سؤال 76. آیا صحیح است كه حضرت عایشه براى شفاى بیمارى خود دست به سوى یهودیان دراز كرده و از آنان براى شفاى بیمارى خود درخواست دعا مى‏كرد؟

عمرة دختر عبدالرّحمن مى‏گوید: عایشه مریض شده بود و یكى از زنان یهودى براى بهبودى او دعا مى‏كرد. وقتى ابوبكر وارد شد و صحنه را مشاهده كرد، از زن یهودى خواست تا براى بهبودى بیمارى عایشه قرآن بخواند.

«عن عمرة بنت عبدالرّحمن قالت: اشتكت عائشة أمّ‏المؤمنین و إنّ أبابكر دخل علیها و یهودیة ترقیها، فقال: أرقیها بكتاب اللّه‏».

ابن‏ابى‏شیبه، المصنف فی الأحادیث و الآثار: ج 7، ص 79، كتاب الدعاء، ما یدعى به للمریض إذا دخل علیه، ح 17 و محمد بن ادریس شافعى، الأم: ج 7، ص 250، كتاب العتق، باب ما جاء فی الرقیة.

امام شافعى در مقام دفاع از حضرت عایشه به توجیه عمل حضرت عایشه پرداخته و معتقد است دعاى اهل كتاب ـ یهود و نصارا ـ در حق مسلمانان اشكالى نداشته و مسلمانان براى شفاى بیماران خود مى‏توانند از یهود و نصارا درخواست دعا كنند.

«فقلت للشافعی: فإنّا نكره رقیة أهل الكتاب. فقال: و لم و أنتم تروون هذا عن أبیبكر و لاأعلمكم تروون عن غیره من أصحاب النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم خلافه».

محمد بن ادریس شافعى، الأم: ج 7، ص 250، كتاب العتق، باب ما جاء فی الرقیة.

سؤال 77. آیا گفته حضرت عایشه كه مى‏گوید: پیامبر صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم هنگام وفات، حضرت ابوبكررا براى جانشینى خود معین و منصوب كرد، صحیح است یا فرمایش حضرت عمر؟

حضرت عایشه مى‏گوید: پیامبر اكرم قبل از رحلت به من فرمود: پدرت ابوبكر را صدا بزن تا او را به عنوان جانشین خودم براى مسلمانان معین و منصوب كنم، زیرا مى‏ترسم پس از رحلت من افرادى ادعاى جانشینى مرا كرده و باعث ایجاد تفرقه میان مسلمانان شوند. خداوند و مؤمنان به جانشینى هیچ‏كس جز ابوبكر بعد از من راضى نیستند.

«عن عروة عن عائشة قالت: قال لی رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم فی مرضه: أدعی لی أبابكر أباك و أخاك حتى أكتب كتاباً فإنّی أخاف أن یتمنى متمن و یقول قائل أنا أولى و یأبى اللّه‏ و المؤمنون إلاّ أبابكر».

مسلم بن حجاج نیشابورى، صحیح مسلم: ج 4، ص 100، كتاب فضائل الصحابة، باب من فضائل أبی بكر.

اگر پیامر اكرم صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم جانشین خود را معین و منصوب كرده است، چرا هنگامى كه مسلمانان از حضرت عمر خواستند شخصى را به عنوان خلیفه مسلمانان پس از خود معرفى كند، حضرت عمر معتقد بود رسول‏اللّه‏ جانشین خود را معرفى نكرده و در جواب مسلمانان گفت: نمى‏دانم به سنت پیامبر عمل كنم یا سیره و روش ابوبكر؟

آیا به سیره و روش پیامبر عمل كرده و جانشین خود را معرفى نكنم؟ یا این كه به سیره و روش ابوبكر عمل كنم و یكى از مسلمانان را به عنوان خلیفه مسلمانان به جانشینى خودم معرفى كنم؟

«عن عبداللّه‏ بن عمر قال: قیل لعمر: ألا تستخلف؟ قال: إن أستخلف فقد استخلف من هو خیرٌ منّی أبوبكر، و إن أترك فقد ترك من هو خیرٌ منّی رسول‏اللّه‏».

محمد بن اسماعیل بخارى، صحیح البخاری: ج 4، ص 248، كتاب الأحكام، باب الإستخلاف و احمد بن حنبل، المسند: ج 1، ص 43.

به نظر مى‏رسد به خاطر وجود همین مطالب متناقض، برخى علماى ما نیز به تناقض‏گویى دچار شده‏اند. آن‏ها از طرفى معتقدند پیامبر هیچ شخصى را به جانشینى خود معرفى نكرده است، اما از طرفى دیگر با استناد به برخى روایات، معتقدند پیامبر اكرم حضرت ابوبكر را به جانشینى خود معرفى و منصوب كرده است.

«أفرط المهلب فقال: فیه دلیل قاطع فی خلافة أبیبكر، و العجب أنّه قرر بعد ذلك أنّه ثبت أنّ النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم لم‏یستخلف».

