تبلیغات
چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟ چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟
چرا شیعه ؟ چرا سنی ؟
دفاع از مكتب حقه اهل البیت و رسوایی فرق ضاله
: : : :
درباره ما
در این وبلاگ شما میتوانید به افتضاحات و جهالت کسانی پی ببرید که دست از عترت برداشتند ودنبال هوای نفس حرکت کردند و به خانه سست عنکبوت پناه بردندهادی عباسی
نویسندگان
موضوعات مطالب
نظرسنجی
نظر شما در باره مطالب این وبلاگ





پیوندهای روزانه
صفحات اضافی
آمار و امكانات
آخرین بروزرسانی :
تعداد كل مطالب :
تعداد کل نویسندگان :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازید از وبلاگ :
اضافه كردن به علاقمندی ها
خانگی سازی
ذخیره صفحه
تبلیغات
آهای شیعه ها اینقد بی غیرت شدید؟؟؟؟؟؟؟؟

وقتی اسم امام نقی رو تو گوگل سرچ میکنیم عکسای خیلی خیلی نامناسبی میاد

اگه واقعا شیعه هستیم سریع پوسترهای امام رو با اسم امام به انگلیسی و فارسی

تو برچسب هامون بزنیم

امام نقی ,امام نقی(ع) , نقی , naghi , emam naghi

یا همین مطلب زیر رو کپی و در وب خودتون پیست کنید....

دست نوشته ای از هادی عباسی در روز شنبه 23 فروردین 1393 | یادگاری های شما ()

غضب و خشم فاطمه از ابوبكر

قال البخاری: «فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّیَتْ».  صحیح البخارى: 4/42، ح 3093، كتاب فرض الخمس، ب 1 ـ باب فَرْضِ الْخُمُسِ

فی روایة أخرى: «فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ عَلَى أَبِی بَكْرٍ فِی ذَلِكَ - قَالَ - فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّیَتْ». صحیح البخارى: 5/82، ح 4240) كتاب المغازى، باب غَزْوَةُ خَیْبَرَ.

جلوگیری از عیادت عائشه

قال ابن عبد البر: فقالت فاطمة لأسماء بنت عمیس:... فإذا أنا مِّتُ فاغسلینی أنت وعلی ولا تدخلی علیّ أحدا فلمّا توفّیت جاءت عائشة تدخل، فقالت أسماء: لا تدخلی، فشكت إلى أبی بكر، فقالت: إنّ هذه الخثعمیة تحول بیننا وبین بنت رسول الله صلى الله علیه وسلم، وقد جعلت لها مثل هودج العروس.

فجاء أبو بكر فوقف على الباب فقال: یا أسماء، ما حملك على أن منعت أزواج النبی صلى الله علیه وسلم أن یدخلن على بنت رسول الله صلى الله علیه وسلم؟ وجعلت لها مثل هودج العروس!

فقالت: أمَرَتْنِی ألا یدخلَ علیها أحدٌ ... قال أبو بكر: فاصنعی ما أمرتكِ  ثم انصرف، فغسّلها علی وأسماء. الاستیعاب، ج 4، ص 1897 - 1898، أسد الغابة، ج 5، ص 524، السنن الكبرى، للبیهقی ج 4، ص 34 ، كنز العمال، ج 13، ص 687.

ممانعت از نماز ابوبكر بر جنازه حضرت زهرا (س)

روى البخاری عن عائشة: أَنَّ فَاطِمَةَ عَلَیْهَا السَّلاَمُ  بِنْتَ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم ... وَعَاشَتْ بَعْدَ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم سِتَّةَ أَشْهُرٍ، فَلَمَّا تُوُفِّیَتْ، دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلاً، وَلَمْ یُؤذِنْ بِهَا أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى عَلَیْهَا، وَكَانَ لِعَلِیٍّ مِنَ النَّاسِ وَجْهٌ حَیَاةَ فَاطِمَةَ، فَلَمَّا تُوُفِّیَتِ اسْتَنْكَرَ عَلِیٌّ وُجُوهَ النَّاسِ. صحیح بخارى، ج 5، ص 82، ح 4240، كتاب المغازى،  باب غَزْوَةُ خَیْبَرَ، صحیح مسلم، ج 5، ص 154، ح 4470، كتاب الجهاد والسیر (المغازى )، باب قَوْلِ النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم «لاَ نُؤرَثُ مَا تَرَكْنَا فَهُوَ صَدَقَةٌ».

