گوناگون (شهر فرنگ)


17- اجاره زنان برای زنا و زنا با مستخدم در نزد اهل سنت .

ابن ماجشون (فقیه مالکی که دوست و رفیق مالک بوده است ) میگوید :

( مستخدمه ای که چند سال در خانه ای کار کند اگر صاحب کار با وی نزدیکی نماید حدی بر صاحب کار نیست.

منوعیات

17- تأجیر النساء للزنا و الزنى بالخادمة عند السنة !!
یقول ابن الماجشون - فقیه مالكی وهو صاحب مالك - :

( إن المخدمة سنین كثیرة لا حد على المخدِم - بكسر الدال- إذا وطئها .. )

( المحلى لابن حزم / ج11 / ص251/ ط دار الفكر بتحقیق أحمد شاكر)

 

أقول : و أعط الأجیر أجره قبل أن یجف عرقه ، عملة الوهابیة التی یعرفونها هی الوطء لا غیر ! مشی و وطء !

 

پس اگر زنی را برای زنا نمودن اجاره نمود و با وی زنا کرد حد بروی واجب میشود و همچنین اگر با یکی از محارمش ازدواج نمود در خالیکه عالم به حرمت ازدواج با آنان  است بر او حد واجب میشود. اما ابو حنیفه گفته است :در هر دوی از این موارد حدی بر او نیست!؟

 

( فأن استأجر إمرأة لیزنی بها فزنی بها ، وجب علیه الحد ، وكذلك إذا تزوج ذات رحم محرم ، ووطئها وهو یعتقد تحریمها وجب علیه الحد ، وقال أبو حنیفة : لا حد علیه فی الموضعین جمیعا. )

( حلیة الفقهاء فی معرفة مذاهب الفقهاء لأبی بكر محمد بن احمد الشاشی القفال / ج8 / ص15 )

 

حنفیان میگویند : اگر مردی زنی را برای زنا  اجاره نمود  و او هم قبول کرد و با وی نزدیکی نمود ؛ حد بر هیچ کدام آنها جاری نمیشود بلکه تعزیر میشوند به آن اندازه ای که امام مصلحت  بداند ،

اما در روز قیامت بر آندو گناه زنا میباشد؛
این مساله به خاطر روایتی است  که زنی  در صحرا از چوپانی شیر خواست ؛چوپان در عوض به دادن شیر به آن زن  از وی خواست که خود را در اختیار او قرار بدهد ؛ به خاطر نیاز وضرورتی که به غذا داشت قبول نمود و چوپان هم با وی نزدیکی نمود اما وقتی خبر به عمر بن خطاب رسید حد را از هردوی آنها ساقط نمود و گفت آن شیر مهریه این زن است و این عمل را عمر اجاره محسوب نمود

( الحنفیة قالوا : إذا استأجر الرجل امرأة للزنا - فقبلت ، و وطئها ، فلا یقام الحد علیهما و یعزران بما یرى الإمام ، و علیها إثم الزنا یوم القیامة. لماروى ان امرأة طلبت من راعى غنم فی الصحراء أن یسقیها لبناً ـ فأبى أن یعطیها اللبن حتى تمكنه من نفسها، ونظراً لضرورتها وحاجتها إلى الطعام قبلت المرأة ووطئها الراعی ثم رفع الأمر إلى عمر بن الخطاب ، فدرأ الحد عنهما وقال: ذلك مهرها، وعد هذا استئجاراً لها. )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / كتاب الحدود - استئجار المرأة للزنا / ص1193 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

کسی نبود که از عمر سوال کند تو این فتوا را از کجای قران در آوردی در حالیکه حلال خدا (متعه) را حرام میکنی !؟

