فصل پنجم

امام حسین علیه السلام در قرآن و حدیث نبوی

بدون شكّ بین مسلمانان در مسائل اعتقادى و فقهى اختلافاتى وجود داشته و دارد، اما در یك موضوع اتفاق و وحدت نظر است و آن برترى اهل بیت علیهم السلام از بعد علمى و معنوى است.

یعنى خاندان رسول اللّه صلى الله علیه و آله كه امام حسین علیه السلام یكى از اعضاى این جمع است امتیازاتى دارند كه هیچ كس غیر از آنان به این ویژگی‌ها آراسته نیستند.

بنا بر این در این قسمت با استناد به قرآن و حدیث بخشى از این امتیازات را مرور مى‌كنیم:

امام حسین علیه السلام در قرآن

بخشى از امتیازات امام حسین علیه السلام جنبه ملكوتى و الهى دارد:

امام حسین علیه السلام‌ از اصحاب مباهله:

فَمَنْ حَآجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَـذِبِینَ. آل عمران (3)، آیه 61.

پس هر كه در این [باره] پس از دانشى كه تو را [حاصل] آمده، با تو محاجه كند، بگو: «بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیك و شما خویشان نزدیك خود را فرا خوانیم; سپس مباهله كنیم، و لعنت خدا را بر دروغ‌گویان قرار دهیم.

امام حسین علیه السلام‌ از پاكان و مطهّرین:

إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا. الاحزاب (33)، آیه 33.

خدا فقط مى‌خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند.

امام حسین علیه السلام‌ از ذوى القربى:

قُل لاَّ أَسْـَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى. الشورى (42)، آیه 23.

بگو: «به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى درباره خویشاوندان.

امام حسین علیه السلام‌ از ابرار:

در سوره انسان در باره اهل بیت كه غذای خود را به یتیم و مسكین و اسیر انفاق نمودند، در وصف آن حضرت و دیگر اهل بیت علیهم السلام‌ این‌گونه آمده است:

إِنَّ الاَْبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِن كَأْس كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا. الانسان (76)، آیه 5.

به یقین ابرار (و نیكان) از جامى مى‌نوشند كه با عطر خوشى آمیخته است.

امام حسین علیه السلام در روایات نبوی

در بین جامعه عرب هیچ كس از نظر عظمت و ویژگی‌هاى اخلاقى همانند دو فرزند على و فاطمه نبوده‌اند؛ زیرا جدّ بزرگوارى هم‌چون پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله و پدرى همانند: امیر المؤمنین على علیه السلام و مادرى مثل حضرت فاطمه سلام الله علیها داشته‌اند.

اعمش از أبو جعفر منصور و او از پدرش و پدرش از جدّش و او از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى‌كند كه فرمود:

ألا أدلّكم على خیر الناس جدّاً وجدّةً؟ قالوا بلى یا رسول اللّه، قال: هذا الحسن والحسین جدّهما رسول اللّه سیّد المرسلین، وجدّتهما خدیجة بنت خویلد سیّدة نساء العالمین. أیّها الناس! ألا أدلّكم على خیر الناس أباً واما؟ قالوا: بلى یا رسول اللّه، قال: هذا الحسن والحسین أبوهما علیّ بن أبی طالب أخو رسول اللّه، وأمهما فاطمة بنت رسول اللّه سیّدة نساء العالمین،...

آیا شما را راهنمایی كنم به بهترین مردم از نظر جدّ وجدّة؟ گفتند: بلى یا رسول اللّه فرمودند: این دو حسن و حسین هستند كه جدّ آن‌ها رسول خدا سیّد المرسلین، و جدّه آن‌ها خدیجه بنت خویلد سیّدة زنان عالمیان است. ای مردم! آیا شما را از بهترین مردم از حیث پدر و مادر خبر نسازم؟ گفتند: بلى یا رسول اللّه! فرمود: این‌ دو حسن و حسین هستند كه پدرشان علیّ بن أبی طالب برادر رسول خدا، و مادرشان فاطمه دختر رسول خدا سرور زنان جهان است ...

مناقب آل أبی طالب، ج 4، ص 27 ـ المعجم الكبیر، ج 1، ص129 ـ كنز العمّال، ج 6، ص221ـ تذكرة الخواص، ص 234.

