گریه رسول خدا(ص) بر امام حسین در منابع اهل سنت

احادیث اندوه و گریه پیامبر بر امام حسین علیه السلام را محدثان زیادی از علماء بزرگ اهل سنت نقل نموده اند که به تعدادی از آنان اشاره می‌شود.

1-    حاکم نیشابوری

حاکم نیشابوری از علمای اهل سنت در کتاب المستدرک علی الصحیحین می نویسد :

از ام الفضل نقل می‌کند...روزى حسین (علیه السلام) در دامن من بود به ر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وارد شدم . حضرت نگاهى به حسین نمود و دیدگانش اشك آلود شد .

عرضه داشتم پدر و مادرم فداى شما باد چرا گریستید ؟ فرمود : هم اكنون جبرئیل بر من نازل شد و خبر داد امت من به زودى همین فرزند مرا شهید مى‏كنند و خاكى از خاك سرخ رنگ او براى من آورد .

حاکم نیشابوری بعد از نقل حدیث می گوید :

هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه .

( أخبرنا ) أبو عبد الله محمد بن علی الجوهری ... عَنْ أُمِّ الْفَضْلِ بِنْتِ الْحَارِثِ ... فَدَخَلْتُ بِهِ یَوْماً عَلَى النَّبِیِّ ص فَوَضَعْتُهُ فِی حَجْرِهِ ثُمَّ حَانَتْ مِنِّی الْتِفَاتَةٌ فَإِذَا عَیْنَا رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) تُهْریقَانِ بِالدُّمُوعِ فَقُلْتُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا لَكَ قَالَ أَتَانِی جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) فَأَخْبَرَنِی أَنَّ أُمَّتِی سَتَقْتُلُ ابْنِی هَذَا وَ أَتَانِی بِتُرْبَةٍ مِنْ تُرْبَتِهِ حَمْرَاء .[1]

2- احمد بن حنبل

احمد بن حنبل در مسندش گفته است که ... همراه علی می رفت وظرف آب حضرت را همراه داشت . پس وقتی به نینوا رسید – در حالیکه به صفین می رفت – پس صدا زد که ای ابا عبد الله در شط فرات صبر کن . گفتم این چه معنی دارد ؟ فرمودند : به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رفتم وحال آنکه دو چشم ایشان (مانندچشمه) می جوشید . پس به من فرمودند که جیریل در کنار من ایستاد وگفت که حسین در کنار شط فرات کشته می شود . وگفت آیا می خواهی که بوی تربت وی را احساس

کنی ؟ گفتم آری ، پس کفی از خاک وی را گرفته به من داد ، پس نتوانستم که جلوی اشک چشم خود

را بگیرم ...

... عن عبد الله بن نجى عن أبیه : انه سار مع علی رضی الله عنه وكان صاحب مطهرته فلما حاذى نینوى وهو منطلق إلى صفین فنادى علی رضی الله عنه اصبر أبا عبد الله اصبر أبا عبد الله بشط الفرات قلت وماذا قال دخلت على النبی صلى الله علیه و سلم ذات یوم وعیناه تفیضان قلت یا نبی الله أغضبك أحد ما شأن عینیك تفیضان قال بل قام من عندی جبریل قبل فحدثنی ان الحسین یقتل بشط الفرات قال فقال هل لك إلى ان أشمك من تربته قال قلت نعم فمد یده فقبض قبضة من تراب فأعطانیها فلم أملك عینی أن فاضتا [2]

3-  هیثمی و طبرانی

و نیز طبرانی در المعجم الکبیر و هیثمی در مجمع الزوائد و متقی هندی در کنز العمال می نویسند:

از ام سلمه نقل شده است كه گفت : در یكى از روزها كه پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله در منزل من نشسته بود ، به من فرمود : مواظب باش احدى بر من وارد نشود . من همچنان مراقب بودم كه ناگهان حسین علیه السلام وارد شد و صداى گریه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله بگوشم رسید، دیدم حسین علیه السلام در دامان پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله ـ یا در كنار آن حضرت ـ قرار گرفته بود و حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله گریه‏كنان دست بر سر او مى‏كشید،  پوزش خواستم و گفتم : به خدا سوگند ! من متوجه ورود او به اتاق نشدم، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود : (از این كه گفتم مواظب باش تا كسى بر من وارد نشود به این دلیل بود كه) جبرئیل در این جا حضور داشت و همین كه حسین علیه السلام را مشاهده كرد پرسید : آیا او را دوست مى‏دارى ؟ در پاسخ گفتم: آرى ! . جبرئیل گفت : امّتت او را در سرزمینى به نام‏ کربلا شهید مى‏كنند.

ام سلمه مى‏گوید : آنگاه از خاك كربلا مشتى برداشت و به حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله نشان داد، هنگامى كه لشكر دشمن ، حسین علیه السلام را محاصره كردند و خواستند او را به شهادت برسانند ، پرسید : این زمین چه نام دارد ؟ گفتند: کربلا، حسین علیه السلام فرمود : رسول اكرم صلّى اللّه علیه و آله راست فرمود كه این زمین ، «كرب» و «بلا» است .