این گفته که (اگر زنی را اجاره نمود) روایت نموده است محمد بن حزم به سندش اینکه زنی نزد عمر بن خطاب آمد و گفت ...من رفتم که گوسفندم را بیاورم با نردی بر خوردم که برایم مقداری خرما پیش کش نمود دوباره مقداری خرما داد باز هم مقداری خرما داد و با من نزدیکی نمود ؛ عمر پرسید چه گفتی؟  زن دوباره تکرار نمود . عمر در حالیکه با دستش اشاره میکرد گفت مهر است مهر است مهر است و آن زن را رها نمود(یعنی بر او حدی جاری نکرد)

( قوله ( وإن استأجر امرأة . ) روى محمد بن حزم بسنده أن امرأة جاءت إلى عمر بن الخطاب فقالت یا أمیر المؤمنین أقبلت أسوق غنما لى فلقینى رجل فحفن لى حفنة من تمر ثم حفن لى حفنة من تمر ثم حفن لى حفة من تمر ثم أصابنی ، فقال عمر ما قلت ؟ فأعادت ، فقال عمر ویشیر بیده مهر مهر مهر ثم تركها .

 

و با همان سند از عبد الرزاق ؛ زنی به گرسنگی مبتلا شد ؛نزد چوپانی آمد و از وی غذا خواست چوپان خوداری نمود تا اینکه ان زن خودش را در اختیار او قرار دهد، آن زن گفت به من در سه مرتبه مقداری خرما داد...این مساله را به عمر گفت ؛عمر تکبیرگفت و گفت : مهریه بوده است مهریه بوده است مهریه و حد را از آن زن برداشت .و ابو محمد گفته است (به طرف این نظریه ابو حنیفه رفته است و او زنا این کار را زنا نمیداند مگر اینکه بدون اجرت و مرد باشد و اما آنچه که در برابر چیزی باشد یا اجاره باشد زنا نیست و حدی هم برای این کار و جود ندارد

 وبه إلى عبد الرزاق أن امرأة أصابها الجوع فأتت راعیا فسألته الطعام فأبى علیها حتى تعطیه نفسها ، قالت فحثى لى ثلاث حثیات من تمر وذكرت أنها كانت جهدت من الجوع ، فأخبرت عمر فكبر وقال مهر مهر مهر ودرأ عنها الحد وقال أبو محمد ( ذهب إلى هذا أبو حنیفة ولم یر الزنا إلا ما كان عن مطارفة وأما ما كان عن عطاء أو استئجار فلیس زنا ولا حد فیه . )

( المجموع - محیى الدین النووی / ج 20 / ص 25 )


در البسوط سرخسی آمده است :

مردی زنی را برای زنا اجاره مینماید پس با وی زنا میکند حدی بر آن زن ومرد نیست طبق قول ابی حنیفه 

( رجل استأجر امرأة لیزنی بها فزنى بها فلا حد علیهما فی قول أبى حنیفة )

( المبسوط - السرخسی / ج 9 / ص 58 / ط دار المعرفة 1406هـ )

 

در المغنی ابن قدامه مینویسد :

فصل: و اگر زنی را برای کاری اجاره نمود پس با وی زنا کرد و یا اگر زنی را برای زنا اجاره کرد و این کار را کرد و یا با زنی زنا نمود پس از آن با وی ازدواج نمود ...حد بر هر دو (زانی و زانیه)جاری میشود و این دیدگاه اکثر اهل علم است ولی ابو حنیفه میگوید حدی بر آندو نیست در این گونه موارد چون مالکیت منفعت زن (مرد مالک منفعت زن است )شبهه ایست که حد را بر طرف میکند و مردی حد نمیخورد به خاطر نزدیکی با زنی که مالک اش است ؟!!

اگر این چنین باشد دیگر در عالم سنگ روی سنگ قرار نمیگیرد و باید حد الهی تعطیل شود چون دیگر طبق فتوای ابوحنیفه زنایی در عالم وجود ندارد به خاطر پول و اجرتی که  در برابر این کار میگیرند! در ضمن العیاذ بالله خدا هم نفهمیده گه گفته الزانی و الزانیة فاجلدوا...!!!!!