برخورد تند فاطمه (س) با ابوبكر وعمر نفرین حضرت بر ابوبكر

قال ابن قتیبة الدینوری: فقال عمر لأبی بكر، رضی اللّه عنهما: انطلق بنا إلى فاطمة، فإنا قد أغضبناها، فانطلقا جمیعا، فاستأذنا على فاطمة، فلم تأذن لهما، فأتیا علیّا فكلّماه، فأدخلهما علیها، فلما قعدا عندها، حوّلت وجهها إلى الحائط، فسلّما علیها، فلم تردّ علیهما السلام، فتكلّم أبو بكر فقال: یا حبیبة رسول اللّه ! واللّه إن قرابة رسول اللّه أحب إلی من قرابتی، وإنك لاحب إلی من عائشة ابنتی، ولوددت یوم مات أبوك أنّی متُّ، ولا أبقى بعده، أفترانی أعرفك واعرف فضلك وشرفك وأمنعك حقّك ومیراثك من رسول اللّه، إلاّ أنّی سمعت أباك رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم یقول: - لا نورث، ما تركنا فهو صدقة -، فقال: أرأیتكما إن حدّثتكما حدیثا عن رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم تعرفانه وتفعلان به ؟ قالا: نعم.

فقالت: نشدتكما اللّه ألم تسمعا رسول اللّه یقول: رضا فاطمة من رضای، وسخط فاطمة من سخطی، فمن أحبّ فاطمة ابنتی فقد أحبّنی، ومن أرضى فاطمة فقد أرضانی، ومن أسخط فاطمة فقد أسخطنی ؟ قالا: نعم، سمعناه من رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم، قالت: فإنّی أُشهد اللّه وملائكته أنّكما أسخطتمانی وما أرضیتمانی، ولئن لقیت النبی لأشكونّكما إلیه.

فقال أبو بكر: أنا عائذ باللّه تعالى من سخطه وسخطك یا فاطمة، ثمّ انتحب أبو بكر یبكی، حتى كادت نفسه أن تزهق. وهی تقول: واللّه لأدعونّ اللّه علیك فی كلّ صلاة أصلّیها. الإمامة والسیاسة، تحقیق الشیری ج 1، ص 31.


مربوط به دسته : اهل البیت علیهم السلام , فاطمیه , شبهات ,            ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از هادی عباسی در روز چهارشنبه 13 فروردین 1393 | یادگاری های شما ()
سلام دوستان عزیز
برگزاری نشست علمی
بررسی جریان شناسی افراط گرائی در اسلام و مسیحیت
زمان: سه شنبه هفتم اسفند ماه 1392 از ساعت 10 الی نماز ظهر
مکان: مشهد مقدس، خ امام خمینی (ایستگاه سراب) امام خمینی 14، نماز خانه جامعة المصطفی العالمیة
استاد کارشناس: محمد کاشانی، مدیر انجمن گفتگوی اسلام و مسیحیت.

دست نوشته ای از هادی عباسی در روز سه شنبه 29 بهمن 1392 | یادگاری های شما ()

توقیع راهگشای امام زمان در عصر غیبت

مقدمه

این که در زمان غیبت مردم نیازمند کسی هستند که به او اطمینان داشته باشند و او امورشان را رتق و فتق کند از مسلمات زندگی اجتماعی است؛ رجوع در مسائل فقهی و اخلاقی به علماء در زمان معصومین مطابق سیره متدینان و مورد تایید حضرات معصومین بوده است، امثال یونس بن عبدالرحمن و زراره و هشام مرجع پاسخگویی به احکام شرعی بودند و خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در دو توقیعی که به متکلم و فقیه برجسته اوائل دوران غیبت کبری مرحوم شیخ مفید داده اند از مدیریت فقهی و اعتقادی جامعه از او تقدیر کرده اند و از او بعنوان برادری استوار یاد کرده اند.[1]

 

کلید واژه ها

توقیع، امام زمان(عج)، ولی فقیه، شیخ مفید.

توقیع چیست؟

«توقیع» در لغت به معنای نشانه گذاشتن، امضاء كردن حاكم بر نامه و فرمان، جواب مختصر كه كاتب در نوشته به پرسش‌ها می‌دهد، دستخط فرمانروا و نوشتن عبارتی در ذیل مراسله آمده است1[2]و در اصطلاح علم حدیث به معنای پاسخ پرسش‌ها، یا اطلاعیه‌هایی است كه به صورت كتبی از طرف امام برای آگاهی شیعیان فرستاده شده است. چنانكه توقیعاتی از حضرت امام علی‌النقی و امام حسن عسكری(ع) نقل شده است2[3]. امّا معمولاً توقیع به نامه‌های حضرت حجة‌بن‌الحسن امام زمان(ع) گفته می‌شود كه توسط چهار تن نایبان خاصّ ایشان در زمان غیبت صغرا به دست شیعیان می‌رسیده است[4].

