آشنایی مختصر با اصطلاحات حدیثی

حدیث:

در لغت به معناى: خبر، كلام و چیز جدید است (۳) و جمع آن «احادیث » آمده (۴) و در اصطلاح، كلامى است كه از قول یا فعل یا تقریر معصوم حكایت كند (۵) و بر آن، خبر، سند، روایت، و اثر نیز اطلاق شده است.

بعضى حدیث را به كلام معصوم اختصاص داده و خبر را به آنچه از غیر معصوم رسیده است اطلاق كرده اند، و به همین جهت، به مورخانى كه واقعه را با سند نقل مى كردند در مقابل محدثین، اخبارى گویند. (۶)

ظاهرا وجه تسمیه خبر به حدیث از آن جهت است كه در مقابل قرآن كه هر دو بیان احكام الهى است قرار گرفته، زیرا بیشتر اهل سنت، قائل به قدم قرآن مى باشند و از این رو، احكامى را كه از شخص پیغمبر صادر شده است (حدیث) در مقابل (كلام قدیم قرآن) نامیده اند. (۷)

در مجمع البحرین حدیث را مرادف كلام دانسته و وجه تسمیه خبر را به این اسم، تجدد و حدوث آن گرفته است، البته وجه تسمیه مزبور، اختصاص به حدیث معصوم ندارد و هر سخنى متجدد و حادث است.

ممكن است از این لحاظ گفته پیغمبر و امام را حدیث نامند كه در تشریع قوانین الهى تازگى و نوى دارد، چنان كه قرآن نیز از این نظر تاره و حدیث است.آنجا كه مى فرماید: فلیاتوا بحدیث مثله (سوره طور، آیه ۳۴) فباى حدیث بعده یؤمنون . (سوره مرسلات، آیه ۵۰) . (۸)

یا اصولا حدیث به همان معناى لغوى كه كلام است، در حدیث پیغمبر و امام استعمال شده، منتهاى ابتدا با اضافه به پیغمبر و امام (مثلا حدیث پیغمبر یا حدیث معصوم) گفته مى شده و سپس به قرینه حال یا مقال، با حذف مضاف الیه استعمال شده و كم كم در عرف محدثین به سر حد حقیقت رسیده و بدون قرینه، منصرف به همان معنا (حدیث) المعصوم ده است) . (۹)


خبر:

خبر به معنى مخبر به (یعنى چیزى كه از آن اخبار شده) مى باشد.در تاج العروس آمده: خبر چیزى است كه از دیگرى نقل شود و ادباء، قید «احتمال صدق و كذب» را به آن اضافه كرده اند (۱۰) ولى در اصطلاح این فن مرادف حدیث استعمال شده است.

سنت:

در لغت به معنى طریقه یا طریقه پسندیده است و در اینجا مراد از سنت همان گفتار (قول) و كردار (فعل) (۱۱)معصوم یا عمل شخص دیگرى است كه در حضور وى انجام شود و آن جناب به زبان یا به سكوت خود، آن را امضا فرماید. (۱۲)

قسمت اخیر در اصطلاح، «تقریر» معصوم نامیده مى شود و (به قول اهل سنت و بعض بزرگان) این تعریف درباره سخن ها و افعال عادى نیست، بلكه مراد افعال و اقوالى است كه منشا حكم شرعى باشند. (۱۳)

تقریر امام از آن جهت حجت است كه معصوم، عمل منكرى را تقریر و امضا نمى كند، مگر به عنوان تقیه كه براى امام جایز است، (۱۴)

بنابر این، سنت در مقابل كتاب الله، به نفس فعل و تقریر، و به عبارت دیگر به آنچه طریقه معصوم و منتسب به اوست گفته مى شود، (۱۵) چنان كه گاهى در مقابل فریضه و به معنى مستحب آمده است، ولى در علم الحدیث، سنت بیشتر به همان معناى اول اطلاق گردیده است، لذا پاره اى از كتب حدیثى مهم عامه، «سنن » نامیده شده، مانند: سنن نسایى، سنن ابن ماجه، سنن بیهقى، چنان كه در فقه، بیشتر به معنى دوم (مستحب) آمده.

روایت

روایت را به معنى حدیث گفته اند.در مجمع البحرین فرموده است:

روایت، خبرى است كه به طریق نقل به معصوم برسد.منتها روایت، در نقل شعر و قرائت قراء قرآن و مقالات ادب عربى بسیار اطلاق شده است. (۱۶)

اثر:

اثر را در كتب لغت (۱۷) مرادف با حدیث و روایت و خبر بر شمرده اند، ولى بعضى اثر را به آنچه از صحابه نقل شود، اختصاص داده اند (۱۸)

علامه قاسمى در قواعد التحدیث، اصطلاح مزبور را به محدثان خراسان نسبت مى دهد.

