محمد ابن اسماعیل بخاری نویسنده کتاب صحیح بخاری، کسی است که کتابش هم طراز قران در نزد اهل سنت است و خیلی به این مرد ارادت دارند.

امروز میخواهم یکی از فتاوای عجیب و غریب این شخص را که خود را در برابر اهل البیت کسی میداند برایتان از سایت ولی عصر(عج) بگذارم تا همه بفهمند و بدانند که دوری از اهل البیت سرانجامش بز مادری است.

تمام علماى مسلمان بر این مسأله اتفاق دارند كه اگر دو كودك از پستان یك حیوان شیر بخورند، رضاع محقق نمى‌شود و تأثیرى در محرمیت آن دو ندارد؛ اما محمد بن اسماعیل بخارى، نویسنده معروف كتاب صحیح بخارى اعتقاد داشته است كه اگر دو كودك از یك گوسفند شیر بخورند رضاع محقق شده و آن دو باهم محرم خواهند شد و تمام احكام محرمیت بین آن‌ها جارى است.

این مطلب را بسیارى از بزرگان اهل سنت نقل كرده‌اند؛ از جمله سرخسى در دو جا از كتاب مشهور المبسوط این مطلب را نقل كرده است:

ولو أرضع الصبیان من بهیمة لم یكن ذلك رضاعا وكان بمنزلة طعام أكلاه من إناء واحد ومحمد بن إسماعیل صاحب الإخبار رحمه الله تعالى یقول یثبت به حرمة الرضاع فإنه دخل بخارى فی زمن الشیخ الإمام أبی حفص رحمه الله تعالى وجعل یفتی فقال له الشیخ رحمه الله تعالى لا تفعل فلست هنالك فأبى أن یقبل نصحه حتى استفتى عن هذه المسألة إذا أرضع صبیان بلبن شاة فأفتى بثبوت الحرمة فاجتمعوا وأخرجوه من بخارى بسبب هذه الفتوى وهذا لأن ثبوت الحرمة بسبب الكرامة وذلك یختص بلبن الآدمیة دون لبن الأنعام وشبهة الجزئیة لا یثبت بین الآدمی والأنعام بشرب لبنها فكذلك لا تثبت بین الآدمیین بشرب لبن بهیمة...

اگر دو كودك از یك حیوان شیر بخورند، رضاع محقق نمى‌شود؛ بلكه به منزله خوردن از یك ظرف است. اما محمد بن اسماعیل بخارى، صاحب اخبار گفته: با این كار سبب حرمت رضاع مى‌شود. بخارى در زمان شیخ امام ابوحفص وارد بخارا شد و قصد فتوا دادن داشت. شیخ به او گفت: این كار را انجام نده؛ زیرا تو شایستگى فتوا را ندارى. بخارى از پذیرش نصیحت او خوددارى كرد؛ تا این كه به این مسأله فتواد كه اگر دو كودك از شیر یك گوسفند بخورند، حرمت محقق مى‌شود؛ پس مردم جمع شدند و او را از بخارا به خاطر این فتوا اخراج كردند.

السرخسی الحنفی، شمس الدین ابوبكر محمد بن أبی سهل (متوفاى483هـ )، المبسوط، ج 5   ص 139، كتاب النكاح، باب الرضاع، ناشر: دارالمعرفة – بیروت.

و در جاى دیگر مى‌نویسد:

ولو أن صبیین شربا من لبن شاة أو بقرة لم تثبت به حرمة الرضاع لأن الرضاع معتبر بالنسب وكما لا یتحقق النسب بین آدمی وبین البهائم فكذلك لا تثبت حرمة الرضاع بشرب لبن البهائم وكان محمد بن إسماعیل البخاری صاحب التاریخ رضی الله عنه یقول تثبت الحرمة وهذه المسألة كانت سبب اخراجه من بخارا فإنه قدم بخارا فی زمن أبی حفص الكبیر رحمه الله وجعل یفتی فنهاه أبو حفص رحمه الله وقال لست بأهل له فلم ینته حتى سأل عن هذه المسألة فأفتى بالحرمة فاجتمع الناس وأخرجوه.

