سؤال 71. آیا صحیح است كه حضرت عایشه در مورد جنگ جمل فریب عبداللّه‏ بن زبیر را خورده و در دام او افتاده است؟

هنگامى كه عایشه از عبداللّه‏ بن عمر پرسید: چرا مرا از رفتن به جنگ با حضرت على رضى‏الله‏عنه منع نكردى؟ عبداللّه‏ بن عمر در پاسخ گفت: عبداللّه‏ بن زبیر تو را فریب داده و به جنگ با حضرت على رضى‏الله‏عنهتشویق كرده بود و نصیحت من فایده‏اى نداشت، زیرا تو از عبداللّه‏ بن زبیر پیروى كرده و به هیچ وجه با آراء و نظرات او مخالفت نمى‏كردى.

«فقالت عائشة: یا أباعبدالرّحمن! ما منعك أن تنهانی عن مسیری؟ قال: رأیت رجلاً قد غلب علیك، و رأیتك لاتخالفینه، یعنی عبداللّه‏ بن الزبیر».

ذهبى، سیر أعلام النبلاء: ج 2، ص 193، شرح حال عایشه، ش 19 و ج 3، ص 211، شرح حال عبداللّه‏ بن عمر، ش 45 و ابن‏ابى‏الحدید، شرح نهج البلاغة: ج 20، ص  107، عبداللّه‏ بن زبیر و طرف من أخباره.

اگر چنین مطلبى صحت دارد، چرا به دفاع از آل زبیر و عملكرد آنان مى‏پردازیم؟

دفاع از خلیفه مسلمانان اولى و سزاوارتر است یا دفاع از آل زبیر و آتش افروزان جنگ جمل و مسببان اصلى ریخته شدن خون هزاران مسلمان؟

سؤال 72. آیا صحیح است كه ما معتقدیم پیامبر صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم مسایل جنسى خود را با همسرش كه دخترى شش ساله بود، انجام داده و با او استمتاع مى‏كرده است؟

حضرت عایشه مى‏گوید: در حالى كه سن كمى داشتم و پدر و مادرم را نمى‏شناختم، پیامبر هر روز صبح و شب به خانه ما سر مى‏زد.

«قالت: لم‏أعقل أبوی إلاّ و هما یدینان الدین و لم‏یمرّ علینا یوم إلاّ یأتینا فیه رسول‏اللّه‏ صلَّى‏اللّه‏علیه‏وسلَّم».

محمدبن‏اسماعیل‏بخارى، صحیح‏البخاری: ج1، ص  94، كتاب الصلاة، باب المسجد یكون فی الطریق من غیر ضرر بالناس.

این مطلب آن قدر زشت و غیر معقولانه به نظر مى‏رسد كه علماى ما در مقام توجیه و توضیح روایت برآمده و گفته‏اند: روابط زناشویى پیامبر اكرم صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم با حضرت عایشه به خاطر سن كم حضرت عایشه، غیر از آمیزش و جماع بوده است.

«أما من جهة مفاخذة رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم لخطیبته عائشة، فقد كانت فی سن السادسة من عمرها و لایستطیع أن یجامعها لصغر سنّها، لذلك كان صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم یضع إربه بین فخذیها و یدلكه دلكاً خفیفاً كما أنّ رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم یملك إربه على عكس المؤمنین».

فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة، ش فتوى 918، تاریخ 3/5/1421.

آیا استمتاع و لذت‏جویى از دخترى كه هنوز پدر و مادرش را نمى‏شناسد، شایسته شخصیت بزرگى همچون پیامبر صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم است؟

سؤال 73. آیا صحیح است كه پیامبر صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم از قیافه حضرت عمر بن خطاب و هیبت او مى‏ترسید؟

حضرت عایشه مى‏گوید: غذایى را پخته و خدمت پیامبر آوردم. سوده یكى دیگر از همسران پیامبر نیز حضور داشت. به سوده تعارف كردم و گفتم: اگر از غذایى كه پخته‏ام نخورى آن را روى صورتت خواهم پاشید. سوده از خوردن غذا خوددارى كرد. غذاى پخته شده را به صورت سوده پاشیدم. پیامبر كه شاهد ماجرا بود، خندید و مقدارى از غذا را به سوده داد و فرمود: تو هم غذا را روى صورت عایشه بپاش. سوده نیز غذا را روى صورتم پاشید و دوباره باعث خنده پیامبر شد. عمر بن خطاب كه در حال عبور از كنار منزل پیامبر بود، پیامبر را صدا زد.

رسول گرامى اسلام با شنیدن صداى عمر شتاب‏زده به من و سوده فرمود: زود بلند شوید و صورت خود را بشویید.

حضرت عایشه پس از نقل ماجرا مى‏گوید: از روزى كه دیدم پیامبر اكرم از هیبت و ابهت عمر بن خطاب مى‏ترسید، همیشه از ابهت و هیبت عمر ترس داشتم.

«عن عائشة قالت: أتیتُ رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم بخزیرة بحریرة قد طبختُها له، فقلتُ لسودة: كُلی و النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم بینی و بینها، فقلتُ: لتأكلنَّ أو لألطخنَّ وجهَك، فأبتْ، فوضعتُ یدی فی الخزیرة (الحریرة)، فطلیت (فطلبت) بها وجهَها، فضحك النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم و وضع فخذه (بیده) لها و قال لسودة: الطخی وجهَها، فلطختْ وجهی، فضحك النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم أیضاً، فمرّ عمر، فنادى: یا عبداللّه‏! یا عبداللّه‏! فظنّ النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم أنّه سیدخل، فقال: قوما، فاغسلا وجوهَكما. قالت عائشة: فمازلت أهابُ عمر لهیبة رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم إیّاه».