مستدرك

مقصود از «مستدرک» هر كتاب حدیثی است كه به عنوان تكمیل كننده كتاب دیگری و بر همان اسلوب و در همان موضوع، شكل می‌گیرد و هدف مؤلّف، اطّلاع رسانی بیشتر در همان حوزه علمی می‌باشد، مانند: اقدام ارزشمند محدّث نوری در گردآوری روایات فقهی به نام «مستدرک الوسائل»، یا «مستدرک الصحیحین» از حاکم نیشابوری.

 مُسنَد و سُنَن

مقصود از «مُسنَد» مجموعه حدیثی است كه هدف، جمع آوری روایات در آن بر اساس نام راویان در طبقه صحابه بوده است، مانند: «مسند احمد بن حنبل» كه روایات در آن بر اساس صحابه معروف، جمع آوری شده و آغاز آن چنین است:

مسند ابوبكر، مسند عمر بن خطاب، مسند عثمان بن عفّان، مسند علی بن ابی طالب، مسند أبی محمّد طلحه، مسند ابی الزبیر، مسند ابی اسحاق بن ابی وقاص، مسند سعید بن زید، مسند عبد الرحمن بن عوف زهری، مسند ابی عبیده بن جراح و ... .

در این مسند، روایت ابوبکر ۸۱ مورد، روایات عمر ۳۱۶ مورد، روایت عثمان ۱۶۲ مورد، روایات حضرت علیه السّلام ۸۱۹ مورد،‌روایات عبدالله بن عباس ۱۷۱۰ مورد، روایات عبدالله بن مسعود ۸۹۹ مورد و روایات ابی هریره ۳۸۶۲ مورد می‌باشد. [.         . برای اطلاع بیشتر ر.ك: المسند للامام احمد بن حنبل، جلد اوّل و دوّم و سوّم.]

و مقصود از «سُنن» كتاب و مجموعه حدیثی است كه روایات آن نه بر اساس اشخاص و راویان، بلكه بر اساس موضوعات جمع آوری شده است، مانند سنن نسایی و ابن داوود ...

پى نوشت ها:

۱.ما یتقوم به الحدیث، متنه (وجیزه) و قال ابن جماعه: هو ما ینتهى الیه غایة السند من الكلام (تدریب ص ۶) .

۲.پشت اسب و مانند آن را از حیوانات، «متن » نامند و الفاظ حدیث را از این جهت متن نامند كه مانند پشت اسب، استفاده از حدیث بدان قوام دارد (ر.ك:مقباس الدرایه) .

۳.در قاموس آمده: الحدیث: الخبر و الجدید.در مصباح المنیر فرموده:

الحدیث ما یتحدث به و ینقل.در مجمع البحرین حدیث را مرادف كلام دانسته.در تدریب الراوى و كاشف اصطلاحات الفنون فرموده: الحدیث لغة، ضد القدیم.و یستعمل فى قلیل الكلام و كثیره.

۴.قراء گوید: واحد احادیث، «احدوثه » است، ولى بر خلاف قاعده در جمع حدیث استعمال شده است.صاحب كاشف احادیث را اسم جمع دانسته.ابوحیان آن را جمع حدیث، ولى بر خلاف قاعده گرفته، مانند اباطیل جمع باطل (قواعد التحدیث) .

۵.وجیزه شیخ بهایى.بنابر این تعریف، اطلاق حدیث بر كلام غیر معصوم مجازى است و طبق این تعریف، حدیث موقوف را كه از مصاحب معصوم نقل شود، باید خارج دانست، ولى میر سید شریف در خلاصه مى فرماید: الحدیث اعم من ان یكون قول الرسول او الصحابی او التابعین و فعلهم و تقریرهم.

۶.شرح نخبه، ص ۳- درایه شهید، ص ۳- تدریب الراوى، ص ۶.در كتاب اخیر نقل نموده كه فقهاى خراسان، حدیث موقوف را اثر و حدیث مرفوع را خبر مى نامیدند.

۷.فتح البارى، ج ۱.

۸.علم الحدیث، ص ۳.

۹.در قواعد التحدیث، در وجه تسمیه حدیث دو احتمال ذكر شده است كه به نظر صحیح نیامد.۱.چون حروف متعاقب یكدیگر مى آیند و قهرا حرف بعدى پس از حرف قبلى استعمال شده است.۲.چون شنیدن حدیث، معنا و مفهوم آن را در قلب احداث مى نماید.

۱۰.یعنى خبر چیزى است كه از دیگرى نقل شود و با چشم پوشى از حال ناقل (و به خودى خود) احتمال درستى و نادرستى در آن داده شود.