 

تعداد توقیعات رسیده از امام زمان(عج)

در کل بیش از هفتاد توقیع از ناحیه مقدسه صادر شده است[5] توقیعات گاه در جواب سوال و یا درخواست جواب بوده است و گاه نیز بصورت مستقل از ناحیه مقدسه صادر شده است، مانند دو توقیعی که برای شیخ مفید فرستاده شد.

 

نوع شناسی توقیعات امام زمان

1-    توقیع در پاسخ به سوالات شخصی(درخواست دعا برای فرزند دار شدن، مجموعه سوالات که یک نفر جمع اوری کرده و فرستاده بود)

2-    توقیع در پاسخ مشکل جمعی(حل نزاع و اختلاف)

3-    توقیع در برخی توثیق افراد

4-    توقیع در تکذیب برخی افراد؛ مانند غلات، رد جعفر کذاب

5-    توقیع در تعیین نواب.

 

 

راهگشا ترین توقیع در عصر حاضر

تمام توقیعات حضرت ولی عصر ارواحنا فداه به نوبه خود و در جایگاه خود از اهمیت برخوردارند ولی از آنجایی که برخی از آنها در پاسخ به سوالات شخصی و یا درخواست دعا و ... بوده است، ظاهرا کاربرد مقطعی داشته است؛ اما در میان تمام توقیعات چند توقیع هست که اهمیت اعتقادی و کاربردی برای پیروان اهل البیت(ع) داشته و از عصر صدور تا امروز و تا ظهور آن خورشید عالمتاب راهگشای شیعیان در امور مادی و معنوی خواهد بود.

نکته مهمتری که در توقیع مبارک ولی عصر ارواحنا فداه به اسحاق بن یعقوب  پس از پاسخ به سوالات فقهی و و حتی برخی شبهات اعتقادی مطرح شده است، از جمله و اما الحوادث الواقعة ... مشخص میشود که حوادث مربوط به جریانات اجتماعی میشود زیرا به سوالات فقهی حادثه گفته نمیشود بلکه مسائل اطلاق میگردد.

این توقیع مبارک نشانگر چندین نکته است

نکته اول

لزوم هوشیاری در برابر جریانات انحرافی که بواسطه هواهای نفسانی شکل گرفته و حتی عده ای ظاهرا متدین و بزرگ و منتسب به بزرگان منحرف گشته و بدان دعوت میکنند.

نکته دوم

لزوم رجوع به رواة حدیث در مسائل اجتماعی و حوادث روزگار.

 

رواة حدیث چه کسانی هستند

براساس روایات رسیده از خود معصومین و تنها نقل روایت ارزش ندارد بلکه فهم و درایت حدیث است که با ارزش است. [6]

حال كه مراد واقعی از رواة حدیث مشخص شد جمله الحوادث الواقعه نشان میدهد که باید به عالمی مراجعه کرد که در حوادث زمان درایت و تدبیر داشته باشد و بتواند جامعه را مدیریت کند.

که امروزه با اصل ولایت فقیه این امر در جامعه اسلامی محقق شده است.

متن توقیع

الإحتجاج    ج‏2    469     احتجاج الحجة القائم المنتظر المهدی صاحب الزمان صلوات الله علیه و على آبائه الطاهرین ..... ص : 461

مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ الْكُلَیْنِیُّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ‏: سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنْ یُوصِلَ لِی كِتَاباً قَدْ سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْكَلَتْ عَلَیَّ فَوَرَدَ التَّوْقِیعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ‏ الزَّمَانِ ع- أَمَّا مَا سَأَلْتَ عَنْهُ أَرْشَدَكَ اللَّهُ وَ ثَبَّتَكَ وَ وَقَاكَ مِنْ أَمْرِ الْمُنْكِرِینَ لِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِنَا وَ بَنِی عَمِّنَا فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ أَحَدٍ قَرَابَةٌ وَ مَنْ أَنْكَرَنِی فَلَیْسَ مِنِّی وَ سَبِیلُهُ سَبِیلُ ابْنِ نُوحٍ وَ أَمَّا سَبِیلُ ابْنِ عَمِّی جَعْفَرٍ وَ وُلْدِهِ فَسَبِیلُ إِخْوَةِ یُوسُفَ ع وَ أَمَّا الْفُقَّاعُ فَشُرْبُهُ حَرَامٌ وَ لَا بَأْسَ بِالشَّلْمَابِ وَ أَمَّا أَمْوَالُكُمْ فَلَا نَقْبَلُهَا إِلَّا لِتُطَهَّرُوا فَمَنْ شَاءَ فَلْیَصِلْ وَ مَنْ شَاءَ فَلْیَقْطَعْ وَ مَا آتَانَا اللَّهُ خَیْرٌ مِمَّا آتاكُمْ‏ وَ أَمَّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللَّهِ وَ كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ- وَ أَمَّا قَوْلُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ الْحُسَیْنَ لَمْ یُقْتَلْ فَكُفْرٌ وَ تَكْذِیبٌ وَ ضَلَالٌ وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ الْعَمْرِیُّ فَرَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ عَنْ أَبِیهِ مِنْ قَبْلُ فَإِنَّهُ ثِقَتِی وَ كِتَابُهُ كِتَابِی وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ الْأَهْوَازِیُّ فَسَیُصْلِحُ اللَّهُ قَلْبَهُ وَ یُزِیلُ عَنْهُ شَكَّهُ وَ أَمَّا مَا وَصَلَنَا بِهِ فَلَا قَبُولَ عِنْدَنَا إِلَّا لِمَا طَابَ وَ طَهُرَ وَ ثَمَنُ الْمُغَنِّیَةِ حَرَامٌ وَ أَمَّا مُحَمَّدُ بْنُ شَاذَانَ بْنِ نُعَیْمٍ فَإِنَّهُ رَجُلٌ مِنْ شِیعَتِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ أَمَّا أَبُو الْخَطَّابِ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی زَیْنَبَ الْأَجْدَعُ مَلْعُونٌ وَ أَصْحَابُهُ مَلْعُونُونَ فَلَا تُجَالِسْ أَهْلَ مَقَالَتِهِمْ فَإِنِّی مِنْهُمْ بَرِی‏ءٌ وَ آبَائِی ع مِنْهُمْ بِرَاءٌ-وَ أَمَّا الْمُتَلَبِّسُونَ بِأَمْوَالِنَا- فَمَنِ اسْتَحَلَّ مِنْهَا شَیْئاً فَأَكَلَهُ فَإِنَّمَا یَأْكُلُ النِّیرَانَ وَ أَمَّا الْخُمُسُ فَقَدْ أُبِیحَ لِشِیعَتِنَا وَ جُعِلُوا مِنْهُ فِی حِلٍّ إِلَى وَقْتِ ظُهُورِ أَمْرِنَا لِتَطِیبَ وِلَادَتُهُمْ وَ لَا تَخْبُثَ وَ أَمَّا نَدَامَةُ قَوْمٍ شَكُّوا فِی دِینِ اللَّهِ عَلَى مَا وَصَلُونَا بِهِ فَقَدْ أَقَلْنَا مَنِ اسْتَقَالَ فَلَا حَاجَةَ إِلَى صِلَةِ الشَّاكِّینَ وَ أَمَّا عِلَّةُ مَا وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَةِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ‏ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ‏ إِنَّهُ لَمْ یَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِی إِلَّا وَ قَدْ وَقَعَتْ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّی أَخْرُجُ حِینَ أَخْرُجُ وَ لَا بَیْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِیتِ فِی عُنُقِی وَ أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِی فِی غَیْبَتِی فَكَالانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَیَّبَهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ وَ إِنِّی لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ فَأَغْلِقُوا أَبْوَابَ السُّؤَالِ عَمَّا لَا یَعْنِیكُمْ وَ لَا تَتَكَلَّفُوا عِلْمَ مَا قَدْ كُفِیتُمْ وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُمْ وَ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا إِسْحَاقَ بْنَ یَعْقُوبَ وَ عَلى‏ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى‏

ترجمه

اسحاق‌بن یعقوب مى‏گوید: «از محمد بن عثمان - رضى الله عنه - خواهش كردم نامه مرا كه مشتمل بر پاره‏اى از مسائل مشكلى كه برایم پیش آمده بود، به ناحیه مقدسه تقدیم دارد. (او هم پذیرفت) و جواب آن به خط مولایم امام زمان(عج) بدین قرار صادر شد:

«خداوند تو را هدایت كند و بر اعتقاد حق ثابت و پایدار بدارد. این كه سؤال كرده‌اى بعضى از افراد خاندان ما و عمو زادگان ما منكر وجود من هستند. بدان كه بین خداوند و هیچ كس قرابت و خویشى نیست و هر كس منكر وجود من باشد از من نیست؛ و راهى كه او مى‏رود راه پسر نوح است. و راهى كه عمویم جعفر (كذاب) و اولاد او نسبت به من پیش گرفته‏اند، راه برادران یوسف است .

اما فقاع (آبجو) نوشیدنش حرام است، ولى نوشیدن شلماب(14) مانعى ندارد.

