بسم الله قاسم شوکة الجبارین

در قران مجید یکی از شرائط امامت را ظالم نبودن شخص مدعی امامت ذکر نموده است.

ظلم در لغت به معنای وضع الشیئ فی غیر موضعه می باشد.
ظلم به سه قسم است
حق الله، حق الناس و حق النفس؛ حتی اگر کسی بعدا توبه هم بکند و با فرض صحت «قاعده جبّ» (الاسلام یجب ما قبله) باز هم اگر کسی در تمام عمرش یک لحظه هم مرتکب هر نوعی از ظلم بشود. به مقام خلافت و امامت الهی که عهد خداوند و بعهده خداوند است، نمی رسد.
در طول تاریخ با بررسی زندگی مدعیان خلافت و امامت پس از پیامبر (ص) به این نکته بوضوح میرسیم که کسانی که در برابر حضرت علی ادعای امامت کردند، همه به نوعی ظالم بوده اند و حد اقل بزرگترین ظلم را مرتکب شده اند و آن شرک به خداوند متعال یوده است.
اما در حق الناس نیز این افراد چه در زمان جاهلیت و چه پس از اظهار اسلام نتوانسته اند جلو خود را بگیرند و خواسته و ناخواسته مرتکب یکی از سه نوع ظلم شده اند.
امروز مقاله ای را برای شما میگذارم که ثابت میکند خلیفه دوم اهل سنت که داد از عدل خواهی و مهربانی اش میزنند در زمان جاهلیت خود یکی از سردمداران و پیش قراولان فرهنگ جاهلی بوده است، وی از جمله کسانی بوده است که دختران خود را زنده بگور کرده بود( ایکاش حفصه را نیز زنده بگور میکرد و به رفیقش ابوبکر هم میگفت تا عایشه را هم زنده بگور کند تا مسلمانان از شرارت های آندو خلاص می شدند)

این مقاله در پاسخ به سوالی در باره اینکه آیا صحت دارد که خلیفه دوم دخترانش را زنده بگور کرده است، در سایت ولی عصر(عج) نوشته شده است.

پاسخ:

زنده به گور كردن دختران، خاطره بسیار تكان‌دهنده‌اى است كه از تاریخ عرب زمان جاهلیت به جاى مانده است . آن‌ها از ترس ننگ و عار و این كه مبادا دختران شان بعدها در جنگ‌ها به دست دشمن بیفتند، دختران خود را در زمان زایمان و یا حتى وقتى بزرگ مى‌شدند، زنده به گور مى‌كردند و خروار‌ها خاك بر روى آنان مى‌ریختند .

یكى از كسانى كه در زمان جاهلیت دختران خود را زنده به گور كرده است، خلیفه دوم عمر بن خطاب بوده است .

طبرانى در معجم كبیر خود روایتى را با سند صحیح نقل مى‌كند كه عمر بن خطاب، در حضور رسول خدا صلى الله علیه وآله اعتراف مى‌كند كه دخترانش را زنده به گور كرده است:

863 حدثنا عَبْدَانُ بن أَحْمَدَ ثنا الْحُسَیْنُ بن مَهْدِیٍّ الأُبُلِّیُّ ثنا عبد الرَّزَّاقِ أنا إِسْرَائِیلُ ثنا سِمَاكُ بن حَرْبٍ قال سَمِعْتَ النُّعْمَانَ بن بَشِیرٍ یقول سمعت عُمَرَ بن الْخَطَّابِ یقول وَسُئِلَ عن قَوْلِهِ وإذا الموؤودة سئلت قال جاء قَیْسُ بن عَاصِمٍ إلى رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم قال إنی وَأَدَتُ ثَمَانِیَ بناتٍ لی فی الْجَاهِلِیَّةِ قال اعتق عن كل وَاحِدَةٍ منها رَقَبَةً قلت إنی صَاحِبُ إِبِلٍ قال اهْدِ إن شِئْتَ عن كل وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ بَدَنَةً .

