تبلیغات
چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟

چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟

دفاع از مكتب حقه اهل البیت و رسوایی فرق ضاله

من یک یمانی بودم

[
]
#احمد_الحسن_دجال_بصری
#فریب_بزرگ
#دجال_بصره
#اولین_دجال
[https://www.aparat.com/v/Lnx7y/%D9%85%D9%86_%DB%8C%DA%A9_%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85]



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :نقد کتب و فرق ،مهدویت ،تشرف یافتگان به حق ،
  • ارزوی عمر



    ای کاش گوسفندی بودم تا مرا اهل پروار کرده و ذبح میکردند و میخوردندو ....

    البیهقی - شعب الإیمان - الحادی عشر

     

    800 - قال : ، وحدثنا : یحیى بن یحیى ، أخبرنا : أبو معاویة ، عن جویبر ، عن الضحاك قال : مر أبوبكر (ر) على طیر قد وقع على شجرة فقال : طوبى لك یا طیر تطیر فتقع على الشجر ، ثم تأكل من الثمر ، ثم تطیر لیس علیك حساب ولا عذاب یا لیتنی كنت مثلك ، والله لوددت أنی كنت شجرة إلى جانب الطریق فمر علی بعیر فأخذنی فأدخلنی فاه فلاكنی ، ثم إزدردنی ثم أخرجنی بعراً ولم أكن بشراًً قال : فقال عمر (ر) : یا لیتنی كنت كبش أهلی سمنونی ما بدا لهم حتى إذا كنت كأسمن ما یكون زارهم بعض من یحبون فذبحونی لهم فجعلوا بعضی شواءً وبعضه قدیداً ، ثم أكلونی ولم أكن بشراًً ، قال : وقال أبو الدرداء : یا لیتنی كنت شجرة تعضد وتؤكل ثمرتی ولم أكن بشراًً.




    آرزوی ابوبکر ایکاش پشکل شتر بودم!

    آرزوی ابوبکر ایکاش پشکل شتر بودم!



    بیهقی در شعب الایمان نقل میکند که ابوبکر روزی پرنده ای را دید که بر درختی نشسته است گفت:

    خوشا بحالت ای مرغک پرواز میکنی و بر درخت مینشینی, سپس خرما میخوری، باز پرواز میکنی و حساب و کتابی نداری, کاش منهم مثل تو بودم؛

    بخدا سوگند ارزو میکنم که درختی در مسیر راه بودم که شتری بر من میگذشت و مرا میخورد میجوید و هضم میکرد و بصورت پشکل مرا دفع میکرد.

    چند نکته:

    1- ابوبکر از انسان بودن خسته شده است و ارزوی حیوان شدن دارد.

    2- ارزو میکند که حساب و کتابی نمیداشت! چرا؟

    3- حتی ارزو میکند که درخت میبود که یک مرحله پائین تر از حیوان است.

    4- باز آرزو میکند که کاش پشکل شتر میبود



    چرا ابوبکر این ارزوها را داشته است؟؟؟؟


    البیهقیشعب الإیمان - الحادی عشر...

     

    800 - قال : وحدثنا : یحیى بن یحیى ، أخبرنا : أبو معاویة ، عن جویبر ، عن الضحاك قال : مر أبوبكر (ر) على طیر قد وقع على شجرة فقال : طوبى لك یا طیر تطیر فتقع على الشجر ، ثم تأكل من الثمر ، ثم تطیر لیس علیك حساب ولا عذاب یا لیتنی كنت مثلك ، والله لوددت أنی كنت شجرة إلى جانب الطریق فمر علی بعیر فأخذنی فأدخلنی فاه فلاكنی ، ثم إزدردنی ثم أخرجنی بعراً ولم أكن بشراًً ،



    سابقه ازدواج با محارم در فتوای بزرگان اهل سنت

    بنام خدای رسوا گر ظالمان

    در این روزها سلفی های بی دین هر روز رسوایی دیگر بر دامن ناپاک و آلوده خود می افزایند؛ یکی از این فتواهای عجیب و غریب فتوای جهاد النکاح است که بسیاری از فاحشه ها و زناکاران را به سوریه کشاند و با خواندن سوره حمد زنان شوهر دار را به نکاح خود دراورده و یا با گفتن سه تکبیر هر زن و دختر را ملک خویش می‌کنند، در این پست ما ابتدا به سابقه این گونه فتواها در مذاهب اهل سنت اشاره میکنیم و در اخیر نوشتار لینک دانلود فیلم اعترافات مردانی که همسران خودرا به جهاد النکاح فرستاده اند را خواهیم گذاشت.