ابویعلى، مسند ابى‏یعلى: ج 7، ص 449، ح  4476؛ متقى هندى، كنزالعمال فی سنن الأقوال و الأفعال: ج 12، ص 593، باب فضائل الفاروق، ح 35843 و هیثمى، مجمع الزوائد و منبع الفوائد: ج 4، ص  315ـ 316، باب عشرة النساء.

آیا نقل چنین مطالبى به عنوان فضیلت براى حضرت عمر، توهین به پیامبر اكرم صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم محسوب نمى‏شود؟

سؤال 74. آیا صحیح است كه حضرت عایشه و حفصه دروغگو، حسود و توطئه‏گر بوده و با حیله و تزویر باعث جدایى پیامبر صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم از یكى دیگر از همسرانش شدند؟

ابواسید ساعدى درباره ماجراى توطئه حضرت عایشه و حفصه علیه یكى از همسران پیامبر، مى‏گوید: پیامبر اكرم صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم با یكى از زیباترین زنان زمان خود از قبیله بنى‏عامر بن صعصعة به نام أسماء بنت نعمان ازدواج كرد و مرا مأمور آوردن او كرد. پس از احضار اسماء بنت نعمان عایشه و حفصه مشغول آرایش او شدند.
عایشه و حفصه به زیبایى این همسر پیامبر حسادت كرده و گفتند: پیامبر به خاطر زیبایى این زن او را بر ما ترجیح داده و به او توجه بیشترى خواهد كرد. عایشه و حفصه با همكارى یكدیگر نقشه‏اى طراحى كرده و به همسر جدید پیامبر گفتند: پیامبر از شنیدن جمله «أعوذ باللّه‏ منك» خوشحال مى‏شود. هنگامى كه نزد پیامبر رفتى این جمله را بگو.

همسر جدید پیامبر بى‏اطلاع از توطئه حضرت عایشه و حفصه، هنگامى كه نزد پیامبر رفت، همان جمله را گفت.

پیامبر صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم أسماء بنت نعمان را به خاطر گفتن همان جمله طلاق داده و به قبیله‏اش برگرداند.

«عن حمزة بن أبیأسید عن أبیه ـ و كان بدریاً ـ قال: تزوّج رسول‏اللّه‏ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم أسماء بنت النعمان الجونیة، فأرسلنی، فجئتُ بها، فقالت حفصة لعائشة أو عائشة لحفصة: اخضبیها أنت و أنا أمشطها، ففعلن، ثمّ قالت لها إحداهما: إنّ النّبیّ صلَّى اللّه‏ علیه و سلَّم یعجبه من المرأة إذا دخلت علیه أن تقول: أعوذ باللّه‏ منك. فلمّا دخلتْ علیه و أغلق الباب و أرخى الستر مدّ یده إلیها، فقالت: أعوذ باللّه‏ منك. فتال بكمه على وجهه، فاستر به و قال: عذت معاذاً، ثلاث مرات. قال أبوأسید: ثمّ خرج علیّ فقال: یا أباأسید! ألحقها بأهلها و متّعها برازقیتین ـ یعنى كرباستین ـ فكانت تقول: دعونی الشقیة».

ابن‏سعد، الطبقات الكبرى: ج 8، ص  145 ـ 146، شرح حال اسماء بنت نعمان؛ حاكم نیشابورى، المستدرك على الصحیحین: ج 4، ص 39، كتاب معرفة الصحابة، ذكر الكلابیة أو الكندیة، ح  6816/2414 و ذهبى، سیر أعلام النبلاء: ج 2، ص 259، شرح حال الكندیة، ش 36.

آیا چنین مطلبى نشانگر مشكل باطنى و حسادت حضرت عایشه و حفصه نیست؟

سؤال 75. آیا صحیح است كه حضرت عایشه خود را به خاطر شركت در جنگ جمل و كشتن بیست هزار مسلمان جهنمى مى‏دانست؟

ابن‏عبدربه به نقل ماجرایى پرداخته و مى‏نویسد: بعد از ماجراى جنگ جمل اُم‏اوفى نزد عایشه رفت و از وى پرسید: اى مادر تمام مؤمنین! اگر مادرى فرزند كوچك خود را به قتل برساند، حكمش چیست؟ و چه مجازاتى در انتظار این مادر است؟

حضرت عایشه كه هنوز از نیت و هدف اصلى ام‏اوفى بى‏خبر بود در پاسخ ام‏اوفى گفت: چنین مادرى به خاطر قتل فرزندش مستحق آتش جهنم است و جایگاه او در جهنم است.

ام‏اوفى پس از گرفتن اقرار از عایشه، از او پرسید: اگر مادرى بیست هزار فرزند (كنایه از تعداد مسلمانانى كه در جنگ جمل كشته شدند) خود را بكشد، حكمش چیست؟

عایشه پس از سؤالِ دومِ ام‏اوفى از هدف و نیت اصلى او مطلع شده و با ناراحتى گفت: این زن دشمن خداست او را دستگیر كنید.

«دخلت أم‏أوفى العبدیة على عائشة بعد وقعة الجمل، فقالت لها: یا أمّ‏المؤمنین! ما تقولین فی إمرأة قتلت إبناً لها صغیراً؟ قالت: وجبت لها النار. قالت: فما تقولین فی إمرأة قتلت من أولادها الأكابر عشرین ألفاً فی صعید واحد؟ قالت: خذوا بید عدوة اللّه‏».

ابن‏عبدربه، العقد الفرید: ج 4، ص 331، كتاب العسجدة الثانیة فی الخلفاء و تواریخهم و أخبارهم، قولهم فی أصحاب الجمل.