طبق این فتوا تمام روسپی (فاحشه) خانه ها و خانه های فساد رسمی و شرعی میشوند دیگر زنا کاران از چه چیزی بترسند؟؟

(( فصل ) وإذا استأجر امرأة لعمل شئ فزنى بها أو استأجرها لیزنی بها وفعل ذلك أو زنى بامرأة ثم تزوجها أو اشتراها فعلیهما الحد وبه قال اكثر أهل العلم وقال أبو حنیفة لا حد علیهما فی هذه المواضع لان ملكه لمنفعتها شبهة دارئة للحد ولا یحد بوطئ امرأة هو مالك لها )

 

(المغنی لعبدالله بن قدامه / ج 10 / ص 194 / ط دار الكتاب العربی ، و أیضا الشرح الكبیر لعبدالرحمن بن قدامه / ج 10 / ص 188 / ط دار إحیاء الكتب العربیة )

 

أقول : بهذه الفتاوى تُفتح بیوت دعارة باسم الشریعة فلا حد علیهم شرعا حسب رأی البطل أبو حنیفة.

__________________


18- نگاه کردن به عورت زن از  آینه ...

جواز نگاه کردن به عورت زن که در آینه عکس آن افتاده است.

در مبحث نکاح کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه جزیری چنین مینویسد:

درحرمت نگاه کردن چند چیز شرط است :...سوم اینکه بطور مستقیم خود فرج را ببیند نه انعکاس آن را در آینه و آب ! پس اگر زنی تکیه داده باشد و مرد تصویر فرج زن را که در آینه افتاده است با شهوت نگاه کند ! حرام نیست . و همچنین اگر زن در ساحل و کنار آبی باشد اشکالی ندارد .

اما اگر زن داخل آب صافی باشد بطوریکه فرجش دیده شود ( از داخل آب)در این صورت نگاه کردن حرام است چون اینجا خود فرج را دیده نه عکس آنرا .

طبق این فتوا دیگر نگاه کردن به فیلم های سکسی و تصاویر مستهجنه اشکالی ندارد چون بطور غیر مستقیم است ؛ حتی اگر پخش زنده هم باشد و علی الاسلام السلام ....

 

18- یجوز النظر إلى صورة فرج المرأة المنطبع فی المرآة !!!

( ویشترط فی النظر أمور: ...... الثالث: أن یرى نفس الفرج لا صورته المنطبعة فی مرآة أو ماء، فلو كانت متكئة و رأى صورة فرجها الداخل فی المرآة بشهوة فإنها لا تحرم، و كذا لو كانت كذلك على شاطئ ماء، أما إذا كانت موجودة فی ماء صاف فرآه و هی فی نفس الماء فإن الرؤیا على هذا تحرم لأنه رآه بنفسه لا بصورته. )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / كتاب النكاح - مبحث فیما تثبت فیه حرمة المصاهرة / ص848 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : انتبهوا إذا رأیتم وهابی یمشی فی السوق و بیده مرآة ، شدوا لحیته عسى أن یخجل !

___________________________


19- ازدواج اجباری

ابن حزم در المحلی مینویسد "

از همه اینها عجیب تر مباح کردن و نایید کردن حنفی ها برای هر کسی از فساق که دست ستم اش دراز . یا کوتاه است اینستکه هرکسی زن شوهر داری  را دوست داشت شوهرش را با شلاقی مجبور کند تا بزور کلمه  به طلاق را به زبان جاری نماید طلاق جاری میشود و بعد از تمام شدن عده زن او را هم مجبور به رضایت به  ازدواج با خود نماید این نکاح وازدواج اجباری در نزد حنفیان صحیح است و حلال و نزدیکی  است که تقرب به خدا را به بار میاورد.