    نزدیکی با محارم

    • 1- کسی که با مادر و دخترش نزدیکی کند حدی بر او نیست :

    ابن حزم در کتاب المحلی مینویسد:

    ابو حنیفه وقتی حکم به زنا میکند که زن مطروفه باشد (یعنی زن مجانا خود را در اختیار کسی قرار بدهد)

    اما اگر مزد و یا اجاره باشد، زنا نیست و حدی در آن جاری نمیشود....

    در ادامه مینویسد :

    بنا بر این فتوا دیگر هرکسی که خواست در ملاءعام  زنا کند مشکلی ندارد و حدی بر آنها جاری نمیشود چون مقداری پول را مزد و یا اجاره عمل قرار میدهند ،

    وی در ادامه مطلب مینویسد اصحاب ابی حنیفه حیله های ارتکاب معاصی را به گنه کاران و پیروان خود یاد میدهند تا جایی که یاد میدهند هرکسی که با مادر و دختر خود نیز عالما و عامدا نکاح ببندد و نزدیکی کند حدی بر او جاری نمیشود


    المطروفة :زن بی باکی که از هیچ مردی ابائی ندارد خود رابر همه عرضه میکند و میزبان هر نا محرمی است (از همخوابی با هیچ کسی ابایی ندارد)
    و به غیر از شوهرش چشم دارد.

    - لا حد على من وطأ أمه أو ابنته!!

    ( إن أبا حنیفة لم یر الزنا إلا مطارفة* أما لو كان فیه عطاء و استئجار فلیس زنا و لا حد فیه و قال أبو یوسف ومحمد بن الحسن و أبو ثور و أصحابنا و سائر الناس هو زنا وفیه الحد ... ) إلى أن قال ( .... : وعلى هذا لا یشاء زان ولا زانیة أن یزنیا علانیة إلا فعلا وهما فی أمن من الحد بأن یعطیها درهما یستأجرها به، ثم علموهم الحیلة فی وطء الأمهات والبنات بأن یعقدوا معهن نكاحا ثم یطأونهن علانیة آمنین من الحدود، )


    أقول : هل سنرى إعلان تأجیر أمهات و أخوات ماركة وهابیة للنكاح مع تخفیضات موسمیة ؟! ربما امسح و اربح !

    ________________________________________


    2- پذیرایی از میهمان

    ابن حزم مینویسد

    ابن جریج گفته است : خبر داد مرا عطاء بن ابی رباح که گفت :مرد دخترش را به غلامش و فرزندو برادر ش حلال میکرد و همچنین زن دخترش را برای شوهرش حلال مینمود ؛  عطاء میگوید من این کار را دوست ندارم و برای من ثابت نشده است ،اما به تخقیق به من رسیده است که مرد دخترش را برای میهمانش میفرستد مرد دخترش را برای میهمانش میفرستد

    ابومحمد گفته است که این نظر و فتوایی در میان فتاوا است و نظر سفیان ثوری نیز میباشد : و مالک (امام مالک رئیس فرقه مالکی اهل سنت ) و اصحابش گفته اند درین مورد  اصلا حدی جاری نمیشود .

     

    2- الكرم الوهابی یتجلى فی إرسال ولیدتهم إلى ضیفهم !

     

    ( قال ابن جریج : واخبرنی عطاء بن أبى رباح قال : كان یفعل یحل الرجل / صفحة 258 / ولیدته لغلامه وابنه وأخیه وتحلها المرأة لزوجها ، قال عطاء : وما أحب أن یفعل وما بلغنی عن ثبت قال : وقد بلغنی أن الرجل كان یرسل بولیدته إلى ضیفه * قال أبو محمد رحمه الله : فهذا قول وبه یقول سفیان الثوری : وقال مالك . وأصحابه لا حد فی ذلك أصلا ... )

    ( المحلى لابن حزم / ج 11 / ص 257 و 258 / ط دار الفكر بتحقیق أحمد شاكر)

     

    أقول : ربما لهذا یحبون زیارة بعضهم البعض كثیراً ... من یدری !!

