12- اجازه در استمناء!!!

باب جواز ستمناء
از مجاهد نقل شده است که گفت : در گذشته کسانی بوده اند که جوانان خود را امر به استمناء میکردند و همچنین به زنان چیزی را در بدن خود فرو میکرد .
به عبدرزاق گفتیم: آن چیزی را داخل میکرد چیست؟ گفت : چیزی بنام سق میباشد

13593 أخبرنا عبد الرزاق قال أخبرنا ابن جریج قال أخبرنی إبراهیم بن أبی بكر عن مجاهد قال: كان من مضى یأمرون شبانهم بالاستمناء، والمرأة كذلك تدخل شیئا. قلنا لعبد الرزاق: ما تدخل شیئا؟ قال: یرید السق. یقول تستغنی به عن الزنا. )
( المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 391 / ط المجلس العلمی بتحقیق الأعظمی )
عبد الرزاق در المصنف خود روایتی را نقل میکند که بعد از ذکر سند مینویسد:
أقول : یأمرون !!!!! و هل لا زالوا یأمرون ؟! و المرأة تُدخل !!!!
رجالهم یمشون و یطؤون ، و نساؤهم یُدخلون .... ، و شبابهم یستمنون ! عاش الوهابیة !!!

اف بر این مذهب که اجازه میدهدمردانشان لواط ؛ جوانان انها استمناء
و زنان آنها هم با وسیله ای خود را ارضاء کنند.

عبد الرزاق در حدیث 13594 میگوید که ابن جریج به ما روایت نمود که عمرو بن دینار(از فقهاء معروف اهل ...) گفت من در استمناء مشکلی نمیبینم!!!

13594 عبد الرزاق قال أخبرنا ابن جریج قال قال عمرو بن دینار: ما أرى بالاستمناء بأسا.
( المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 392 / ط المجلس العلمی بتحقیق الأعظمی )

أقول : عساه لم یجهد نفسه بذلك .

بازهم عبد الرزاق در المصنف از ثوری از عباد از منصور از جابر بن زید ابی الشعثاء روایت میکند که گفت ! منی آب توست خواستی دورش بریز!!!

13591عبد الرزاق عن الثوری عن عباد عن منصور عن جابر ابن زید أبی الشعثاء قال هو ماؤك فأهرقه.

( المصنف لعبد الرزاق / ج7 / ص 391 / ط المجلس العلمی بتحقیق الأعظمی )
أقول : انتبه كی لا تزید الكمیة.

به توجیه غیر معقول ابن حزم دقت فرمائید !

ابن حزم چنین افاضه نموده است که : اگر زن چیزی را به فرج خود بمالد بدون اینکه آنرا فرو کند؛ تا اینکه انزال شود (به ارگاسم کامل جنسی برسد) این کراهت دارد و گناهی بر او نیست !
 همچنین است استمناء(جلق و یا خود ارضائی) برای مردان و فرقی با مسئله زن ندارد ،چون دست زدن به آلت که اشکالی ندارد و مباح است و همچنین دست زدن زن به فرجش به اجماع امت اشکالی ندارد ، وقتی چنین است او کاری بیشار از عمل مباح مرتکب نشده است مگر اینکه قصد بیرون آمدن منی را هم کرده است ؛ که این هم اصلا حرمتی ندارد ؛ چون خدای تبارک و تعالی در قران فرموده است که( ما آنچه را که بر شما حرام است تفصیل داده ایم ؛ سوره انعام) و این هم از آن چیز هایی که خداوند تفصیل داده نیست پس حلال است!!!چون خدا گفته است که (خلق لكم ما فی الأرض جمیعا) البقرة خداوند هر چیزی که روی زمین است برای شما آفریده است ؛

مگر اینکه ما این عمل را ناپسند (مکروه) میدانیم چون از مکارم اخلاق و فضائل نیست و مردم هم اورا بد میدانند به همین سبب عده ای فتوای به کراهت و عده ای فتوای به جواز و اباحه آن داده اند.