19- زواج مبارك بالإكراه

( وأعجب من ذلك كله إباحة الحنفیین لمن طالت یده من الفساق ولمن قصرت یده منهم أن یأتی إلى من عشق امرأة رجل من المسلمین أن یحمل السوط على ظهره حتى ینطق بطلاقها مكرها فإذا اعتدت أكرهها الفاسق على أن تتزوجه بالسیاط أیضا حتى تنطق بالرضا مكرهة فكان ذلك عندهم نكاحا طیبا وزواجا مباركا ووطئا حلالا یتقرب به إلى الله تعالى . )

( المحلى لابن حزم / ج 11 / ص 399 / ط دار الفكر بتحقیق أحمد شاكر)

میگویم چرا در بعضی از کشور ها زنان همدیگر را میدزدند !!! خدا را شکر کار حرامی مرتکب نمیشوند!.

أقول : هی خیر فتوى اغتصابیة رأیناها !

________________________________________


20- شیر خوارگی بزرگسالان !

شیر خوردن مرد بزرگسال از پستان زن نامحرم اشکالی ندارد و باعث محرمیت میشود.

البانی از مفتیان مذهب و هابی (حنبلی)میگوید:

به نظر من اشکالی ندارد که مکیدن پستان بطور مستقیم باشد(با پستونک نباشد)...

دیگر اگر جناب البانی کسی را نزد خانمش دید که ....اشکالی ندارد چون شیر میخورده تا با خانمش محرم شود و باید البانی و  وهابی ها اعتراضی به زنان خود نکنند و باید این افتخار را داشته باشند که این همه فرزند(از رضاعه) دارند .

برای شنیدن نص فتوا از زبان البانی به این آدرس مراجعه نمائید

http://www.ansarweb.net/sound/retha3.ram

20- رضاع الكبیر لا بأس به أن یكون مباشراً من ثدی المرأة الوهابیة للرجل الوهابی كما قال الألبانی !!

( لا مانع عندی من أن یكون الرضاع مباشرة من ..شو یسموها هادی ؟؟ الحلمة ..لأن هذا لا یستلزم ما قد یخطر فی بال الناس فتنة ..لأنه الفتنة عندما یكون .. وهذا مو ضروروی تجی تتكشف قدام منه .. وأنما تكشف مقدار الحلمة هذی .. والحلمة كما یعلم الازواج ما هی موضع شهوة لانها سوداء قاتمة ..فاذا رضع الرجل الكبیر والمفروض فی الحادثة أنه مرشح لیصبح ولد لها ..وأبعد ما تكون الفتنة والحالة هذه .. )

( إضغط هنا لسماع صوت ناصر الدین الألبانی یفتی بذلك أو انسخ هذا الرابط فی الأنترنت : http://www.ansarweb.net/sound/retha3.ram )

 

أقول : ... مشهد مقزز ... !!!

________________________________________


21- راه خلاصی از دست شوهر ...


علمای اهل بدعت  برای زنانی که از قیافه شوهرشان خوششان نمیاید و یا میخواهند تنوع داشته باشند راه حلی دارد.

در کتاب الدر المختار فی شرح تنویر الأبصار - الحصفكی ج 3 ص 57 و58 چاپ  دار الفكر1415هـ )مینویسد:

و حلال میشود نزدیکی با زنی که در نزدقاضی ادعا کند این مرد اورا با نکاح صحیح به زنی گرفته است و همین اقرار در نزد قاضی خودش انشاء عقد است بدون هیچ مانعی . قاضی بواسطه بینه ای که زن آورده است حکم به نکاح میکند و نکاح صحیح است اگر چه در واقع و حقیقت چنین نباشد (زن دروغ گفته باشد) و همچنین نزدیکی با آن زن حلال است اگر قاضی بگوبد که آن مرد زن را عقد نموده است ... و همچنین است اگر قاضی قضاوت و حکم دروغ و بزور نمایدکه این زن از شوهر سابقش طلاق گرفته است .این حکم نافذ است و برای زن جایز است که بعد ازنگاه داشتن عده  با مرد دیگری ازدواج نماید و حتی برای کسی در دادگاه همان شهادت دروغ را داده است ازدواج با این زن جایز است و دیگر شوهر اول این زن برایش حرام است!؟!