وعن أم سلمة قالت كان رسول الله صلى الله علیه وسلم جالسا ذات یوم فی بیتی قال لا یدخل على أحد فانتظرت فدخل الحسین فسمعت نشیج رسول الله صلى الله علیه وسلم یبكى فأطلت فإذا حسین فی حجره والنبی صلى الله علیه وسلم یمسح جبینه وهو یبكی فقلت والله ما علمت حین دخل فقال إن جبریل علیه السلام كان معنا فی البیت قال أفتحبه قلت أما فی الدنیا فنعم قال إن أمتك ستقتل هذا بأرض یقال لها كربلاء فتناول جبریل من تربتها فأراها النبی صلى الله علیه وسلم فلما أحیط بحسین حین قتل قال ما اسم هذه الأرض قالوا كربلاء فقال صدق الله ورسوله كرب وبلاء ، وفى روایة صدق رسول الله صلى الله علیه وسلم أرض كرب وبلاء.

هیثمی بعد از نقل حدیث می‌گوید :

رواه الطبرانی بأسانید ورجال أحدها ثقات.[3]

 

4-   شمس الدین ذهبی

شمس الدین ذهبی از استوانه‌های علمی اهل سنت، در كتاب «تاریخ الإسلام» همین واقعه را از چندین منبع معتمد نقل می‌کند.

...ام سلمه به من خبر داد که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روزی خوابیده بودند ، پس در حالت ناراحتی بیدار شدند ، سپس دوباره استراحت فرموده ودوباره بیدار شدند و حال آنکه گرفتگی ایشان کمتر بود .دوباره خوابیدند وبیدار شدند و در دستشان خاک سرخی بود که آن را می بوسیدند . سوال کردم که این خاک چیست؟ فرمودند جبریل به من خبر داد که حسین در عراق کشته خواهد شد و این تربت وی است ...

رسول خدا به وی فرمودند که فرشته ای به نزد من آمد که تا کنون نیامده بود .پس گفت که فرزندت حسین کشته خواهد شد و اگر بخواهی خاک زمینی را که در آن کشته می شود به تو نشان دهم ..... سندش صحیح است احمد و عده ای آن را نقل کرده اند .


«وقال علی بن الحسین بن واقد حدثنی أبی ثنا أبو غالب عن أبی أمامة قال قال رسول الله صلى الله علیه وسلم لنسائه لا تبكوا هذا الصبی یعنی حسیناً فكان یوم أم سلمة فنزل جبریل فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم لأم سلمة لا تدعی أحداً یدخل فجاء حسین فبكى فخلته أم سلمة یدخل فدخل حتى جلس فی حجر رسول الله صلى الله علیه وسلم فقال جبریل إن أمتك ستقتله ...

...قال أخبرتنی أم سلمة أن رسول الله صلى الله علیه وسلم اضطجع ذات یوم فاستیقظ وهو خاثر ثم اضطجع ثم استیقظ وهو خاثر دون المرة الأولى ثم رقد ثم استیقظ وفی یده تربة حمراء وهو یقبلها فقلت ما هذه التربة قال أخبرنی جبریل أن الحسین یقتل بأرض العراق وهذه تربتها

وقال وكیع ثنا عبد الله بن سعید عن أبیه عن عائشة أو أم سلمة شك عبد الله أن النبی صلى الله علیه وسلم قال لها دخل علی البیت ملك لم یدخل علی قبلها فقال لی إن ابنك هذا حسیناً مقتول وإن شئت أریتك من تربة الأرض التی یقتل بها

رواه عبد الرزاق عن عبد الله بن سعید بن أبی هند مثله إلا أنه قال أم سلمة ولم یشك

وإسناده صحیح رواه أحمد والناس

وروی عن شهر بن حوشب وأبی وائل كلاهما عن أم سلمة نحوه»[4]

پیش‌گویی و گریه بر شهادت امام حسین

در منابع مختلف اهل سنت با سند معتبر نقل شده است که قبل از ولادت امام حسین علیه السلام خبر از شهادت آن حضرت داده اند.

هیثمی در مجمع الزوائد ، ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق ، مزّی در تهذیب الکمال و ابن حجر عسقلانی در تهذیب التهذیب می نویسند :

از ام سلمه روایت شده كه گفت : حسن و حسین علیهما السّلام در خانه من و در برابر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به بازى مشغول بودند . در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت : اى محمد ! پس از رحلت تو ، امتت این فرزند را (و اشاره به حسین علیه السلام كرد) شهید مى‏كنند . رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله گریست و حسین علیه السلام را به سینه چسبانید . سپس رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله تربتى را كه جبرئیل از مرقد شریف حسین علیه السلام آورده بود در دست گرفت و بویید و فرمود : بوى كرب و بلا از آن به مشام مى‏رسد . آنگاه آن خاك را به دست ام سلمه سپرد و فرمود : اى ام سلمه ! مواظب باش و بدان كه هر گاه این تربت مبدل به خون گردید ، فرزندم ، حسین (علیه السلام) به شهادت رسیده است .