این مثل قصه ایست که کسی نزد یکی از علماء امد وگفت :
 حاج آقا !اگر کسی دستمالی بدستش بگیرد وتکان بدهد آیا اشکال دارد ؟ ان عالم گفت نه!
پرسید : اگر کسی دارام ،دریم ،دروم ؛بگوید اشکالی دارد ؟
 گفت : نخیر اشکالی ندارد
پرسید : اگر کسی بدور خود بچرخد ، اشکالی دارد ؟
گفت :نه!
پرسید :اگر کسی پایش را بالا و پائین بیندازد ، اشکالی دارد؟
گفت : نه!
گفت : پس با اجازه و شروع کرد به چرخ زدن و دستمال دستش را چرخاندن و دارام دریم دروم گفتن و پاهایش را بالا و پایین انداختن خلاصه شروع کرد به رقصیدن
ان عالم گفت چرا میرقصی؟
گفت حاج آقا خود شما فرمودید اشکالی ندارد!
گفت من هر کدام را به تنهایی گفتم نه این که همه را یکجا انجام بدهی !
حالا جناب ابن حزم هم هر کدام را که به تنهایی سنجیده است دیده مشکلی ندارد گفته پس یکجاهم اشکالی ندارد !

انسان و قتی این گونه حماقت ها را از آنها میبیند روزی هزار مرتبه شکر میکند که دنبال کسانی راه افتاده است که خداوند در قران پاکی آنها را از خطا واشتباه تایید نموده است .

( قال ابن حزم : فلو عرضت فرجها شیئا دون أن تدخله حتى ینزل فیكره هذا ولا إثم فیه . وكذلك الاستمناء للرجال سواء سواء، لأن مس الرجل ذكره بشماله مباح، ومس المرأة فرجها كذلك مباح بإجماع الأمة كلها، فإذ هو مباح فلیس هنالك زیادة على المباح إلا التعمد لنزول المنی، فلیس ذلك حراما أصلا ، لقول الله تعالى (وقد فصل لكم ما حرم علیكم) الأنعام، ولیس هذا مما فصل فهو حلال لقوله تعالى ، إلا أننا نكرهه لأنه لیس من مكارم الأخلاق ولا من الفضائل، وقد تكلم الناس فی هذا فكرهته طائفة وأباحته أخرى . )
( المحلى لابن حزم / ج11/ ص392 / ط دار الفكر بتحقیق أحمد شاكر)
________________________________________

13- مالیدن آلت و ...

ابن حزم در جای دیگر المحلی مینویسد :
و آنرا (استمناءرا)گروهی (از علماء)مباح دانسته اند چنانچه ماهم با سند مذکور روایت نمودیم تا عبد الرزاق که وی حدیث را از ابن جریج و او از ابراهیم بن ابی بکر ...از ابن عباس روایت میکند گه ابن عباس گفت :این کار چیزی نیست مگر اینکه کسی آلتش را آنقدر بمالد تا اینکه منی از او خارج شود ...
از ابن عمر نقل شده گه گفت : این عمل (استمناء) یک عصب است که آن را مالش بدهی!!
و با همین سند از قتاده از علاءبن زیاد از پدرش زیاد نقل میکند که گفت ما در مغازی(جنک ها ) این کار را میکردیم ؛ منظورش استمناء است که مرد آلتش را آنقدر میمالد تا انزال شود!
قتاده و حسن میگویند در باره مرد که استمناء میکند ؛با آلتش بازی میکند و آنرا میمالد تا اینکه انزال شود ؛ گفت که آنها در جنگها این کار را میکردند .
و از جابر بن زید ابی الشعثاء روایت ظده که گفت :آن آب (منی)مال توست پس ،انرا دور بریز یعنی استمناءکن!!!!
و از مجاهد نیر نقل شده است که گفت : در گذشته مردم جوانان شان را به این کار دستور میدادند تا اینکه با عفت بمانند و عفتشان حفظ شود (عجب عفتی که دختران جوان مساحقه کنند و پسران جوان استمناء و دچار انزال زودرس شده و بعد ازدواج هم نتوانند همسران خود را به کام برسانند بعد از آن هم به زنانی که گرفتار چنین شوهرانی میشوند علماء توصیه میکنند که از ...استفاه کنند اگر مطالعه کنید به توصیه ها خواهید رسید.
_این است آن صحابه عادل که اهل سنت سنگ دفاع ازآنها را به سینه میزنند !چرا این قصه ها را به جوانان سنی نمیگویند!_

13- تدلیك عصب و إعارة و أمر به ... استمنِ أیها الوهابی على طریقة ابن حزم !
( وأباحه ـ یعنی الاستمناء ـ قوم كما روینا بالسند المذكور إلى عبد الرزاق نا ابن جریج أخبرنی إبراهیم بن أبی بكر عن رجل عن ابن عباس أنه قال: وما هو إلا أن یعرك أحدكم زبه حتى ینزل الماء. ..... عن ابن عمر أنه قال: إنما هو عصب تدلكه. وبه إلى قتادة عن العلاء بن زیاد عن أبیه أنهم كانوا یفعلونه فی المغازی، یعنی الاستمناء یعبث الرجل بذكره یدلكه حتى ینزل. قال قتادة: وقال الحسن فی الرجل یستمنی یعبث بذكره حتى ینزل قال: كانوا یفعلون فی المغازی. وعن جابر بن زید أبی الشعثاء قال: هو ماؤك فأهرقه یعنی الاستمناء. وعن مجاهد قال: كان من مضى یأمرون شبابهم بالاستمناء یستعفون بذلك.

