فقها و محدثین سلف

سؤال 110: آیا صحیح است كه مى گویند حصر مذاهب فقهى به چهار مذهب در قرن پنجم و در دوران حكومت القادر باللّه عباسى و به انگیزه مالى و اقتصادى صورت گرفت، زیرا كه حكومت به مقدارى مال نیاز پیدا كرد. و به پیروان مذاهب ابلاغ كرد كه در برابر پرداخت فلان مقدار پول، مذهب شما را به عنوان مذهب رسمى حكومت اعلام مى كنیم. پیروان این چهار مذهب آن مقدار درخواستى را فراهم كرده ولى سید مرتضى شیعى ـ كه از ایشان هم درخواست همین مبلغ را كرده بودند ـ نتوانست تهیه كند. لذا فقط چهار مذهب بعنوان مذاهب رسمى حكومت معرفى گردید.

و حال آنكه تا قبل از این جریان تقلید منحصر به مذهب خاصى نبود. چنانچه دهلوى به آن اشاره كرده است([256]). پس چرا ما مذاهب را در چهار نفر منحصر مى كنیم؟

 


سؤال 111: آیا صحیح است كه امام یحیى بن معین ـ از بزرگترین علماء علم رجال ما اهل سنت متعرض نامحرمها از زنان زیبا مى شده و با آنها سخنانى غیر مناسب مى گفته است، و هنگامیكه یك زن زیبایى را مى دید مى گفت: صلّى اللّه علیها ـ أی على الجاریة الجمیلة.. وعلى كل ملیح([257]).

 

سؤال 112: آیا صحیح است كه نظر ما احناف این است: اگر چند امام جماعت حاضر بودند ترجیح با كسى است كه همسرش زیباتر و یا آلت مردانگى او كوتاهتر باشد؟ چنانچه شرنبلالى حنفى متوفاى «1069» در كتاب خود این فتوى را داده است.

راستى در یك چنین موقعیتى وظیفه مأمومین كشف عورت هر دو امام جماعت براى اطمینان از كوتاه بودن عورت آنان است؟ و یا فقط به گفته خود امام جماعت اكتفا مى شود؟ و آیا دو امام جماعت باید همسران خود را به مردم نشان بدهند تا خودشان تشخیص بدهند كدام یك برترى در جمال و زیبایى دارد؟ و یا باز هم، گفته خود دو امام جماعت كافى است؟ و آیا راه علم دو امام جماعت از كجاست؟ آیا خودشان به عورت یكدیگر نگاه مى كنند و یا اندازه تقریبى كافى است؟ و یا باید از متر و واحد اندازه گیرى استفاده كرد؟

شرنبلالى حنفى مى فرماید: «اذا اجتمع قوم ولم یكن بین الحاضرین صاحب منزل اجتمعوا فیه.. فالأحسن زوجة لشدة عفته، فأكبرهم رأساً، وأصغرهم عضواً، فأكثرهم مالا فأكبرهم جاهاً...»([258]).

 

سؤال 113: آیا صحیح است كه برخى از رهبران و ائمة و فقهاء و محدثین سلف و كسانیكه مورد اعتماد در مذهب هستند، به گفته امام زهرى حرام زاده و اولاد زنا هستند.؟ من این مطلب را در كتاب المحلى امام ابن حزم دیده و بسیار در فكر فرو رفتم راستى ما باید از حرامزادگان پیروى كنیم؟!

آنجا كه سخن از امامت جماعت ولد الزنا به میان آورده و امامت او را جایز مى شمارد، به نقل از امام زهرى مى گوید:

«عن الزهری قال: كان أئمة من ذلك العمل، قال وكیع: یعنی من الزنا.»([259])

و شعبة پس از دو سال و هرم بن حیان([260]) پس از چهار سال و امام مالك بیش از سه سال، وامام شافعى پس از چهار سال، از مرگ پدر ـ متولد شد([261]).

