سلام امروز یکی از مراجعه کنندگان به وبلاگ خواسته بودند که حدیثی را که در بخاری وجود دارد و می گوید که خداوند بند شلوار دارد در وبلاگ قرار بدهم.

براساس اعتقاد حقه اسلامی در باره خداوند، خدای متعال شبیه به هیچ موجودی نیست و مادی هم نیست.

اما بر اساس اعتقاد بخاری که کتاب صحیح او پس از قران نزد اهل سنت از معتبر ترین کتابها نزد امت اسلامی است.

خدایی را معرفی میکند که مخالف صریح عقل سلیم و فطرت الهی انسان های وارسته است.

گرچه در این زمینه مطالب فراوانی وجود دارد ولی بنا به درخواست دوست عزیز ما علی آقا که خواسته اند روایت مورد نظر شان را در وبلاگ قرار بدهم بنده نیز امتثال امر میکنم و ان شاء الله در فرصتی مناسب به معرفی خدا از دیدگاه اهل سنت و وهابیت خواهم پرداخت.

خدایی که بند شلوار دارد.

پس از آنکه خداوند از آفرینش فارغ شد، رٍحم بر خاست و بند شلوار خدا (کمربند) را محکم گرفت، خدا به او گفت: دست نگه‌دار! عرض کرد: این جایگاه کسی است که به تو از قطع رحم پناه آورده است، خدا به او گفت: آیا راضی نمی‌شوی که من هرکسی که با تو وصل شد، با او وصل شوم و هرآنکه از تو برید، از وی ببرم! گفت: پروردگارا راضی هستم.

«حدثنا:‏خالد بن مخلد ... عن ‏‏أبی هریرة، عن النبی(ص) قال: خلق الله الخلق فلما فرغ منه قامت الرحم فأخذت بحقو الرحمن فقال له ‏: ‏مه؟‏قالت: هذا مقام العائذ بك من ‏القطیعة ‏ ‏قال: ‏ألاترضین أن أصل من‏وصلك ‏وأقطع من قطعك قالت : بلى یارب قال: فذاك، قال أبو هریرة ‏: ‏إقرءوا إن شئتم:‏ ‏فهل عسیتم إن تولیتم أن تفسدوا فی الارض وتقطعوا أرحامكم.»[1]

 

شاید در ولهه اول برادران اهل سنت در پاسخ این روایت شروع به توجیه کردن کرده و بگویند که منظور از بند شلوار در این روایت چنین و چنان است.

اما بر اساس اعتقادات ابن تیمیه و سلفیان و پیروان آنها هرگونه تاویل آیات و روایات و تغییر معنای ظاهری آنها بدعت و حرام است وباید ایمان به ظاهر آنان داشته باشیم.(از اینجا فرق اهل سنت با وهابیت مشخص میشود.)

ما شیعیان معتقدیم که امثال این روایات جعلی است و برگرفته شده از تورات و انجیل و کتابهای یهودیان است که در عصر خلیفه دوم و امویان توسط اشخاصی همچون کعب الاحبار و تمیم بن اوس داری و ...وارد در دین اسلام شد.

اگر این روایت صحیح باشد چه مشکلی پیش میاید. 
همانگونه که از کلمه «حقو» مشخص است  چنانچه ابن حجر می نویسد:

قوله : ( فأخذت ) : .... وقال عیاض : الحقو معقد الإزار .. حقو گره بند شلوار است.[2]
حال اگر خداوند بند شلوار داشته باشد

1-    کمر داشته باشد و دور کمرش هم محدود باشد.

2-    لازمه اش این است که شلوار هم داشته باشد.

3-    بالا تنه و پایین تنه داشته باشد. خداوند

4-    طول و عرض داشته باشد تا شلوار را بپوشد.

5-    از آنجا که رحم بخواسته و بند شلوار خدا را گرفته است، باید خدا در محدوه مکانی باشد که بین او و رحم فاصله ایی وجود داشته باشد.

6-    زیر شلوارش هم باید چیزی باشد تا آن را بپوشاند.

 

و اینکه اگر خداوند بندشلوار داشته باشد

شلوار خداوند آیا جزء ذات اوست یا جزء ذاتش نیست.

اگر جزء ذات باشد، لازمه اش ترکیب ذات خداوند از امور مادی خواهد بود

اگر جز ذات نباشد، این بند شلوار و شلوار مخلوق خداوند است یا خیر؟

اگر مخلوق نباشد و از طرفی جزء ذاتش هم نبود پس یک قدیم دیگر درکنار خداوند العیاذ بالله بنام شلوار وجود داشته و بخاری کشفش کرده.

اگر مخلوق خداوند باشد.

قبل از اینکه آنرا بیافریند چی میپوشید؟

آیا بدان نیاز داشت که آن را آفرید یا خیر؟

اگر نیاز داشته خدای محتاج میشود آن هم به شلوار!؟

اگر نیاز نداشت؛ یک چیز زائدی را آفرید تا مضحکه بندگانش شود.

و موجود محتاج و بیهوده کار خدا نیست.

 

تمام این موارد بر خلاف صریح قران و روایات رسیده از اهل البیت است.

زیرا؛ در قران خداوند نامحدود است ولی این روایت خدا را محدود معرفی میکند

خداود محیط علی کل شیئ است ولی این روایت خدا را نه تنها محیط نمیداند بلکه اورا در احاطه مخلوق آنهم شلوار قرار میدهد.

قران میفرماید: خداوند مثل هیچ چیزی نیست؛ اما این روایت خدا را شبیه بندگانش کرده که شلوار میپوشند.

ووووو

 

 



[1]- محمد بن اسماعیل بخاری، همان، ج4 ص1828 ح4552؛ احمد بن حنبل، همان، ج2 ص330؛ محمد بن عبدالله حاكمالنیشابوری، همان، ج4، ص 178، ح7286؛ محمد بن یزید بن جریر الطبری،  جامع البیان، 22ص 178.

[2] إبن حجر - فتح الباری شرح صحیح البخاری - كتاب تفسیر القرآن - سورة محمد (ص) - باب وتقطعوا أرحامكم - رقم الصفحة : ( 444 )