    ________________________________________

     

    • 3- نکاح با محارم

    خدایا مارا ببخش ...حتی با محارم ...مادران و خواهرانشان !!!!

    ابن حزم مینویسد :

    علماء در این زمینه اختلاف کرده اند یک طائفه گفته است : کسی که با مادر یا دختر و یا یکی از محارمش ازدواج کند و یا زنا نماید فرقی ندارد همه یکی است و این عقد هیچ اثری ندارد اگر عالم به تحریم و از روی عمد باشد و بر او حد زنا  جاری میشود و فرزند در این نکاح ملحق نمیشود (به پدر)این قولنقل شده است از  حسن، مالک و شافعی، و ابی ثور ؛و ابی یوسف و محمد بن حسن از یاران ابو حنیفه


    فتوای مالک :

     

     ( وقد اختلف الناس فی هذا فقالت طائفة : من تزوج أمه أو ابنته أو حریمته أو زنى بواحدة منهن فكل ذلك سواء وهو كله زنا والزواج كلا زواج إذا كان عالما بالتحریم وعلیه حد الزنا كاملا ولا یلحق الولد فی العقد وهو قول الحسن . ومالك . والشافعی . وأبی ثور وأبی یوسف . ومحمد بن الحسن صاحبی أبی حنیفة :

    مالک در این مساله بین نزدیکی به عقد و نزدیکی به ملک یمین (کنیز)فرق قائل شده است و گفته است :

    در مورد کسی که مالک شود دختر برادر و یا دختر خواهر  ،عمه ، خاله یا همسر پدر و یا همسر فرزند نسبی اش و یا مادر رضاعی یا دختر رضاعی یا و یا خواهر رضاعی را ؛

    در حالیکه میدانند نزدیکی با آنها حرام است و نسبت آنها را نیز با خود میداند ولی باز هم با آنها نزدیکی نماید حدی بر او جاری نمیشود و فرزند نیز به او ملحق میشود  (حلال زاده است) اما تنبیه میشود ...


    إلا أن مالكا فرق بین الوطء فی ذلك بعقد النكاح وبین الوطء فی بعض ذلك بملك الیمین

    فقال : فیمن ملك بنت أخیه . أو بنت أخته . وعمته . وخالته . وامرأة أبیه . وامرأة ابنه بالولادة  وأمه نفسه من الرضاعة . وابنته من الرضاعة . وأخته من الرضاعة

    وهو عارف بتحریمهن وعارف بقرابتهن منه ثم وطئهن كلهن عالما بما علیه فی ذلك فان الولد لاحق به ولا حد علیه لكن یعاقب ورأی أن ملك أمه التی ولدته . وابنته وأخته بأنهن حرائر ساعة یملكهن فان وطئهن حد حد الزنا ،

    وقال أبو حنیفة

     

    لا حد علیه فی ذلك كله ولا حد على من تزوج

    أمه التی ولدته  و ابنته  و أخته  و جدته  و عمته  و خالته  و بنت أخیه و بنت أخته ؛ عالما بقرابتهن منه عالما بتحریمهن علیه ووطئهن كلهن فالولد لا حق به والمهر واجب لهن علیه ولیس علیه إلا التعزیر دون الأربعین فقط وهو قول سفیان الثوری ... )

    ( المحلى لابن حزم / ج 11 / ص 253 / ط دار الفكر بتحقیق أحمد شاكر)

     

    فتوای ابو حنیفه

    ابو حنیفه میگوید حدی جاری نمیشود بر کسی که ازدواج کند با مادرش که اورا به دنیا او آورده است ؛دختر، خواهر ،مادر بزرگ ،عمه و خاله ،دختر برادر و دختر خواهر ش در حالیکه آگاه به قرابت و نسب آنها و عالم به حرمت ازدواج با محارم هم هست.و با آنها نزدیکی هم بکند ؛فرزند به او ملحق میشود و پرداخت مهریه هم واجب است و تنها باید تعزیر شود آنهم کمتر از چهل ضربه ؛ نظر سفیان سوری نیز همین است .