اگر دو تا كودك، از شیر گوسفند یا گاوى بخورند، محرمیت رضاعى بین آن‌ها محقق نمى‌شود؛ چرا كه در رضا نسب معتبر است؛ همان طورى بین آدمى و بهائم نسبب محقق نمى‌شود، محرمیت رضاعى نیز با خوردن شیر حیوانات محقق نمى‌شود.

اما محمد بن اسماعیل بخارى صاحب تاریخ گفته است كه محرمیت محقق مى‌شود و همین مسأله سبب اخراج او از بخارا شده است؛ چرا كه او در زمان أبى حفص كبیر وارد بخارا شد تا فتوا دهد، ابوحفص او را منع كرد و گفت  كه تو اهلیت فتوا دادن نداری؛ ولى بخارى گوش نكرد، تا این كه از این مسأله سؤال شد و او فتوا به تحقق حرمت رضاعى از طریق خوردن شیر حیوانات داد، پس مردم جمع شدند و او را از بخارا اخراج كردند.

السرخسی الحنفی، شمس الدین ابوبكر محمد بن أبی سهل (متوفای483هـ )، المبسوط، ج30، ص 297، كتاب الرضاع, باب تفسیر لبن الفحل، ناشر: دار المعرفة – بیروت.

زیلعى حنفى در كتاب تبیین الحقائق مى‌نویسد:

وَحَكَى شَمْسُ الْأَئِمَّةِ أَنَّ الْبُخَارِیَّ صَاحِبَ الْأَخْبَارِ دخل بُخَارَى وَجَعَلَ یُفْتِی فقال له أبو حَفْصٍ الْكَبِیرُ لَا تَفْعَلْ فَأَبَى أَنْ یَقْبَلَ نُصْحَهُ حتى اُسْتُفْتِیَ فی هذه الْمَسْأَلَةِ فَأَفْتَى بِثُبُوتِ الْحُرْمَةِ بین صَبِیَّیْنِ ارْتَضَعَا من لَبَنِ شَاةٍ فَأَخْرَجُوهُ من بُخَارَى.

شمس الأئمه حكایت كرده است كه بخارى، صاحب اخبار وارد بخارا شد و در مقام فتوا قرار گرفت. ابوحفص كبیر به او گفت: این كار را انجام نده؛ اما او نصحیتش را نپذیرفت تا این كه در این باره فتوا داد كه حرمت بین دو كودكى كه از شیر یك گوسفند خورده‌اند محقق مى‌شود؛ پس مردم او را از بخارا اخراج كردند.

الزیلعی الحنفی، فخر الدین عثمان بن علی (متوفاى743 هـ)، تبیین الحقائق شرح كنز الدقائق، ج 2   ص 186، ناشر: دار الكتب الإسلامی. - القاهرة. - 1313هـ.

ابن نجیم مصرى حنفى نیز در این باره مى‌نویسد:

قَوْلُهُ ( وَالشَّاةُ ) أَیْ لَبَنُ الشَّاةِ لَا یُوجِبُ الْحُرْمَةَ حتى لو ارْتَضَعَ صَبِیٌّ وَصَبِیَّةٌ على لَبَنِ شَاةٍ فَلَا أُخُوَّةَ بَیْنَهُمَا لِأَنَّ الْأُمُومَةَ لَا تَثْبُتُ بِهِ لِأَنَّهُ لَا حُرْمَةَ له وَلِأَنَّ لَبَنَ الْبَهَائِمِ له حُكْمُ الطَّعَامِ فَلَا فَرْقَ بین الشَّاةِ وَغَیْرِهَا من غَیْرِ الْآدَمِیِّ...