اما اموالى كه شما (به عنوان هدیه) به ما مى‏رسانید، ما آن را براى پاك شدن شما از گناهان قبول مى‏كنیم، بنابراین، هر كس مىخواهد به ما برساند، و هر كس نمى‏خواهد قطع كند؛ آنچه خدا به ما داده است، از آنچه شما مى‏دهید بهتر است .

و اما وقت ظهور من وابسته به اراده خداوند متعال است. كسانى كه وقت آن را تعیین مى‏كنند، دروغگو هستند.

و اما حوادثى كه براى شما پدید مى‏آید (و حكم آن را نمى‏دانید) پس رجوع كنید به راویان حدیث ما؛ (15) زیرا آنها حجت من بر شما هستند، و من هم حجت خدا بر آنها هستم.

و اما محمدبن عثمان عمرى كه خداوند از وى و از پدرش خشنود باشد، مورد وثوق من و نوشته او نوشته من است .

و اما محمدبن على بن مهزیار اهوازى، به زودى خداوند دل او را اصلاح مى‏كند و شك و تردیدش را از وى بر طرف مى‏سازد.

و اما مالى را كه براى ما فرستاده‏اى، پذیرفته نمى‏شود، مگر این كه از حرام پاك و پاكیزه گردد و پول زن آواز خوان هم ، حرام است .

و اما محمدبن شاذان بن نعیم ،(16) او مردى از دوستان ما اهل بیت است.

و اما ابوالخطاب محمدبن ابى زینب اجدع (17)، او و پیروانش ملعون هستند، تو با آنها كه عقیده اینان را دارند، رفت و آمد نكن؛ زیرا من از آنها بیزارم، و پدران من هم از آنها بیزار بودند. و اما كسانى كه اموال ما را نزد خود نگاه مى‏دارند، اگر چیزى از آن را براى خود حلال بدانند و بخورند، مثل این است كه آتش خورده‏اند.

و اما خمس (18) براى شیعیان ما مباح و براى آنها تا ظهور ما حلال گشته است، تا به واسطه آن ولادتشان پاك باشد، و پلید و آلوده نگردند.

و اما مردمى كه از فرستادن آن اموال به نزد ما پشیمان شده‏اند، در دین خدا شك و تردید نمودند، اگر اموالى كه به ما داده‏اند، بخواهند به آنها پس مى‏دهیم، ما نیاز به بخشش كسانى كه درباره وجود ما تردید دارند، نداریم.

و اما علت غیبتى كه به وقوع پیوسته است، خداوند مى‏گوید: «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید سؤال نكنید از چیزهایى كه اگر براى شما آشكار گردد، شما را آزرده كند.» هر یك از پدران من در زمان خود بیعت سلطان طاغوت زمان خود را به گردن گرفتند، ولى من زمانى قیام مىكنم كه بیعت هیچ یك از طاغوت‌ها را به گردن ندارم.

و اما چگونگى انتفاعى كه مردم در غیبت من از من مى‏برند، همچون انتفاع از خورشید است هنگامى كه در پشت ابرها پنهان شود. من امان مردم روى زمین هستم، همان طور كه ستارگان امان اهل آسمان‌ها مى‏باشند. بنابراین، سؤال‌هایى كه برای شما سودى ندارد، پرسش نكنید و خود را به خاطر چیزى كه نیازى به آن ندارید، به مشقت نیندازید. براى تعجیل در فرج و ظهور من زیاد دعا كنید كه رهایى شما از قید و بندها در دعا است . سلام بر تو اى اسحاق بن یعقوب و سلام بر كسانى كه راه هدایت را پیش گرفته‏اند.»(19)

 

پی‌نوشت‌ها:

14- شلماب: نوعى نوشیدنى است كه از «شیلم» یعنى دانه‏اى شبیه جو، درست مى‏شود و در انسان یك نوع بیهوشى و خواب آلودگى ایجاد مى‏كند. (كمال الدین، ج 2، ص 484، به نقل از استاد شعرانى).

15- والمراد برواة الحدیث، الفقهاء الذین یفقهون الحدیث و یعلمون خاصه و عامه و محكمه و متشابهه، و یعرفون صحیحه من سقیمه، و حسنه من مختلفه، والذین لهم قوة التفكیك بین الصریح منه و الدخیل و تمییز الاصیل من المزیف المتقول. لا الذین یقرؤون الكتب المعروفة و یحفظون ظاهراً من الفاظه ولا یفهمون معناه و لیس لهم منة الاستنباط و ان زعموا انهم حملة الحدیث. (كمال الدین، ج 2، ص 484، على اكبر الغفارى).