    (تنها چیزی که توجیه گر این گونه فتاوا میباشد همان تصحیح نسب آلوده خودشان است که در جای خودش به آن خواهیم پرداخت)


    أقول : و إن كان هناك عقد فكیف یصح هذا العقد أصلاً على الأم أو المحارم ؟! لعل فتواهم هذه لإضفاء الشرعیة على نسب بطلهم المخضرم ، و الله أعلم !

     

    ________________________________________


    4- جواز اجرای خطبه نکاح با زنی که ازدواج با او حرام است !!!!


    ((هرگاه کسی زنی را که نکاح اش بر او حرام است به عقد خود در بیاورد و با او نزدیکی کند بر او حدی واجب نیست .))به خاطر شبهه نکاح، اسبیحانی گفته است :

    این نظریه ابو حنیفه و زفر است ،و أبو یوسف و محمدگفته اند اگر ازدواج کند با کسی که ازدواج با او حرام است  و آگاه به حرمت آن باشد در این مورد شبهه ای نیست و بر او حد جاری میشود اگر نزدیکی نموده باشد و اگر نمیدانسته  حدی بر او نیست ؛ اما آنچه که درست است دیدگاه و نظر ابو حنیفه و زفر  است و بر این دیدگاه نسفی و محبوبی و غیر از ایندو  مشی نموده اند.

     ( اللباب فی شرح الكتاب للشیخ عبد الغنی الغنیمی الدمشقی المیدانی / كتاب الحدود / ج1 / ص540 / ط دار المعرفة )


    پناه بر خدا این چه فقهی است ؟ این چه دین و آئین است تفاوت این دیدگاه با نظریات فروید کجاست؟!!!!!!!


    4- امرأة لا تحل لك فهل یجوز نكاحها ؟

     

    ( (ومن تزوج امرأة لا یحل له نكاحها فوطئها لم یجب علیه الحد)، لشبهة العقد، قال الإسبیجانی: وهذا قول أبی حنیفة وزفر، وقال أبو یوسف ومحمد: إذا تزوج محرمة وعلم أنها حرام فلیس ذلك بشبهة وعلیه الحد إذا وطئ، وإن كان لا یعلم فلا حد علیه، والصحیح قول أبی حنیفة وزفر، وعلیه مشى النسفی والمحبوبی وغیرهما، تصحیح. )

     

    أقول : أعوذ بالله ، أی فقه وأی دین هذا؟ إنه دین فروید الذی لا یعرف إلا الجنس !

     



    5- محیی الدین نووی و ازدواج با محارم

    (( فصل ) اگر کسی  زنی را اجاره کرد تا با او زنا نماید و یا با محرمی از محارم خود ازدواج نمود و نزدیکی نمود در حالیکه آگاه به تحریم آن بود حد  بر او واجب میشود چون عقد تاثیری در جواز نزدیکی ندارد پس وجود چنین عقدی با عدمش یکی است .

    و اگر یکی از محارم خود را مالک شد و با آنها نزدیکی نمود اینجا دو قول است :

    1- حد بر او واجب است چون ملک باعث جواز نزدیکی با محارم  نمیشود در هیچ حال پس حد ساقط نیست.

    2- حدی بر او واجب نمیشود ؛که قول صحیح همین است ...


    5- محیی الدین النووی ینقل لنا المزید

     

    ( ( فصل ) وإن استأجر امرأة لیزنی بها فزنى بها أو تزوج ذات رحم محرم فوطئها وهو یعتقد تحریمها وجب علیه الحد لانه لا تأثیر للعقد فی إباحة وطئها فكان وجوده كعدمه ، وإن ملك ذات رحم محرم ووطئها ففیه قولان ( أحدهما ) أنه یجب علیه الحد لان ملكه لا یبیح وطأها بحال فلم یسقط الحد ( والثانى ) أنه لا یجب علیه الحد ، وهو الصحیح ... )

    ( المجموع - محیى الدین النووی / ج 20 / ص 20 / ط دار الفكر )



    6- و هناك المزید !