وقد حُكِیَ فی الْمَبْسُوطِ وَالْكَشْفِ الْكَبِیرِ أَنَّ الْبُخَارِیَّ صَاحِبَ الْأَخْبَارِ دخل بُخَارَى وَجَعَلَ یُفْتِی فقال له أبو حَفْصٍ الْكَبِیرُ لَا تَفْعَلْ فَأَبَى أَنْ یَقْبَلَ نَصِیحَتَهُ حتى اسْتَفْتَى فی هذه المسئلة فَأَفْتَى بِثُبُوتِ الْحُرْمَةِ بین صَبِیَّیْنِ ارْتَضَعَا من ثَدْیِ لَبَنِ شَاةٍ تَمَسُّكًا بِقَوْلِهِ علیه السَّلَامُ كُلُّ صَبِیَّیْنِ اجْتَمَعَا على ثَدْیٍ وَاحِدٍ حُرِّمَ أَحَدُهُمَا على الْآخَرِ وقد أَخْطَأَ لِفَوَاتِ الرَّأْیِ وهو (وهوائه) أنه لم یَتَأَمَّلْ أَنَّ الْحُكْمَ مُتَعَلِّقٌ بِالْجُزْئِیَّةِ وَالْبَعْضِیَّةِ فَأَخْرَجُوهُ من بُخَارَى.

شیر گوسفند، سبب حرمت نمى‌شود؛ حتى اگر پسر خردسال و دختر خردسال از یك گوسفند شیر بخورند، برادرى بین آن‌ها محقق نمى‌شود؛ چرا كه مادرى محقق نشده است. چرا كه حرمتى براى او نیست و به این دلیل كه شیر بهائم حكم غذا را دارد؛ پس فرقى بین گوسفند و غیر او از غیر انسان‌ها نیست.

صاحب كتاب المبسوط و و كشف الكبیر حكایت كرده‌اند كه بخارى، صاحب اخبار وارد بخارا شد و بر منصب فتوا نشست. ابوحفص كبیر به او گفت: این كار را انجام نده؛ اما نصیحتش را نپذیرفت تا این كه در این مسأله فتوا داد؛ پس فتوا داد به ثبوت محرمیت بین دو كودكى كه از سینه گوسفندى شیر بخورند و تمسك كرده‌اند به این سخن رسول خدا (ص) كه : اگر دو كودك بر یك سینه جمع شوند (از یك سینه شیر بخورند) هر كدام از آن‌ها بر دیگرى حرام مى‌شوند. بخارى در این باره اشتباهر كرده است و توجه نكرده است كه حكم متعلق به جزئیت و بعضیت است؛ پس او را از بخارا اخراج كردند.

ابن نجیم المصری الحنفی، زین الدین ابن نجیم بن ابراهیم بن محمد (متوفاى970هـ)، البحر الرائق شرح كنز الدقائق، ج 3   ص 246، ناشر: دار المعرفة - بیروت، الطبعة: الثانیة.

كمال الدین سیواسى در شرح فتح القدیر مى‌نویسد:

ونقل أن الإمام محمد بن إسماعیل البخاری صاحب الصحیح أفتى فی بخارى بثبوت الحرمة بین صبیین ارتضعا شاة فاجتمع علماؤها علیه وكان سبب خروجه منها والله سبحانه أعلم ومن لم یدق نظره فی مناطات الأحكام وحكمها كثر خطؤه وكان ذلك فی زمن الشیخ أبی حفص الكبیر.

نقل شده است كه امام محمد بن اسماعیل بخارى صاحب كتاب صحیح در شهر بخارا فتوا داد به ثبوت حرمت بین دو كودكى كه از شیر یك گوسفند بخورند؛ پس علماى بخارا علیه او دست به دست هم دادند و همین فتوا سبب اخراج او از آن شهر شد.

كسى كه در معیارهاى احكام و حكم آن دقت نظر نداشته باشد، اشتباهات او زیاد خواهد بود. این مسأل در زمان شیخ ابوحفص كبیر اتفاق افتاده است.

السیواسی الحنفی، كمال الدین محمد بن عبد الواحد (متوفاى 681هـ)، شرح فتح القدیر، ج 3   ص 457، ناشر:دار الفكر - بیروت، الطبعة: الثانیة.

