى قومه، وفی یدی جبلة بن عمرو جامعة، فلمّا مرّ عثمان سلّم فردّ القوم فقال جلبة: لِمَ تردّون على رجل فعل كذا وكذا!
قال: ثمّ أقبل على عثمان فقال: والله لأطرحن هذه الجامعة فی عنقك أو لتتركن بطانتك هذه.
قال عثمان: أی بطانة؟ فوالله إنّی لأتخیّر الناس!
فقال: مروان تخیّرته! ومعاویة تخیّرته! وعبد الله بن عامر بن كریز تخیّرته! وعبد الله بن سعد تخیّرته! منهم من نزل القرآن بذمّه، وأباح رسول الله ( دمه».

4-      عمرو بن العاص:
كسی به دنبال خونخواهی عثمان در جنگ صفین بود ولی تاریخ او را نیز رسوا میكند.
ابن جریر طبری در تاریخ خود نقل میكند: قال: «خطب عثمان الناس فی بعض أیّامه، فقال عمرو بن العاص: یا أمیر المؤمنین، إنّك قد ركبت نهابیر (المهالك) وركبنا معك فتب إلى الله».
[24]

5-     جهجاه الغفاری:
طبری و ابن كثیر نقل میكنند كه : «خطب - عثمان- الناس، فقام إلیه جهجاه الغفاری فصاح: یا عثمان، ألا إنّ هذه شارف قد جئنا بها، علیها عباءة وجامعة، فانزل فلندرعك العباءة، ولنطرحك فی الجامعة، ولنحملك على الشارف، ثمّ نطرحك فی جبل الدخان، فقال عثمان: قبّحك الله وقبّح ما جئت به».
وینقل الطبری أیضاً فی نفس المصدر أنّ الجهجاه قال لعثمان: «قم یا نعثل، فانزل عن هذا المنبر، وأخذ العصا فكسّرها على ركبته الیمنى».
وفی نقل آخر یقول: «إنّ جهجاهاً الغفاری أخذ عصاً كانت فی ید عثمان فكسّرها على ركبته..».
[25]

6-           سعد بن أبی وقّاص:
«عن أبی جبیه، قال نظرت إلى سعد بن أبی وقّاص یوم قتل عثمان دخل علیه ثمّ خرج من عنده وهو یسترجع ممّا یرى على الباب فقال له مروان: الآن تندم! أنت أشعرته (أی شهَّر به وطعن فیه)، فاسمع سعداً یقول: استغفر الله لم أكن أظنّ الناس یجترئون هذه الجرأة ولا یطلبون دمه».
[26]

صحابه پس از قتل عثمان؟؟
صحابه كرام نه تنها عثمان را كشتند بلكه از دفن وی در قبرستان مسلمین و نماز بر وی جلو گیری میكردند و بر جنازه وی حتی سنگ پرانی نمودند و آنقدر كینه از او به دل داشتند كه پس از مرگش بر جنازه اش هم رحم نكردند و شكنجه اش كردند.

مورخین در این باره چنین نوشته اند:

1- «نبذ عثمان رضی الله عنه ثلاثة أیام لا یدفن، ثمّ إنّ حكیم بن حزام القرشی ثمّ أحد بن أسد بن عبد العزى، وجبیر بن مطعم بن عدی بن نوفل بن عبد مناف كلّما علیّاً فی دفنه، وطلبا إلیه أن یأذن لأهله فی ذلك، ففعل وأذن لهم علی، فلمّا سمع بذلك قعدوا له بالطریق بالحجارة، وخرج به ناس یسیر من أهله، وهم یریدون به حائطاً بالمدینة یقال له: (حش كوكب) كانت الیهود تدفن فیه موتاهم.. فلمّا ظهر معاویة بن أبی سفیان على الناس أمر بهدم ذلك الحائط حتّى أفضى به إلى البقیع».[27]

2- قال محمّد: «لبث عثمان بعدما قتل لیلتین لا یستطیعون دفنه، ثمّ حمله أربعة.. فَلّما وضع لیصلّى علیه جاء نفر من الأنصار یمنعونهم الصلاة علیه فیهم أسلم بن أوس بن بجرة الساعدی وأبو حیة المازنی فی عدّة ومنعوهم أن یدفن بالبقیع، فقال أبو جهم: ادفنوه...
فقالوا: لا والله لا یدفن فی مقابر المسلمین أبداً.
فدفنوه فی حش كوكب، فلمّا ملكت بنو أُمیّة أدخلوا ذلك الحش فی البقیع فهو الیوم مقبرة بنی أمیّة».
[28]

3- شكنجه پس از مرگ :

«لمّا قتل عثمان أرادوا حزّ رأسه، فوقعت علیه نائلة وأُمّ البنین فمنعنهم وصحن وضربن الوجوه.. فقال ابن عدیس (وهو صحابی من أصحاب بیعة الرضوان): اتركوه، فأُخرج وأرادوا أن یصلّى علیه.. فأبت الأنصار وأقبل عمیر بن ضابئ وعثمان موضوع على باب فنزا علیه فكسر ضلعاً من أضلاعه وقال: سجنت ضائباً حتّى مات فی السجن». [29]

4- دفن خلیفه در قبرستان یهودیان
ابن حجر در الإصابة در ترجمة أسلم بن بجرة الأنصاری ج 1: 214 «قال ابن عبد البّر: هو أحد من منع من دفن عثمان بالبقیع».
ابن الأثیر در الاستیعاب 1: 75  می نویسد :
«أسلم بن أوس بن بجرة بن الحارث بن غیاث.. الأنصاری الساعدی، قال هشام الكلبی: هو الذی منعهم من أن یدفنوا عثمان بالبقیع فدفنوه فی حش كوكب».
ابن شبه النمیری در تاریخ المدینة 1: 112می نویسد:
 «عن عروة بن الزبیر، قال: منعهم من دفن عثمان بالبقیع أسلم بن أوس بن بجرة الساعدی، قال: فانطلقوا به إلى حش كوكب فصلّى علیه حكم بن حزام، وأدخل بنو أُمیّة حش كوكب فی البقیع».