     

    ( رجل تزوج امرأة ممن لا یحل له نكاحها فدخل بها لاحد علیه سواء كان عالما بذلك أوغیر عالم فی قول أبى حنیفة رحمه الله تعالى ولكنه یوجع عقوبة إذا كان عالما بذلك )

    ( المبسوط للسرخسی / ج 9 / ص 85 / ط دار المعرفة 1406 هـ )


    6- بازهم ازدواج با محارم از دیگاه ابو حنیفه

    ( سرخسی در کتاب المبسوط مینویسد :

    اگر مردی با زنی که از مخارم اوست ازدواج کند و نزدیکی با او  نماید حدی بر او واجب نمیشود ! چه عالم به تحریم و محرمیت با شد و چه نباشد؛ طبق دیگاه ابو حنیفه  ولکن تنبیه میشود اگر عالم باشد .!!!

     

    ( حدثنا سلیمان بن شعیب عن أبیه عن محمد عن أبی یوسف عن أبی حنیفة بذلك حدثنا فهد قال ثنا أبو نعیم قال سمعت سفیان یقول فی رجل تزوج محرم منه فدخل بها قال لا حد علیه )

    ( شرح معانی الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة / ج 3 / ص 149 / ط دار الكتب العلمیة الثالثة 1996 )

    در روایت بالا که در کتاب شرح معانی الاثار آمده است بعد از ذکر سند میگوید :

    ابو نعیم گفت : شنیدم از سفیان که میگوید در باره مردی که با یکی از محارمش ازدواج نموده و نزدیکی هم کرده است ؛ سفیان گفت : حدی بر او نیست.

    سوال !ابوحنیفه ای که برای مسلمانان چنین فتاوایی میدهد آیا راضی میشود که با خواهر و مادر خودش این کار را بکند؟؟؟!!

    أقول : "هل یرضى أبوحنیفة هذا لأمه أو لأخته حین یجیز ذلك للمسلمین ! أی خسة وانحطاط هذا ؟! ولا تعلیق أكثر."

    _________________________________


    7- حکم نکاح  همسر  پنجم یا خواهر زن

    اکر کسی زن پنجم کرفت و یا با خواهر زن خود ازدواج کرد و نزدیکی هم نمود حدی بر او نیست  طبق فتوای  ابی حنیفه  حتی اگر عالم به مساله هم باشد و فقط تعزیر میشود ...

    7- الخامسة أو أخت الزوجة طالهم عطش الوهابیة الجنسی أیضاً

     

    ( كذلك إذا نكح محارمه أو الخامسة أو اخت امرأته فوطئها لا حد علیه عند أبى حنیفة وان علم بالحرمة وعلیه التعزیر وعندهما والشافعی رحمهم الله تعالى علیه الحد والاصل عند أبى حنیفة علیه الرحمة ان النكاح إذا وجد من الاهل مضافا إلى محل قابل لمقاصد النكاح یمنع وجوب الحد سواء كان حلالا أو حراما وسواء كان التحریم مختلفا فیه أو مجمعا علیه وسواء ظن الحل فادعى الاشتباه أو علم بالحرمة والاصل عندهما ان النكاح إذا كان محرما على التأبید أو كان تحریمه مجمعا علیه یجب الحد وان لم یكن محرما على التأبید أو كان تحریمه مختلفا فیه لا یجب علیه )

    ( بدائع الصنائع لأبو بكر الكاشانی / ج 7 / ص 35 / ط مكتبة الحبیبیة )



    8- نزدیکی با مرده ،  مادر ، خواهر رضاعی

    در کتاب شرح کبیر

    مساله: و اگر کسی با مرده ای نزدیکی نمود ویا مادر و خواهر رضاعی را مالک شد و با آنها نزدیکی نمود آیا تعزیر میشود ؟!بر دو وجه  است  :

    طبق یک دیدگاه اگر با مرده ای نزدیکی نمود حد بر او جاری میشود و این نظر اوزاعی میباشد زیرا وطی در فرج آدمی شبیه وطی زنده است و اینکه این عمل از گناهان بزرگ  است ...زیرا منجر به هتک حرمت میته شده است .