عبد الرزاق در المصنف مینویسد: و این حدیث را معمر از ایوب سختیانی یااز غیر او نقل میکند از مجاهد از حسن نقل نموده است که وی معتقد است که استمناء اشکالی ندارد!
و از عمروبن دینار هم نقل شده که وی گفت به نظر من استمناء اشکالی ندارد .
ابو محمد رح گفت : سند روایت ها از ابن عباس و ابن عمر مشکل دارد ؛ لکن در نزد عطاء قول به کراهت درست است ودر نزد حسن اباحه مطلق (مطلقا جایز است)
و از عمروبن دینار و از زیاد ابی علاء و از مجاهد و روایت نموده است کسانی که روایت نموده اند از کسانی که درک نموده اند و بزرگان تابعین که جز از صحابه (رض) روایت نمیکنند

قال عبد الرزاق: وذكره معمر عن أیوب السختیانی أو غیره عن مجاهد عن الحسن أنه كان لا یرى بأسا بالاستمناء. وعن عمرو بن دینار ما أرى بالاستمناء بأسا . قال أبو محمد رحمه الله: الأسانید عن ابن عباس وابن عمر فی كلا القولین مغمورة ، لكن الكراهة صحیحة عن عطاء، والإباحة المطلقة صحیحة عن الحسن، وعن عمرو بن دینار وعن زیاد أبی العلاء وعن مجاهد، ورواه من رواه من هؤلاء عمن أدركوا وهؤلاء كبار التابعین الذین لا یكادون یروون إلا عن الصحابة رضی الله عنهم . )
( المحلى لابن حزم / ج11 / ص393 / ط دار الفكر بتحقیق أحمد شاكر)

أقول : صحابة یفعلونه فی المغازی !!! ربما لهذا نرى شباب الوهابیة یتسابقون لأفغانستان !!! ( هذی القمندة یا شباب ) قمندة = مغزى أو سر


( وأما الحنابلة فقالوا : إنه حرام ، إلا إذا استمنى خوفا على نفسه من الزنا ، أو خوفا على صحته ، ولم تكن له زوجة أو أمة ، ولم یقدر على الزواج ، فإنه لا حرج علیه .
وأما ابن الحزم فیرى أن الاستمناء مكروه ولا إثم فیه لأن مس الرجل ذكره بشماله مباح بإجماع الأمة كلها. وإذا كان مباحا فلیس بینه ولا زیادة إلا تعمد إنزال المنى ، فلیس حراما أصلا لقوله تعالى . وقد فصل الله لكم ما حرم علیكم . )
( فقه السنة- للسید سابق / ج2 / ص435/ باب (الاستمناء) / ط دار الكتاب العربی )

أقول : خوفاً على صحته ! لذا الوهابیة یخافون على صحتهم ... بعمق !
________________________________________

14- صدق أو لا تصدق ... أوجبوه !

و گروهی از علماءکسانی اند که گفته اند در بعضی از حالات حرام است و در بعضی حالات و اجب و عده ای هم فتوای به کراهت داده اند .
اما کسانی که قائل به حرمت شده اند ؛ فقهای مالکی و شافعی و زیدیه میباشند و دلیل شان بر تحریم استمناءاینستکه خدای تبارک و تعالی دستور به حفظ فروج در همه حالات داده است مگر در برابر همسر؛ و ملک یمین ،پس اگر کسی به بیشتر از ین دو مورد تجاوز نمود و استمنی نمود از کسانی هست که متجاوز به حکم الهی است به آنچه که خداوند حرام نموده است تعدی نموده است ؛ خداوند میفرماید{وَ الّذینَ هُم لِفُرُوجِهِم حافظون . إلا على أزواجهم أو ما ملكت أیمانهم فإنهم غیر ملومین . فمن ابتغى وراء ذلك فأولئك هم العادون }