5- جنازه خلیفه در زباله دانی
ابن هیثم در مجمع الزوائد می نویسد:: «عن مالك –یعنی ابن أنس – قال: قتل عثمان فأقام مطروحاً على كناسة بنی فلان ثلاثاً، وأتاه اثنا عشر رجلاً منهم: جدّی مالك بن أبی عامر، وحویطب بن عبد العزّى، وحكیم بن حزام، وعبد الله بن الزبیر، وعائشة بنت عثمان، معهم مصباح فی حُق، فحملوه على باب، وأنّ رأسه تقول على الباب: طق طق حتّى أتوا البقیع، فاختلفوا فی الصلاة علیه..
ثمّ أرادوا دفنه، فقام رجل من بنی مازن فقال: لئن دفنتموه مع المسلمین لأخبرنّ الناس غداً! فحملوه حتّى أتوا به حش كوكب.. قال: رواه الطبری وقال: الحش البستان ورجاله ثقات» [30]

در تمام مدارك تاریخی كه اشاره به قضیه قتل عثمان دارد هیچ رد پایی از عبدالله بن سباء نیست بلكه این صحابه كرام رضی الله عنهم هستند كه در این واقعه نقش اساسی را داشته اند و خلیفه را به قتل رسانده اند.

خلاصه:

تمام ادعاهای مخالفین شیعه پیرامون اینكه شیعه توسط عبدالله بن سباء یهودی ساخته شده است بی اساس است و در حقیقت این اتهام پوششی است برای حفظ عدالت صحابه و مخفی نگه داشتن قتل عثمان و دور نگه داشتن جوانان سنی از تمایل به تفكر ناب شیعی

و من الله التوفیق
     محمد هادی عباسی
مشهد مقدس
10/12/1388



[1] المختصر فی أخبار البشر، ج1، ص172

[2] أنساب الأشراف للبلاذری، ج2، ص276(نرم افزار المکتبة الشاملة) ـ الفتوح لإبن أعثم، ج1، ص4 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبی الحدید، ج3، ص49

[3] الفتوح لإبن أعثم، ج2، ص421 ـ الإمامة و السیاسة لإبن قتیبة الدینوری، تحقیق الزینی، ج1، ص51 ـ روح المعانی للآلوسی، ج22، ص11 ـ المحصول للرازی، ج4، ص343

[4] النهایة فی غریب الحدیث لإبن الأثیر، ج5، ص80 ـ لسان العرب لإبن منظور، ج11، ص669 ـ تاج العروس للزبیدی، ج15، ص745

[5] مقتل عثمان مدائنی: 110

[6] بلاذری 5: 81

[7] البدایة والنهایة 1: 191

[8]  تاریخ الطبری ج 3ص 411، ج 4، ص478 ـ الکامل لإبن الأثیر، ج2، ص291

[9] الفتوح ابن أعثم، جلد2، صفحه395 و أنساب الأشراف، جلد6، صفحه156

[10] أنساب الأشراف، جلد6، صفحه186 ـ الإمامة و السیاسة لإبن قتیبة الدینوری، تحقیق الشیری، جلد1، صفحه57

[11] الفتوح ابن أعثم، جلد2، صفحه423

[12] تاریخ المدینة لإبن شبة النمیری، جلد4، صفحه 1197

[13] الإستیعاب لإبن عبد البر، ج2، ص766 ـ مستدرک الصحیحین للحاکم النیشابوری، ج3، ص418 ـ الکامل لإبن الأثیر، ج2، ص336 ـ أسد الغابة،‌ ج3، ص88 ـ البدایة و النهایة لإبن كثیر، ج7، ص269 ـ تهذیب التهذیب لإبن حجر العسقلانی، ج5، ص20 ـ تهذیب الکمال للمزی، ج13، ص422 ـ أسد الغابة،‌ ج6، ص161

[14] ابن حجر/ الإصابة 10:6

[15] همان 4: 520

[16] همان  2: 464

[17] تاریخ ابن عساكر 24: 88

[18] ابن كثیر البدایة والنهایة 7: 194.

[19] تاریخ ابن عساكر43: 451

[20] ابن عبد البر / الاستیعاب 2: 422

[21] تاریخ الطبری 3 :386، والبدایة والنهایة لابن كثیر 7: 194

[22] همان  4: 365

[23] طبری 4: 365، وابن كثیر/البدایة والنهایة 7: 197

[24] طبری : 4: 366

[25] تاریخ طبری 4: 366، البدایة والنهایة 7: 197

[26] تاریخ الطبری 3: 375

[27] طبری 3: 412

[28]  همان  3: 440

[29] طبری 3: 414:

[30] مجمع الزوائد 9 :95 / تهذیب الكمال 19 : 457 وتلخیص الحبیر لابن حجر 5:275.