ام سلمه ، تربت را در شیشه‏اى ریخت و هر روز به آن تربت‏ نگاه مى‏كرد و مى‏گفت : اى خاك ! روزى كه به خون تبدیل گردى آن روز ، روز عظیمى خواهد بود .

ابن حجر عسقلانی بعد از نقل این حدیث می گوید :

و فى الباب عن عائشة و زینب بنت جحش و أم الفضل بنت الحارث و أبى أمامة و أنس بن الحارث و غیرهم‏ .

در این باره روایاتی از عایشه ، زینب بنت جحش ، ام فضل دختر حارث ، ابو امامه ، انس بن حارث و دیگران ، نیز نقل شده است .

عن أم سلمة قالت كان الحسن والحسین یلعبان بین یدی رسول الله صلى الله علیه وسلم فی بیتی فنزل جبریل فقال یا محمد إن أمتك تقتل ابنك هذا من بعدك وأومأ بیده إلى الحسین فبكى رسول الله صلى الله علیه وسلم وضمه إلى صدره ثم قال رسول الله صلى الله علیه وسلم یا أم سلمة ودیعة عندك هذه التربة فشمها رسول الله صلى الله علیه وسلم وقال ویح وكرب وبلاء قالت وقال رسول الله صلى الله علیه وسلم یا أم سلمة إذا تحولت هذه التربة دما فاعلمی أن ابنی قد قتل قال فجعلتها أم سلمة فی قارورة ثم جعلت تنظر إلیها كل یوم وتقول إن یوما تحولین دما لیوم عظیم.[5]

رسول خدا پس از شهادت امام حسین(ع)

احمد بن حنبل در کتاب مسند از ابن عباس نقل می‌کند که نیمه روزی خوابیده بودم که رسول خدا(ص) را در عالم رؤیا دیدم که موی پریشان و خاک آلود است در حالیکه در دستش شیشه ای پر ازخون است، عرض کردم ای رسول خدا! این خون چیست در پاسخم گفت: این خون حسین و یاران اش می‌باشد، آن روز را به خاطر سپردیم، مشخص شد که در همان روز حسین کشته شده بود.

شعیب الارنؤوط محقق و مصحح کتب حدیثی، این حدیث را قوی السند با شرط روایات مسلم می‌داند.

- حدثنا عبد الله حدثنی أبى ثنا عفان ثنا حماد هو بن سلمة أنا عمار عن بن عباس قال : رأیت النبی صلى الله علیه و سلم فیما یرى النائم بنصف النهار وهو قائم أشعث أغبر بیده قارورة فیها دم فقلت بأبی أنت وأمی یا رسول الله ما هذا قال هذا دم الحسین وأصحابه لم أزل ألتقطه منذ الیوم فأحصینا ذلك الیوم فوجدوه قتل فی ذلك الیوم

تعلیق شعیب الأرنؤوط : إسناده قوی على شرط مسلم [6]

نتیجه

بر اساس روایات رسیده در منابع شیعه و سنی گریه بر اموات و شهداء نه تنها مذموم بدعت نیست، بلکه بر اساس مطابق سیره عملی و گفتاری پیامبر خداوند می‌باشد.

چنانچه از معنی بدعت مشخص است این کلمه زمانی جای‌پا پیدا می‌کند که مساله ای خارج و بیگانه با دین را آموزه‌ای دینی معرفی کنیم، اما اگر مساله ای ریشه دینی داشت، و مطابق با سیره و سنت پیامبر و عقل سلیم بود و فطرت انسانی بود، نه تنها بدعت نیست بلکه سنت است و شاید بتوان گفت بدعت خواندن این گونه امور خود بدعتی نا بخشودنی باشد.

و من الله التوفیق

محمد هادی عباسی

30/8/1390

25/ذی‌الحجة 1432



[1] المستدرك ، الحاكم النیسابوری ، ج 3 ، ص 194ح 4818. و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 196 197 و البدایة والنهایة ، ابن كثیر ، ج 6 ، ص 258.

[2] مسند احمد ج1 ص 85ح 648.

[3] مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج 9 ، ص 303.ح15117/ المعجم الكبیر ، الطبرانی ، ج 3 ، ص 108 ح2820. / كنز العمال ، المتقی الهندی ، ج 13 ، ص 632ح 37669.

[4] الذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام ج5 ص 102-104. سیر اعلام النبلاء، ج3 ص 287-288 /میزان الاعتدال،ج1ص13.

[5] تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 300 301 و تهذیب الكمال ، المزی ، ج 6 ، ص 408 409 و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 192 193.

[6] ابن حنبل، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ، مؤسسة قرطبة القاهرة، ج1ص283، ح2165 و 2553.