    قول دوم این است که حدی بر او جاری نمیشود که قول حسن است  ، ابوبکر (از فقهای اهل سنت) گفته است نظر من نیز همین است  چون نزدیکی با مرده مثل نزدیکی نکردن است ...و کسی به ان اشتهایی ندارد و نفس انسان از این عمل خود داری میکند پس نیازی به حکم شرع نیست تا از آن منع نماید.

    و اما کسی مالک مادر و یا خواهر رضاعی خود شد و با آنها نزدیکی نمود ؛ از اصحاب ما قاضی گفته است که بر او حد جاری میشود چون فرجی است که در هیچ حالت حلال نمیشود پس با نزدیکی نمودن حد بر او واجب میشود مانند نزدیکی با پسر؛ اما عده ای از اصحاب ما گفته اند که حدی بر او و اجب نمیشود و این قول اصحاب رأی (ابوحنیفه)و شافعی است ....



     8- الأخت من الرضاع !

     

    ( ( مسألة ) ( وان وطئ میتة أو ملك امة أو اخته من الرضاع فوطئها فهل یحد أو یعزر ؟ على وجهین ) إذا وطئ میتة فعلیه الحد فی أحد الوجهین وهو قول الاوزاعی لانه وطئ فی فرج آدمیة أشبه وطئ الحیة ولانه اعظم ذنبا واكثر اثما لانه انضم إلى فاحشته هتك حرمة المیتة ( الثانی ) لا حد علیه وهو قول الحسن ، قال ابو بكر وبهذا اقول لان الوطئ فی المیتة كلا وطئ لانه عوض مستهلك ولانها لا یشتهى مثلها وتعافها النفس فلا حاجة إلى تسرع ( شرع ) الزاجر عنها ، واما إذا ملك أمة ( أمه ) أو أخته من الرضاع فوطئها فذكر القاضی عن أصحابنا ان علیه الحد لانه فرج لا یستباح بحال فوجب الحد بالوطئ فیه كفرج الغلام وقال بعض أصحابنا لا حد فیه وهو قول اصحاب الرأی ، الشافعی لانه وطئ فی فرج مملوك له یملك المعاوضة عنه وأخذ صداقه فلم یجب الحد علیه كالوط فی الجاریة المشتركة .... )

    ( الشرح الكبیر لعبدالرحمن بن قدامه / ج 10 / ص 185 و186 / ط دار إحیاء الكتب العربیة )

    مستند جهاد النکاح کلیک کنید



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :ازدواج با محارم در فقه اهل سنت  ،
  • جهاد نکاح با محارم

    هردم از این بار بری می رسد 
    تازه تر از تازه تری میرسد
    در حماقت و نادانی وهابیان خوش غیرت همین بس که جهاد النکاح را حلال اعلام کردند و به همین هم بسنده نکرده و در فتوایی جدیدتر نکاح جهاد با محارم همچون خواهر و مادر را نیز جایز دانسته اند.

    به گزارش سرویس بین‌ الملل باشگاه خبرنگاران شبکه خبری العالم، "ناصر العمر" شیخ وهابی سعودی در سخنانی که شبکه تلویزیونی وصال نزدیک به تندروهای تکفیری پخش کرد، در اشاره به افراد مسلح و تروریست در سوریه گفت که آنها درصورت نبود زنان نامحرم می‌توانند با محارم خود جهاد نکاح کنند.

    وی همچنین از عملیات مستمر تروریست‌ها و افراد مسلح علیه آنچه آن را ماشین کفر و ظلم نظام‌های سوریه و ایران خواند، ستایش کرد.

    این شیخ وهابی درقبال انتقادهای شدید مطرح شده علیه فتوای موسوم به "جهاد نکاح" گفت: برخی امروز در انتقاد از فتواهای مبلغان که به برادران مجاهد (افراد مسلح) در سوریه شتاب می‌کنند درحالی که از جرم‌ها و قتل زنان و کودکان انتقادی نمی‌کنند.



