بسم الله الرحمن الرحیم

آیا گریه بر امام حسین (ع) بدعت است.

چکیده

گریستن در فراق عزیزان و بزرگان دین، یکی از سنت ها ثابت در سیره پیامبر اسلام(ص)، اهل البیت(ع) وصحابه است، گرچه عده ای ادعای بدعت بودن آن را دارند ولی چنانچه از تعریف بدعت آشکار است، گریستن، نو آوری در دین نیست بلکه این عمل وقتی در سیره پیامبر(ص) وجود دارد دیگر جایی برای اشکال باقی نمی‌ماند و حتی گریه پیامبر(ص) هنگام حضور بر سر مزار مادر گرامی‌شان حضرت آمنه بنت وهب(س) نشان می‌دهد که گریه پس از سه روز جایز است بلکه هر زمان که به‌ یاد عزیزی افتادیم ویا بر سر مزارش حاضر شدیم گریستن نیکو است زیرا حد اقل یاد اور سرای آخرت برای خود است. گریه بر امام حسین علیه الصلاة و السلام نیز بصورت خاص در منابع روایی از سیره پیامبر نقل شده است. میتوان این برداشت را نمود که گریه بر امام حسین(ع) اقتدای به سنت و سیره صحیح پیامبر خدا است.


 

کلید واژه‌ها

 گریه، بدعت، امام حسین(ع)،سنت پیامبر.

مقدمه

فبشر عباد، الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه الزمر17- 18

به شهادت تاریخ، قیام و شهادت امام حسین علیه السلام، یکی از موثر ترین برنامه های الهی برای حفظ اسلام ناب است و خون امام حسین و یارانش در کربلا در آن برهه از زمان باعث شد که جان تازه ای در کالبد بیمار اسلام بدمد و حیات جاودانگی در رگ رگ آن جاری شود، در طول تاریخ این قیام الگویی شد برای تمام حق خواهان و ظلم ستیزان که با انگیزه گرفتن از آن در برابر سختی ها و مشکلات ایستادگی نموده و امید به پیروزی نهایی خویش داشته باشند.

از طرفی حاکمان ستمگر و دشمنان ازادی و آزادگی نیز در طول تاریخ قیام سرخ حسینی را مزاحم سلطه گری و استبداد خویش می‌دانستند، و برای مبارزه با آن از هیچ کوششی دریغ نکردند، و با تمام سعی و توان خویش با نماد های عاشورایی و عاشورائیان به مبارزه برخواستند، گاهی حسین علیه السلام را طاغی و باغی بر حکومت خلیفه رسول خدا معرفی کردند و جار زدند که «ان الحسین خرج عن حده فقتل بسیف جدیه»  و گاهی روز عاشورا را عید وسرور انبیاء خواندند و باری با بدعت خواندن عزاداری و گریه بر اموات خواستند مراسم عزای حسینی -که احیاء کننده شعار حسین علیه السلام است، را زیر سوال ببرند.

در این نوشتار به این شبهه که «آیا گریه بر امام حسین علیه السلام، بدعت است»، پاسخ نقضی داده شده است، زیرا بهترین جواب برای عامه مردم و کسانی که دیگران را به سخره می‌گیرند، همان پاسخ نقضی است، از طرفی نشان دهنده بی خبری و جهالت اشکال کننده از عقیده مرام خودش می‌باشد و شبهات آنان در نزد مخاطبان بی اثر و بی ارزش خواهد شد. که این روش، به مراتب تاثیر گذار تر از پاسخگویی به روش حلی است.

امید است که این نوشتار سهمی هرچند ناچیز در احیاء شعائر حسینی داشته باشد و مورد رضایت صاحب الزمان(عج) قرار بگیرد.

 

بیان مساله

معمولا در میان فرق اسلامی هر فرقه ای مخالف خویش را با حربه های گوناگونی از میدان بدر می‌کند، یکی از این حربه‌ها، اتهام به بدعت گذاری در دین است، زیرا بر اساس روایتی که از رسول خدا نقل شده است هر نو آوری در امور دینی بدعت است و هر بدعتی گمراهی و سر انجام گمراهی ورود در جهنم خواهد بود.

پیروان مکتب اهل البیت نیز از انوع اتهام و افتراء در طول تاریخ بی نصیب نبوده است و به مناسبت های مختلفی آموزه ها و اعتقادات مکتب اهل البیت علیهم السلام از سوی مخالفان به سخره گرفته شده و با انگ بدعت در دین شیعه را متهم به ضلالت می‌کنند.

گریه بر امام حسین علیه السلام از جمله مواردی است که مخالفین از آن به عنوان بدعت یادمی‌کنند.

در این نوشتار ما ابتدا به معنی و مفهوم بدعت پرداخته و سپس به بررسی سیره پیامبر در این زمینه خواهیم پرداخت.

ضرورت مساله:

از آنجایی که مخالفین شیعه مکتب حقه اهل البیت را متهم به گمراهی و بدعت گذاری در دین می‌کنند و یکی از اتهامات آنان بر شیعه گریه بر امام حسین علیه السلام است، لازم است که به این مساله پرداخته شود تا پاخسی قانع کننده در برابر این شبهه در نزد مبلغان عزیز وجود داشته باشد.

روش بحث

از آنجا که مخاطب این نوشتار عموم مردم هستند و معمولا این نوع شبهات از طرف وهابیت که جایگاه عقل در دین را انکار می‌کنند و تاکید مضاعف بر سنت نبوی دارند، در این نوشته فقط به روایاتی از منابع اهل سنت و سیره پیامبر در مساله گریه بطور عموم و گریه بر امام حسین بطور خصوص، پرداخته می‌شود.

کنکاشی در معنی بدعت

.بدعت از ماده بدع به معنای هر چیزی که نخست و بدون پیشینه باشد. و بدعت در دین یعنی چیزی پس از اکمال دین به دین اضافه شود.

 والبِدْعةُ الحَدَث وما ابْتُدِعَ من الدِّینِ بعد الإِكمال ابن السكیت البِدْعةُ[1]

چنانچه ازکلمات لغت دانان مشخص است بدعت در دین، به هر چیزی که جزء دین نباشد ویا ریشه دینی نداشته باشد و پس از اکمال در دین اضافه به دین شود، گفته می‌شود.

چنانچه مورد اتفاق علماء شیعه و سنی است، منابع تشریع و اخذ دین قران، سنت و اجماع است پس اگر چیزی توسط حد اقل یکی از این سه، مورد تایید باشد بدعت محسوب نشده و جزء دین به حساب می‌آید.

گریه در سنت پیامبر(ص)

از آنجا که عملکرد رسول خدا (ص) از مهمترین ادله تشریع و دینی بودن یک مساله  در اسلام است و بدلیل ضیقی نوشتار فقط به مواردی از سیره عملی رسول خدا اشاره می‌شود که آن حضرت در موارد مختلفی بر اموات گریسته اند.

 توصیه بر گریه

گریستن بر درگذشتگان و عزادارى بر ایشان امرى برخاسته از احساس است و هر مصیبت زده ایى را به سمت خود می‌كشاند . رسول گرامى اسلام حضرت محمد مصطفى ( ص ) چنین امرى را سزاوار و شایسته دانسته ، بر گریه كردن توصیه مى‌فرمود .

1-    گریه نشانه  نرم دلی است.

اسامه بن زید مى‌گوید :
روزى که فرزند دختر پیامبر درگذشت ، دختر غم دیده آن حضرت ، این واقعه را به پدر خبر داد و از ایشان درخواست حضور نمود . رسول خدا ( ص ) نیز به همراه سعد بن عباده ، معاذ بن جبل ، ابى بن كعب ، زید بن ثابت و جمعى از یاران به منزل دختر غم دیده خویش رفت ، پیامبر مهربان كودك را در بغل گرفت و بشدت گریست و اشكان مبارك سرازیر گشت ؛ سعد با مشاهده گریه پیامبر ، با تعجب پرسید: چرا گریه مى‌كنید؟!
رسول خدا ( ص ) در پاسخ چنین فرمود: 
«رحمة یجعلها فى قلوب عباده ، انما یرحم اللَّه من عباده الرحماء»

گریه رحمتی ازجانب خدا است که در دل بندگانش قرار می‌دهد، و خداوند بندگان رحیم خود را مورد رحمت قرار مى دهد .[2]

2-   چرا عمویم حمزه گریه كنی ندارد؟!

پس از پایان نبرد احد رسول اكرم ( ص ) راهى شهر مدینه شد ، در آن هنگام زنان انصار در سوگ شهداى خویش مى گریستند . پیامبر با شنیدن مویه عزاداران ، از شهادت و غربت عمویش حمزه یاد كرد و فرمود:

«و لكن حمزة لا بواكى له»

«اما عمویم حمزة گریه كننده‌اى ندارد»
پیامبر پس از اندكى استراحت ، صداى ناله زنان انصار را شنیدند كه براى حمزه مى‌گریستند
ابن عبدالبر مى‌گوید : تا به امروز زنان انصار پیش از گریه بر مردگان خویش ، نخست بر حمزه مى‌گریند.[3]

3- باید بر مثل جعفر گریست!

همچنین پس از كشته شدن جعفر پسر ابى طالب در نبرد موته ، پیامبر به خانه او رفت و با حضور خویش تسلى دل خاندان او گردید ، آن حضرت به هنگام خروج چنین فرمود
«على مثل جعفر فلتبك البواكى ؛ سزاوار است بر مثل جعفر گریستن ، پس گریه كنندگان بر همچون جعفر بگریند»[4]

4-    بگذار گریه کنند!

دیدگاه‌هاى افراطى و دور از احساس و عاطفه كه با گریه كردن مخالفت مىكردند در نزد پیامبر جایگاهى نداشت و آن حضرت در برابر آن موضع گیرى مى‌فرمود ؛ به گفته مورخان
روزى رسول خدا ( ص ) در تشییع جنازه یكى از مسلمانان حضور یافتند و عمر نیز به همراه ایشان حركت كرد . عمر تا صداى گریه زنان را شنید برآشفت و آنان را از گریستن نهى كرد! رسول خدا ( ص ) رو به عمر كرده ، چنین فرمود
«یا عمر! دعهُنَّ ، فان العین دامعة و النفس مصابة و العهد قریب»

اى عمر! كارى به آنان نداشته باش ، بگذار بگریند ، همانا كه چشم گریان است و نفس مصیبت زده است و پیوند با تازه درگذشته بسیار نزدیك .[5]



[1] ابن منظور، لسان العرب، ج8ص6.

[2] صحیح بخارى ، ج 1، ص 431ح1224. سنن النسائى ، ج 4 ص 21 ح 1868.

[3] ابن عبد البر، الاستیعاب، ج1 ص374 ، ابن حنبل الشیبانی مسند احمد ، ج 2 ، ص 84 . حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج1ص 537ح 1407.

[4] ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج1ص243، بلاذرى ، انساب الاشراف ، ص43.

[5] مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 537،ح 1406 ؛ مسند احمد ، ج 2 ، ص 110ح 5889 ، كنز العمال ، ج 15 ، ص 975ح 42475.