علاوه بر جایگاه برتر امام حسین از حیث حسب و نسب، سخنان و احادیث نبوى نیز بیان‌گر ویژگی‌هاى این دو یادگار و ریحانه رسول خدا هستند كه در این فصل و بنا به ضرورت به پاره‌اى از احادیث نبوى اشاره مى‌كنیم:

الف ـ حسین محبوب قلب پیامبر

برترین امتیازها، علاقه و محبّت پیامبر خدا به امام حسین علیه السلام است، زیرا حبّ و دوستى آن حضرت بر اساس ملاكهاى خدایى است.

انس بن مالك مى‌گوید:

سئل رسول اللّه صلى الله علیه و آله أیّ أهل بیتك أحبّ إلیك قال: الحسن والحسین.

از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم سؤال شد: كدام‌یك از اهل بیت خود را بیشتر دوست می‌دارید؟ حضرت فرمودند: حسن و حسین را.

سنن ترمذی، ج 5، ص323، رقم 3861.

در روایتی دیگر از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم نقل كرده‌اند:

قال رسول اللّه صلى الله علیه و آله: من أحبّ الحسن والحسین فقد أحبّنی، ومن أبغضهما فقد أبغضنی.

رسول اللّه صلى الله علیه و آله فرمودند: هر كس حسن و حسین مرا دوست داشته باشد در حقیقت مرا دوست داشته اشت، و هر كس از آن دو بغض و كینه داشته باشد در حقیقت مرا مورد بغض قرار داده است.

مسند أبی هریرة، ج 11، ص 78.

ب ـ حسین سرور جوانان بهشت

از فضایل منحصر به فرد امام حسن و امام حسین علیهما السلام سرورى جوانان در بهشت است كه در روایتى متواتر از پیامبر خدا به آن اشاره شده است.

أبو سعید خُدرى از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل كرده است كه فرمود:

الحسن والحسین سیّدا شباب أهل الجنّة.

 الطبقات الكبرى، ج 8، ص30 ـ المعجم الكبیر، ج 3، ص24 ـ تاریخ بغداد، ج 1، ص 40ـ المستدرك على الصحیحین، ج 3، ص 167.

ج ـ دشمنى با حسین دشمنى با پیامبر

متون اهل سنت در روایتی از پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله وسلّم این‌گونه نقل كرده‌اند:

عن النبیّ صلی الله علیه و آله قال: من أحبّهما فقد أحبّنی ومن أبغضهما فقد أبغضنی.

هر كس حسن و حسین را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كس با من بغض و دشمنی ورزد با من بغض و دشمنی ورزیده است.

المعجم الكبیر، ج 3، ص40 ـ مجمع الزوائد، ج 9، ص180.

د ـ آزار و اذیّت اهل بیت آزار و اذیّت خدا

ابوسعید خرجوشى متوفاى 409 هـ. از امام على بن ابى طالب علیه السلام نقل مى‌كند كه فرمود: از رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله شنیدم:

من آذانی فی أهل بیتی فقد آذى اللّه عزّ وجلّ، ومن أعان على أذاهم وركن إلى أعدائهم فقد آذن بحرب من اللّه، ولانصیب له غداً فی شفاعة رسول اللّه.

هر كس اهل بیت مرا اذیّت كند خدا را اذیّت كرده است و هر كس كمك به آزار آنان نماید و یا به دشمنان آنان كمك كند روز قیامت از شفاعت رسول خدا محروم خواهد بود.

شواهد التنزیل، ج 2، ص93 ـ شرف المصطفى، باب 27.

هـ ـ پیش‌گویى پیامبر صلى الله علیه و آله از شهادت امام حسین علیه السلام

در این زمینه روایات بسیاری در متون و منابع اهل سنت وارد شد ه است كه چند نمونه آن را ذكر می‌كنیم:

1 ـ أبو علیّ بن عثمان بن السكن الحافظ قال:... عن أنس بن الحارث قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله: «إنّ ابنی هذا یقتل بأرض من أرض العراق، فمن أدركه منكم فلینصره، فقتل أنس معه، یعنی مع الحسین بن علی علیهما السلام».

این فرزندم (حسین) در سرزمین عراق شهید خواهد شد هر كس او را دید باید یارى‌اش نماید.