16- از اصحاب امام حسن عسكرى(ع) بوده و بعد از وفات ایشان از وكلاى حضرت مهدى(عج) از منطقه نیشابور به شمار مى‏رفت. (ر.ك كمال الدین، ج 2، ص .442 ح 16) به او شاذانى و نیشابورى نیز مى‏گویند.

17- كشى و ابن الغضائرى او را اجذع ثبت كرده‏اند. او یكى از اصحاب امام صادق(ع) بود و بعد از مدتى منحرف شد و براى خود مذهبى تأسیس نمود و امام صادق(ع) او را چند بار لعنت نموده است. (معجم رجال الحدیث، ج 14، ص 244).

18- مقصود از خمس، غنایم جنگى است كه از جمله اماء سبیات بوده و در بازار به فروش مى‏رفته، خرید اینها تجویز شده با آنكه خمس آن داده نشده است. این مطلب را فقهاء مفصلاً در باب خمس آورده‏اند و قرائن و شواهد بسیارى بر آن ارائه داده‏اند كه شامل خمس ارباح مكاسب نمى‏شود. (حضرت آیة الله معرفت).

19- این توقیع با استفاده از كتاب «مهدى موعود» ترجمه شده است .



[1] - الإحتجاج    ج‏2    497     ذكر طرف مما خرج أیضا عن صاحب الزمان ع من المسائل الفقهیة و غیرها فی التوقیعات على أیدی الأبواب الأربعة و غیرهم

[2] - ر.ك به: منتهی‌الارب فی لغة العرب، لغت‌نامة دهخدا، لسان العرب.

[3] - مانند این توقیع كه شیخ صدوق از امام عسكری(ع) نقل كرده: «پنداری است باطل كه مخالفان می‌خواهند با كشتن ما این نسل پاك را منقطع گردانند كه خدای عزّ و جلّ گفتارشان را تكذیب كرده است، و سپاس خدای را بر این نعمت» (كمال‌الدین، ص 407؛ نیز نگاه كنید به: سفینة البحار، ج 2، ص 676.

[4] - ر.ك: الذریعه، ج 8، ص 237.

[5] - رضوانی، علی اصغر، موعود شناسی و پاسخ به شبهات، چاپ چهارم، انتشارات مسجد مقدس جمکران

[6]- بحار الأنوار    ج‏2    208     باب 26 أن حدیثهم ع صعب مستصعب و أن كلامهم ذو وجوه كثیرة و فضل التدبر فی أخبارهم ع و التسلیم لهم و النهی عن رد أخبارهم ..... ص : 182 101 نی، الغیبة للنعمانی مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ جُمْهُورٍ مَعاً عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ خَبَرٌ تَدْرِیهِ‏ خَیْرٌ مِنْ عَشَرَةٍ «1» تَرْوِیهِ إِنَّ لِكُلِّ حَقِیقَةٍ حَقّاً وَ لِكُلِّ صَوَابٍ نُوراً ثُمَّ قَالَ إِنَّا وَ اللَّهِ لَا نَعُدُّ الرَّجُلَ مِنْ شِیعَتِنَا فَقِیهاً حَتَّى یُلْحَنَ لَهُ فَیَعْرِفَ اللَّحْن‏

 


مربوط به دسته : تحقیقات شخصی , مهدویت ,            ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از هادی عباسی در روز دوشنبه 23 دی 1392 | یادگاری های شما ()

بسم الله الرحمن الرحیم

(فونت این نوشتار b lotus می باشد)

شیعه و نمازهای سنت (آیا شیعیان نمازهای سنت را قبول ندارند؟)

یکی از اتهاماتی که مخالفین شیعه به شیعیان وارد می‌کنند این است که شیعه نماز سنت را قبول ندارد و آنرا نمی‌خواند. در حالی که پیامبر فرموده‌اند: من ترک سنتی فلیس منی...

در پاسخ این اتهام باید گفت که

1-       پیروان اهل بیت براساس تإسی و متابعت از ثقلین معتقدند که انسان در روابط دینی و اجتماعی خود ممکن است با یکی از پنج حالت رو به رو شود.

 

رابطه انسان با امور دینی:

1-       رابطه    وجوب

2-       رابطه   حرمت

3-       رابطه استحباب

4-       رابطه کراهت

5-       رابطه   اباحه

که هر کدام تعریف خاصی دارند:

واجب عملی است که انجام آن موجب رضایت و خشنودی خداوند و پاداش اخروی می‌شود و ترک آن موجب غضب خداوند و عقاب اخروی می‌گردد.

حرام: عملی است که ترک آن مورد رضایت خداوند و انجام آن موجب سخط الهی است.