 

سؤال 114: آیا صحیح است كه ما احناف ـ پیروان امام ابوحنیفه، از نظر فقهاى سائر مذاهب، شافعى، حنبلى، مالكى بى ارزش و در ردیف سگ هستیم، و چنین فتوى مى دهند كه اگر طعامى نجس شود، خوردن آن جایز نیست و فقط مى توان آنرا جلو سگ و یا حنفى مذهب انداخت.

چنانكه ابن القاسم در شرح خود مى گوید:

اِذا صبّت قطرة نبیذ فى طعام، یرمى الى الكلب او إلى حنفی.([262])

 

الف. ابو حنیفه(رضی الله عنه)

سؤال 115: آیا صحیح است كه مى گویند نوزاد و مولودى پست تر و بدتر از ابوحنیفه در اسلام متولد نشده، و او دوباره كافر شده و او را توبه دادند و پایه هاى اسلام را ویران مى كرد ـ چنانكه امام سفیان بن عینیه مى گوید؟

بخارى مى گوید: استتیب ابوحنیفه من الكفر مرتین.

و سفیان بن عیینه ـ هنگامیكه خبر رحلت ابوحنیفه را شنید گفت: كان یهدم الاسلام عروة عروة، وما ولد فی الاسلام مولود أشأمُ منه.

پس چگونه ما او را امام مذهب خود مى دانیم؟([263])

 

سؤال 116: آیا صحیح است كه مى گویند: امام ابوحنیفه امام اعظم ما، قبلا نصرانى بوده. یعنى در حالیكه پدرش مسیحى بوده او به دنیا آمده. و بعدها اسلام اختیار كرده.

خطیب بغدادى از ابن أسباط نقل مى كند: «ولد ابوحنیفة و ابوه نصرانی.»([264])

 

سؤال 117: آیا صحیح است كه امام ابوحنفیه از نظر علماء مسلمین ـ از اهل دین و تقوا ـ مردود و ساقط است و عمل به نظرات او جایز نیست چنانكه امام ابن حبان فرمود:

«لا یجوز الاحتجاج به لأنه كان  داعیاً الى الارجاء و الدّاعیة الى البدع لایجوز أن یحتج به عند أئمتنا قاطبة لا اعلم بینهم فیه خلافا على أن ائمة المسلمین و اهل الورع فى الدین فى جمیع الامصار و سائر الاقطار جرحوه و أطلقوا علیه القدح إلاّ الواحد بعد الواحد».([265])

یعنى اعتماد و استدلال كردن به نظرات ابوحنیفه جایز نیست چون او به گرایش ارجاء (مرجئه) دعوت مى كند والبته اعتماد به دعوت كننده به بدعت، از نظر علماء ما جایز نیست و اختلافى نیست كه ابوحنیفه مورد قدح و ایراد است.

 

سؤال 118: آیا صحیح است كه مى گویند امام ابوحنیفه از هزاران حدیث پیامبر اكرمـ صلى الله علیه و سلّم ـ فقط صد و سى حدیث مى دانست و در صد و بیست عدد آن اشتباه داشت یعنى فقط ده حدیث بلد بود. و در علم حدیث هیچ تخصصى نداشت و تظاهر به ورع و ترس از خدا مى كرد چنانچه امام ابن حبان مى فرماید:

«كان رجلاً ظاهر الورع لم یكن الحدیث صناعته، حدّث بمائة و ثلاثین حدیثاً مسانید ماله حدیث فى الدنیا غیرها أخطا فى مائة و عشرین حدیثاً:إما أن یكون أقلب اسناده او غیّر متنه من حیث لا یعلم فلما غلب خطوءه على صوابه إستحق ترك الاحتجاج به فی الأخبار».([266])

چگونه ایشان را فقیه و اهل فتوى و امام مذهب خودمان مى دانیم در حالیكه فقط ده حدیث بلد بود و هیچ تخصص و آشنایى به علم و حدیث نداشت؟؟