نعمان بن بشیر مى‌گوید كه از عمر بن خطاب در باره تفسیر آیه «وإذا الموؤودة سئلت» شنیدم كه مى‌گفت: قیس بن عاصم نزد رسول خدا صلى الله علیه وآله و گفت: من در زمان جاهلیت هشت دختر خود را زنده به گور كردم، چه كار كنم؟ آن حضرت فرمود: براى هر كدام از آن‌ها یك بنده آزاد كن .

من (عمر) گفتم: من چوپان شتر بودم، آن حضرت فرمود: اگر خواستى براى هر كدام از آن‌ها یك شتر اهداء كن.

الطبرانی، ابوالقاسم سلیمان بن أحمد بن أیوب (متوفاى360هـ)، المعجم الكبیر، ج 18 ص 337، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانیة، 1404هـ – 1983م.

هیثمى در باره سند این روایت مى‌گوید:

رواه البزار والطبرانی ورجال البزار رجال الصحیح غیر حسین بن مهدی الأیلی وهو ثقة .

این روایت را بزار و طبرانى نقل كرده‌اند، تمام راویان بزار راویان صحیح بخارى هستند؛ غیر از حسین بن مهدى أیلى كه او نیز ثقه است.

الهیثمی، ابوالحسن نور الدین علی بن أبی بكر (متوفاى 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 7 ص 134 ، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الكتاب العربی - القاهرة، بیروت – 1407هـ.

نووى شافعى در كتاب المجموع مى نویسد:

وَرُوِیَ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ أَنَّهُ قَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنِّی وَأَدْتُ فِی الْجَاهِلِیَّةِ

فَقَالَ : أَعْتِقْ عَنْ كُلِّ مَوْؤُودٍ رَقَبَةً .

والموؤودةُ البنتُ المقتولةِ عندما تَوَلَّدَ ، كان أهلُ الجاهلیةِ یفعلونَ ذلك مخافةَ العارِ والفقرِ.

از عمر بن خطاب روایت شده است كه گفت: اى رسول خدا ! من در دوران جاهلیت دخترانم را زنده به گور كرده‌ام (چه كار كنم؟) . آن حضرت فرمود: براى هر دخترى كه زنده به گور كرده‌ای، یك بنده آزاد كن .

مؤوده به دخترى مى‌گویند كه در زمان تولد كشته شده است. مردم دوران جاهلیت، این كار را به خاطر ترس از ننگ و فقر مى‌كشتند.

النووی الشافعی، محیی الدین أبو زكریا یحیى بن شرف بن مر بن جمعة بن حزام (متوفاى676 هـ)، المجموع، ج 19 ، ص 187 ، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزیع، التكملة الثانیة.

ماوردى بصرى شافعى نیز در كتاب الحاوى الكبیر مى نویسد:

وَرُوِیَ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ أَنَّهُ قَالَ : یَا رَسُولَ اللَّهِ ، إِنِّی وَأَدْتُ فِی الْجَاهِلِیَّةِ. فَقَالَ : أَعْتِقْ عَنْ كُلِّ مَوْؤُودٍ رَقَبَةً .

وَذَلِكَ أَنَّ الْعَرَبَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ كَانَتْ تَحْفِرُ تَحْتَ الْحَامِلِ إِذَا ضَرَبَهَا الطَّلْقُ حُفَیْرَةً یَسْقُطُ فِیهَا وَلَدُهَا إِذَا وَضَعَتْهُ ، فَإِنْ كَانَ ذَكَرًا أَخْرَجُوهُ مِنْهَا ، وَإِنْ كَانَ أُنْثَى تُرِكَتْ فِی حُفْرَتِهَا ، وَطُمَّ التُّرَابُ عَلَیْهَا حَتَّى تَمُوتَ ، وَهَذَا قَتْلُ عَمْدٍ ، وَقَدْ أُوجِبَتْ فِیهِ الْكَفَّارَةُ.

از عمر بن خطاب نقل شده است كه گفت: اى رسول خدا ! من در جاهلیت دخترانم را زنده به گور كردم (چه كار كنم؟) آن حضرت فرمود: براى هر دخترى كه زنده به گور كردی، یك بنده آزاد كن .

و این به آن دلیل است كه عرب‌ها در جاهلیت، در زیر پاى زن حامله، گودالى مى‌كندند، وقتى وضع حمل مى‌كرد، بچه‌اش در داخل آن گودال مى‌افتاد، پس از آن اگر پسر بود، او را بیرون مى‌آوردند؛‌ و اگر دختر بود، در همان گودال رهایش مى‌كردند و خاك بر او مى‌ریختند تا بمیرد. این كار ، قتل عمد به حساب مى‌‌آید و سبب وجوب كفاره مى‌شود.

الماوردی البصری الشافعی، أبو الحسن علی بن محمد بن حبیب (متوفاى450هـ)، الحاوی الكبیر فی فقه مذهب الإمام الشافعی وهو شرح مختصر المزنی، ج 13 ص 67 ، تحقیق الشیخ علی محمد معوض - الشیخ عادل أحمد عبد الموجود، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت - لبنان، الطبعة: الأولى، 1419 هـ -1999م.

محمد امین شنقیطى متوفای1393هـ در أضواء البیان و تمیمى حنبلى متوفای1225هـ در الفواكه العذاب نوشته اند:

وقد جاءَ عن عمرَ رضی الله عنه قولُه : أمرانِ فی الجاهلیةِ . أحدُهما : یُبْكِیْنِی والآخرُ یُضْحِكُنِی .

أما الذی یبكینی : فقد ذَهبتُ بابنةٍ لی لِوَأْدِها ، فكنتُ أحفَرُ لها الحفرةَ وتَنْفُضُ الترابَ عن لِحْیَتِی وهی لا تدری ماذا أریدُ لها ، فإذا تَذَكّرتُ ذلك بَكَیْتُ .

والأخرى : كنت أصْنَعُ إلهًا من التمرِ أضَعُهُ عند رأسی یَحْرُسُنِی لَیلاً ، فإذا أصْبَحْتُ مُعَافًى أكلتُه ، فإذا تَذَكرت ذلك ضَحِكْتُ من نَفْسِی .

این سخن از عمر نقل شده است كه : دو خاطره از دوران جاهلیت دارم كه یكى از آن‌ها مرا گریه و دیگرى به خنده مى‌آورد .

اما آن خاطره‌اى كه مرا به گریه درمى‌آورد این است كه : من رفتم تا دختر خودم را زنده به گور كنم؛ من براى او گودال مى‌كندم؛ ولى او خاك‌ها را از ریشم مى‌زدود؛ در حالى كه نمى‌دانست من چه قصدى براى او دارم. وقتى این خاطره را به یاد مى‌آوردم، گریه مى‌كنم.

اما دیگری: من خداى از خرما مى‌ساختم، شب‌ها آن را بالاى سر خود مى‌گذاشتم تا از من محافظت كند؛ وقتى صبح مى‌شد و گرسنه مى‌شدم، آن را مى‌خوردم . وقتى این خاطره را به یاد مى‌آورم، به خودم مى‌خندم .

الجكنی الشنقیطی، محمد الأمین بن محمد بن المختار (متوفاى 1393هـ.)، أضواء البیان فی إیضاح القرآن بالقرآن، ج 8 ص 439، تحقیق: مكتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر. - بیروت. - 1415هـ - 1995م.

التمیمی الحنبلی، حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر (متوفاى 1225هـ)، الفواكه العذاب فی الرد علی من لم یحكم السنة والكتاب، ج 9 ص 80 ، طبق برنامه الجامع الكبیر.

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتى حضرت ولى عصر (عج)