التذكرة فی أحوال الموتى وأمور الآخرة،شمس الدین أبی عبد الله محمد بن أحمد بن أبی بكر بن فرح الأنصاری القرطبی، 671 هجری، وهو من علماء أهل السنة والكتاب من دار الكتب العلمیة، بیروت لبنان، الطبعة الأولى 1985 م.

2 ـ الامام أحمد فی مسنده قال: حدّثنا مؤمّل قال: حدّثنا عمارة بن زاذان، حدّثنا ثابت، عن أنس، إنّ ملك المطر استأذن أن یأتی النبیّ صلی الله علیه و آله فأذن له، فقال لأمّ سلمة: «إملكی علینا الباب لا یدخل علینا أحد، قال: وجاء الحسین لیدخل فمنعته، فوثب فدخل، فجعل یقعد على ظهر النبیّ صلی الله علیه و آله وعلى منكبیه وعلى عاتقه، قال: فقال الملك للنبیّ صلی الله علیه و آله: أتحبّه؟ قال: نعم، قال: اما إنّ أمّتك ستقتله، وإن شئت أریتك المكان الذی یقتل فیه، فضرب بیده، فجاء بطینة حمراء، فأخذتها أمّ سلمة فصرتها فی خمارها». قال ثابت: بلغنا أنها من كربلاء.

فرشته مأمور باران اجازه ورود به محضر پیامبر اكرم را خواستار شد، پس از اجازه ورود، پیامبر به امّ سلمه فرمود: مواظب درب خانه باش تا كسى وارد نشود، حسین آمد تا نزد جدّش برود، امّ سلمه مانع شد ولى او وارد شد و بر زانو و كتف آن حضرت مى‌نشست و گاهى بر پشت پیامبر بالا مى‌رفت، فرشته پرسید: آیا او را دوست دارى؟ فرمود: آرى، گفت: امّتت او را خواهند كشت، سپس دستش را دراز كرد و مقدارى خاك سرخ كه در آن سرزمین شهید خواهد شد به پیامبر نشان داد.

التذكرة فی أحوال الموتى وأمور الآخرة،شمس الدین أبی عبد الله محمد بن أحمد بن أبی بكر بن فرح الأنصاری القرطبی، 671 هجری، وهو من علماء أهل السنة والكتاب من دار الكتب العلمیة، بیروت لبنان، الطبعة الأولى 1985 م. ص 404 و 405.

3 ـ الامام أحمد بن حنبل: حدّثنا عبد الرحمن بن مهدی، حدّثنا حمّاد بن سلمة، عن عمّار بن أبی عمّار عن ابن عباس قال: «رأیت رسول اللّه صلی الله علیه و آله نصف النهار أشعث أغبر، معه قارورة فیها دم یلتقطه ویتتبّعه فیها، قال قلت: یا رسول اللّه صلی الله علیه و آله! ما هذا؟ قال: دم الحسین وأصحابه، لم أزل أتّبعه منذ الیوم». قال عمّار: فحفظنا ذلك الیوم فوجدناه قتل ذلك الیوم.

ابن عبّاس مى‌گوید: هنگام ظهر رسول اللّه را دیدم صورتش از گرد و غبار پوشیده شده بود و شیشه‌اى كه خون داخل آن بود در دست داشت، عرض كردم این چیست؟ فرمود: خون حسین و یاران حسین است كه همیشه همراه دارم.

التذكرة فی أحوال الموتى وأمور الآخرة،شمس الدین أبی عبد الله محمد بن أحمد بن أبی بكر بن فرح الأنصاری القرطبی، 671 هجری، وهو من علماء أهل السنة والكتاب من دار الكتب العلمیة، بیروت لبنان، الطبعة الأولى 1985 م.، ص 646.