  • نظرات() 
  • نوع مطلب :فتاوای رسوا  ،
  •  امام رضا (علیه السلام) از پدر گرامی خود و او از پدران بزرگوارش، و آنان هم از امیرالمؤمنان امام علی علیه السلام نقل كرده اند كه  حضرت پیامبرم مکرم (ص) چنین فرمود: یكی از روزهای آخر ماه شعبان و در آستانهٔ رمضان پیامبر خدا، خطاب به ما، خطبهٔ مهمی خواند كه مضمونش آنچنین است: 

    ۱- ای مردم، ماه خدا، همراه بركت و رحمت و آمرزش گناهان به شما روی آورده است. 

    ۲- ماهی است كه از همه ماه¬ها ارزشمندتر و با فضیلت‌تر است. 

    ۳- روزهایش ارزشمندترین روزهاست. 

    ۴- و شبهایش با فضیلت‌ترین شب هاست. 

    ۵- و ساعت هایش از همهٔ ساعت‌ها ارزشمند‌تر و ارجمندتر است. 

    ۶- ماهی است كه شما به میهمانی خدا دعوت شده اید. 

    ۷- و خدا شما را در این ماه گرامی داشته است. 

    ۸- نفس‌های شما در ماه رمضان تسبیح است. 

    ۹- و خوابتان عبادت خداست. 

    ۱۰- و عمل شما مورد قبول درگاه خداست. 

    ۱۱- و دعایتان در این ماه عزیز مستجاب است. 

    ۱۲- با نیت‌های درست و دلهای پاك، خواسته هایتان را از خدا بخواهید. 

    ۱۳- و بخواهید كه شما را در این ماه به گرفتن روزه توفیق دهد. 

    ۱۴- و نیز به تلاوت قرآن موفق سازد. 

    ۱۵- انسان شقی كسی است كه در این ماه مورد بخشش و آمرزش خدا قرار نگیرد. 

    ۱۶- با گرسنگی و تشنگی این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت بفتید. 

    ۱۷- و به فقرا و محرومان صدقه بدهید. 

    ۱۸- در ماه رمضان به بزرگانتان احترام كنید. 

    ۱۹- و به كودكان و افراد كوچك تر، از هیچ محبتی دریغ نورزید. 

    ۲۰- در این ماه بیشتر صلهٔ رحم نمایید. 

    ۲۱- زبان خود را از گفتار ناپسند و زشت نگهدارید. 

    ۲۲- و از آنچه خدا بر شما حلال نكرده است، چشمانتان را ببندید. 

    ۲۳- و آن چه را كه شنیدنش بر شما حلال نیست، گوش ننمایید. 

    ۲۴- و به یتیمان مهر و محبت كنید تا بر یتیمان شما مهرورزند. 

    ۲۵- و از گناهانتان توبه كنید. 

    ۲۶- به هنگام نماز، دو دست خود را به دعا به پیشگاه خدا بلند كنید. 

    ۲۷- چه آن كه آن لحظه‌ها بهترین لحظه هاست. 

    ۲۸- خداوند در آن لحظات با مهر و لطف بر بندگان می‌نگرد. 

    ۲۹- و اگر از او درخواست كنند، جواب می‌دهد. 

    ۳۰- و وقتی او را بخوانند، لبیك می‌گوید. 

    ۳۱- و دعای آنان را اجابت می‌كند. 

    ۳۲- ای مردم! جانتان در گروه اعمال شماست، با طلب مغفرت از خدا، آزادش كنید. 

    ۳۳- و شانه‌های شما از وزر و وبال گناه و زشتی‌های سنگینی می‌كند، با سجده‌های طولانی، آن وزر و وبال را سبك كنید. 

    ۳۴- بدانید كه خداوند به عزت خود قسم یاد كرده است كه نمازگزاران و سجده كننده گان را عذاب نكند. 

    ۳۵- ای مردم! هر كسی از شما روزه دار مؤمنی را افطار دهد، چنان است كه گویا بنده ای را آزاد كرده، و خداوند از لغزش‌های گذشته اش می‌گذرد. 

    ۳۶- یكی عرض كرد! ای رسول خدا، همهٔ ما قدرت افطاردادن و سیركردن شكم افراد را نداریم. 

