بنام خداوند هدایتگر

در سه بخش گذشته به ریشه یابی وسیر  تاریخی افسانه عبدالله بن سباء پرداختیم از این پس به اهداف و انگیزه های پشت پرده این افسانه میپردازیم

فصل سوم:

انگیزه های پنهان در این افسانه

در این فصل به این پرسش خواهیم پرداخت كه:
چرا با وجود اینكه همه رجالیون اهل سنت به اتفاق آراء سیف ابن عمر را تضعیف میكنند و او را شخصیتی دروغ پرداز و متهم به زندقه میدانند، اما نویسندگان وهابی در مورد افسانه عبدالله بن سباء دروغ های او را در كتاب هایشان تكرار میكنند و دست از این افسانه بر نمیدارند؟.

پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی اوضاع پیش آمده در سال های آخر حكومت خلیفه سوم عثمان بن عفان میباشد.

عثمان بن عفان بر خلاف سیره ظاهری دو خلیفه پیشین به تجملات و مادیات و قبیله گرایی روی آورد و این امر باعث شد كه صحابه بزرگ امثال ابوذر و عمار به اعتراض بپردازند و خلیفه به جای اینكه دست از اعمال خود بردارد ابوذر رحمت الله علیه را به ربذه تبعید نمود و فتق عمار رابا لگد پاره نمود وعبدالله بن مسعود صحابی دیگر پیامبر را به باد كتك گرفت و از طرفی بنی امیه و تبعید شده گان به دستور پیامبر را بر مردم حاكم نمود و هنگامی كه برادر رضاعی اش ولید، حاكم كوفه شراب خورد و در حال مستی به نماز ایستاد برای جلوگیری از اجرای حد صحابه را تهدید نمود و تنها كسی كه جرات اجرای حد را داشت و اجرا نمود حضرت علی علیه السلام بود.چهار صد هزار درهم از بیت المال را به دامادش مروان حكم داد .[1]

رفته رفته این رفتار خلیفه، باعث نا رضایتی های عمومی بین جامعه گردید و صحابه رسول خدا (ص) نیز در برابر این وضعیت مقاومت و ایستادگی نمودند  و وقتی كار از نصیحت گذشت صحابه به مخالفت علنی با عثمان برخواستند.

و از گوشه و كنار مملكت اسلامی جمع شدند و خلیفه را به قتل رساندند.

دو انگیزه مهم پشت پرده این ماجرا وجود دارد كه افسانه پردازان تاریخ نویس امثال سیف و طبری وعلماء وهابی و بعضی از سنی های متشدد با تاثیر پذیری از این عوامل توان دست برداشتن از افسانه عبد الله بن سباء ندارند.

1)             دور كردن افكار پیروان خود از ادعا ها و ادله شیعیان:

هر جا كه بحث منصفانه میان علماء شیعه و پیروان مكتب خلفاء و صحابه صورت گرفته است ، در برابر ادله متقن و بیان معجز علماء شیعه اذعان به شكست و سر خوردگی نموده اند و حتی گاهی در برابر سوالات عوام شیعه ساكت مانده اند. برخی از وهابیت و بعضی از اهل سنت متشدد، می‌بینند که تفکرات شیعی در امامت و خلافت و عصمت اهل بیت (علیهم السلام)، برخاسته از کتاب و سنت و مطابق با عقل است. و در کتاب‌هایی علماء گذشته و معاصر نوشته‌اند، به‌ویژه کتاب گرانسنگ الغدیر از علامه امینی (ره) و کتاب بی‌نظیر عبقات الأنوار مرحوم میر حامد حسین (ره) و کتاب کم نظیر إحقاق الحق قاضی نور الله شوشتری و بعضی از کتاب‌هایی که اخیرا توسط مستبصرین نوشته شده،[2] تمام عقائد شیعه را مستند به کتب اهل سنت بیان کرده‌اند و اقوال مفسرین و محدثین اهل سنت و با سند‌های صحیح، این مطالب را آورده‌اند.

آنان برای برای برون رفت از این گرفتاری به فكر چاره افتادند و بهترین راهی كه بتواند جوانان سنی را از شیعه و افكار شیعی دور نگه دارد و در ضمن، ذهن جوانان شیعه را منحرف كنند، دست به دامن افسانه ئ ساخته و پرداخته سیف بن عمر دروغگو، شدند و گفتند و نوشتند، كه شما گول حرفهای شیعه و آیات و روایاتی را كه نقل میكنند نخورید بلكه شما به ریشه این گروه نگاه كنید كه ساخته وپرداخته شخص یهودی الاصل بنام عبدالله بن سباء ،است. و سرچشمه مذهب شیعه به این شخص بر میگردد.

مکتبی که بنای مقدس آن  در زمان رسول خدا و توسط خود آن حضرت گذاشته شد ولفظ شیعه علی (ع) از زبان مبارک آن حضرت صادر گشته است [3][4]

 



[1] ن ك ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه ج 3 ص 11 به بعد

[2] نك اهل سنت واقعی / دكتر تیجانی سماوی

[3] - الدر المنثور - جلال الدین السیوطی - ج 6 - ص 379- مجمع الزوائد - الهیثمی - ج 9 - ص 131- ص 132 - 133 المناقب - الموفق الخوارزمی - ص 317- ص 318

[4] - المناقب - الموفق الخوارزمی - ص 319 (323 - وبهذا الاسناد عن الإمام محمد بن أحمد بن شاذان هذا ، حدثنا أبو محمد عبد الله بن الحسین الصالح ، عن محمد بن علی الأعرج ، عن محمد بن الحسین  ابن عبد الوهاب ، عن علی بن الحسین ، عن الربیع بن یزید الرقاشی ، عن أنس قال : قال رسول الله صلى الله علیه وآله : إذا كان یوم القیامة ینادون علی بن أبی طالب علیه السلام بسبعة أسماء : یا صدیق ، یا دال ، یا عابد ، یا هادی ، یا مهدی ، یا فتى ، یا علی ، مروا أنت وشیعتك إلى الجنة بغیر حساب.