د ـ گریه پیامبر صلى الله علیه و آله بر شهادت امام حسین علیه السلام:

تاریخ جز براى امام حسین علیه السلام به یاد ندارد كه در لحظه به دنیا آمدن، گریه و عزا جاى تبریك را گرفته باشد، و این هم از عجائب زندگى خاندان رسول اكرم صلى الله علیه و آله است؛ چرا كه به نقل از أسماء بنت عمیس آورده‌اند كه گفت: در لحظه به دنیا آمدن حسین قابله فاطمه بودم، وقتى كه به دنیا آمد او را نزد رسول خدا بردم، آن حضرت پس از اعتراض نسبت به رنگ پارچه‌اى كه در آن پیچیده شده بود و تعویض آن و گفتن اذان و اقامه گریست، پرسیدم چرا گریه مى‌كنید؟ فرمود: گروه ستمگران او را خواهند كشت، خداوند شفاعتم را به ایشان نرساند، اى أسماء این مطلب را فاطمه نشنود.

مقتل خوارزمى، ج 1، ص 88 ـ ذخائر العقبى، ص 119.

وقال شرحبیل بن مدرك الجعفی عن عبد اللّه بن نجی عن أبیه: «أنّه سافر مع علیّ بن أبی طالب وكان صاحب مطهرته، فلمّا حاذوا نینوى وهو منطلق إلى صفّین نادى علیّ: صبراً أبا عبد اللّه، صبراً أبا عبد اللّه بشطّ الفرات. قلت: من ذا أبا عبد اللّه؟ قال: دخلت على رسول اللّه صلّى اللّه علیه وسلّم وعیناه تفیضان فقلت: یا نبیّ اللّه! أغضبك أحد؟ قال: بلى، قام من عندی جبریل قبل فحدثنی أنّ الحسین یقتل بشطّ الفرات، وقال: هل لك أن أشمّك من تربته؟ قلت: نعم، فمدّ یده فقبض قبضة من تراب فأعطانیها، فلم أملك عینی أن فاضتا».

عبد اللّه نجى از پدرش كه در سفر به صفّین همراه امیر مؤمنان علیه السلام بوده است نقل مى‌كند كه: على علیه السلام وقتى كه مقابل سرزمین نینوا رسید، صدا زد: اى أبا عبد اللّه در كنار شطّ فرات صبر كن.

گفتم: این أبا عبد اللّه كیست؟ فرمود: محضر پیامبر رسیدم چشمانش پُر از اشك بود، عرض كردم: آیا كسى شما را ناراحت كرده است؟ فرمود: آرى، جبرئیل به من خبر داد كه حسین را در كنار شطّ فرات مى كشند، و مقدارى از خاك آن سرزمین را برایم آورد كه پس از استشمام آن نتوانستم جلوى گریه‌ام را بگیرم.

 البدایة والنهایة، ج 8، ص 217.

و هم‌چنین وجود ده‌ها روایت در كتب شیعه و سنى از عزادارى و گریه آن حضرت بر شهادت امام حسین علیه السلام، عظمت و بزرگى این حادثه را نزد رسول گرامى ثابت مى‌كند.

نكات مهمّ:

مدافعان و پیروان حكومت ظالمانه و جابرانه یزید مخصوصاً وهّابیان سینه چاك و احیاگران سنّت‌هاى اموى با نادیده گرفتن احادیث و روایات وارده از لسان پاك رسول اعظم اسلام صلى الله علیه و آله در كتب سیره و سنن و تحریف حقایق و واقعیّت‌هاى تاریخى خیانت‌هایى را مرتكب شده‌اند كه به اهمّ آن اشاره مى‌كنیم:

1 ـ ستایش‌ها و گواهی‌ها و تأییدهاى پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله را كه در تأیید راه و روش فرزندش سیّد الشهدا بوده است كتمان كرده و نگاهشان به آن حضرت همانند نگاه به افراد عادى زمان پیامبر و دیگر اصحاب است.

2 ـ بزرگ‌ترین خیانت تاریخى را در حقّ پیامبر و فرزندش امام حسین علیهما السلام با بى‌توجّهى به ده‌ها حدیث صحیح كه در آن خبر از شهادت امام حسین و خشم و غضبش نسبت به قاتلان و مسبّبان واقعه كربلا است مرتكب شده‌اند، و عموماً این‌گونه احادیث را بى ارزش و یا غیر صحیح معرّفى كرده‌اند.

3 ـ آنان اعلام مى‌دارند كه محبّ و دوست‌دار عترت و فرزندان على و فاطمه مى‌باشند، ولى در این ادّعایشان صادق نیستند، زیرا بخش اعظمی از سخنان امام حسین علیه السلام را كه بیان‌گر اهداف حركت اعتراضى و انقلابى او است نادیده گرفته‌اند.