مستحب: انجام آن موجب رضایت خداوند و پاداش اخروی است ولی ترک آن موجب عقاب نیست.

مکروه: ترک آن موجب رضایت خداوند و انجام آن موجب عقاب نیست.

مباح: ترک و انجام آن یکسان است.

شیعیان تمام اعمال را در قالب این پنج حکم می‌دانند.

2-       از دیدگاه شیعه دستورات رسول خدا با دستورات خداوند هیچ تفاوتی ندارد زیرا قرآن می‌فرماید:

وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ (حشر7)
(آنچه را که فرستاده ما به شما داد بگیرید و آنچه را که نهی نمود ترک کنید.)

و نیز خداوند گفته‌های پیامبر را وحی معرفی نموده است،

وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى (النجم آیات 3و4)

پیامبر ما از هوی نفس و بیهوده سخن نمی‌گوید، هر آنچه را که بر زبان جای می‌کند وحی الهی است و یا در جایی خداوند اطاعت از رسول خود را همپایه اطاعت از خداوند قرار داده است، اطیعوالله و اطیعوالرسول.(نساء59) از خدا و رسولش اطاعت کنید.

پس از نظر شیعه تفاوت گذاشتن میان دستورات خدا و رسول امری ناپسند است،  و از نظر قرآن مردود است.

3- همانگونه که در قران کریم دستوراتی وجود داردکه دلالت بر استحباب دارد؛ مانند انفاق فراتر از واجب ، صدقه دادن ،اطعام فقراء  در حال اعسار و سختی، نماز شب برای غیر پیامبر(ص)[1] دستورات پیامبر گرامی اسلام نیز به دودسته وجوب و حرمت تقسیم میشود.

الف: دستوراتی که بصورت مولوی و امر وجوبی صادر شده است ، که ترک آن حرام و موجب عقاب میشود مانند ختنه کردن فرزندان، اجراء صیغه عقد، کیفیت و تعداد رکعات نماز های یومیه، و.....

ب: دستوراتی که بصورت استحبابی صادر شده است؛ مانند: نماز شب، نماز های استجبابی ماه مبارک رمضان، نوافل یومیه[2]، تعیین مهر المثل در مهر زنان، زیارت قبور، اذان و اقامه و....

4- نمازهای نافله یومیه که اهل سنت از آن به عنوان سنت یاد میکنند داخل در حکم مستحب است و و انجام آن واجب نمی باشد و چنانچه در تعریف عمل مستحبی گذشت انجام آن ثواب دارد و ترک آن عقاب ندارد.

حکم تارک سنت درمنابع اهل سنت

برادران اهل سنت بهتر است قبل از متهم نمودن دیگر مسلمانان به منابع روایی خویش مراجعه نمایند و بدون هیچ گونه تعصب و حب و بغض قضاوت نمایند.

در صحیح بخاری و دیگر منابع روایی اهل سنت در باب های مختلفی نقل شده است که مردی از اهل نجد خدمت رسول خدا (ص) رسید و از احکام اسلام پرسید؛ پیامبر(ص) فرمود: نماز های پنجگانه ، پرسید آیا غیر از این نمازها نماز دیگری برمن هست؟ فرمودند: مگر اینکه مستحب انجام دهی!
عرض کرد دیگر: فرمود روزه ماه مبارک رمضان ؛ عرض کرد
ٱیا غیر از  روزه واجب دیگر روزه‌ای بر من است؟ فرمود: مگر اینکه مستحبی انجام دهی! ....پیامبر (ص) از زکاة و بعضی دیگر واجبات برایش فرمودند و او در هر بار سوالش را در باره اضافه بر واجب تکرار نمود و پیامبر هم می فر مودند مگر اینکه مستحبی انجام دهی!.

مرد نجدی صورت برگرداند در حالیکه میگفت ؛ بخدایی که تورا به پیامبری مبعوث گرداند، سوگند! که هرگز بر آنچه که واجب بر من شده، اضافه نخواهم کرد و از واجبات چیزی کم نمی کنم.
پیامبر(ص) فرمود: این مرد رستگار شد و یا فرمود این مرد داخل در بهشت است.

حدثنا قتیبة ... طلحة ابن عبید الله ان اعرابیا جاء إلى رسول الله صلى الله علیه وسلم ثائر الرأس فقال یا رسول الله أخبرنی ما إذا فرض الله علی من الصلاة فقال الصلوات الخمس الا ان تطوع شیئا فقال أخبرنی بما فرض الله علی من الصیام قال شهر رمضان الا ان تطوع شیئا قال أخبرنی بما فرض الله علی من الزكاة قال فأخبره رسول الله صلى الله علیه وسلم شرائع الاسلام قال والذی أكرمك لا أتطوع شیئا ولا انقص مما فرض الله علی شیئا فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم أفلح ان صدق أو دخل الجنة ان صدق[3]

این روایت دراکثر کتابهای روایی بویژه صحاح ششگانه که معتبرترین منابع پس از قران نزد اهل سنت است نقل شده است.