عبد القادر قرشى در الجواهر المضیة در شرح حال ابوحفص كبیر مى‌نویسد:

105 أحمد بن حفص المعروف بأبی حفص الكبیر البخاری الإمام المشهور أخذ العلم عن محمد بن الحسن وله أصحاب لا یحصون ذكر السمعانی أن یخیزاخز قریب من بخارى منها جماعة من الفقهاء من أصحاب أبى حفص الكبیر قال شمس الأئمة قدم محمد بن إسماعیل البخاری ببخارى فى زمن أبی حفص الكبیر وجعل یفتی فنهاه أبو حفص وقال لست بأهل له فلم ینته حتى سئل عن صبیین شربا من لبن شاة أو بقرة فأفتى بثبوت الحرمة فاجتمع الناس علیه وأخرجوه من بخارى والمذهب أنه لا رضاع بینهما لأن الرضاع یعتبر بالنسب وكما لا یتحقق النسب بین بنی آدم والبهائم فكذلك لا یثبت حرمة الرضاع بشرب لبن البهایم.

احمد بن حفص، مشهور به ابوحفص كبیر بخارى، پیشواى مشهور بود و دانش را از محمد بن الحسن یاد گرفت. او یاران بى‌شمارى داشت...

شمس الأئمه گفته: محمد بن اسماعیل بخارى در زمان ابوحفص كبیر وارد بخارا شد و در منصب فتوا نشست، ابوحفص ممانعت كرد و گفت: تو شایستگى فتوا دادن ندارد؛ اما او نپذیرفت تا این كه از او در باره دو كودكى كه از یك گوسفند یا گاو، شیر خورده‌اند سؤال شد؛ پس فتوا به ثبوت محرمیت داد؛ پس مردم علیه او جمع شدند و او را از بخارا اخراج كردند.

القرشی الحنفی، أبو محمد عبد القادر بن أبی الوفاء محمد بن أبی الوفاء (متوفاى775هـ)، الجواهر المضیة فی طبقات الحنفیة، ج 1   ص 67، ناشر : میر محمد كتب خانه – كراتشی

تقى الدین تمیمى نیز همین مطلب را نقل كرده است:

قال شمس الأئمة: قدم محمد بن إسماعیل البخاری بخارى، فی زمن أبی حفص الكبیر، وجعل یُفتی فیها، فنهاه أبو حفص، وقال: لست بأهل لها. فلم ینته، حتى سئل عن صبیین شربا من لبن شاة أو بقرة، فأفتى بثبوت الحرمة. فاجتمع الناس، وأخرجوه.

والمذهب أنه لارضاع بینهما؛ لأن الرضاع یعتبر النسب، وكما لا یتحقق النسب بین بنی آدم والبهائم، فكذلك لا تثبت حرمة الرضاع بشرب لبن البهائم.

التمیمی الداری الغزی، تقی الدین بن عبد القادر (متوفاى:1010هـ) الطبقات السنیة فی تراجم الحنفیة، ج 1   ص 67، طبق برنامه الجامع الكبیر.

و ملا على هروى مى‌گوید:

قال ابن الهمام : [ نقل ] أن الإمام محمد بن إسماعیل البخاری صاحب الصحیح أفتى فی بخار بثبوت الحرمة بین صبیین ارتضعا شاة فاجتمع علماؤها علیه وكان سبب خروجه منها والله سبحانه [ وتعالى ] أعلم. ومن لم یدق نظره فی مناط الأحكام وحكمها كثر خطؤه، وكان ذلك فی زمن [ الشیخ أبى جعفر ] والشیخ أبى حفص الكبیر.

ملا علی القاری، نور الدین أبو الحسن علی بن سلطان محمد الهروی (متوفاى1014هـ)، مرقاة المفاتیح شرح مشكاة المصابیح، ج 6   ص 295،تحقیق: جمال عیتانی، ناشر: دار الكتب العلمیة - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م.

اما چگونه است كه كتاب همین شخص، برترین كتاب اهل سنت بعد از قرآن مى‌شود؟

 

موفق باشید


مؤسسه تحقیقاتى حضرت ولى عصر