منزلت صحیح بخاری نزد علماء تسنن

عوامل توجه به بخاری

1-    شخصیت بخاری؛ وی سیاسی نبود و فقط به علم پرداخت، و از بیشترین و بهترین مشایخ استفاده کرده است.

2-    قدمت کتاب: قبل ار بحاری در میان اهل سنت دو مجموعه حدیثی بود یکی موطا مالک بود که دو مشکل داشت اولا جامعیت حدیثی و فقهی نداشت ؛ دوم اینکه اجتهادات مالک در آن است.
دومین مجموعه هم مسند احمد بود گرچه این دو مشکل را نداشت ولی روایات ضعیف و موضوعه در آن موجود است.
با آمدن صحیح بخاری این مشکلات بر طرف شد ؛ نه به مذهب خاصی تعلق دارد و نه احادیث ضعیف دران است و ..

3-    دقت و احتیاط بخاری : که از بین ششصد هزار حدیث این ها را جمع کرد ه است.

4-    این کتاب به اساتید بزرگ زمان و اساتید خود بخاری عرضه شده و تایید شده است؛ مثل احمد بن حنبل این کتاب را تایید کرده است.

5-    محتوای این کتاب : این کتاب محتوایی دارد که مورد اقبال متعصبین است ، نیشابوری و احمدبن حنبل روایات فضائل را بصورت گسترده ذکر کرده است.
در باره ابن حاجب نوشته اند که فردی نزدو او آمد و گفت کتاب نوشته ام او نگاه کرد دید فضائل اهل البیت است کتاب را در دجله انداخت و گفت اعجبنی القلب.؛ معتزلی مذهب هم نیست؛ روایاتی که توهین به خلافء در ان است را بگونه ای نقل کرده است که توهین نباشد.

نگاه علماء سنی بر صحیحین

و اما جامعه الصحیح فاجل کتب الاسلام و افضلها بعد کتاب الله تعالی( ذهبی تاریخ الاسلام ج 19 ص 242)

و کتاباهما (مسلم و بخاری) اصح الکتب بعد کتاب الله العزیز.( هدی الساری ج1 ص 10)

در مقدمه ابن الصلاح ج1 ص 18 امده است.

ابن تیمیه راجع به بخاری و مسلم گفته است:

ولکن جمهور متون الصحیحین متفق علیها بین ائمة الحدیث، تلقوها بالقبول و اجمعوا علیها و هم یعلمون علما قطعیا ان النبی قالها( مجموع الفتاوا  ج1 ص 257 و قاعده الجلیلة فی التوسل و الوسیلة ج 1 ص 87.

در باره روات بخاری:

فی الرجل الذی یخرج عنه فی الصحیح، هذا جاز القنطرة؛ هر روای که از او در بخاری نقل شده باشد از پل وثوق و اعتبار گذشته است( هدی الساری ج 1 ص 384)

در تاریخ الکبیر بخاری گاه اسامی را ذکر کرده است بدون اینکه چیزی بنویسید نه تایید و نه ذم؛ علماء اهل سنت گفته اند اینها ثقه اند چون بخاری اسمش را نوشته است.

البانی بزرگترین محدث وهابی قرن گذشته است.(امیر الحدیث؛ امام الحدیث، بخاری زمان) ( کتابی در باره فحشهای البانی در کتابهایش چاپ شده است)

البانی: ان من روا له الشیخان فقد جاوز القنطرة

نوشته اند: اگر کسی قسم بخورد که آنچه که در صحیحن نوشته شده است و مال پیامبر است و اگر صحیح نباشد زن من طلاق باشد زنش را طلاق نداده است.

لو حلف انسان بطلاق امراته ان ما فی کتابی البخاری و مسلم مما حکما بصحته من قول النبی (ص) لما الزمته الطلاق، لاجماع علماء المسلمین علی صحتهم.(شرح نووی بر مسلم ج 1 ص 19 و 20 از غزالی از امام الحرمین)


ابن حجر : ان صحیح البخاری ما قرء فی شدة الا فرجت و رکب به فی مرکب فغرق (هدی الساری ج1 ص 13)

در سال 1960 م یک روزنامه کویتی مقاله ای نوشت که برخی از روایات بخاری با عقل سازگار نیست ، کتابی با مجموعه مقالاتی نوشته شد چاپ جامعة الاسلامیة کویت بنا کل فی البخاری صحیح نوشتند .

و اخیرا اقول للكاتب:

ان البخاری امام المحدثین و این منه حتی ننقضه و قد عرض کتابه علی ائمة الحدیث مثل علی بن مدینی و یحیی بن معین و احمد بن حنبل و شهدوا له باالصحة یقول مقدسی فی الرجل الذی یخرج عنه فی الصحیح، هذا جاز القنطرة و لا یلتفت الی ما قیل فیه و کل نقد ورد فی رجال الحدیث قابل بتایید البخاری صاحب الصحیح و مولف التاریخ الکبیر و الصغیر و الاوسط ولا یلتفت الی ذالک النقد( بخاری باید بگوید که نقد درست است یا خیر) و قد تلقته الامة بالقبول.(ص 13 کتاب)

در ص 45 : و قد اجمع المسلمون فی جمیع اقوالهم علی صحة کل احادیث البخاری فی متنه و سنده و لذا سمه صحیح البخاری.

در کشف الظنون هم امده است و ادعای اتفاق کرده است

ذهبی

 در عالم اسلام بعد از قران بالاترین است.

چلبی

در زیر آسمان کبود کتابی صحیح تر از مسلم وجود ندارد.

ابن حجر

نویسنده و صاحب صواعق : اجماع امت است که صحیح بخاری و مسلم بعد از قران صحیح ترین است.(ص 5)

نقل خوابی در کرامات بخاری:

نقل کرده است که کسی در مکه درخواب دید که رسول خدا فرمود تا کی کتاب غیر مرا میخوانی و درس میدهی و چرا کتاب مرا درس نمیدهی و نمیخوانی ؟ گفتم کتاب شما کدام است؟ گفت کتاب محمد بن اسماعیل بخاری. کنت نائما بین الرکن والمقام فرایت النبی الی متی تقرا کتاب الشافعی( هدی الساری ج 1 ص 489؛ سیر اعلام النبلاء ج 12 ص 438.)

در سیر نوشته است که محمد بن اسماعیل مستجاب الدعوة بود و در حق خواننده کتابش دعا کرده است. و هرکی کتاب اورا بخواند شامل دعای او میشود.

کان مجاب الدعوة (هدی الساری ص 13)

فلسفه تایید روات بخاری

اگر بخواهند دست ببرند دیگر چیزی نمیماند

ذهبی: ثم من المعلوم انه لابد من صون الراوی و ستره (میزان الاعتدال ج 1 ص 4)

لو فتحنا هذالباب علی نفوسنا لدخل فیه عدة من الصحابة و التابعین و الائمة فبعض من الصحابة کفر بعضهم بتاویل ما (معرفة رواة المتکلم فیهم بما یوحب الرد ص 45)

المغنی فی الضعفاء مقدمه ج1 ص 3و4

ولو فتحت هذالباب لما سلم احد الا النادر من رواة الکتب و الاجزاء

حاکم در معرفة علوم الحدیث ص 111. در بحث تدلیس

و لم استحسن ذکر اسامی من کان ...

ذهبی در ترجمه حافظ نعیم بن حماد استاد و شیخ بخاری : کان وضاع الحدیث فی تقویة السنة.(سیر اعلام النبلاء ج10 ص 608 و 609)