4 ـ با تأثیر پذیرى از اندیشه هاى منحطّ نواصب كه دشمنى خاندان پیامبر را سر لوحه زندگى خود قرار داده‌اند، كینه و دشمنى با اهل بیت علیهم السلام مخصوصاً امام حسین علیه‌السلام را در دفاع از یزید به نمایش گذاشته‌اند.

5 ـ با بى اعتنایى به سخنان گروهى از بزرگان اهل سنّت كه هر كدام به گونه‌اى از شخصیّت علمى و معنوى امام حسین علیه السلام سخن گفته‌اند به پاره‌اى از سخنان و نوشته‌هاى بى ارزش استناد جسته و آن حضرت را در ردیف عادى‌ترین افراد زمان قرار داده‌اند.

6 ـ خلافت و حكومت یزید را خلافتى شرعى و دینى تلقى كرده و اعمال او را از ابعاد گوناگون سیاسى و اجتماعى توجیه كرده‌اند.

7 ـ حركت امام حسین علیه السلام را بر خلاف سیر عادى و عامل شهادت را موقعیّت نشناسى آن حضرت معرّفى نموده‌اند.

امام حسین علیه السلام از نگاه صحابه و تابعین و علمای اهل سنّت

با توجّه به جایگاه والاى عترت در قرآن و كلام رسول اللّه صلى الله علیه و آله جایى براى استناد به سخنان دیگران باقى نمى‌ماند، اما براى آشنایى بعضى از خوانندگان ناچاریم تا به فرازهایى از سخنان اصحاب و تابعان و غیر آنان اشاره‌اى داشته باشیم، زیرا خالى از فایده و لطف نیست.

نگاه به سیمای حسین نگاه به سیمای پیامبر است:

 از جابربن عبد اللّه انصارى نقل شده است كه هنگام عبور امام حسین علیه السلام از مقابل او و عدّه‌اى دیگر گفت: «من أحبّ أن ینظر إلى سیّد شباب أهل الجنّة فلینظر إلى هذا، سمعته من رسول اللّه صلى الله علیه و آله ».

هر كس دوست دارد به سرور جوانان بهشت بنگرد به این آقا نگاه كند، این سخن را از رسول خدا شنیدم.

البدایة والنهایة، ج 8، ص 225.

سعادت برای ابن عباس:

عبد اللّه بن عبّاس ركاب اسب را براى امام حسن و حسین نگه مى‌داشت تا سوار شوند، گروهى او را سرزنش كردند كه تو سنّ و سالت بیشتر از آنها است.

گفت: «إنّ هذین ابنا رسول اللّه صلى الله علیه و آله ، أفلیس من سعادتی أن آخذ بركابهما؟»

این دو فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله هستند، براى من سعادت است تا ركاب را براى آن دو بگیرم.

 تاریخ ابن عساكر، ج 4، ص 322.

اقرار عمر بن خطاب بر بزرگی و شرافت امام حسین علیه السلام :

قال عمر بن الخطّاب للحسین علیه السلام: «فإنّما أنبت ما ترى فی رؤو سنا اللّه ثمّ أنتم».

عمر به امام حسین علیه السلام عرض كرد: آنچه بالاى سر ماست (و ما زیر سایه عزّتش هستیم یعنى اسلام) از خداست سپس توسط شما خاندان رسول.

 الإصابة، ج 1، ص 333.

ریختن خون حسین علیه السلام‌ و سؤال از ریختن خون پشه:

مردى از عبد اللّه فرزند عمر پرسید: اگر خون پشه در لباس انسان باشد آیا نماز در آن صحیح است؟

گفت: اهل كجایى؟ گفت: از اهالى عراق.

فقال: أنظروا إلى هذا، یسألنی عن دم البعوض وقد قتلوا ابن رسول اللّه صلی الله علیه و آله، وقد سمعت رسول اللّه صلی الله علیه و آله یقول: هما ریحانتاى من الدنیا.

گفت: این مرد را بنگرید كه فرزند رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم را كشته‌اند حال آمده از ریختن خون پشه ای از من سؤال می‌كند. از رسول خدا شنیدم كه فرمود: حسن و حسین دو گل خوشبوى من از دنیا هستند.

تاریخ ابن عساكر، ج 4، ص 314.

ریخته شدن خون حسین علیه السلام‌ و شرم از پیامبر:

ابراهیم نخعى مى‌گوید:

لو كنت فیمن قاتل الحسین ثمّ أُدخلت الجنّة لاستحییت أن أنظر إلى وجه رسول اللّه صلی الله علیه و آله.

اگر من جزء قاتلان امام حسین علیه السلام بودم و وارد بهشت مى‌شدم از نگاه به صورت پیامبر خجالت مى‌كشیدم.

الإصابة، ج 1، ص 335.

معاویه و اعتراف به آقایی و بزرگی امام حسین علیه السلام‌‌:

معاویه با هدف تفرقه و شاید هم به قصد امتحان به عبد اللّه بن جعفر گفت:

أنت سیّد بنی هاشم، أجابه قائلاً: سیّد بنی هاشم حسن وحسین.

تو آقا و بزرگ بنى هاشم هستى، در جواب گفت: حسن و حسین بزرگ بنى هاشم هستند.

الحسن بن علیّ، كامل سلیمان، ص 173.

گریه آسمان برای حسین علیه السلام‌:

از ابن سیرین نقل است كه گفت:

لم تبك السماء على أحد بعد یحیى بن زكریّا إلاّ على الحسین علیه السلام.

آسمان پس از یحیى بن زكریّا جز بر حسین گریه نكرد.

تاریخ ابن عساكر، ج 4، ص 339.

امام حسین علیه السلام‌ از دید‌گاه ابن حجر:

ابن حجر در باره امام حسین علیه السلام مى‌گوید:

الحسین بن علیّ بن أبی طالب الهاشمیّ أبو عبد اللّه المدنیّ سبط رسول اللّه صلّى اللّه علیه وسلّم وریحانته من الدنیا وأحد سیدی شباب أهل الجنّة.

حسین بن علیّ بن أبی طالب هاشمیّ أبو عبد اللّه مدنیّ نوه رسول خدا صلى الله علیه و آله و ریحانه او در دنیا و یكی از دو آقای جوانان بهشت.

تهذیب التهذیب، ج 2، ص 299.

سپس ابن حجر بعد از نقل این روایت می‌گوید:

رواه الخطیب بسند صحیح إلى یحیى.

این روایت را خطیب بغدادی با سند صحیح برای یحیی نقل كرده است.

تهذیب التهذیب، ج 2، ص 299.

محبوب‌ترین انسان‌ها در آسمان‌:

یونس بن أبی إسحاق عن العیزار بن حریث قال:«بینما عبد اللّه بن عمرو بن العاص جالس فی ظلّ الكعبة إذ رأى الحسین بن علیّ مقبلاً فقال: هذا أحبّ أهل الأرض إلى أهل السماء الیوم».

عبد اللّه بن عمر عاص در سایه كعبه نشسته بود، امام حسین علیه السلام را دید كه به طرف كعبه مى‌آید گفت: او امروز محبوب ترین انسان‌ها در بین آسمانیان است.

البدایة والنهایة، ج 8، ص 226.

با این‌كه كتب تاریخى صفحات بی‌شمارى را در نقل جنایات یزید نسبت به اهل بیت علیهم السلام به خود اختصاص داده و شهرت داستان كربلا از روزهاى آغازین آن در همه محافل ورد زبان‌ها و نقل مجالس بوده است، اما با این وجود متأسّفانه گروهى براى دفاع از او به هر وسیله‌اى متوسّل شده و از هر روشى استفاده كرده‌اند، كه دل هر دردمندى را به درد مى‌آورد.

اكنون با توجه به عناوین این مجموعه، چه توجیهى براى قاتلان امام حسین علیه السلام و نیز مدافعان خلافت یزید باقى مى‌ماند؟

آیا انصاف است امام حسین علیه السلام‌ را با مقام شامخى كه نزد پروردگار عالم و پیامبر و امّت اسلامى دارد با یزید مقایسه كنند و یا ـ نعوذ باللّه ـ آن حضرت را مقصّر بدانند؟

آیا در نقل حوادث تاریخى جانب امانتدارى را به درستى رعایت كرده‌اند؟