چنانچه در این روایت به وضوح مشخص میشود، پیامبر اکرم(ص) نماز های نافله(سنت) را در شمار مستحبات قرار داده است و اگر این نماز ها حکمی غیر از استحباب داشت، پیامبر گرامی اسلام(ص)نباید وعده بهشتی بودن وی را میداد، در حالیکه مرد نجدی قسم یاد کرد که آن هارا ترک کند.

بر مطالب فوق این نکته را باید اضافه نمود که میان تارک سنت و منکر سنت تفاوت است، چنانچه از روایات مرد نجدی مشخص شد، شخص میتواند با ترک سنت اهل بهشت باشد، اما منکر سنت ؛ حکمش تفاوت دارد و حتی اگر ش به انکاربه انکار نبوت کشانده شود حتی میتوان گفت چنین شخصی مرتد است.

قابل یاد آوری است که اشکال کنندگان به شیعه از یک نکته غافل شده اند و  آن اینکه شیعه در شبانه روز پنجاه و یک رکعت نماز واجب و مستحبی دارد.

هفده رکعت واجبات یومیه و سی و چهار رکعت نماز های نافله که به ترتیب رکعات هر نماز ذکر میشود.

نماز صبح              2  رکعت

نماز ظهر               8  رکعت

نماز عصر              8  رکعت

نماز مغرب            4  رکعت

نماز عشاء             2  رکعت (نشسته در حکم یک رکعت ایستاده)

نماز شب              11  رکعت(نافله شب8 رکعت نماز شفع 2 رکعت نماز وتر 1 رکعت)

چند سوال:

آنان که تارک سنت را کافر بحساب میاورند فکر کنند و  وجدانشان را قاضی قرار دهند.

 

1-  وقتی نماز اهل سنت قضاء می‌شود، نمازهای سنت را قضاء نمی‌کنند (اکثریت قریب به‌اتفاق چنین‌اند) حکم این ترک سنت چیست؟

2- اگر کسی به مسجد برسد در حالیکه نماز جماعت برپا شده است و فرصتی برای خواندن نماز های سنت نیست؛ حکم این تارک سنت چیست؟

3- مسافرین معمولاً در سفرها نمازهای سنت را ترک می‌کنند. آیا از دین خارج می‌شوند؟

4- اهل سنت معتقد به عدالت جمیع صحابه اند.اگر بپذیرند که تارک سنت در حکم منکر سنت است باید ان صحابی نجدی را ـکه سوگند به ترک سنت ها یاد کردـ از دین خارج بدانند. و این برخلاف اصل عدالت صحابه و در حکم تکذیب رسول خدا (ص) است زیرا پیامبر با اینکه او سوگند یاد کرد که سنت‌ها را ترک کند او را اهل بهشت معرفی نمود. (یک عده‌ کاسه‌ی از آش داغتر، حکم تکفیر صادر میکنند.فاعتبروا یا اولی الابصار).

آخرین نکته و مهمتر از همه:

ما شیعیان افتخار پیروی از رسول خدا (ص) را بواسطه اهل بیت عصمت و طهارت داریم و فقه ما از اهل البیت، بویژه از امام صادق علیهم السلام است که امامان مذاهب چهارگانه اهل سنت مفتخر به شاگردی ایشان می‌باشند. و گفتار و رفتار ما بر اساس سیره ائمه معصومین علیهم السلام می باشد، آنچه را که آنان واجب بدانند واجب است و آنچه را که مستحب بدانند مستحب است و تخلف از دستورات آنان را بر خود حرام میدانیم.

 

 



[1] بطور کلی در قران هر عملی نیکی دو مرحله دارد یکی مرحله وجوب و دیگری مرحله نفل و یا استحباب آن که مثالهایش گذشت.

[2] که در میان اهل سنت به نماز های سنت معروف شده است.

[3] صحیح البخاری - البخاری - ج 8 - ص 60(کتاب الصوم باب وجوب الصوم حدیث1891)


مربوط به دسته : تحقیقات شخصی , شبهات ,            ارسال به 100 درجه کلوب دات کام ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
دست نوشته ای از هادی عباسی در روز سه شنبه 12 آذر 1392 | یادگاری های شما ()
صفحات این بخش
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | ... | « 50
عناوین آخرین مطالب ارسالی