    ۳۷- پیامبر فرمود: با پاره¬ی خرما، و مقداری آب، آتش را از خود دور كنید. 

    ۳۸- ای مردم! اگر كسی در این ماه اخلاق خودش را نیكو و اصلاح كند، جواز عبور از پل صراط برای او خواهد بود. 

    ۳۹- و آن كسی كه در این ماه بر زیردستان خود آسان گرفته و سخت گیری نكند، خداوند حساب را بر او آسان می‌گیرد. 

    ۴۰- و كسی كه در این ماه مردم از شرش در امان باشند، خداوند در قیامت غضب خود را از او باز می‌دارد. 

    ۴۱- و كسی كه یتیمی را نوازش نماید، در قیامت مورد نوازش خداوند خواهد بود. 

    ۴۲- و كسی كه صله¬ی رحم كند، خداوند رحمتش را در قیامت بر او فرو¬می¬فرستد. 
    ۴۳- و كسی كه قطع رحم كند، خداوند رحمتش را در قیامت از او دور دارد. 

    ۴۴- و كسی كه یك نماز مستحبی به قصد اطاعت و بندگی به جا آورد، خداوند برآت آزادی از آتش جهنم را برای او صادر می‌كند. 

    ۴۵- و كسی كه یك واجب را انجام دهد ثواب هفتاد واجب به او داده می‌شود. 

    ۴۶- و كسی كه در این ماه بر من زیاد درود فرستد، خداوند كفهٔ میزان عمل نیك او را در قیامت سنگین می‌كند. 

    ۴۷- و كسی كه یك آیه در این ماه از قرآن تلاوت كند، پاداش یك ختم قرآن را خواهد داشت. 

    ۴۸- ای مردم، درهای بهشت در این ماه باز است، از خدا درخواست كنید كه ان را بر روی شما نبندد. 

    ۴۹- و درهای جهم بر روی شما بسته است، از خداوند بخواهید كه آن را بر روی شما نگشاید. 

    ۵۰- و شیطان در این ماه درغل و زنجیر است، از خداوند بخواهید كه آن را بر شما مسلط نكند. 

    ۵۱- امیرالمؤمنین گفت: از جا برخاستم و عرض كردم: ای رسول خدا، كدام عمل در این ماه ارزشمند‌تر است؟ 

    فرمود: ای ابالحسن، ارجمندترین عمل در رمضان آن است كه انسان از آن چه خدا حرام كرده است، دوری جوید. 

    آن گاه گریه كرد. عرض كردم: چه چیزی باعث گریهٔ شما شد؟ 

    فرمود: علی جان، گریهٔ من برای این است كه در این ماه در حالی كه به نماز ایستاده ای فرق سرت به دست شقی‌ترین انسان شكافته می‌شود، و محاسن شریف تو خضاب می‌گردد.

    امیرالمؤمنین عرض كرد: ای رسول خدا، آیا دین من سالم است؟ 

    رسول خدا فرمود: آری، در سلامت كامل دینی قرار داری. 

    ۵۲- سپس فرمود: یا علی، قاتل تو، قاتل من است، و كسی كه بر تو غضب كند بر من غضب كرده است. 

    ۵۳- و كسی كه به تو دشنام دهد به من دشنام داده است، تو برای من به منزلهٔ جان من هستی، روح تو از روح من است و طینت تو از طینت من است. 

    ۵۴- خدای تبارك و تعالی، من و تو را آفرید و انتخاب كرد. 

    ۵۵- مرا برای نبوت و پیامبری، و تو را برای امامت امت اسلامی اختیار كرد، و هر كسی امامت تو را انكار كند، در حقیقت منكر نبوت من شده است. 

    منبع: بحار/ ج۹۶/ص۱۵۷ و ۳۵۸؛ عیون أخبار الرضا/ ج۱/ص۲۹۵



  • نظرات() 



  • در این وبلاگ شما میتوانید به افتضاحات و جهالت کسانی پی ببرید که دست از عترت برداشتند ودنبال هوای نفس حرکت کردند و به خانه سست عنکبوت پناه بردند

    هادی عباسی


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :