سؤال 81. آیا صحیح است كه حضرت عایشه با خواهرزاده خود عبداللّه‏ بن زبیر دعوا و قهر كرده بود؟

ماجراى نزاع و قهر حضرت عایشه با عبداللّه‏ بن زبیر در بسیارى از كتاب‏هاى روایى ما این‏گونه نقل شده است: عوف بن طفیل بن حارث ازدى برادرزاده حضرت عایشه مى‏گوید: عبداللّه‏ بن زبیر در یكى از خانه‏هاى عایشه سكونت داشت. عایشه بدون اطلاع عبداللّه‏ بن زبیر خانه را فروخت. عبداللّه‏ بن زبیر از فروخته شدن خانه توسط حضرت عایشه ناراحت شد و گفت: به خدا قسم اگر عایشه از فروش خانه منصرف نشود و معامله را به هم نزند، او را ممنوع المعامله خواهم كرد.

سخنان و تصمیم عبداللّه‏ بن زبیر را به اطلاع عایشه رساندند. او كه هرگز انتظار چنین سخنانى را از عبدللّه‏ بن زبیر نداشت، ابتدا باور نكرد، اما هنگامى كه مطمئن شد عبداللّه‏ بن زبیر چنین سخنانى را گفته، بسیار ناراحت شد و نذر كرد تا زنده است با عبداللّه‏ بن زبیر حرف نزند.

«أنّ عائشة بلغها حدثت أنّ عبداللّه‏ بن الزبیر قال (كان) فی دار لها باعتها، فسخط عبداللّه‏ بیع تلك الدار فقال: أما واللّه‏ لتنتهینّ عائشة عن بیع رباعها أو لأحجرنّ علیها. فقالت عائشة: أو قال ذلك؟ قالوا: قد قال ذلك. قالت: هو للّه‏ علَیّ (نذر) أن لاأكلّمه حتّى یفرّق بینی و بینه الموت».

طبرانى، المعجم الكبیر: ج 20، ص 21 ـ 24، احادیث عوف بن حارث، حدیث 24، 25، 26 و 27؛ ذهبى، سیر أعلام النبلاء: ج 2، ص 186، شرح حال عایشه، ش 19؛ محمد بن اسماعیل بخارى، صحیح البخاری: ج 4، ص 61، كتاب الأدب، باب الهجرة؛ احمد بن حنبل، المسند: ج 4، ص 327؛ و عبدالرزاق صنعانى، المصنف: ج 8، ص  444، كتاب الأیمان و النذور، باب لا نذر فی معصیة اللّه‏، ح 15851.

سؤال 82. آیا صحیح است كه حضرت عایشه با پیامبر صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم و سایر همسران آن حضرت رفتار و برخورد درستى نداشته و با خشونت و در نهایت بى‏ادبى با ایشان رفتار مى‏نمود؟

1. انس خادم پیامبر اكرم به یك مورد از رفتار ناشایست حضرت عایشه اشاره كرده و مى‏گوید: پیامبر اكرم در منزل عایشه بودند. ما نیز به همراه عده‏اى از صحابه در خدمت پیامبر حاضر بودیم. ام‏سلمه یكى از همسران پیامبر مقدارى نان و گوشت براى آن حضرت فرستاده بود. عایشه نیز در حال آماده كردن غذایى براى پیامبر و همراهان آن حضرت بود. قبل از این‏كه غذاى عایشه آماده شود مشغول خوردن غذایى كه توسط ام‏سلمه فرستاده شده بود، شدیم. غذاى عایشه هنگامى آماده شد كه ما غذاى فرستاده شده توسط ام‏سلمه را خورده بودیم. عایشه با ناراحتى (و از روى حسادت در حضور پیامبر و صحابه) ظرف غذاى ارسالى ام‏سلمه را شكست.