( ومنهم من رأى أنه حرام فی بعض الحالات ، وواجب فی بعضها الآخر ومنهم من ذهب إلى القول بكراهته . أما الذین ذهبوا إلى تحریمه فهم المالكیة والشافعیة ، و الزیدیة . وحجتهم فی التحریم أن الله سبحانه أمر بحفظ الفروج فی كل الحالات ، إلا بالنسبة للزوجة ، وملك الیمین . فإذا تجاوز المرء هاتین الحالتین و استمنى ، كان من العادین المتجاوزین ما أحل الله لهم إلى ما حرمه علیهم . یقول الله سبحانه : " والذین هم لفروجهم حافظون . إلا على أزواجهم أو ما ملكت أیمانهم فإنهم غیر ملومین . فمن ابتغى وراء ذلك فأولئك هم العادون " .

و اما عده ای که گفته اند در بعضی حالات حرام است و در بعصی از حالات و اجب است ، انان پیروان مذهب حنفی هستند :
پس گفته اند که اگر کسی ترس از وقوع در زنا داشته باشد استمناء بر او واجب میشود و دلیل شان قاعده ارتکاب اخف الضررین است (یعنی دو گناه در برابر توست که باید یکی را انجام بدهی ، تو باید هر کدام را که ضررش کمتر است ، انجام دهی و گفته اند که اگر برای شهوترانی و تحریک آن باشد حرام است .
و گفته اند که اگر شهوت غلبه کند و همسر و یا کنیزی هم نداشته باشد ؛ به قصد آرام شدن شهوت استمناء کند اشکالی ندارد ( یکی از اینها بپرسد که آیا تا به حال شده که کسی بدون غلبه شهوت استمناء کند!!!)

و حنابله گفته اند که استمناء حرام است مگر در صورتی که از زنا بترسد و یا بترسد که مریض شود و همسر هم نداشته و توان ازدواج را هم نداشته باشد در این صورت استمناء اشکالی ندارد.

وأما الذین ذهبوا الى التحریم فی بعض الحالات ، والوجوب فی بعضها الآخر ، فهم الأحناف فقد قالوا : إنه یجب الاستمناء إذا خیف الوقوع فی الزنا بدونه ، جریا على قاعدة : ارتكاب أخف الضررین . وقالوا : إنه یحرم إذا كان لاستجلاب الشهوة وإثارتها . وقالوا : إنه لا بأس به إذا غلبت الشهوة ، ولم یكن عنده زوجة أو أمة و استمنى بقصد تسكینها . وأما الحنابلة فقالوا : إنه حرام ، إلا إذا استمنى خوفا على نفسه من الزنا ، أو خوفا على صحته ، ولم تكن له زوجة أو أمة ، ولم یقدر على الزواج ، فإنه لا حرج علیه .
(اینجاست که انسان به حقانیت اهل البیت پی میبرد ؛ ائمه اهل سنت فقط پیش پای خود را میبینند و فتوایی برای همان روز میدهند و نمیدانند که این مساله چون الان ضررش کشف نشده است ممکن است در آینده به مضرات آن پی برده شود اما اهل البیت عصمت که هر گز خطایی مرتکب نمیشوند و علم لدنی دارند در پاسخ به یک سوال تمام جوانب آنرا در تمام عصر ها در نظر میگیرند و حکم خدا را بیان میکنند زیرا آنها از روی نادانی و هوای نفس سخنی نمیگویند بلکه آنچه که از دهان مبارکشان خارج میشود ریشه در قران و سنت   واقعی نبی مکرم اسلام دارد)


و اما ابن حزم استمناء را مکروه دانسته و گناهی بر آن مترتب نمیداند همچنین است استمناء(جلق و یا خود ارضائی) برای مردان و فرقی با مسئله زن ندارد ،چون دست زدن به آلت که اشکالی ندارد و مباح است و همچنین دست زدن زن به فرجش به اجماع امت اشکالی ندارد ، وقتی چنین است او کاری بیشتر از عمل مباح مرتکب نشده است مگر اینکه قصد بیرون آمدن منی را هم کرده است ؛ که این هم اصلا حرمتی ندارد ؛ چون خدای تبارک و تعالی در قران فرموده است که( ما آنچه را که بر شما حرام است تفصیل داده ایم ؛ سوره انعام) و این هم از آن چیز هایی که خداوند تفصیل داده نیست پس حلال است!!!چون خدا گفته است که (خلق لكم ما فی الأرض جمیعا) البقرة خداوند هر چیزی که روی زمین است برای شما آفریده است ؛
مگر اینکه ما این عمل را ناپسند (مکروه) میدانیم چون از مکارم اخلاق و فضائل نیست و مردم هم اورا بد میدانند به همین سبب عده ای فتوای به کراهت و عده ای فتوای به جواز و اباحه آن داده اند.