 

21- بشراكن یا وهابیات، هناك طریقة لابن عابدین تخلصكن من أزواجكن!!

( و یحل له وطء امرأة ادعت عند قاض أنه تزوجها بنكاح صحیح وهی محل للإنشاء -أی إنشاء النكاح- خالیة من الموانع وقضى القاضی بنكاحها ببینة أقامتها ولم یكن فی نفس الأمر قد تزوجها ، وكذا تحل له لو ادعى هو -أی القاضی- خلافا لهما -أی أبو یوسف ومحمد بن الحسن- ولو قضى القاضی بشهادة الزور بطلاقها مع علمها بذلك نفذ وحل لها التزوج بآخر بعد العدة وحل للشاهد زوراً أن یتزوجها وحرمت على زوجها الأول)

( الدر المختار فی شرح تنویر الأبصار - الحصفكی ج 3 ص 57 و58 ط دار الفكر1415هـ )

 

ملاحظة : كلام الحصفكی حاشیة على تنویر الأبصار لشمس الدین الغزی !!!! فأصبح لدینا رایین موافقین على هذا العمل ، ولاحظ أن ابن عابدین أیضاً قد وافق على هذا فی حاشیته المسماه ( رد المحتار على الدر المختار ) ج3ص57و58 ط دار الفكر !!!... فاصبح لدینا هنا 3 آراء مباركة ..

 

أقول : بخ بخ للوهابیات المتزوجات العاشقات غیر أزواجهن ، یسهل علیهن إتیان شهود الزور لیرمین أزواجهن ویأخذن من أحببن !! المصیبة كیف تحل للقاضی وهو قاطع بكذبها !!! وهل بعد القطع حجة !!

________________________________________


22-ارتکاب زنا و قتل بدون هیچ ترسی !

ابن حزم در المحلی مینویسد :

 المحلى لابن حزم / ج11 / ص252
اگر کسی با زنی زنا نمود و سپس با وی ازدواج نمود حد از آن دو ساقط نمیشود چون این حدیس که خدا واجبش نموده است ! و همچنین است اگر با کنیزی زنا کرد و سپس او را خرید ؛ این حکم جمهور علماست ؛ اما ابو حنیفه میگوید : حدی در این دو مورد نیست ... ابن حزم ادامه میدهد که : و اگر با زنی آزادو یا کنیزی زنا نمود و پس از آن او را کشت بر او حد زنا کاملا است و حد قوادی (واسطه شدن بین دو نفر برای زنا)و یا دیه و قیمت (در کنیز)و اجب میشود و این حدود حق خداوند است و به خاطر نظریات فاسد  ساقط نمیشوند ؛ و از ابوحنیفه نقل شده است که حد زنا ساقط میشود اگر بعد از زنا زن را بکشد.


22- ازنِ واقتل ولا تخف عقاب الله یا وهابی بضمانة أبی حنیفة !

( من زنى بامرأة ثم تزوجها لم یسقط الحد بذلك عنه لأن الله قد أوجبه علیه فلا یسقطه زواجه إیاها ، وكذلك إذا زنى بأمة ثم اشتراها ، و هو قول جمهور العلماء ؛ وقال أبو حنیفة لا حد علیه فی كلا المسألتین. ) ... إلى أن یقول : ( ولو زنى بحرة أو أمة ثم قتلها فعلیه حد الزنا كاملاً والقود أو الدیة والقیمة ، لأنها كلها حقوق أوجبها الله فلا تسقط بالآراء الفاسدة , وروی عن أبی حنیفة أن حد الزنا یسقط إذا قتلها )

( المحلى لابن حزم / ج11 / ص252 )

 

أقول : فیا وهابی و أنت تزنِ حد سكینك.
منتظر بخش پنجم فتاوای رسوا باشید