«عن أنس إنّهم كانوا عند رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم فی بیت عائشة إذ أتی بصحفة خبز و لحم من بیت أمّ‏سلمة، فوضعنا أیدینا و عائشة تصنع طعاماً عجلة، فلمّا فرغنا جاءت به و رفعت صحفة أمّ‏سلمة فكسرتها».

عینى، عمدة القاری شرح صحیح البخاری: ج 13، ص 37، كتاب المظالم، باب إذا كسر قصعة أو شیئا لغیره، به نقل از طبرانى در المعجم الأوسط.

محمد بن اسماعیل بخارى ماجراى بدرفتارى و حسادت حضرت عایشه را به طور مبهم و بدون ذكر نام حضرت عایشه نقل كرده و مى‏نویسد: پیامبر اكرم در خانه یكى از همسرانش (عایشه) بودند. (ام‏سلمه) یكى دیگر از همسران پیامبر غذایى را آماده كرده و در ظرفى گذاشته و همراه یكى از خادمان خود براى رسول گرامى اسلام فرستاد.
هنگامى كه خادم ام‏سلمه غذا را به منزل عایشه آورد، عایشه از روى حسادت به دست خادم ام‏سلمه زد و ظرف غذا افتاد و دو تكه شد و غذا هم روى زمین ریخت. پیامبر اكرم تكه‏هاى ظرف را كنار هم گذاشت و غذا را نیز جمع كرد و داخل ظرف گذاشت و خطاب به صحابه فرمودند: عایشه از روى حسادت ظرف ام‏سلمه را شكست. پیامبر اكرم خادم ام‏سلمه را تا اتمام غذا نگه داشت و بعد از خوردن غذا ظرف شكسته ام‏سلمه را در خانه عایشه نگه داشت و یكى از ظروف سالم عایشه را براى ام‏سلمه فرستاد.

«عن أنس رضى‏الله‏عنه أنّ النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم كان عند بعض نسائه، فأرسلت إحدى أمّهات المؤمنین مع خادمبقصعة فیها طعام، فضربت بیدها، فكسرت القصعة، فضمّها و جعل فیها الطعام و قال: كلوا و حبس الرسول و القصعة حتّى فرغوا، فدفع القصعة الصحیحة و حبس المكسورة».

محمد بن اسماعیل بخارى، صحیح البخاری: ج 2، ص 73، كتاب المظالم، باب إذا كسر قصعة أو شیئاً لغیره.

و «عن أنس قال: كان النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم عند بعض نسائه، فأرسلت إحدى أمّهات المؤمنین بصحفة فیها طعام، فضربت التی النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم فی بیتها ید الخادم، فسقطت الصحفة، فانفلقت، فجمع النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم فلق الصحفة، ثمّ جعل یجمع فیها الطعام الذی كان فی الصحفة و یقول: غارت أمّكم، ثمّ حبس الخادم حتّى أُتی بصحفة من عند التی هو فی بیتها، فدفع الصحفة الصحیحة إلى التی كُسرت صحفتها و أمسك المكسورة فی بیت التی كَسرت».

محمد بن اسماعیل بخارى، صحیح البخاری: ج 3، ص 264، كتاب النكاح، باب الغیرة و احمد بن حنبل، المسند: ج 3، ص 105.

طیبى یكى از علماى ما مى‏گوید: بخارى براى حفظ حرمت و بزرگ كردن حضرت عایشه، این روایات را به صورت مبهم نقل كرده است.

«قال الطیبی: إنّما أبهمت عائشة تفخیماً لشأنها».

ابن‏حجر عسقلانى، فتح الباری بشرح صحیح البخاری: ج 5، ص 146، كتاب المظالم، باب إذا كسر قصعة أو شیئاً لغیره و عینى، عمدة القاری شرح صحیح البخاری: ج 13، ص 36، كتاب المظالم، باب إذا كسر قصعة أو شیئا لغیره.

خود حضرت عایشه به موارد دیگرى از رفتار زشت و ناشایستش با پیامبر اكرم و سایر همسران آن حضرت اشاره كرده است.

