عائشه و امهات المؤمنین

سؤال 57: آیا صحیح است آنچه را كه بخارى و ذهبى و دیگران مى گویند: زنان پیامبر اكرم دو حزب بودند؟ یك حزب به سركردگى عائشه و حفصه، و حزب دیگر در آن ام سلمه و سائر زنان پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ بودند([128]) و حكومتها از حزب عائشه حمایت مى كردند; نمونه ها:

1 ـ خلیفه دوم به هر كدام از زنان پیامبر ده هزار درهم (یا دینار) مستمرى مى داد ولى به عائشه دو هزار بیشتر از دیگران.

2 ـ معاویه یك حواله صدهزار ـ درهم ـ (یا دینارى) براى عائشه فرستاد.

3 ـ همو: یك گردنبند كه بهاى آن صدهزار بود، براى عائشه فرستاد.

4 ـ عبداللّه بن الزبیر مبلغ صدهزار براى عائشه حواله كرد.([129])

 

سؤال 58: آیا صحیح است كه مى گویند حضرت عائشه قبل از ازدواج با پیامبر اكرم، شوهر كرده، و نام همسرش جبیر بود و ابوبكر(رضی الله عنه) او را باز پس گرفته و پس از گرفتن طلاق، او را به عقد پیامبر اكرم درآورده است؟

و مى گویند علت تأكید فراوان عائشه بر اینكه من بِكر بودم، شاید دفع این احتمال باشد.

«ابن سعد: خطب رسول الله ـ صلى الله علیه و سلّم ـ عائشة الى أبی بكر الصدیق: فقال: یا رسول الله، انی كنت اعطیتها مطعماً لابنه جبیر، فدعنی حتّى أسلَّها منهم فاستلها منهم فطلقها، فتزوجها رسول الله ـ صلى الله علیه و سلّم ـ»([130]).

البته ـ تا آنجا كه مى دانم ـ احدى از شیعه این عقیده را ندارد، و در هیچ یك از كتابهاى آنان این مطلب یافت نمى شود، ولى متأسفانه در این كتاب، كه از قدیمى ترین ـ منابع ما اهل سنت است، این قصه آمده است.

ذهبى از عائشه نقل مى كند: «لقد أعطیت تسعاً ما أعطیتها امرأه بعد مریم: لقد نزل جبرئیل بصورتی... ولقد تزوجنی بكراً وما تزوج بكراً غیری.. وإن كان الوحی لینزل علیه وانی لمعه فی لحافه...»([131]).

 

سؤال 59: آیا صحیح است كه مى گویند به دستور عائشه، ام المؤمنین از آوردن جنازه سید شباب اهل الجنة (سرور جوانان اهل بهشت; حضرت حسن(رضی الله عنه) كنار قبر پیامبر اكرم ـ صلى الله علیه و سلّم ـ جلوگیرى شد؟

در حالیكه خود عائشه ـ رضى الله عنها ـ درخواست كرد كه جنازه سعدبن أبى وقاص را به مسجد پیامبر آورده و بر آن نماز گذارند.([132]) آیا عائشه ام المؤمنین نبوده یا حضرت حسن(رضی الله عنه) جزء مؤمنین نبود؟ یا نسبت به فرزندان پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ كینه و دشمنى داشت؟

 

سؤال 60: آیا صحیح است كه مى گویند ابن زبیر، عائشه ـ رضى الله عنها ـ را فریب داد تا غائله جنگ جمل و خونریزى و كشتار میان مسلمین را به راه اندازد. چنانچه این حقیقت تلخ را عبداللّه بن عمر به عائشه گوشزد مى كند.

ذهبى مى گوید: قالت عائشة اذا مرَّ ابن عمر، یا ابا عبدالرحمن ما منعك أن تنهانی عن سیری؟ قال: رأیت رجلا قد غلب علیك ـ یعنى ابن الزبیرـ([133]).

با این حقایق تاریخى، چرا ما غائله جنگ جمل را توجیه، و ساحت آتش افروزان را پاك و دامن توطئه گران را تطهیر و جریان جمل را به مردى افسانه اى و خیالى به نام عبدالله سبا نسبت مى دهیم؟ چرا عبدالله بن زبیر و... را از صحنه توطئه دور مى دانیم؟

 

سؤال 61: مى گویند: جناب عائشه مطالبى را كه در آن تنقیص و توهین و سبك كردن پیامبر  ـ صلى الله علیه و سلّم ـ است. به عنوان روایت نقل مى كند. كه البته براى هر انسان غیرتمندى غیرقابل تحمّل است و از شنیدن آن ابا دارد([134])، و بعضى از آنها نیز قطعاً دروغ است و با موازین شرع و سیره پیامبر تناسب ندارد.

1 ـ عائشه مى گوید: تزوجنی بكراً ; هنگام ازدواج من بكر بودم.