ابن‏حجر عسقلانى، فتح الباری بشرح صحیح البخاری: ج 13، ص 219، كتاب الأحكام، باب الإستخلاف، شرح حدیث 7221.

سؤال 78. آیا صحیح است كه حضرت عایشه با شنیدن خبر شهادت حضرت على رضى‏الله‏عنه اظهار خوشحالى كرده و سجده شكر به جاى آورد؟

ابوالفرج اصفهانى در این‏باره مى‏نویسد: هنگامى كه خبر شهادت حضرت على رضى‏الله‏عنه را به اطلاع عایشه رساندند، از شنیدن این خبر خوشحال شده و سجده شكر به جا آورد.

«لمّا أتى عائشة نعی علیّ أمیرالمؤمنین تمثلت... فقالت لها زینب بنت أم‏سلمة: ألعلیّ تقولین هذا؟» و «لمّا أن جاء عائشة قتل علیّ سجدت».

ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبیین: ص 26 و 27، علیّ بن أبیطالب.

زینب دختر ابوسلمة مى‏گوید: روزى نزد حضرت عایشه بودم. شخصى خبر شهادت حضرت على رضى‏الله‏عنه رابه اطلاع عایشه رساند. عایشه با شنیدن خبر شهادت حضرت على رضى‏الله‏عنه اشعارى سرود. زینب دختر ابوسلمه مى‏گوید: از ابیات روده شده توسط حضرت عایشه و خوشحالى او شگفت‏زده شدم و به او گفتم: آیا در مورد حضرت على رضى‏الله‏عنه با آن همه سوابق و فضائل چنین ابیاتى را سرودى؟

«عن زینب بنت أبیسلمة قالت: كنت یوماً عند عائشة إبنة أبیبكر الصدیق زوج النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم، فإنّی لعندها إذ دخل رجل معتم علیه أثر السفر، فقال: قتل علیّ بن أبیطالب. فقالت عائشة:

إن تك ناعیاً فلقد نعاه    نعی لیس فی فیه التراب.
ثمّ قالت: من قتله؟ قالوا: رجل من مراد. قالت: ربّ قتیل اللّه‏ بید رجل من مراد. قالت زینب: فقلت: سبحان اللّه‏ یا أمّ‏المؤمنین! أتقولین مثل هذا لعلیّ فی سابقته و فضله؟ فضحكت، و قالت: بسم اللّه‏ إذا نسیت فذكرینی».

ابن‏الدمشقى، جواهر المطالب: ج 2، ص 105.

آیا اظهار خوشحالى حضرت عایشه از شنیدن خبر شهادت حضرت على رضى‏الله‏عنه خلیفه مسلمانان، نشانگر كینه و دشمنى او نسبت به حضرت على رضى‏الله‏عنه نیست؟

آیا با وجود چنین مطالبى باز هم مى‏توان ادعاى وجود محبت و دوستى و روابط حسنه میان صحابه كرد؟

چرا و با چه ملاكى خوشحالى حضرت عایشه در قتل خلیفه چهارم جایز، اما خوشحالى در قتل خلیفه دوم و سوم موجب كفر مى‏شود؟

سؤال 79. آیا صحیح است كه حضرت عایشه نسبت به حضرت على رضى‏الله‏عنه بغض و كینه‏اى دیرینه داشته است؟

حضرت عایشه مى‏گوید: به خدا قسم همچون زنى كه از هووى خویش نفرت دارد، از حضرت على رضى‏الله‏عنه نفرت داشتم.

«واللّه‏ ما كان بینی و بین علیّ فی القدیم إلاّ ما یكون بین المرأة و أحمائها».

طبرى، تاریخ الأمم و الملوك: ج 3، ص 60 ـ 61، حوادث سال 36 هجرى قمرى، تجهیز علیّ رضى‏الله‏عنه عائشة من البصرة؛

ابن‏اثیر جزرى، الكامل فی التاریخ: ج  2، ص 348، حوادث سال 36 هجرى قمرى، ذكر مسیر علیّ إلى البصرة و الوقعة

و ابن‏كثیر، البدایة و النهایة: ج 7، ص 257، حوادث سال 36 هجرى قمرى، مسیر علی بن أبیطالب من المدینة إلى البصرة بدلاً من الشام.

هر چند حضرت على رضى‏الله‏عنه این اقرار را از او پذیرفته، اما به خاطر رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم او را اكرام كرده و همانند سایر اغتشاشگران با او برخورد نكرده است.

سؤال 80. آیا صحیح است كه حضرت عایشه و حفصه دو تن از همسران پیامبر و امهات المؤمنین با یكدیگر دعوا و قهر كرده و تا آخر عمر با یكدیگر صحبت نكردند؟

ابن‏قتیبه در این‏باره مى‏نویسد: حضرت عایشه با حفصه قهر كرد و تا زمانى كه از دنیا رفتند با یكدیگر صحبت نكردند.

«و عائشة كانت مهاجرة لحفصة حتّى ماتتا».

ابن‏قتیبه، المعارف: ص 550.