2. حضرت عایشه مى‏گوید: در یكى از روزهایى كه پیامبر اكرم در منزل من بود صفیه ظرف غذایى را براى آن حضرت فرستاد. هنگامى كه چشمم به ظرف غذاى ارسالى صفیه افتاد (از روى حسادت) اعضاى بدنم به لرزه افتاد.

ظرف غذاى فرستاده شده توسط صفیه را گرفته و غذاى داخل آن را روى زمین ریختم. هنگامى كه پیامبر این صحنه را مشاهده كرد، نگاه غضبناكى به من انداخت. من ناراحتى را در نگاه آن حضرت مشاهده كردم.

«بعثت صفیة إلى رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم بطعام قد صنعتْه له و هو عندی، فلمّا رأیت الجاریة أخذتنی رعدة حتّى استقلنی استقبلتنی أفكل، فضربت القصعة، فرمیت بها. قالت: فنظر إلیّ رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم، فعرفتُ الغضب فی وجهه».

احمد بن حنبل، المسند ج 6 ص 277 و هیثمى، مجمع الزوائد و منبع الفوائد: ج 4، ص 321، باب غیرة النساء.

3. حضرت عایشه مى‏گوید: پیامبر اكرم با اصحابش در منزل من بودند. براى آن حضرت و صحابه غذایى آماده كردم. حفصه از من پیشى گرفته و زودتر از من براى پیامبر و یارانش غذایى آماده كرد. به یكى از كنیزانم دستور دادم غذاى پخته شده توسط حفصه را به زمین بریزد. كنیز زمانى به حفصه رسید كه حفصه غذا را نزد پیامبر آورده بود و قصد داشت غذا را جلو پیامبر بگذارد. كنیز غذا را روى زمین ریخت و ظرف آن را نیز شكست. پیامبر اكرم غذاى ریخته شده را جمع كرد و همراه صحابه آن را خوردند.

«قالت عائشة: كان رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم مع أصحابه، فصنعتُ له طعاماً و صنعتْ له حفصة طعاماً، قالت: فسبقتنی حفصة، فقلت للجاریة: انطلقی فأكفئی قصعتَها، فلحقتْها و قد همّت أن تضع بین یدی رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم، فأكفأتْها، فانكسرتْ القصعة و انتشر الطعام. قالت: فجمعها رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم و ما فیها من الطعام على النطع، فأكلوا، ثمّ بعث بقصعتی، فدفعها إلى حفصة، فقال: خذوا ظرفاً مكان ظرفكم و كلوا ما فیها».

ابن‏ماجه، سنن ابن‏ماجه: ج 2، ص 782، كتاب الاحكام، باب الحكم فیمن كسر شیئا، ح 2333.

براى اطلاع از سایر روایات این باب، علاوه بر منابع ذكر شده به منابعى كه در پاورقى آدرس داده شده، مراجعه شود.

نسائى، سنن النسائی: ج 7، ص 70، كتاب عشرة النساء، باب الغیرة؛

ابن‏ابى‏شیبه، المصنف فی الأحادیث و الآثار: ج 8، ص 399، كتاب الرد على أبیحنیفة، مسألة عوض المستعار إذا كسر أو فسد، ح 1 و 2

و ترمذى، الجامع الصحیح: ج 3، ص 640، كتاب الاحكام، باب ما جاء فیمن یكسر له الشیء ما یحكم له من مال الكاسر، ح 1359.

آیا چنین رفتارى از همسر شخصیتى كه قرآن كریم او را الگوى تمامى انسان‏ها معرفى مى‏كند، پذیرفتنى است؟

آیا تنها حضرت عایشه غیرتى بود و سایر همسران پیامبر غیرت نداشتند؟ یا این‏كه سایر همسران پیامبر مراعات شخصیت و جایگاه خود و پیامبر اكرم را كرده و چنین رفتار زشتى از خود نشان نمى‏دادند؟

سؤال 83. آیا صحیح است كه پیامبر صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم خانه حضرت عایشه را كانون شرارت و فتنه‏انگیزى معرفى كرده بود؟

عبداللّه‏ بن عمر مى‏گوید: پیامبر در حین سخنرانى به منزل عایشه اشاره كرده و سه بار فرمودند: اینجا كانون شرارت و فتنه است.