2 ـ همو مى گوید: كان رسول الله یأتیه الوحی، وانا وهو فی لحاف([135]) هنگامیكه زیر یك لحاف بودیم وحى بر پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ نازل مى شد.

3 ـ إن عائشه تخبر الناس انه ـ صلى الله علیه و سلّم ـ كان یقبّل وهو صائم([136]). عائشه روایت مى كند پیامبر اكرم همسر را مى بوسید در حالیكه روزه بود.

4 ـ عائشه: دخل علىٌّ رسول اللّه وعندی جاریتان تغنّیان بغناء بعاث فاضطجع على الفراش وحوّل وجهه ودخل ابوبكر فانتهرنی، وقال: مزمارة الشیطان عند النبی فأقبل علیه رسول اللّه وقال: دعها، فلّما غفل، غمزتهما فخرجتا.([137])روزى پیامبر بر من وارد شد در حالیكه دو كنیز مشغول آواز خواندن بودند، حضرت بدون توجه به آنان به بستر خود رفته و خوابید، ناگهان ابوبكر وارد شده و مرا نهیب داده و گفت: موزیك شیطان در خانه پیامبر!! حضرت به او فرمود: به آنها كارى نداشته باش ـ یعنى بگذار به ساز و آواز خود ادامه دهند ـ همین كه ابوبكر كمى غفلت كرد به دو خواننده اشاره كردم كه صحنه را ترك كنند.

5 ـ تماشا و مشاهده رقص: عن عائشه: قالت: وكان یوم عید یلعب السودان بالدَّرق والحراب، فإما سألتُ النبى ـ صلى الله علیه و سلّم ـ وإما قال: تشتهین، تنظرین؟ فقلت: نعم، فأقامنی وراءه، خدی على خده وهو یقول: دونكم یا بنی أرفده حتى مللت قال: حسبك قلت: نعم: فقال: فاذهبی([138]).

6 ـ وعنها جاء حبش یزفنون فی یوم عید فی المسجد، فدعانی النبی فوضعت رأسی على منكبه، فجعلت أنظر الى لعبهم حتى كنت أنا التی أنصرف عن النظر الیهم.([139])

یعنى گروهى از حبشه در روز عید به مسجد آمده و در حالیكه مى رقصیدند پیامبر مرا ـ عائشه ـ را فراخواند و سر مرا به شانه خود گذاشته و به تماشاى آنان پرداختم.

عسقلانى مى گوید این جریان ـ رقص احباش ـ سال هفتم هجرى یعنى به هنگامیكه عائشه شانزده ساله بود اتفاق افتاد.([140])

7 ـ عن عائشه: كنت بین یدی رسول اللّه ورجلای فی قبلته ـ مزاحمة لسجدته ـ فإذا سجد غمزنی فقبضت رجلی، فاذا قام بسطتها([141]).

عائشه مى گوید: در برابر پیامبر اكرم دراز كشیده و مى خوابیدم. و دوپایم را در محل سجده پیامبر قرار مى دادم. چون ایشان به سجده مى رفت مرا «منگوش» مى گرفت!! پس فوراً پایم را جمع مى كردم. و چون پیامبر ـ براى ركعت دیگرى ـ برمى خواست دوباره پایم را دراز مى كردم.

 

سؤال 62: آیا درست است كه مى گویند نظر عائشه ـ رضى الله عنها ـ جواز رضاع كبیر، بود. یعنى براى محرم شدن كافى بود مردى از سینه زنى پنج مرتبه شیر بخورد، آن وقت آن زن مادر او، خواهر آن زن خاله او مى شود... و جناب عایشه اگر دوست داشت مردى را ببیند و اجازه ورود به خانه اش بدهد، دستور مى داد تا نزد دختران خواهرش ـ اسماء ـ برود و شیر بخورد، تا محرم او بشود! ولى ام سلمه و سایر زنان پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ به شدت با این نظر مخالفت مى كردند

ابو داود مى گوید: عن عائشة وام سلمة أنّ ابا حذیفة كان تبنّى سالماً وأنكحه ابنة أخیه... فجاءت امرأة أبی حُذیفة فقالت: یا رسول اللّه: انا كنا نرى سالما ولدا وكان یأوی معی، ومع أبی حذیفة فی بیت واحد ویرانی فضلا([142]) وقد أنزل اللّه فیهم ما قد علمت، فكیف ترى فیه؟ فقال لها النبی ـ صلى الله علیه و سلّم ـ أرضعیه، فأرضعته خمس رضعات فكان بمنزلة ولدها من الرضاعة، فبذلك كانت عائشه تأمر بنات أخواتها وبنات إخوتها أن یرضعن من أحبّت عائشة أن یراها ویدخل علیها وإن كان كبیراً، خمس رضعات ثم یدخل علیها وأبت اُمّ سلمة وسائر ازواج النبی أن یدخلن علیهنّ بتلك الرضاعة أحداً حتى یرضع فی المهد.»([143])

 

سؤال 63: آیا صحیح است كه مى گویند عائشه مصحف خاصى داشته و آنرا مصحف عائشه مى نامیدند([144]).