وأما ابن حزم فیرى أن الاستمناء مكروه ولا إثم فیه ، لان مس الرجل ذكره بشماله مباح بإجماع الأمة كلها . وإذا كان مباحا فلیس هنالك زیادة على المباح إلا التعمد لنزول المنی ، فلیس ذلك حراما أصلا ، لقول الله تعالى : " وقد فصل الله لكم ما حرم علیكم ". ولیس هذا ما فصل لنا تحریمه ، فهو حلال لقوله تعالى : " خلق لكم ما فی الأرض جمیعا " . قال : وإنما كره الاستمناء لأنه لیس من مكارم الأخلاق ولا من الفضائل وروی لنا أن الناس تكلموا فی الاستمناء فكرهته طائفة وأباحته أخرى .

از جمله کسانی که این عمل را مکروه دانسته اند ابن عمر (فرزند خلیفه دوم) وعطاءمیباشند.
از کسانی که آنرا مباح میدانند : ابن عباس و حسن و بعضی از بزرگان تابعین (طبقه بعد از صحابه که اهل سنت بعد از صحابه حرف آنها را سند میدانند)هستند و حسن گفته است که : این کار را در جنگ ها انجام میدادند .
و مجاهد میگوید "در گذشته جوانان خود را به این عمل دستور میدادند و با این کار عفت خود را حفظ میکردند و حکم زن هم مثل حکم مرد است.

و ممن كرهه ابن عمر ، وعطاء . وممن أباحه ابن عباس ، والحسن ، وبعض كبار التابعین . وقال الحسن : كانوا یفعلونه فی المغازی . وقال مجاهد : كان من مضى یأمرون شبابهم بالاستمناء یستعفون بذلك ، وحكم المرأة مثل حكم الرجل فیه . )
( فقه السنة- للسید سابق / ج2 / ص434-436 / باب (الاستمناء) / ط دار الكتاب العربی )

نکته جالب اینجاست که قبلا در بخش اول فتاوای رسوا هم مساله زنا را از دیدگاه حنفی ها بررسی نمودیم !!!آنجا نظر آنها این بود که اگر اجرتی در برابر زنا باشد حدی جاری نمیشود.

و درد اینجاست که ازدواج موقتی! که قران وسنت به آن دلالت دارد آنرا چون عمر بدش آمده حرام میدانند و از زنا بدتر و لی ستمناء و زنا را به اشکال مختلفی سعی در مباح نمودنش دارند ؛ بعضی و قتها انسان به این نتیجه یقین پیدا میکند که فقهای عامه و سردمداران این مکتب ادامه همان سلسله اباحی گری های دوران جاهلیت ؛ اند و قتی نتوانستند اسلام را نابود کنند ، در آن نفوذ نموده و با حربه دین، دین را به سخره گرفتند و سعی در نابودی آن نمودند؛ آنان نوکران در بار فاسد وفاسق بودند که کاری جزفتوای اباحه گند کاری های آنها را ندشتند.ان شاء الله اگر عمر یاری کند در بخشی از بحث ها به گند کاری خلفایی که از دید فقهای اهل سنت اطاعت از آنها و اجب و نا فرمانی آنها حرام است خواهم پرداخت.

أقول : كان الأحناف یخافون من الزنا دائما و أبداً لدرجة كبیرة ... فلا إله إلا الله !
________________________________________


15- از همه بدتر ...استمناء با بوسیله دست دختر بچه خورد سال!

ابن قیم جوزی در کتاب بدائع الفوائد مینویسد:
(و در کتاب الفصول روایت نموده است از احمد که اگر مردی در ماه رمضان خوف این داشته باشد که مثانه و یا بیضتین اش از شدت زیادی منی پاره شود ؛ میتواند منی را از خود خارج نماید ؛ وی نگفته است که چگونه و توسط چه چیزی این عمل را انجام دهد.
گفته است و لی نظر من اینست که بگونه ای خارج کند که روزه دیگری باطل نشود مثل اینکه بوسیله دست خودش و یا بدن همسرش و یا دست دختر بچه نابالغ کنیزش که روزه نداشته باشد اما اگر کنیزی داشته باشد نابالغ باید بوسیله دست ویا بدن وی استمناء نماید و همچنین است استمناء توسط زن کافره و همچنین به جایز است نزدیکی نمودن با زن در غیر از فرج (یعنی نزدیکی از عقب روزه را باطل نمیکند) پس اگر بخواهد از جلو نزدیکی نماید در صورتیکه بتواند منی را بگونه ای دیگر از خود خارج نماید من این کار (نزدیکی از جلو ) را جایز نمیدانم چون که وقتی ضرورت رفع شد دیگر بعد از ضرورت مساله به حرمت خود بر میگردد مانند اکل میتة بلکه اینجا تاکیدش بیشتر از مساله اکل میته است چون در باب فروج منع و نهی خیلی محکمتر از باب خوردن است ....
  