«عن نافع عن عبداللّه‏ قال: قام النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم خطیباً فأشار نحو مسكن عائشة فقال: هنا الفتنة ثلاثاً، من حیث یطلع قرن الشیطان».

محمد بن اسماعیل بخارى، صحیح البخاری: ج 2، ص 189، كتاب الجهاد و السیر، باب ما جاء فی بیوت أزواج النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم.

سؤال 84. آیا صحیح است كه حضرت عایشه با رفتن به بصره و جنگ كردن با حضرت على رضى‏الله‏عنه با دستورات قرآن و پیامبر مخالفت كرده است؟

حضرت على رضى‏الله‏عنه پس از پایان جنگ جمل نافرمانى حضرت عایشه از دستورات قرآن و سفارشات پیامبر را به او گوشزد كرده و فرمودند: اى عایشه! آیا پیامبر دستور خارج شدن از مدینه و به راه انداختن جنگ جمل را به تو داده بود؟ آیا پیامبر سفارش نكرده بود در مدینه و منزل خود بمانى؟ به خدا قسم كسانى كه از زنان و همسران خود محافظت كرده و آنان را در مدینه و خانه‏هایشان نگه داشتند، اما تو را (فریب داده و به بهانه خونخواهى عثمان) از مدینه خارج كردند، انصاف را در حق تو رعایت نكردند.

«فجاء علیّ حتّى وقف علیها، فضرب الهودج بقضیب و قال: یا حمیراء! رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم أمرك بهذا؟ ألم‏یأمرك أن تقری فی بیتك؟ واللّه‏ ما أنصفك الذین أخرجوك إذا صانوا عقائلهم و أبرزوك».

مسعودى، مروج الذهب و معادن الجوهر: ج 2، ص 406، ذكر الأخبار عن یوم الجمل و بدئه و ما كان فیه من الحرب و غیر ذلك، مقتل محمد بن طلحة.

سؤال 85. آیا صحیح است كه بخارى و مسلم بسیارى از روایات صحیح را در كتاب خود نقل نكرده‏اند؟

بخارى معتقد است تمامى روایاتى را كه در كتاب خود نقل كرده است صحیح مى‏باشد، اما هیچ‏گاه ادعاى جمع‏آورى تمامى روایات صحیح را نكرده و مى‏گوید: بسیارى از روایات صحیح را نقل نكرده‏ام.

«لم‏أخرج فی هذا الكتاب إلاّ صحیحاً و ما تركت من الصحیح كان أكثر».

ابن‏حجر عسقلانى، هدی الساری مقدمة فتح الباری: ص 9، كیف ألف البخاری كتابه الصحیح.

مسلم بن حجاج نیشابورى نیز هنگامى كه با انتقاد ابوزرعه رازى مواجه مى‏شود، در پاسخ مى‏گوید: من هرگز نگفته‏ام و ادعا نكرده‏ام كه تمامى روایات صحیح را جمع‏آورى كرده‏ام و روایاتى را كه نقل نكرده‏ام، ضعیف مى‏باشند. بلكه تنها بخشى از روایات صحیح را در كتابم ذكر كرده‏ام.

«قال: إنّما أخرجت هذا الكتاب و قلت هو صحاح، و لم‏أقل إنّ ما لم‏أخرجه من الحدیث فی هذا الكتاب ضعیف، و لكنّی إنّما أخرجت هذا من الحدیث الصحیح، لیكون مجموعاً عندی و عند من یكتبه عنّی، فلایرتاب فی صحتها، و لم‏أقل إنّ ما سواه ضعیف».