و همچنین بعضى صحابه، مصحف هائى داشتند: مصحف سالم مولى حذیفه، و مصحف ابن مسعود، و مصحف أبى بن كعب، مصحف مقداد، مصحف معاذ بن جبل، و مصحف أبو موسى أشعرى([145]).

این مصحفها با مصحف فاطمه و مصحف على چه فرقى دارد؟ و چرا از این جهت ما به شیعه اشكال مى كنیم؟.

 

سؤال 64: آیا صحیح است كه بعضى از صحابه پیامبر اكرم همانند مسطح بن أثاثه، و حسان بن ثابت و حمنه([146]) ـ عائشه ـ رضى الله عنها ـ را متهم به فحشاء و زنا نمودند و پیامبر اكرم نیز حدّ بر آنان جارى كرد. و در هیچ یك از كتابهاى شیعه این اتهام و نسبت ناروا یافت نمى شود. و در عین حال ما این تهمت را ـ به دروغ ـ به شیعه نسبت مى دهیم! راستى انگیزه این دروغگوئى و تهمت ناروا چیست؟

 

سؤال 65: آیا صحیح است كه ام المؤمنین عائشه ـ رضى الله عنها ـ بیست هزار نفر از مؤمنان، و اولاد خود را در جنگ جمل به قتل رسانیده و به كشتن داد و اگر كسى به او اعتراض مى كرد، به شدّت با او برخورد مى كرد؟ چنانچه با ام اوفى برخورد تندى كرده و او را دشمن خدا خوانده و دستور داد او را از محفل طرد كنند، ابن عبد ربه مى گوید:

دخلتْ ام أوفى العبدیة بعد الجمل على عائشة، فقالت لها: ما تقولین فى إمرأة قتلت إبناً لها صغیراً؟ قالت: وجبت لها النار. قالت: فما تقولین فى إمراة قتلت من اولادها ألاكابر عشرین ألفاً فى صعید واحد؟ قالت: خذوا بید عدوّة اللّه.([147])

سؤال 66: آیا صحیح است كه مى گویند بعضى از همسران پیامبر اكرم أمهات المؤمنین، مرتد شده و از دین اسلام برگشته و كافر شدند. همانند قتیله خواهر اشعث ابن القیس، كه پس از عقد و تزویج، با او چون خبر رحلت پیامبر اكرم را شنید از دین برگشته و كافر شدو عكرمه فرزند ابوجهل با او ازدواج كرد. و ابوبكر خواست عكرمه را به جرم ازدواج با او، به آتش بكشد.

اگر این جریان واقعیت داشته باشد چرا ما براى تمامى نساء النبى  ـ صلى الله علیه و سلّم ـ حرمت قائل هستیم و آنانرا فوق انتقاد و اشكال مى دانیم و همه را اهل بهشت و مصون از هرگونه گناه مى پنداریم.

ابن الاثیر مى گوید: «ان النبى توفى و قد ملك امراة من كنده یقال لها قتیلة، فارتدت مع قومها فتزوجها بعد ذلك عكرمة بن أبى جهل بكراً، فوجد ابوبكر من ذلك وجداً شدیداً».([148])

 

سؤال 67: آیا صحیح است حضرت عمر ـ رضى الله عنه ـ بعضى زنان پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ را از زوجیت و ام المؤمنین بودن ـ پس از رحلت پیامبر ـ خارج كرد. چنانچه طحاوى این مطلب را از غلابى نقل مى كند:

عن الشعبى: «إن نبی الله صلى الله علیه و سلم تزوج قتیلة بنت قیس و مات عنها ثم تزوجها عكرمة، فأراد ابوبكر أن یقتله. فقال له عمر انّ النبی: لم یحجبها و لم یقسِّم لها و لم یدخل بها و ارتدت مع اخیها عن الاسلام و برئت من الله تعالى و من رسوله. فلم یزل به حتى تركه.([149])

ففى هذا الحدیث ان ابابكر أراد أن یقتل عكرمة لمّا تزوج هذه المراة لأنها كانت عنده من أزواج النبی اللاتی كنَّ حرمن على الناس بقول الله تعالى: و ما كان لكم أن توذوا رسول الله...

و أن عمر أَخرجها من أزواج النبى بردَّتها التى كانت منها. اذ كان لا یصلح لها معها أن تكون للمسلمین([150])

یعنى ابوبكر(رضی الله عنه) مى خواست عكرمه را اعدام كند، چون با یكى از زنان پیامبر ـ صلى الله علیه و سلم ـ كه بر مردم حرام هستند ازدواج كرده.

و عمر ـ رضى الله عنه ـ نیز او را از مقام زوجیت و همسرى پیامبر اكرم در اثر  ارتداد او انداخت، چون با این ارتداد صلاحیت ام المؤمنین را نداشت.