   این احمق ها نمیدانند که خداوند حکیم انسان را بگونه ای آفریده است که هر گاه منی در داخل کیسه زیاد شود بصورت خود کار در عالم خواب از انسان خارج میشود که در اصطلاح فقهی به ان احتلام و در اصطلاح عرفی به  بازی دادن شیطان معروف است .
و آیا در طول تاریخ جایی ثبت شده است که کسی از فشار منی بیضه اش منفجر شده باشد و یا پاره گشته باشد!!!؟

15- والأشد من هذا و ذاك ... الاستمناء بید الصغیرة !
( وفی الفصول روى عن أحمد فی رجل خاف ان تنشق مثانته من الشبق أو تنشق انثیاه لحبس الماء فی زمن رمضان یستخرج الماء ولم یذكر بأی شیء یستخرجه قال وعندی أنه یستخرجه بما لا یفسد صوم غیره كاستمنائه بیده أو ببدن زوجته أو أمته غیر الصائمة فإن كان له أمه طفلة أو صغیرة استمنى بیدها وكذلك الكافرة ویجوز وطئها فیما دون الفرج فإن أراد الوطء فی الفرج مع إمكان إخراج الماء بغیره فعندی أنه لا یجوز لأن الضرورة إذا رفعت حرام ما وراءها كالشبع مع المیتة بل ههنا آكد لأن باب الفروج آكد فی الحظر من الأكل ...)
( بدائع الفوائد لابن القیم الجوزیة / ج4 / ص906 / ط مكتبة نزار الباز- مكة 1416- الأولى )

   میگوییم !
        خشت اول گر نهد معمار کج        تا ثریا میرود دیوار کج

أقول : یا فرحة الوهابیین بصغیراتهم ! ولا أدری هل جرّب هذا الجوزیة ما أفتى به هنا مع أخته الصغیرة أو طفلته الصغیرة أو أی من محارمه الصغار ؟! قلیل من العقل یا بشر


16- مساحقه ،استمناء به اجماع علمای اهل بدعت!!

در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه ؛ جزیری چنین مینویسد:
و هر گاه کسی به دستش دخول کند(استمناء کند { از کلمه نکح یده فهمیده میشود که این کار دائما انجام دهد})و از آن لذت ببرد و یا اینکه زنی با زنی دیگری جفت شود که به این عمل مساحقه میگویند ؛حدی بر آنها جاری نمیشود بدلیل اجماع علماء اگرچه این عمل جرام است و لی سزای این کار تعزیر است تعزیر عقوبتی است که قاضی آنرا مصلحت میداند ( بعدا خواهد آمد که طبق نظر اینها تعزیر بیشتر از ده شلاق جایز نیست) تا او را از منکر باز دارد

16- یا بخت الوهابیة ... سحاق و استمناء بإجماع العلماء !!
( و من نكح یده ، و تلذذ بها ، أو إذا أتت المرأة المرأة ، و هو السحاق ، فلا یقام حد فی هذه الصورة بإجماع العلماء ، لأنها لذة ناقصة ، و إن كانت محرمة ، و الواجب التعزیر على الفاعل حسب ما یراه الإمام زاجراً له عن المنكر. )
( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / كتاب الحدود - الاستمناء بالید / ص1223 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )
یک نکته جانبی !!
وقتی این همه اهل بدعت در فقه شان و در خصوص یک مساله اختلاف دارند چرا این همه میگویند که ما اهل سنت و جماعت هستیم کجای این فتاوا یا هم جمع میشود
این یک مساله کوچک است و قتی به اعتقادات میرسیم انجا ست که تکفیر و سر شکستن هایشان آغاز میشود
من از خداوند میخواهم که برایم عمر بدهد ! تا تمام این گند کاری ها را به اطلاع خوانندگان برسانم
منتظر بخش چهارم فتاوای رسوا باشید!