خطیب بغدادى، تاریخ بغداد أو مدینة السلام: ج 4، ص 274، شرح حال احمد بن عیسى بن حسان، ش 2023.

اسماعیلى یكى از علماى ما در توجیه عمل بخارى و ترك روایات صحیح توسط وى مى‏نویسد: اگر بخارى تمام احادیث صحیح را جمع‏آورى و در كتاب خود نقل مى‏كرد، احادیث گروهى از صحابه در یك باب جمع مى‏شد و با ذكر سند تمامى این روایات، كتاب بخارى بسیار بزرگ و غیر قابل حمل مى‏شد.

«قال الإسماعیلی: لأنّه لو أخرج كلّ صحیح عنده لجمع فی الباب الواحد حدیث جماعة من الصحابة و لذكر طریق كلّ واحد منهم إذا صحت فیصیر كتاباً كبیراً جداً».

ابن‏حجر عسقلانى، هدی الساری مقدمة فتح الباری: ص 9.

حاكم نیشابورى یكى از علماى بزرگ ما نیز معتقد است خود بخارى و مسلم ادعاى جمع‏آورى تمامى روایات صحیح را نداشته و مى‏نویسد: بخارى و مسلم ادعا نكرده‏اند كه همه روایات صحیح را جمع‏آورى كرده و سایر روایات، صحیح نیستند، بلكه بسیارى از روایات صحیح در سایر كتاب‏ها قرار دارد.

«أبوعبداللّه‏ محمد بن اسماعیل الجعفی بخارى  و أبوالحسین مسلم بن الحجاج القشیری صنفا فی صحیح الأخبار كتابین مهذبین انتشر ذكرهما فی الأقطار و لم‏یحكما و لا واحد منهما أنّه لم‏یصح من الحدیث غیر ما أخرجه».

حاكم نیشابورى: المستدرك على الصحیحین: ج 1، ص 41، مقدمة المصنف.

ابن‏صلاح حلبى یكى دیگر از علماى ما در همین ارتباط مى‏نویسد: بخارى و مسلم تمامى روایات صحیح را در كتاب‏هاى خود جمع‏آورى نكرده‏اند. بخارى و مسلم نه تنها ادعاى چنین مطلبى نكرده‏اند، بلكه مطالبى بر خلاف آن از ایشان نقل شده است، زیرا از بخارى نقل شده است كه: روایاتى را كه در كتاب خودم نقل كرده‏ام صحیح هستند و از جمع‏آورى و نقل روایات ضعیف خوددارى كرده‏ام. البته بسیارى از روایات صحیح را نیز به دلیل طولانى شدن
كتاب رها كرده و در كتابم ذكر نكرده‏ام. مسلم نیز مى‏گوید: تمامى روایاتى را كه طبق مبناى خودم صحیح مى‏دانستم، جمع‏آورى نكرده‏ام، بلكه تنها روایاتى را همگان بر صحت آن اتفاق‏نظر داشتند، ذكر كرده‏ام.

«لم‏یستوعبا الصحیح فی صحیحیهما و لا التزما ذلك، فقد روینا عن البخاری أنّه قال: ما أدخلت فی كتابی «الجامع» إلاّ ما صحّ و تركتُ من الصحاح لحال الطول. و روینا عن مسلم أنّه قال: لیس كلّ شیء عندی صحیح وضعته ههنا ـ یعنی فی كتابه الصحیح ـ إنّما وضعت ههنا ما أجمعوا علیه».

مقدمة ابن‏الصلاح فی علوم الحدیث: ص 21 ـ 22.

اگر چنین مطالبى صحیح است، چرا فقط به كتاب بخارى و مسلم اهمیت داده و این‏گونه وانمود مى‏كنیم كه فقط روایات و مطالب این دو كتاب، صحیح است و به روایات و مطالب سایر كتاب‏ها چندان ارزش و بها نمى‏دهیم؟